نوع مقاله: پژوهشی
جامعه شناسی

رژیم سیاستگذاری اجتماعی شهری و طرد اجتماعی؛ روایت زدودن بدن و فقر از شهر

دوره 23، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 3-25

https://doi.org/10.22034/jsi.2023.563373.1622

جمال رشیدی

چکیده جریان اصلی جامعه‌شناسی، صورتبندی انتقادی از مساله طردشدگان شهری ندارد؛ نگاهی آسیب‌شناختی به فقرای شهری و نظرگاهی هنجاری و پزشکی به «بدن» اتخاذ می‌کند. خوانش انتقادی اما، با تمرکز بر سیاستگذاری‌های اجتماعی شهریِ موجد طرد گروه‌های اجتماعی، صورتبندی جدیدی از مساله شهری و طردشدگان از شهر را امکانپذیر می‌کند که همزمان، خشم اخلاقی فروخفته‌ی طردشدگان، ‌رسمیت می‌یابد و مکانیسم‌های برسازنده‌ی معیارِ «بدن غیرمعلول» را هویدا می‌سازد و اینکه چگونه «بدن»‌های غیرهمخوان با این هنجار و توامان فقرای شهری نیز، از دستورکار سیاستگذاری شهری حذف می‌شوند. از این رو، طردشدگان از شهر با وجود بازدارنده‌های محیطی و اجتماعی-اقتصادی موجود، به کنشگرانی عاصی و خشمگین بدل می‌شوند که نوعی هرمنوتیک ویرانگر را در قبال حیات شهری می‌پرورانند.
روش تحقیق کیفی است و با مصاحبه، مشاهده، اقتباس از پژوهش‌های پیشین، تجربه زیسته پژوهشگر با فرودستان شهری و برداشت از رمان صورت گرفته است. سازماندهی داده‌ها در قالب روایت‌هایی از جنس «رمان اجتماعی» و بازسازی جامعه‌شناختیِ داده‌هاست و به‌منظور تحصیل عینیت روایت‌ها، نظرات افراد درگیر وضعیت‌های مشابهِ توصیف‌شده در روایت و یا پژوهشگران این حوزه، گرفته‌شده و بازخوردها نیز در روایت نهایی، آمده است. نکته آخر، شهر برای طبقات‌ برخوردار جامعه و بدن‌های نا معلول ساخته می‌شود و طردشدگان شهری متناسب با موقعیت هرمنوتیک فرودستی که در حیات شهری بدانها تخصیص داده‌شده، عموماً از خلال کردارهای روزمره و بواسطه‌ی حضور در فضاهای شهری، با بازدارنده‌های متنوعی روبرو می‌شوند و شهر و مواهب زندگی شهری برایشان، «دست‌نیافتنی‌تر» شده و موجد خشمی اخلاقی از جامعه و اتخاذ هرمنوتیک ویرانگر توسط آنها، خواهد شد.
 

جامعه شناسی

مطالعه کیفی ذائقه دینی طبقه فرودست شهری

دوره 23، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 29-68

https://doi.org/10.22034/jsi.2023.2006569.1661

امید بابایی، محمدجواد زاهدی مازندرانی

چکیده با وجود برخی ادعاها در مورد مرگ طبقه، طبقه همچنان موضوعی مهم در بررسی­ های جامعه­ شناختی برد متوسط و به ویژه در تعیین ترجیحات دینی است به نحوی که کنشگران دینی تمایل به سبک­های دینی مرتبط و متناسب با موقعیت اقتصادی - اجتماعی خود­شان را دارند. به سخن دیگر، افراد با موقعیتهای اقتصادی - اجتماعی مختلف، ذائقه دینی متفاوتی دارند. هدف پژوهش حاضر بررسی ذائقه دینی طبقه فرودست شهری است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش نظریه زمینه ­ای انجام گرفته است. مشارکت ­کنندگان در این پژوهش کنشگران دینی طبقه فرودست شهری در شهرکرد هستند که از طریق نمونه ­گیری هدفمند از نوع ملاک­ محور انتخاب شده­ اند. داده ­ها از طریق مصاحبة نیمه ­ساخت­ یافته با هجده نفر از افراد این طبقه جمع ­آوری شده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده­ها از روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی و برای تأمین روایی و پایایی از معیارهای گوبا و لینکلن استفاده شده است. یافته­ ها بیانگر هجده مقولة منتخب است که در قالب یک مدل پارادایمی با مقولة محوری (مناسکی ­شدن دین)، شرایط علّی (جمع­ گرایی، سنت ­گرایی، تقدیر­گرایی و احساساتی بودن)، شرایط زمینه ­ای (جامعه ­پذیری دینی مناسک­ محور)، شرایط مداخله ­ای (پایگاه اقتصادی - اجتماعی پایین)، راهبردها (دینداری مناسکی، دینداری عاطفی، دینداری واسطه­ ای، دینداری تکلیفی، دینداری موروثی و دینداری تقدیرگرا) و پیامدها (تقلیل­ گرایی دینی، ظاهرگرایی دینی، کارناوالی­ شدن مناسک، مداح محوری و بدنمندی دینی) سازمان یافته است. نتایج بیانگر آن است که مناسک، جایگاه برجسته، مهم و موثری را در ذائقه دینی طبقه فرودست شهری دارد و تعیین این جایگاه بدون فهم منطق دین عامه و فهم منطق مناسک در دین عامه امکان پذیر نیست. 
 

