رژیم سیاستگذاری اجتماعی شهری و طرد اجتماعی؛ روایت زدودن بدن و فقر از شهر
دوره 23، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 3-25
https://doi.org/10.22034/jsi.2023.563373.1622
جمال رشیدی
چکیده جریان اصلی جامعهشناسی، صورتبندی انتقادی از مساله طردشدگان شهری ندارد؛ نگاهی آسیبشناختی به فقرای شهری و نظرگاهی هنجاری و پزشکی به «بدن» اتخاذ میکند. خوانش انتقادی اما، با تمرکز بر سیاستگذاریهای اجتماعی شهریِ موجد طرد گروههای اجتماعی، صورتبندی جدیدی از مساله شهری و طردشدگان از شهر را امکانپذیر میکند که همزمان، خشم اخلاقی فروخفتهی طردشدگان، رسمیت مییابد و مکانیسمهای برسازندهی معیارِ «بدن غیرمعلول» را هویدا میسازد و اینکه چگونه «بدن»های غیرهمخوان با این هنجار و توامان فقرای شهری نیز، از دستورکار سیاستگذاری شهری حذف میشوند. از این رو، طردشدگان از شهر با وجود بازدارندههای محیطی و اجتماعی-اقتصادی موجود، به کنشگرانی عاصی و خشمگین بدل میشوند که نوعی هرمنوتیک ویرانگر را در قبال حیات شهری میپرورانند.
روش تحقیق کیفی است و با مصاحبه، مشاهده، اقتباس از پژوهشهای پیشین، تجربه زیسته پژوهشگر با فرودستان شهری و برداشت از رمان صورت گرفته است. سازماندهی دادهها در قالب روایتهایی از جنس «رمان اجتماعی» و بازسازی جامعهشناختیِ دادههاست و بهمنظور تحصیل عینیت روایتها، نظرات افراد درگیر وضعیتهای مشابهِ توصیفشده در روایت و یا پژوهشگران این حوزه، گرفتهشده و بازخوردها نیز در روایت نهایی، آمده است. نکته آخر، شهر برای طبقات برخوردار جامعه و بدنهای نا معلول ساخته میشود و طردشدگان شهری متناسب با موقعیت هرمنوتیک فرودستی که در حیات شهری بدانها تخصیص دادهشده، عموماً از خلال کردارهای روزمره و بواسطهی حضور در فضاهای شهری، با بازدارندههای متنوعی روبرو میشوند و شهر و مواهب زندگی شهری برایشان، «دستنیافتنیتر» شده و موجد خشمی اخلاقی از جامعه و اتخاذ هرمنوتیک ویرانگر توسط آنها، خواهد شد.
مناسکی شدن و غیرشریعتمدارانه شدن دینداری: تحلیلی از نتایجِ تحقیقات ناظر به وضعیت دینداری ایرانیان
دوره 26، شماره 1، بهار 1404
https://doi.org/10.22034/jsi.2026.2009967.1734
حسن محدثی گیلوایی
چکیده وجه غالب تحقیقات دینداری در جهان و ایران معطوف به سنجش اندازهگیریی دینداری و نیز موضوع مهم سکولار شدن بوده است. این دو محور مطالعاتی با هم پیوند وثیقی دارند و هر دو به دنبال نشان دادن وضع دین و دینداری در جامعهاند. از این رو، حول موضوع انواع دینداری نمیتوان سنت دامنهداری از تحقیقات را یافت و جز به صورت جستهگریخته و بر حسب علایق شخصی، این موضوع دنبال نگردیده است. در این مقاله نویسنده نخست کوشیده است سنخشناسیای بومی از دینداری ارایه کند و سپس بر حسب این سنخشناسی تحولات دینداری در ایران را بر اساس تحقیقات تا کنون انجام شده مورد بررسی قرار دهد. محقق نتیجه گرفته است که دینداری در ایران در جهت غیرشریعتمدارانه شدن در حال تحول است و گونههای دینداریی مناسکی و عاطفی رو به افزایش است.
مطالعه کیفی ذائقه دینی طبقه فرودست شهری
دوره 23، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 29-68
https://doi.org/10.22034/jsi.2023.2006569.1661
امید بابایی، محمدجواد زاهدی مازندرانی
چکیده با وجود برخی ادعاها در مورد مرگ طبقه، طبقه همچنان موضوعی مهم در بررسی های جامعه شناختی برد متوسط و به ویژه در تعیین ترجیحات دینی است به نحوی که کنشگران دینی تمایل به سبکهای دینی مرتبط و متناسب با موقعیت اقتصادی - اجتماعی خودشان را دارند. به سخن دیگر، افراد با موقعیتهای اقتصادی - اجتماعی مختلف، ذائقه دینی متفاوتی دارند. هدف پژوهش حاضر بررسی ذائقه دینی طبقه فرودست شهری است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش نظریه زمینه ای انجام گرفته است. مشارکت کنندگان در این پژوهش کنشگران دینی طبقه فرودست شهری در شهرکرد هستند که از طریق نمونه گیری هدفمند از نوع ملاک محور انتخاب شده اند. داده ها از طریق مصاحبة نیمه ساخت یافته با هجده نفر از افراد این طبقه جمع آوری شده است. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی و برای تأمین روایی و پایایی از معیارهای گوبا و لینکلن استفاده شده است. یافته ها بیانگر هجده مقولة منتخب است که در قالب یک مدل پارادایمی با مقولة محوری (مناسکی شدن دین)، شرایط علّی (جمع گرایی، سنت گرایی، تقدیرگرایی و احساساتی بودن)، شرایط زمینه ای (جامعه پذیری دینی مناسک محور)، شرایط مداخله ای (پایگاه اقتصادی - اجتماعی پایین)، راهبردها (دینداری مناسکی، دینداری عاطفی، دینداری واسطه ای، دینداری تکلیفی، دینداری موروثی و دینداری تقدیرگرا) و پیامدها (تقلیل گرایی دینی، ظاهرگرایی دینی، کارناوالی شدن مناسک، مداح محوری و بدنمندی دینی) سازمان یافته است. نتایج بیانگر آن است که مناسک، جایگاه برجسته، مهم و موثری را در ذائقه دینی طبقه فرودست شهری دارد و تعیین این جایگاه بدون فهم منطق دین عامه و فهم منطق مناسک در دین عامه امکان پذیر نیست.
