نوع مقاله : علمی

نویسندگان

1 پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی (پژوهشکده مطالعات اجتماعی)

2 دانشجوی دکترای دانشگاه آزاد- تهران مرکز

10.22034/jsi.2021.521389.1406

چکیده

این پژوهش به خوانشِ اندیشۀ "سید فخرالدین شادمان" از تجدد در چارچوب نظریۀ تحلیل گفتمان لاکلاو و موفه می پردازد، اینکه چه رویکردِ سلبی یا ایجابی نسبت به تجدد، و خاستگاه آن غرب، در گفتمان وی شکل‌بندی شده است و چه نظامی از معانی و مفاهیم را در مواجهه با تجدد و شکاف‌های هویتی ناشی از آن برساخته است. شادمان در دوره‌ای از رواجِ گفتمان‌های بومی می‌زیست که از اصلی‌ترین دل‌مشغولی‌های اهل اندیشه این بوده‌ که چگونه می‌توان تجدد و ملزومات ورود به جهان مدرن را با فرهنگ ایران انطباق داد ؟ او پرسش و پاسخِ خود از چگونگیِ این مواجهه و جذب یا طردِ ملزومات و وقته‌های تمدن غرب را در کتابِ تسخیر تمدن فرنگی در دهۀ بیست شمسی صورت‌بندی می‌کند، و با باور به تجددی هدایت شده و برنامه‌ریزی شده در زنجیرۀ گفتمان‌های بومی‌گرا معتقد است جانمایه تجدد و پیشرفت غرب فقط در علم آن محدود می شود.

کلیدواژه‌ها