جامعه شناسی

تبیین نوگروی حاد در نوگروندگان دینی شهر تهران

دوره 23، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 69-93

https://doi.org/10.22034/jsi.2023.550044.1548

زهرا فیضی، الله کرم کرمی پور، حسن محدثی گیلوایی

چکیده این مقاله با رویکرد روش‌شناختی کیفی و با روش تحلیل روایت انجام شده است. نمونة مشارکت­ کننده، نوگرونده ­گان دینی حاد در شهر تهران بوده که به شیوة نمونه ­گیری هدفمند و از طریق گلولة برفی انتخاب شده ­اند. در این مقاله، با 20 نفر از این نوگرونده ­گان مصاحبة روایی انجام شد که 19 نفر آن­ها اطلاعات دقیق در خصوص تغییر دین خود ارائه داده ­اند و تحقیق نیز با این تعداد به اشباع داده رسید. یافته ­ها نشان داد که در مجموعة علت­ ها، علت­ های اجتماعی- سیاسی، اجتماعی- روانی، اجتماعی – رابطه‌ای بیش­ترین علت­ های تغییر نظام اعتقادی در میان نوگروندگان بوده ­اند. این تحقیق نشان داد که مراحل تغییر نظام اعتقادی در شهر تهران غیر از آن چیزی است که در نظریه­ های کسانی چون رمبو، لافلند و استارک آمده است. نتیجة نهایی این است که بی‌ثباتی اجتماعی-سیاسی ناشی از عملکرد کارگزاران دینی و ناامنی و آشفتگی روانی از مهم‌ترین علل تبیین‌کنندة نوگروی دینی هستند.  
 

جامعه شناسی

جامعه ایرانی و فضای مجازی تحلیل ثانویه تحقیقات علوم اجتماعی در حوزه فضای مجازی

دوره 22، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 3-32

https://doi.org/10.22034/jsi.2022.553862.1578

مهین شیخ انصاری

چکیده فضای مجازی اکنون جزئی از زندگی روزمره بیش از 67 میلیون نفر کاربر ایرانی شده است، این مطالعه بر آن است که فهم بهتری از تاثیر فناوری­های وب2 بر جامعه و کنش کاربران ایرانی در فضای مجازی بدست بیاورد. به لحاظ روشی، این تحقیق از نوع تحلیل ثانویه است، و نمونه مورد مطالعه 732 مقاله منتشرشده علوم اجتماعی در بازه زمانی 1381 تا 1400 است. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که فناوری­های وب2  هویت دینی و ملی، و ارزش­های خانوادگی کاربران ایرانی را تضعیف می‌کنند. همچنین این فناوری ها روابط اجتماعی، سرمایه اجتماعی و مشارکت سیاسی کاربران ایرانی را افزایش می‌دهند. از طرف دیگر «مسائل و پدیده‌های نوظهور اجتماعی» مانند اعتیاد اینترنتی، جرائم اینترنتی، سوگواری مجازی، زیارت مجازی و ...در فضای مجازی پدید آمده است.

مقایسه ساختار طبقات اجتماعی (بر اساس مشاغل) در ایران طی سال‌های 1335 تا 1395

دوره 23، شماره 1، بهار 1401، صفحه 3-24

https://doi.org/10.22034/jsi.2022.547496.1530

علی محمد جوادی، امیر ملکی، محمدجواد زاهدی مازندرانی، یعقوب احمدی

چکیده شناسایی ساختار طبقات اجتماعی و چگونگی تغییر آن می‌تواند در تببین بسیاری از مسایل اجتماعی و اقتصادی راهگشا باشد. مطالعه حاضر به­ مقایسه ساختار طبقات اجتماعی در ایران طی سال‌های 1335 تا 1395 می‌پردازد. در این تحقیق از روش تحلیل ثانویه استفاده شده است. نتایج نشان می‌دهد که طبقه بالا در این سال‌ها تقریبا ثابت بوده و طبقه متوسط سنتی تقریبا از سهم بیشتری نسبت به­سایر طبقات برخوردار بوده است. طبقات متوسط جدید و پایین بیشترین نوسان‌ها را در سال‌های مورد مطالعه به­ خود اختصاص
داده‌اند. مشاهده روند ساختار طبقاتی در دوره‌های مختلف تاریخی در ایران نشان از این دارد که  عوامل سیاسی، اقتصادی و بین‌المللی از تعیین کننده‌های تغییرات و نوسانات ساختار طبقات اجتماعی در ایران است و این تاثیر بیشتر مربوط به­ طبقه متوسط و پایین است