مهاجرت، در آستانگی و حیات در تعلیق
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 فروردین 1404
https://doi.org/10.22034/jsi.2026.2051702.1767
فاطمه کریمخان
چکیده آیینهای گذار شامل سه مرحله آغاز، میانی و پایانی است که با نقش مرشد و تماشاچیان اهمیت ویژهای دارند. ناتوانی در پایان این آیینها منجر به سرخوردگی و انگ اجتماعی میشود و بازگشتی به مرحله قبل وجود ندارد. وضعیت مشابه در مهاجرت رخ میدهد، جایی که تصمیم آغاز مهاجرت به عنوان لحظه آیین گذار تلقی میشود. مهاجرت نیازمند عبور از مراحل سختافزاری مثل آمادگیهای قانونی و حقوقی و مراحل نرمافزاری مثل تغییر عادات و سبک زندگی است. آمادگی برای مهاجرت به نوعی آیین گذار محسوب میشود که در آن مرشدان و قواعد جدید تعریف میشوند. این فرایند با تجربه تعلیق حیات همراه است و مهاجرت بدون تغییر در سبک زندگی کمنظیر است.
تبیین نوگروی حاد در نوگروندگان دینی شهر تهران
دوره 23، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 69-93
https://doi.org/10.22034/jsi.2023.550044.1548
زهرا فیضی، الله کرم کرمی پور، حسن محدثی گیلوایی
چکیده این مقاله با رویکرد روششناختی کیفی و با روش تحلیل روایت انجام شده است. نمونة مشارکت کننده، نوگرونده گان دینی حاد در شهر تهران بوده که به شیوة نمونه گیری هدفمند و از طریق گلولة برفی انتخاب شده اند. در این مقاله، با 20 نفر از این نوگرونده گان مصاحبة روایی انجام شد که 19 نفر آنها اطلاعات دقیق در خصوص تغییر دین خود ارائه داده اند و تحقیق نیز با این تعداد به اشباع داده رسید. یافته ها نشان داد که در مجموعة علت ها، علت های اجتماعی- سیاسی، اجتماعی- روانی، اجتماعی – رابطهای بیشترین علت های تغییر نظام اعتقادی در میان نوگروندگان بوده اند. این تحقیق نشان داد که مراحل تغییر نظام اعتقادی در شهر تهران غیر از آن چیزی است که در نظریه های کسانی چون رمبو، لافلند و استارک آمده است. نتیجة نهایی این است که بیثباتی اجتماعی-سیاسی ناشی از عملکرد کارگزاران دینی و ناامنی و آشفتگی روانی از مهمترین علل تبیینکنندة نوگروی دینی هستند.
پدیدارشناسی کنشگری سیاسی زنان در مواجهه با رویدادهای اعتراضی با تأکید بر فرمهای کنشگری معترضانه در ناآرامیهای ۱۴۰۱
دوره 26، شماره 1، بهار 1404
https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2053288.1771
میلاد نوروزی، فرزانه رسولی، فهیمه نظری
چکیده این تحقیق با هدف پدیدارشناسی کنشگری سیاسی زنان در مواجهه با رویدادهای اعتراضی با تأکید بر فرمهای کنشگری معترضانه در ناآرامیهای ۱۴۰۱ با محوریت مصاحبههای عمیق با ۲۱ زن کنشگر حاضر در ناآرامیهای شهر تهران (۱۴۰۱) انجام شد. کنشگری علیه نمادهای سلطه جنسیتی، شبکه سازی اعتراضی در بستر دیجیتال، راهبردهای متکثر مقاومت مدنی، ساخت پردازی گفتمان اعتراضی، انسجام ارتباطی در اعتراضات، بسیج منابع برای اعتراض، خیابان محوری در کنش اعتراضی، طرد گفتمان حاکمیت مذهبی، بازتولید پیوند خانوادگی در فضای مدنی، شبکه امدادی اضطراری جملگی و همگی ذیل و حول مضمون اصلی پویش شبکهای مقاومت: تلفیق خلاقیت سازماندهی و حضور میدانی تعین یافته و شکل گرفتهاند. نتایج نشان داد که پیوند همزمان ابزارهای دیجیتال و میدان، خلاقیت تاکتیکی و اتکا بر سرمایه اجتماعی، زیربنای تداوم و اثربخشی کنشگری سیاسی زنان است. تقویت شبکههای حمایتی چندلایه میتواند کارآمدی این کنشگری را بیش از پیش ارتقا بخشد.
بازنمایی «مردم» در آثار سینمایی جنبش موج نوی ایران
دوره 26، شماره 1، بهار 1404
https://doi.org/10.22034/jsi.2026.2068869.1805
سمیه کرمی، علیرضا ذاکری
چکیده مقاله حاضر با تمرکز بر بازنمایی «مردم» در آثار سینمایی شاخص دوره پهلوی دوم درصدد پاسخگویی به این پرسش است که در سینمای موج نوی ایران در دهههای 40 و 50، «مردم» چگونه بازنمایی شدهاند؟ با اتکا به رویکرد نظری دوگانه بازنمایی/بازتاب و شکلدهی در جامعهشناسی هنر و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی بر پانزده اثر شاخص از پنج کارگردانِ معرف موجِ نویِ سینمای ایران، این مقاله طیف گستردهای از خوانشهای نظری نسبت به عاملیت مردم را از خلال بازنمایی تحلیل میکند. صرفنظر از گستردگی این بازنماییها در طیف بین «مردم خودآگاه و خلاق» تا «مردم ازخودبیگانه و منفعل»، این مطالعه همچنین نشان میدهد که بازتاب مردم در آثار سینمایی مذکور، عمدتاً حول دو هویت طبقاتی و دینی برساخته شده است. غالب آثار سینمایی این دوره، مردم را ازخودبیگانه، ناآگاه و منفعل بازنمایی میکنند.