فردگرایی معکوس در فرهنگ جامعۀ پساانقلابی: مطالعۀ موردی مصائب قانون و گریز از آن در دانشگاه ایرانی

دوره 23، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 3-29

https://doi.org/10.22034/jsi.2022.540278.1481

حامد طاهری کیا

چکیده هدف اصلی مقالۀ حاضر بررسی مسئلۀ بیگانگی با قوانین در فرهنگ ایران است. برای این منظور، وضعیت قانون در دانشگاه، به‌مثابه یکی از مهم‌ترین نهادهای تربیتی شهروند قانون‌مدار، مطالعه می‌شود. برای نیل به این هدف، ‌دو سلسله پژوهش توسط نگارنده پیرامون فرهنگ دانشگاه انجام‌شده است. در پژوهش اول، تخلف‌های دانشجویی در سه حوزۀ سیاسی، اخلاقی، و آموزشی بررسی‌شده است. در پژوهش دوم، رویارویی اساتید دانشگاه با قوانین نظارتی بر کیفیت علمی آنان مطالعه شد. هر دو پژوهش به شیوۀ کیفی و داده‌ها به روش مصاحبۀ عمیق به دست آمد. بر اساس نتیجه‌گیری، دانشگاه به‌مثابه یکی از مهم‌ترین نهادهای تربیت سوژه‌های متخصص و شهروندان قانون‌مدار دچار تولید ایجاد ازخودبیگانگی در دانشجویان و اساتید نسبت به قوانین دانشگاه است. بنابراین، اگر در فرهنگ مدرن غرب- بر اساس فرهنگ مصرف‌گرایی –قانون حافظ فردگرایی است، در ایران گریز از قانون برای مدیریت موقعیت خود به فردگرایی معکوس منجر شده است.

وضعیت و روند امید در جامعۀ ایران براساس داده‌های پیمایش‌های ملی

دوره 23، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 3-28

https://doi.org/10.22034/jsi.2023.560321.1613

مهربان پارسامهر، حسین امامعلی‌زاده

چکیده بروز وضعیت‌های نامطلوب در مقاطع مختلف، در هر جامعه‌ای محتمل است. اما آنچه مهم بوده، کیفیت مواجۀ جامعه با این وضعیت‌های بغرنج است؛ از جمله این قبیل موارد می‌توان از وضعیت امید در جامعه نام برد: اینکه آیا در بین شهروندان، امیدی به بهبود اوضاع وجود دارد یا خیر. دیدگاه شهروندان درخصوص مقایسۀ حال با گذشته، ارزیابی حال و میزان امید به آینده در حوزه‌های مختلف به دلیل اثرات و پیامدهای متعدد آن، بسیار مهم است. براین اساس، هدف مقالۀ حاضر، ارائه تصویری از وضعیت امید و نگرش نسبت به حال و آینده در جامعۀ ایران و روند تغییرات آن براساس دیدگاه پاسخگویان در پیمایش‌های ملّی است. در این راستا، با استفاده از روش تحلیل ثانویه به گزارش‌های پیمایش‌های ملیِ سنجش «ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان» که تاکنون سه موج آن در سال‌های 1379، 1382 و 1394 اجرا شده، و پیمایش‌های ملیِ «سنجش سرمایة اجتماعی کشور» (موج‌های 1384، 1393 و 1397) که درآنها گویه‌ای برای سنجش امید یا نگرش به حال و ارزیابی از آینده وجود داشت، مراجعه شد. یافته‌ها نشان داد که به صورت کلی، در خصوص ارزیابی وضعیت حال، همواره بیش از 85 درصد پاسخگویان از وضع موجود رضایت نداشته‌ و به ضرورت اصلاح اشاره کرده‌اند. همچنین، بررسی روند تغییر امید یعنی شاخص‌های مقایسۀ وضعیت فعلی جامعه با گذشته و همچنین نگرش نسبت به آیندۀ جامعه و شاخص‌های آنها (همچون شکاف طبقاتی، وضعیت اقتصادی و وضعیت رفاهی، نشاط، میزان رواج ویژگی‌های اخلاقی مثبت) بیانگر آن بود که ارزیابی از وضعیت فعلی و آتی جامعه در شاخص‌های مورد بررسی مطلوب نبود زیرا همواره درصد قابل توجهی از پاسخگویان در گزینه‌های ناامیدانه (بدترشدن وضعیت) جای گرفته‌اند و رهگیری روند تغییرات نشان داد با مرور زمان در برخی  شاخص‌ها روند فرسایشی و در برخی دیگر بهبود نسبی رخ داده است.
 

جامعه شناسی

دولت و جامعۀ پیشامدرنِ قاجار نقدی بر نظریۀ شیوۀ تولید آسیایی

دوره 24، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 5-29

https://doi.org/10.22034/jsi.2024.547679.1532

سیاوش قلی پور

چکیده این مقاله به کمک توصیف و استفاده از داده‌های تاریخی به تحلیل دولت و جامعۀ پیشامدرن ایران در دوره قاجار می‌پردازد. روش آن توصیفی-تحلیلی با رویکرد جامعه شناسی تاریخی است که از فنِ بررسی اسناد برای گردآوری استفاده کرده است. یافته‌ها نشان می‌دهند: 1. مالیات و عوارض گمرکی تنها منابع درآمد دولت بودند؛ ضعف در مالیات‌ستانی و فساده گسترده، دولت را در تنگناهای مالی چاره‌ناپذیری قرار داده بود. 2. ناتوانی در پرداخت مواجب قشون و نگهداشت دایمی آنان، امکان تشکیل قوای نظامی مستقل از ایل‌ها را ناممکن ساخته بود و دولت در دفاع از مرزها و کنترل داخلی ناتوان بود. 3. نظام قضایی در تدوین قانون و اجرای احکام وحدت رویه نداشت؛ این امور در خارج از پایتخت و مرکز ایالات به متنفذان و مقامات محلی واگذار می‌شد. 4. بوروکراسی محدود به پایتخت و ناتوان از کنترل سرحدات کشور بود ولی جامعه قدرتمند و پرتوان بود. 5. ایل‌ها با داشتنِ شیوۀ تولید متفاوت، قدرت نظامی و همبستگی زیاد کانون‌های قدرت مستقلی بودند که همواره قدرتی بالقوه در مقابل حکومت مستقر بودند. ویژگی‌های ذکر شده نشان می‌دهند که دولت پیشامدرن ایران با ادعای نظریه شیوۀ تولید آسیایی مبنی بر قدرتمند بودن و در اختیار داشتن دیوانسالاری فراگیر و متمرکز همخوانی ندارد و جامعۀ ایرانی نیز جامعه‌ای نیرومند و نامتمرکز در مقابل حکومت بود. بنابراین برای فهم جامعۀ ایرانی نیازمند نظرورزی متفاوت و پرهیز از نگاه شرق‌شناسانه هستیم.

کشاکش رنج و گنج (سازوکارهای حفظ سرمایه و نحوه مواجهه با کولبری در میدان تجارت مرزی بانه)

دوره 24، شماره 1، بهار 1402، صفحه 5-28

https://doi.org/10.22034/jsi.2024.2008834.1663

هیرش قادرزاده، احمد غیاثوند

چکیده پژوهش حاضر در نظر دارد تا به میانجی توصیف میدان کولبری به واکاوی سازوکارهای حفظ سرمایه از سوی بازیگران فرادست غیرنهادی و نحوه مواجهه با کولبری بپردازد. به ‌منظور صورت‌بندی مفاهیم از نظریه ساخت­یابی آنتونی گیدنز استفاده شد. روش پژوهش، اتنوگرافی انتقادی با رویکرد کارسپیکن و میدان مورد مطالعه منطقه مرزی بانه است که با نمونه­گیری هدفمند و به شیوه گلوله‌ برفی تعداد 25 نفر از افراد مطلع و درگیر برای مصاحبه نیمه­ساخت­یافته انتخاب ­شدند. برمبنای نتایج، مشخصه­های میدان کولبری، مناسبات اقتدارگرایانه – استثمارگرایانه، طرح­ریزی یک سویه فرایند کولبری، غیاب عاملیت جمعی، توزیع ناعادلانه سود و خطر و تقدم کول بر کولبر است. همچنین بازیگران فرادست غیرنهادی از مجاری شایسته­نمایی و طبیعی­نمایی موقعیت، رویت ناپذیری، شکستن استتار؛ پیشروی خزنده سعی در تثبیت موقعیت و تداوم کولبری دارند. فرودستان نیز به میانجی کولبری، بعنوان اصلی­ترین تاکتیک بقا، به انحاء مختلف با بازسازی نوعی حیات اخلاقی و بواسطه سازوکارهایی نظیر پذیرش سازشکارانه، تحمل پذیرساختن خطرات کولبری، موجه سازی و مبارزه منفی در تکمیل چرخه مناسبات میدان تجارت مرزی کولبری را پذیرفته و استمرار می­بخشند. در پایان باید نابرابری­های موجود در میدان تجارت مرزی میان گروه­های فرودست با سایر گروه­ها را در ضعف آن­ها در بسیج منابع و عدم مشارکت در دیالکتیک کنترل و به سخن دیگر فقدان عاملیت ارزیابی نمود.