تحلیل شکافهای سیاستی در حکمرانی هوش مصنوعی ایران با تأکید بر مخاطرات هوش مصنوعی برای نسل z، تحلیل محتوای کیفی اسناد ملی
دوره 26، شماره 1، بهار 1404
https://doi.org/10.22034/jsi.2026.2094589.1842
میثم غلامی
چکیده زمینه و هدف: گسترش هوش مصنوعی، نسل زد را با مخاطراتی مواجه کرده است، اما بازنمایی آنها در اسناد ایران مشخص نیست. هدف پژوهش، تحلیل الگوی پوشش مخاطرات هوش مصنوعی برای نسل زد و شناسایی شکافهای سیاستی بود.
روش و دادهها: پژوهش با رویکرد کیفی، مطالعه اسنادی و تحلیل محتوای کیفی جهتدار انجام شد. پیکره شامل ۹ سند سالهای ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۴ بود. دادهها با کدگذاری قیاسی و استقرایی و مقایسه درونسندی و بیناسنادی تحلیل شدند.
یافتهها: پوشش مخاطرات گزینشی، نامتوازن، غیرمستقیم و فاقد تمایز میان گروههای سنی بود. مخاطرات اطلاعاتی، امنیتی و حریم خصوصی بیش از سوگیری الگوریتمی، وابستگی شناختی، سلامت روان، اصالت علمی، گذار شغلی، مشارکت جوانان و سازوکارهای اعتراض و جبران پوشش یافته بودند.
بحث و نتیجهگیری: رویکرد توسعهگرایانه بر حکمرانی مخاطرهمحور غلبه داشت و نسل زد گروه مستقلی نبود. شکاف، فاصله میان شناسایی هنجاری مخاطرات و تبدیل آنها به سیاستهای منسجم، نسلمحور، سنجشپذیر و پاسخگو بود.
سلطه روششناختی: بازاندیشی در جایگاه پارادایم، نظریه و روش شناسی در پژوهشهای علوم اجتماعی
دوره 26، شماره 1، بهار 1404
https://doi.org/10.22034/jsi.2026.2095149.1843
کاوه حاجی اللهوردیپور
چکیده این پژوهش بر این فرض استوار است که یکی از مسائل بنیادین پژوهشهای اکنون علوم اجتماعی، وارونگی معماری منطقی پژوهش و در پی آن، جابهجایی جایگاه و نسبت پارادایم، مسئلهسازی، نظریه و روششناسی است. چارچوب نظری پژوهش بر مباحث فلسفه علم و فلسفه علوم اجتماعی، با تأکید بر اندیشه کوهن درباره پارادایم و لاکاتوش درباره برنامه پژوهشی استوار است. پژوهش حاضر یک مطالعه نظری-مفهومی است که با بهرهگیری از مطالعه اسنادی، تحلیل مفهومی، بازسازی نظری و تحلیل انتقادی به صورتبندی مفهوم «سلطهروششناختی» و بازسازی نسبت میان پارادایم، نظریه، مسئله و روششناسی میپردازد.«سلطهروششناختی» وضعیتی است که روششناسی، از جایگاه تبعی و ثانویه خود بهعنوان بخشی از منطق طراحی پژوهش فراتر رفته و به مرجع اصلی در طراحی، اجرا و ارزیابی پژوهش تبدیل میشود. این پژوهش نشان میدهد که تقدم روششناسی و به تبع آن روش و تکنیک، بر ظرفیت مسئلهسازی، مفهومپردازی و نظریهپردازی جامعهشناسی اثر گذاشته و آن را تضعیف میکند.
جامعه ایرانی و فضای مجازی تحلیل ثانویه تحقیقات علوم اجتماعی در حوزه فضای مجازی
دوره 22، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 3-32
https://doi.org/10.22034/jsi.2022.553862.1578
مهین شیخ انصاری
چکیده فضای مجازی اکنون جزئی از زندگی روزمره بیش از 67 میلیون نفر کاربر ایرانی شده است، این مطالعه بر آن است که فهم بهتری از تاثیر فناوریهای وب2 بر جامعه و کنش کاربران ایرانی در فضای مجازی بدست بیاورد. به لحاظ روشی، این تحقیق از نوع تحلیل ثانویه است، و نمونه مورد مطالعه 732 مقاله منتشرشده علوم اجتماعی در بازه زمانی 1381 تا 1400 است. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که فناوریهای وب2 هویت دینی و ملی، و ارزشهای خانوادگی کاربران ایرانی را تضعیف میکنند. همچنین این فناوری ها روابط اجتماعی، سرمایه اجتماعی و مشارکت سیاسی کاربران ایرانی را افزایش میدهند. از طرف دیگر «مسائل و پدیدههای نوظهور اجتماعی» مانند اعتیاد اینترنتی، جرائم اینترنتی، سوگواری مجازی، زیارت مجازی و ...در فضای مجازی پدید آمده است.