تشکل‏های دانشجویی به‌مثابه‌ی «اجتماع بازی» تفسیر سازوکارهای ایجاد تمایز در تشکل‏های دانشجوییِ دانشگاه تهران

دوره 24، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 5-33

https://doi.org/10.22034/jsi.2024.548890.1537

رضا صمیم

چکیده بازی دانشجویان در تشکل ‏ها چگونه آغاز می‏شود؟ بازی‏ هایی که دانشجویان در تشکل‏ ها درمی ‏اندازند، چگونه آن‌ها را در فرارفتن از موقعیت یاری می‏ ساند؟ و دانشجویان چگونه از این فرارفتن از موقعیت در جهت تحقق خود، ایجاد تمایز و تولید یک فرهنگ مشخص بهره می‏ برند؟ این‌ها پرسش ‏هایی است که تلاش شده به آن‌ها در این مقاله، پس از تلاش برای ارائه‌ی یک مفهوم ‏پردازی پدیدارشناسانه از بازی و انجام تحقیقی با استفاده از تکنیک مشاهده و گروه‏ های متمرکز بر دانشجویان فعال در تشکل ‏های دانشجویی دانشگاه تهران، پاسخ داده شود. هدف اصلی در مقاله‌ی حاضر، تفسیر سازوکارهای ایجاد تمایز و تولید یک فرهنگ مشخص دانشجویی در تشکل‏ های دانشجویی است. براساس نتایج تحقیق به نظر می‏رسد مهم‌ترین راهبرد ایجاد تمایز در تشکل‏های دانشجویی درانداختن بازی‏هایی است که در این مقاله از آن‌ها به بازی‏ های لودیک تعبیر شده است. تمایز به‌واسطه ‏ی درانداختن چنین بازی ‏هایی در دو سطح رخ می‏ دهد: یکی تمایز میان دانشجویان فعال در تشکل‏ های دانشجویی و دیگر افراد، و دیگری میان خود تشکل‏ های دانشجویی. در این مقاله چگونگی ایجاد تمایز در این دو سطح توضیح داده شده است. دانشجویان در سطح نخست از راه ایجاد اجتماعات بازی از دیگران تمایز می‏یابند و در سطح دوم، از طریق درانداختن رقابتی بازی‏گون و تولید نمادهای متمایزکننده، میان خود تمایز ایجاد می‏کنند.

شهر به‌مثابه اثر هنری تبیین نظری رویکرد حق به شهر لوفور در برنامه‌ریزی و توسعه شهری

دوره 24، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 5-33

https://doi.org/10.22034/jsi.2024.560583.1614

محمد ابراهیمی، سید علی علوی، ابوالفضل مشکینی، حسین صدری

چکیده توسعه شهری فراتر از درک شهر به‌عنوان یک محصول فیزیکی و اقتصادی است. نظریه حق به شهر لوفور، فراخوانی برای درک شهر فراتر از محصولی مادی است که معتقد است توسعه شهری مستلزم تحولات اجتماعی-فضایی شهری است که هم متعلق و هم نتیجه ساکنان آن است. روش تحقیق حاضر از نوع تحلیل محتوای کیفی جهت­دار است که به‌عنوان رهیافتی جهت بسط چارچوب نظری در ارتباط با موضوع پژوهش بکار گرفته‌شده. شیوه گردآوری داده‌ها، از نوع اسنادی و به لحاظ هدف، بنیادی-توسعه‌ای است. لذا در این تحقیق با استفاده از عدسی نظریِ حق به شهر لوفور، به‌ مثابه چارچوبی تحلیلی جهت تبیین پیرامون توسعه شهری استفاده‌شده است. توسعه شهری از منظر تولید فضا، از سه فضای عینی، ذهنی و اجتماعی تشکیل‌شده است که ازنظر لوفور، سه حق بنیادین با جهت‌گیری­های دیالکتیکی را شکل می‌دهند که عبارت‌اند از: حق به تصاحب (تصاحب در تولید و در مصرف) حق به مشارکت (مشارکت دگرگون‌کننده و بازتولیدی) و حق به تفاوت (اجتماعی و فضایی). ترجمه و تفسیر حق به شهر لوفور سه اصل عدالت فضایی، دموکراسی و سرزندگی شهری را شامل می‌شود که برای کاربست پذیری در توسعه شهری به ترتیب بعد محتوایی، رویه­ای و تشخیصی را تشکیل می‌دهند. توسعه شهری مبتنی بر حق به شهر امری یکپارچه از لحاظ عینی، ذهنی و حسی است که هم‌زمان به نکوهش ارزش مبادله و اولویت­بخشی به ارزش استفاده از فضای شهری اشاره دارد. این چارچوب نظری ما را قادر می‌سازد که، مؤلفه‌های مربوط به هر قلمرو شهر را به‌صورت دیالکتیکی شناسایی کنیم و به سمت «شهرها برای مردم" حرکت کنیم "نه برای سوداگری» و این‌یک آغاز است. نقطه‌ای برای تغییر خودمان از طریق تغییر شهر.