مقایسه ساختار طبقات اجتماعی (بر اساس مشاغل) در ایران طی سالهای 1335 تا 1395
دوره 23، شماره 1، بهار 1401، صفحه 3-24
https://doi.org/10.22034/jsi.2022.547496.1530
علی محمد جوادی، امیر ملکی، محمدجواد زاهدی مازندرانی، یعقوب احمدی
چکیده شناسایی ساختار طبقات اجتماعی و چگونگی تغییر آن میتواند در تببین بسیاری از مسایل اجتماعی و اقتصادی راهگشا باشد. مطالعه حاضر به مقایسه ساختار طبقات اجتماعی در ایران طی سالهای 1335 تا 1395 میپردازد. در این تحقیق از روش تحلیل ثانویه استفاده شده است. نتایج نشان میدهد که طبقه بالا در این سالها تقریبا ثابت بوده و طبقه متوسط سنتی تقریبا از سهم بیشتری نسبت بهسایر طبقات برخوردار بوده است. طبقات متوسط جدید و پایین بیشترین نوسانها را در سالهای مورد مطالعه به خود اختصاص
دادهاند. مشاهده روند ساختار طبقاتی در دورههای مختلف تاریخی در ایران نشان از این دارد که عوامل سیاسی، اقتصادی و بینالمللی از تعیین کنندههای تغییرات و نوسانات ساختار طبقات اجتماعی در ایران است و این تاثیر بیشتر مربوط به طبقه متوسط و پایین است
فردگرایی معکوس در فرهنگ جامعۀ پساانقلابی: مطالعۀ موردی مصائب قانون و گریز از آن در دانشگاه ایرانی
دوره 23، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 3-29
https://doi.org/10.22034/jsi.2022.540278.1481
حامد طاهری کیا
چکیده هدف اصلی مقالۀ حاضر بررسی مسئلۀ بیگانگی با قوانین در فرهنگ ایران است. برای این منظور، وضعیت قانون در دانشگاه، بهمثابه یکی از مهمترین نهادهای تربیتی شهروند قانونمدار، مطالعه میشود. برای نیل به این هدف، دو سلسله پژوهش توسط نگارنده پیرامون فرهنگ دانشگاه انجامشده است. در پژوهش اول، تخلفهای دانشجویی در سه حوزۀ سیاسی، اخلاقی، و آموزشی بررسیشده است. در پژوهش دوم، رویارویی اساتید دانشگاه با قوانین نظارتی بر کیفیت علمی آنان مطالعه شد. هر دو پژوهش به شیوۀ کیفی و دادهها به روش مصاحبۀ عمیق به دست آمد. بر اساس نتیجهگیری، دانشگاه بهمثابه یکی از مهمترین نهادهای تربیت سوژههای متخصص و شهروندان قانونمدار دچار تولید ایجاد ازخودبیگانگی در دانشجویان و اساتید نسبت به قوانین دانشگاه است. بنابراین، اگر در فرهنگ مدرن غرب- بر اساس فرهنگ مصرفگرایی –قانون حافظ فردگرایی است، در ایران گریز از قانون برای مدیریت موقعیت خود به فردگرایی معکوس منجر شده است.
وضعیت و روند امید در جامعۀ ایران براساس دادههای پیمایشهای ملی
دوره 23، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 3-28
https://doi.org/10.22034/jsi.2023.560321.1613
مهربان پارسامهر، حسین امامعلیزاده
چکیده بروز وضعیتهای نامطلوب در مقاطع مختلف، در هر جامعهای محتمل است. اما آنچه مهم بوده، کیفیت مواجۀ جامعه با این وضعیتهای بغرنج است؛ از جمله این قبیل موارد میتوان از وضعیت امید در جامعه نام برد: اینکه آیا در بین شهروندان، امیدی به بهبود اوضاع وجود دارد یا خیر. دیدگاه شهروندان درخصوص مقایسۀ حال با گذشته، ارزیابی حال و میزان امید به آینده در حوزههای مختلف به دلیل اثرات و پیامدهای متعدد آن، بسیار مهم است. براین اساس، هدف مقالۀ حاضر، ارائه تصویری از وضعیت امید و نگرش نسبت به حال و آینده در جامعۀ ایران و روند تغییرات آن براساس دیدگاه پاسخگویان در پیمایشهای ملّی است. در این راستا، با استفاده از روش تحلیل ثانویه به گزارشهای پیمایشهای ملیِ سنجش «ارزشها و نگرشهای ایرانیان» که تاکنون سه موج آن در سالهای 1379، 1382 و 1394 اجرا شده، و پیمایشهای ملیِ «سنجش سرمایة اجتماعی کشور» (موجهای 1384، 1393 و 1397) که درآنها گویهای برای سنجش امید یا نگرش به حال و ارزیابی از آینده وجود داشت، مراجعه شد. یافتهها نشان داد که به صورت کلی، در خصوص ارزیابی وضعیت حال، همواره بیش از 85 درصد پاسخگویان از وضع موجود رضایت نداشته و به ضرورت اصلاح اشاره کردهاند. همچنین، بررسی روند تغییر امید یعنی شاخصهای مقایسۀ وضعیت فعلی جامعه با گذشته و همچنین نگرش نسبت به آیندۀ جامعه و شاخصهای آنها (همچون شکاف طبقاتی، وضعیت اقتصادی و وضعیت رفاهی، نشاط، میزان رواج ویژگیهای اخلاقی مثبت) بیانگر آن بود که ارزیابی از وضعیت فعلی و آتی جامعه در شاخصهای مورد بررسی مطلوب نبود زیرا همواره درصد قابل توجهی از پاسخگویان در گزینههای ناامیدانه (بدترشدن وضعیت) جای گرفتهاند و رهگیری روند تغییرات نشان داد با مرور زمان در برخی شاخصها روند فرسایشی و در برخی دیگر بهبود نسبی رخ داده است.
دولت و جامعۀ پیشامدرنِ قاجار نقدی بر نظریۀ شیوۀ تولید آسیایی
دوره 24، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 5-29
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.547679.1532
سیاوش قلی پور
چکیده این مقاله به کمک توصیف و استفاده از دادههای تاریخی به تحلیل دولت و جامعۀ پیشامدرن ایران در دوره قاجار میپردازد. روش آن توصیفی-تحلیلی با رویکرد جامعه شناسی تاریخی است که از فنِ بررسی اسناد برای گردآوری استفاده کرده است. یافتهها نشان میدهند: 1. مالیات و عوارض گمرکی تنها منابع درآمد دولت بودند؛ ضعف در مالیاتستانی و فساده گسترده، دولت را در تنگناهای مالی چارهناپذیری قرار داده بود. 2. ناتوانی در پرداخت مواجب قشون و نگهداشت دایمی آنان، امکان تشکیل قوای نظامی مستقل از ایلها را ناممکن ساخته بود و دولت در دفاع از مرزها و کنترل داخلی ناتوان بود. 3. نظام قضایی در تدوین قانون و اجرای احکام وحدت رویه نداشت؛ این امور در خارج از پایتخت و مرکز ایالات به متنفذان و مقامات محلی واگذار میشد. 4. بوروکراسی محدود به پایتخت و ناتوان از کنترل سرحدات کشور بود ولی جامعه قدرتمند و پرتوان بود. 5. ایلها با داشتنِ شیوۀ تولید متفاوت، قدرت نظامی و همبستگی زیاد کانونهای قدرت مستقلی بودند که همواره قدرتی بالقوه در مقابل حکومت مستقر بودند. ویژگیهای ذکر شده نشان میدهند که دولت پیشامدرن ایران با ادعای نظریه شیوۀ تولید آسیایی مبنی بر قدرتمند بودن و در اختیار داشتن دیوانسالاری فراگیر و متمرکز همخوانی ندارد و جامعۀ ایرانی نیز جامعهای نیرومند و نامتمرکز در مقابل حکومت بود. بنابراین برای فهم جامعۀ ایرانی نیازمند نظرورزی متفاوت و پرهیز از نگاه شرقشناسانه هستیم.
کشاکش رنج و گنج (سازوکارهای حفظ سرمایه و نحوه مواجهه با کولبری در میدان تجارت مرزی بانه)
دوره 24، شماره 1، بهار 1402، صفحه 5-28
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.2008834.1663
هیرش قادرزاده، احمد غیاثوند
چکیده پژوهش حاضر در نظر دارد تا به میانجی توصیف میدان کولبری به واکاوی سازوکارهای حفظ سرمایه از سوی بازیگران فرادست غیرنهادی و نحوه مواجهه با کولبری بپردازد. به منظور صورتبندی مفاهیم از نظریه ساختیابی آنتونی گیدنز استفاده شد. روش پژوهش، اتنوگرافی انتقادی با رویکرد کارسپیکن و میدان مورد مطالعه منطقه مرزی بانه است که با نمونهگیری هدفمند و به شیوه گلوله برفی تعداد 25 نفر از افراد مطلع و درگیر برای مصاحبه نیمهساختیافته انتخاب شدند. برمبنای نتایج، مشخصههای میدان کولبری، مناسبات اقتدارگرایانه – استثمارگرایانه، طرحریزی یک سویه فرایند کولبری، غیاب عاملیت جمعی، توزیع ناعادلانه سود و خطر و تقدم کول بر کولبر است. همچنین بازیگران فرادست غیرنهادی از مجاری شایستهنمایی و طبیعینمایی موقعیت، رویت ناپذیری، شکستن استتار؛ پیشروی خزنده سعی در تثبیت موقعیت و تداوم کولبری دارند. فرودستان نیز به میانجی کولبری، بعنوان اصلیترین تاکتیک بقا، به انحاء مختلف با بازسازی نوعی حیات اخلاقی و بواسطه سازوکارهایی نظیر پذیرش سازشکارانه، تحمل پذیرساختن خطرات کولبری، موجه سازی و مبارزه منفی در تکمیل چرخه مناسبات میدان تجارت مرزی کولبری را پذیرفته و استمرار میبخشند. در پایان باید نابرابریهای موجود در میدان تجارت مرزی میان گروههای فرودست با سایر گروهها را در ضعف آنها در بسیج منابع و عدم مشارکت در دیالکتیک کنترل و به سخن دیگر فقدان عاملیت ارزیابی نمود.
تشکلهای دانشجویی بهمثابهی «اجتماع بازی» تفسیر سازوکارهای ایجاد تمایز در تشکلهای دانشجوییِ دانشگاه تهران
دوره 24، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 5-33
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.548890.1537
رضا صمیم
چکیده بازی دانشجویان در تشکل ها چگونه آغاز میشود؟ بازی هایی که دانشجویان در تشکل ها درمی اندازند، چگونه آنها را در فرارفتن از موقعیت یاری می ساند؟ و دانشجویان چگونه از این فرارفتن از موقعیت در جهت تحقق خود، ایجاد تمایز و تولید یک فرهنگ مشخص بهره می برند؟ اینها پرسش هایی است که تلاش شده به آنها در این مقاله، پس از تلاش برای ارائهی یک مفهوم پردازی پدیدارشناسانه از بازی و انجام تحقیقی با استفاده از تکنیک مشاهده و گروه های متمرکز بر دانشجویان فعال در تشکل های دانشجویی دانشگاه تهران، پاسخ داده شود. هدف اصلی در مقالهی حاضر، تفسیر سازوکارهای ایجاد تمایز و تولید یک فرهنگ مشخص دانشجویی در تشکل های دانشجویی است. براساس نتایج تحقیق به نظر میرسد مهمترین راهبرد ایجاد تمایز در تشکلهای دانشجویی درانداختن بازیهایی است که در این مقاله از آنها به بازی های لودیک تعبیر شده است. تمایز بهواسطه ی درانداختن چنین بازی هایی در دو سطح رخ می دهد: یکی تمایز میان دانشجویان فعال در تشکل های دانشجویی و دیگر افراد، و دیگری میان خود تشکل های دانشجویی. در این مقاله چگونگی ایجاد تمایز در این دو سطح توضیح داده شده است. دانشجویان در سطح نخست از راه ایجاد اجتماعات بازی از دیگران تمایز مییابند و در سطح دوم، از طریق درانداختن رقابتی بازیگون و تولید نمادهای متمایزکننده، میان خود تمایز ایجاد میکنند.