جامعه شناسی

هستی‌شناسی معتاد (نظریه شبکه روابط اجتماعی در اعتیاد)

دوره 25، شماره 1، بهار 1403، صفحه 5-28

https://doi.org/10.22034/jsi.2024.2037291.1736

مهین شیخ انصاری

چکیده  این مقاله سعی دارد به این پرسش‌ها پاسخ بدهدکه معتاد چیست؟و چه عاملی باعث می‌شود که معتادان بهبودیافته، دربهبودی بمانند؟روش مطالعه پدیدارشناسانه و نظری است. داده‌ها با روش‌های کیفی و اسنادی-مطالعاتی جمع‌آوری شده‌اند. نمونه‌ها در مشاهده‌مستقیم جلسه‌های معتادان درحال بهبودیNA وکنگره60، جلسه‌های خانواده‌های معتادان در همسفران، نارانان و سیمانان، جلسه‌های گروه‌درمانی کلینیک‌ تخصصی ترک اعتیاد ثامن بودند. نمونه‌ها در مصاحبه‌عمیق معتادان بهبودیافته، روانشناسان‌بالینی، روانپزشکان ومددکاران ‌اجتماعی فعال در کمپ‌های چیتگر، ندای‎آرامش و وردیج و کلینیک‌های تخصصی ترک اعتیاد بودند. نتایج‌ تحقیق نشان می‌دهند که معتاد قبل از معتاد شدن «بیماری‌ذهنی‌اعتیاد» دارد و از رویارویی با زندگی می‌گریزد، به عبارتی او «کاهل» لویناس است. بر اساس نتایج تحقیق «نظریه ‌شبکه ‌روابط‌اجتماعی ‌در اعتیاد» را طرح کردیم. بر اساس این نظریه معتاد «بیماری‌ذهنی‌اعتیاد» را از شبکه روابط ‌اجتماعی معیوبی که در آن قرار داشته، کسب کرده‌است و برای ماندن دربهبودی باید در شبکه روابط‌ اجتماعی جایگزینی از معتادان بهبودیافته قرار بگیرد.

جامعه شناسی

تنزل تمکین/کاهش تسلیم (مناسبات نسلی نسل زد بر اساس فراترکیب پژوهش‌های موجود)

دوره 25، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 5-34

https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2047481.1756

یعقوب احمدی، نینا کریمی

چکیده ظهور گسترده و ناگهانی نسل زد در اعتراض‌ها و جنبش‌های اخیر ایران، به‌ویژه در جنبش «زن، زندگی، آزادی»، این نسل را به کانون توجه سیاست‌گذاران و پژوهشگران تبدیل کرده است. ویژگی‌ها و خصوصیات نسل زد و تفاوت‌ها و تمایزهای آن با سایر نسل‌ها در ایران به یکی از پرسش‌های مهم برای پژوهشگران، اندیشمندان و حتی سیاست‌مداران بدل شده است. این مطالعه با بهره‌گیری از روش فراترکیب، به بررسی، تحلیل و تلفیق یافته‌های مقاله‌های علمی تهیه و منتشرشده معتبر در حوزه نسل زد در یک دهه اخیر (1390 -1403) پرداخته است تا تصویری روشن و متقن از تمایزات و تشابهات نسل زد در ارزش‌ها و نگرش‌های مختلف ارائه دهد. یافته­های این مطالعه مبتنی بر دسته‌بندی و استخراج کدها و مفاهیم، در چهار حوزه خانواده، دین، محیط کار و سیاست خصوصیت‌های متمایزی را در نسل زد نشان داد که مقوله محوری مطالعه بر پایه آن بنیاد نهاده شده است: تنزل تمکین/کاهش تسلیم؛ به معنای کاهش احترام به اقتدار در هر چهار حوزه خانواده، دین، سیاست و محیط کاری و شغلی است.
در حوزه خانواده کاهش احترام به اقتدار در نقد پدرسالاری و استقلال هویتی خود را نشان داده است. در سیاست و محیط کار عدم اعتماد به نهادها و تشکل‌ها و در حوزه دینی، افسون‌زدایی و سنت‌گریزی مهم‌ترین مفاهیمی هستند که خصوصیات و تمایزات نسل زد در ایران امروز را به بهترین وجه تشریح و بازنمایی می‌کنند. بر این مبنا و مبتنی بر تحلیل نتایج پژوهش‌های موجود دررابطه‌با مناسبات نسلی نسل زد با نسل‌های پیشین می‌توان با درنظرگرفتن دو دیدگاه پیوستگی و سرخوردگی به وجود رابطه توافقی توأم با تفاوت با والدین و تزاحمی با نسل ایدئولوگ و انقلابی گفتمان حاکم اشاره کرد.