شهر بهمثابه اثر هنری تبیین نظری رویکرد حق به شهر لوفور در برنامهریزی و توسعه شهری
دوره 24، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 5-33
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.560583.1614
محمد ابراهیمی، سید علی علوی، ابوالفضل مشکینی، حسین صدری
چکیده توسعه شهری فراتر از درک شهر بهعنوان یک محصول فیزیکی و اقتصادی است. نظریه حق به شهر لوفور، فراخوانی برای درک شهر فراتر از محصولی مادی است که معتقد است توسعه شهری مستلزم تحولات اجتماعی-فضایی شهری است که هم متعلق و هم نتیجه ساکنان آن است. روش تحقیق حاضر از نوع تحلیل محتوای کیفی جهتدار است که بهعنوان رهیافتی جهت بسط چارچوب نظری در ارتباط با موضوع پژوهش بکار گرفتهشده. شیوه گردآوری دادهها، از نوع اسنادی و به لحاظ هدف، بنیادی-توسعهای است. لذا در این تحقیق با استفاده از عدسی نظریِ حق به شهر لوفور، به مثابه چارچوبی تحلیلی جهت تبیین پیرامون توسعه شهری استفادهشده است. توسعه شهری از منظر تولید فضا، از سه فضای عینی، ذهنی و اجتماعی تشکیلشده است که ازنظر لوفور، سه حق بنیادین با جهتگیریهای دیالکتیکی را شکل میدهند که عبارتاند از: حق به تصاحب (تصاحب در تولید و در مصرف) حق به مشارکت (مشارکت دگرگونکننده و بازتولیدی) و حق به تفاوت (اجتماعی و فضایی). ترجمه و تفسیر حق به شهر لوفور سه اصل عدالت فضایی، دموکراسی و سرزندگی شهری را شامل میشود که برای کاربست پذیری در توسعه شهری به ترتیب بعد محتوایی، رویهای و تشخیصی را تشکیل میدهند. توسعه شهری مبتنی بر حق به شهر امری یکپارچه از لحاظ عینی، ذهنی و حسی است که همزمان به نکوهش ارزش مبادله و اولویتبخشی به ارزش استفاده از فضای شهری اشاره دارد. این چارچوب نظری ما را قادر میسازد که، مؤلفههای مربوط به هر قلمرو شهر را بهصورت دیالکتیکی شناسایی کنیم و به سمت «شهرها برای مردم" حرکت کنیم "نه برای سوداگری» و اینیک آغاز است. نقطهای برای تغییر خودمان از طریق تغییر شهر.
هستیشناسی معتاد (نظریه شبکه روابط اجتماعی در اعتیاد)
دوره 25، شماره 1، بهار 1403، صفحه 5-28
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.2037291.1736
مهین شیخ انصاری
چکیده این مقاله سعی دارد به این پرسشها پاسخ بدهدکه معتاد چیست؟و چه عاملی باعث میشود که معتادان بهبودیافته، دربهبودی بمانند؟روش مطالعه پدیدارشناسانه و نظری است. دادهها با روشهای کیفی و اسنادی-مطالعاتی جمعآوری شدهاند. نمونهها در مشاهدهمستقیم جلسههای معتادان درحال بهبودیNA وکنگره60، جلسههای خانوادههای معتادان در همسفران، نارانان و سیمانان، جلسههای گروهدرمانی کلینیک تخصصی ترک اعتیاد ثامن بودند. نمونهها در مصاحبهعمیق معتادان بهبودیافته، روانشناسانبالینی، روانپزشکان ومددکاران اجتماعی فعال در کمپهای چیتگر، ندایآرامش و وردیج و کلینیکهای تخصصی ترک اعتیاد بودند. نتایج تحقیق نشان میدهند که معتاد قبل از معتاد شدن «بیماریذهنیاعتیاد» دارد و از رویارویی با زندگی میگریزد، به عبارتی او «کاهل» لویناس است. بر اساس نتایج تحقیق «نظریه شبکه روابطاجتماعی در اعتیاد» را طرح کردیم. بر اساس این نظریه معتاد «بیماریذهنیاعتیاد» را از شبکه روابط اجتماعی معیوبی که در آن قرار داشته، کسب کردهاست و برای ماندن دربهبودی باید در شبکه روابط اجتماعی جایگزینی از معتادان بهبودیافته قرار بگیرد.
مطالعه چند موردی پیامدهای مهاجرت متخصصان به خارج از کشور در مشهد
دوره 25، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 5-31
https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2045998.1749
نیما رحمانی قناویزباف، نوح منوری
چکیده این پژوهش به بررسی پیامدهای مثبت و منفی مهاجرت متخصصان در سه حوزة فنی-مهندسی، حوزة بهداشت و سلامت، و حوزة علوم انسانی در سطح سه سازمان و محیط کاری مشخص در شهر مشهد میپردازد. ابزار گردآوری دادهها مصاحبة عمیق و شیوة تحلیل دادهها تحلیل مضمون است. یافتهها نشان میدهد مهاجرت متخصصان منجر به کاهش بهرهوری و اثربخشی، افزایش هزینههای جایگزینی نیرو، اختلال در انتقال دانش، کاهش رضایت شغلی و افزایش تمایل به مهاجرت در میان نیروهای باقیمانده شده است. همچنین تلقی مهاجرت بهمثابه موفقیت، کاهش تعلق سازمانی و شکلگیری روابط کاری ناپایدار از دیگر آثار فرهنگی و نهادی این پدیده است. با این حال، در برخی موارد، سازمانها با بهبود نظام مستندسازی و انتقال دانش، سطحی از تابآوری را ایجاد کردهاند. نتایج این پژوهش ضرورت بازنگری در سیاستگذاریهای منابع انسانی و توسعه ظرفیتهای درونسازمانی برای مواجهه با پیامدهای مهاجرت را برجسته میسازد.
تنزل تمکین/کاهش تسلیم (مناسبات نسلی نسل زد بر اساس فراترکیب پژوهشهای موجود)
دوره 25، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 5-34
https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2047481.1756
یعقوب احمدی، نینا کریمی
چکیده ظهور گسترده و ناگهانی نسل زد در اعتراضها و جنبشهای اخیر ایران، بهویژه در جنبش «زن، زندگی، آزادی»، این نسل را به کانون توجه سیاستگذاران و پژوهشگران تبدیل کرده است. ویژگیها و خصوصیات نسل زد و تفاوتها و تمایزهای آن با سایر نسلها در ایران به یکی از پرسشهای مهم برای پژوهشگران، اندیشمندان و حتی سیاستمداران بدل شده است. این مطالعه با بهرهگیری از روش فراترکیب، به بررسی، تحلیل و تلفیق یافتههای مقالههای علمی تهیه و منتشرشده معتبر در حوزه نسل زد در یک دهه اخیر (1390 -1403) پرداخته است تا تصویری روشن و متقن از تمایزات و تشابهات نسل زد در ارزشها و نگرشهای مختلف ارائه دهد. یافتههای این مطالعه مبتنی بر دستهبندی و استخراج کدها و مفاهیم، در چهار حوزه خانواده، دین، محیط کار و سیاست خصوصیتهای متمایزی را در نسل زد نشان داد که مقوله محوری مطالعه بر پایه آن بنیاد نهاده شده است: تنزل تمکین/کاهش تسلیم؛ به معنای کاهش احترام به اقتدار در هر چهار حوزه خانواده، دین، سیاست و محیط کاری و شغلی است.
در حوزه خانواده کاهش احترام به اقتدار در نقد پدرسالاری و استقلال هویتی خود را نشان داده است. در سیاست و محیط کار عدم اعتماد به نهادها و تشکلها و در حوزه دینی، افسونزدایی و سنتگریزی مهمترین مفاهیمی هستند که خصوصیات و تمایزات نسل زد در ایران امروز را به بهترین وجه تشریح و بازنمایی میکنند. بر این مبنا و مبتنی بر تحلیل نتایج پژوهشهای موجود دررابطهبا مناسبات نسلی نسل زد با نسلهای پیشین میتوان با درنظرگرفتن دو دیدگاه پیوستگی و سرخوردگی به وجود رابطه توافقی توأم با تفاوت با والدین و تزاحمی با نسل ایدئولوگ و انقلابی گفتمان حاکم اشاره کرد.
خوانش انتقادی لوفوری برآمدن فضای انتزاعی در ایران با تأکید بر شهر تهران
دوره 25، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 5-30
https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2032838.1726
رسول یوسفی، نادر شایگان فر، علیرضا خدامی
چکیده آنری لوفور، در کتاب تولید فضا، فضا را مؤلفهای بنیادین در عملکرد و سازماندهی جامعه در چارچوب شیوههای تاریخی تولید میداند. در دیدگاه او، سرمایهداری نوعی فضای انتزاعی را تولید کرده که بازتابِ جهان داد و ستد در سطحی ملی و بینالمللی است. در پژوهش حاضر، کوشش شده است که شکلگیری فضای انتزاعی در تهران و شرایط و چگونگی امکانپذیر شدن آن از عهد ناصری تا پایان دوره پهلوی اول بررسی شود. مواجهه با فضای انتزاعی سرمایهداری در عهد ناصری رخ میدهد، اما به دلیل نبودن میانجیهایی همچون قانون و دولت، امکان شکلگیری فضای انتزاعی در ایران فراهم نمیشود. با این حال بهواسطۀ انقلاب مشروطه و قانون حاصل از آن و همچنین شکلگیریِ دولت مدرن این شرایط فراهم و نهایتاً شهر بر روستا مسلط شده و سرمایهداری از مجرای دولت و قانون شروع به خلق فضای خاص خود میکند.
موقعیت مرزی و ملال: بررسی تجربۀ قرنطینۀ خانگی در استان گیلان
دوره 23، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 27-49
https://doi.org/10.22034/jsi.2023.549456.1541
علی یعقوبی چوبری، زهرا ملازاده گله پردسری
چکیده قرنطینۀ خانگی امری بغرنج است و بهمثابۀ موقعیت مرزی بر خانوادهها تحمیل شده که با پدیدۀ ملال گره خورده است. هدف مقاله، مطالعۀ تقارنِ بین موقعیت مرزی، ملال و تجربۀ قرنطینه خانگی در پیک اول کروناست. این مطالعه از رویکرد کیفی، روش تحلیل مضمون و مصاحبههای نیمهساختیافته برای گردآوری دادهها استفاده شده است. چارچوب مفهومی مقاله مبتنیبر دیدگاههای یاسپرس و اسونسن است. نتایج تحقیق، وجود چهار سنخ از موقعیت مرزی(مشکلات، فاصلهمندی، سرپیچی و اضطراب وجودی) و پدیدۀ ملال( خانگی، دلزدگی، فعالانه و پرخاشجویانه) در استان گیلان را نشان میدهد. براساس یافتهها، خانوادههاییکه دارای سرمایه اقتصادی و فرهنگی پایینی بودهاند مقاومت از پروتکلهای بهداشتی، ملال-های منفعل و پرخاشجویانه در بین آنها بیشتر بوده است، اما در خانوادههای بالای جامعه مقاومت از قواعد بهداشتی کمتر، کشمکش محبتورزانه و ملال فعالانۀ بیشتری مشاهده شده است.