خوانش انتقادی لوفوری برآمدن فضای انتزاعی در ایران با تأکید بر شهر تهران

دوره 25، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 5-30

https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2032838.1726

رسول یوسفی، نادر شایگان فر، علیرضا خدامی

چکیده آنری لوفور، در کتاب تولید فضا، فضا را مؤلفه‌‌ای بنیادین در عملکرد و سازماندهی جامعه در چارچوب شیوه‌‌های تاریخی تولید می‌‌داند. در دیدگاه او، سرمایه‌‌داری نوعی فضای انتزاعی را تولید کرده که بازتابِ جهان داد و ستد در سطحی ملی و بین‌‌المللی است. در پژوهش حاضر، کوشش شده است که شکل‌‌گیری فضای انتزاعی در تهران و شرایط و چگونگی امکان‌‌پذیر شدن آن از عهد ناصری تا پایان دوره پهلوی اول بررسی شود. مواجهه با فضای انتزاعی سرمایه‌‌داری در عهد ناصری رخ می‌‌دهد، اما به دلیل نبودن میانجی‌‌هایی هم‌‌چون قانون و دولت، امکان شکل‌‌گیری فضای انتزاعی در ایران فراهم نمی‌‌شود. با این حال به‌‌واسطۀ انقلاب مشروطه و قانون حاصل از آن و همچنین شکل‌‌گیریِ دولت مدرن این شرایط فراهم و نهایتاً شهر بر روستا مسلط شده و سرمایه‌‌داری از مجرای دولت و قانون شروع به خلق فضای خاص خود می‌‌کند.

موقعیت‌ مرزی و ملال: بررسی تجربۀ قرنطینۀ خانگی در استان گیلان

دوره 23، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 27-49

https://doi.org/10.22034/jsi.2023.549456.1541

علی یعقوبی چوبری، زهرا ملازاده گله پردسری

چکیده قرنطینۀ خانگی امری بغرنج است و به‌مثابۀ موقعیت مرزی بر خانواده‌ها تحمیل شده که با پدیدۀ ملال گره خورده است. هدف مقاله، مطالعۀ تقارنِ بین موقعیت مرزی، ملال و تجربۀ قرنطینه خانگی در پیک اول کروناست. این مطالعه از رویکرد کیفی، روش تحلیل مضمون و مصاحبه‌های نیمه‌ساخت‌یافته برای گردآوری داده‌ها استفاده شده است. چارچوب ‌مفهومی مقاله مبتنی‌بر دیدگاه‌های یاسپرس و اسونسن است. نتایج تحقیق، وجود چهار سنخ از موقعیت‌ مرزی(مشکلات، فاصله‌مندی، سرپیچی و اضطراب وجودی) و پدیدۀ ملال( خانگی، دل‌زدگی، فعالانه و پرخاشجویانه) در استان گیلان را نشان می‌دهد. براساس یافته‌ها، خانواده‌هایی‌که دارای سرمایه اقتصادی و فرهنگی پایینی بود‌ه‌اند مقاومت از پروتکل‌های بهداشتی، ملال-های منفعل و پرخاشجویانه در بین آن‌ها بیشتر بوده است، اما در خانواده‌های بالای جامعه مقاومت از قواعد بهداشتی کمتر، کشمکش محبت‌ورزانه و ملال فعالانۀ بیشتری مشاهده شده است.