تبیین جامعهشناختی رشد گروههای نوپدید دینی
دوره 23، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 29-55
https://doi.org/10.22034/jsi.2023.534018.1455
محمدمسعود سعیدی
چکیده در چند دهۀ اخیر، جامعۀ ایران شاهد شکلگیری و رشد گروههای معنویتگرا بوده است. با توجه به اختلاف عقیدتی و رفتاری آشکاری که اکثر این گروهها با فرهنگ سنتی جامعه دارند، فراوان شدن آنها مسائلی را برای جامعه رقم زده است. حفظ نظم اجتماعی در مواجهه با این واقعیت مبتنی بر شناخت علمی و بیطرفانۀ آن است. جهانیشدن و وجود شباهت بین معنویتها و عرفانهای نوظهور در ایران با تحولات دینی در دیگر نقاط جهان، پژوهشگران را ملزم میکند تا شناسایی تحولات دینی را از چشماندازی جهانی پیگیری کنند. یک بُعدِ این شناسایی، شناخت روندهای کلان اجتماعی و عوامل تسهیلکنندهای است که بستر مناسب را برای ظهور این تحولات در جهان و ایران فراهم میکنند. مسألۀ این پژوهش، تبیینِ جامعهشناختی رشد گروههای نوپدید دینی از منظری جهانی و با هدف ارزیابی مواجهۀ رایج با آن است. در این پژوهش، با استفاده از تحلیل و استنتاج منطقی از پژوهشها و یافتههای پراکندۀ حوزۀ تخصصی جامعهشناسی دین، تبیینهای مرتبط دستهبندی و تشریح میشوند. این تبیینها در این جا به سیزده دسته تقسیم شدهاند و در پایان و بر مبنای ماهیت تحولات و روندهای استنباطشده از تبیینها، دربارۀ مواجهۀ رایج و مواجهۀ مناسب با گروههای معنویتگرا اظهار نظر شده است.
عدالت پژوهی در جامعه شناسی ایران؛ مرور نظام مند پایان نامه ها*
دوره 24، شماره 1، بهار 1402، صفحه 29-70
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.2018145.1686
محمود نوائی لواسانی، محمدجواد زاهدی مازندرانی، فرهاد نصرتی نژاد، سعید گودرزی
چکیده عدالت موضوع مهم اجتماعی و عدالت پژوهی کنش ضروری علوم انسانی است. عدالت پژوهی، مطالعه علمی و روشمند عدالت برای تغییر اجتماعی و کاربردی بودن یا تحقیق نظری و غیرکاربردی است که در حوزههای مبانی و روششناسی عدالت پژوهی و نظریه پردازی و اجرای عدالت انجام میشود. در این پژوهش، پایان نامه های عدالت پژوهی رشته جامعهشناسی دانشگاههای برتر ایران با روش مرور نظاممند تحلیل شده اند. یافتهها بیانگر رتبه ششم علوم اجتماعی و عدالت جامعوی بین رشتهها و موضوعهای علوم انسانی است. کمیت عدالت پژوهی با تدوین نظام مسائل، تحلیل و ارزیابی موقعیت مسئله عدالت پژوهی در جامعه شناسی و نقش دولت ها و گفتمان های عدالت خواهی و کیفیت آن با تقویت ابعاد روش شناختی، توازن راهبردهای پژوهش، تحقیقات کاربردی، توازن ابعاد عدالت پژوهی و هماهنگی هستی شناسی و معرفت شناسی پایان نامه ها بیشتر میشود. مهمترین فرصت عدالت پژوهی برای جامعه شناسی، ساماندهی مفاهیم مربوط به عدالت است اما کمتوجهی جامعه شناسی به عدالت پژوهی تهدیدی است که پژوهش های معناشناختی عدالت و بازگشت نگاه هنجاری جامعه شناسی به عدالت راهحل آن است.
نحوة مواجهة جامعهشناسی با اقتصاد: اقتباس، انتقاد، نوآوری
دوره 25، شماره 1، بهار 1403، صفحه 29-50
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.2037706.1738
حمزه نوذری
چکیده متون بنیانگذاران جامعهشناسی بینامتنیتی است که در گفتگو و مجادله با متون دیگر ساخته شده است. متون علم اقتصاد کلاسیک و نوکلاسیک یکی از مهمترین متونی است که در شکلگیری علم جامعهشناسی نقش مهمی داشته است. گفتگوی متون جامعهشناسی با متون علم اقتصاد گاهی به شکل اقتباس و گاهی انتقادی بوده است اما این بینا متنیت پس از جامعهشناسان کلاسیک چندان مود بحث قرار نگرفته است. این مقاله با روش بینامتنیت نشان میدهد که متون جامعهشناسی کلاسیک از حیث دو مؤلفة انسانشناسی و اسلوب تحلیل چه داد و ستدی با متون علم اقتصاد داشتهاند. گاهی بینا متنیت و گفتگوی متون آشکار و روشن و گاه پنهان و اعلام نشده است اما بر اساس نشانههای درون متن میتوان طرف گفتگو را تشخیص داد. این گفتگو ساده و گذری نبوده بلکه بنیادهای علم جامعهشناسی را ساخته است. گفتگوی اقتباسی و انتقادی بنیانگذاران جامعهشناسی با بنیان گذاران اقتصاد کلاسیک و نوکلاسیک تفاوتها را در نوع نگاه به انسان و اسلوب تحلیل در متون جامعهشناسان کلاسیک نشان میدهد.