تبیین جامعه‌شناختی رشد گروه‌های نوپدید دینی

دوره 23، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 29-55

https://doi.org/10.22034/jsi.2023.534018.1455

محمدمسعود سعیدی

چکیده در چند دهۀ اخیر، جامعۀ ایران شاهد شکل‌گیری و رشد گروه‌های معنویت‌گرا بوده است. با توجه به اختلاف عقیدتی و رفتاری آشکاری که اکثر این گروه‌ها با فرهنگ سنتی جامعه دارند، فراوان شدن آن‌ها مسائلی را برای جامعه رقم زده است. حفظ نظم اجتماعی در مواجهه با این واقعیت مبتنی بر شناخت علمی و بی‌طرفانۀ آن است. جهانی‌شدن و وجود شباهت‌ بین معنویت‌ها و عرفان‌های نوظهور در ایران با تحولات دینی در دیگر نقاط جهان، پژوهشگران را ملزم می‌کند تا شناسایی تحولات دینی را از چشم‌اندازی جهانی پی‌گیری کنند. یک بُعدِ این شناسایی، شناخت روندهای کلان اجتماعی و عوامل تسهیل­کننده­ای است که بستر مناسب را برای ظهور این تحولات در جهان و ایران فراهم می­کنند. مسألۀ این پژوهش، تبیینِ جامعه‌شناختی رشد گروه‌های نوپدید دینی از منظری جهانی و با هدف ارزیابی مواجهۀ رایج با آن است. در این پژوهش، با استفاده از تحلیل و استنتاج منطقی از پژوهش‌ها و یافته‌های پراکندۀ حوزۀ تخصصی جامعه‌شناسی دین، تبیین‌های مرتبط دسته‌بندی و تشریح می‌شوند. این تبیین‌ها در این جا به سیزده دسته تقسیم شده‌اند و در پایان و بر مبنای ماهیت تحولات و روندهای استنباط‌شده از تبیین‌ها، دربارۀ مواجهۀ رایج و مواجهۀ مناسب با گروه‌های معنویت‌گرا اظهار نظر شده است.
 

عدالت‏ پژوهی در جامعه‏ شناسی ایران؛ مرور نظام‏ مند پایان‏ نامه‏ ها*

دوره 24، شماره 1، بهار 1402، صفحه 29-70

https://doi.org/10.22034/jsi.2024.2018145.1686

محمود نوائی لواسانی، محمدجواد زاهدی مازندرانی، فرهاد نصرتی نژاد، سعید گودرزی

چکیده عدالت موضوع مهم اجتماعی و عدالت‏ پژوهی کنش ضروری علوم انسانی است. عدالت­ پژوهی، مطالعه علمی و روش­مند عدالت برای تغییر اجتماعی و کاربردی بودن یا تحقیق نظری و غیرکاربردی است که در حوزه‌های مبانی و روش‏شناسی عدالت ‏پژوهی و نظریه‏ پردازی و اجرای عدالت انجام می‌شود. در این پژوهش، پایان‏ نامه ‏های عدالت ‏پژوهی رشته جامعه‌شناسی دانشگاه‌های برتر ایران با روش مرور نظام­مند تحلیل شده ‏اند. یافته‌ها بیانگر رتبه ششم علوم اجتماعی و عدالت جامعوی بین رشته‌ها و موضوع‌های علوم انسانی است. کمیت عدالت پژوهی با تدوین نظام مسائل، تحلیل و ارزیابی موقعیت مسئله عدالت‏ پژوهی در جامعه ‏شناسی و نقش دولت‏ ها و گفتمان‏ های عدالت ‏خواهی و کیفیت آن با تقویت ابعاد روش‏ شناختی، توازن راهبردهای پژوهش‏، تحقیقات کاربردی، توازن ابعاد عدالت ‏پژوهی و هماهنگی هستی‏ شناسی و معرفت ‏شناسی پایان ‏نامه ‏ها بیشتر می‌شود. مهمترین فرصت عدالت ‏پژوهی برای جامعه‏ شناسی، ساماندهی مفاهیم مربوط به عدالت است اما کم‌توجهی جامعه ‏شناسی به عدالت‏ پژوهی تهدیدی است که پژوهش‏ های معناشناختی عدالت و بازگشت نگاه هنجاری جامعه ‏شناسی به عدالت راه‌حل آن است.


 

جامعه شناسی

نحوة مواجهة جامعه‌شناسی با اقتصاد: اقتباس، انتقاد، نوآوری

دوره 25، شماره 1، بهار 1403، صفحه 29-50

https://doi.org/10.22034/jsi.2024.2037706.1738

حمزه نوذری

چکیده متون بنیانگذاران جامعه‌شناسی بینا‌متنیتی است که در گفتگو و مجادله با متون دیگر ساخته شده است. متون علم اقتصاد کلاسیک و نوکلاسیک یکی از مهم‌ترین متونی است که در شکل‌گیری علم جامعه‌شناسی نقش مهمی داشته است. گفتگوی متون جامعه‌شناسی با متون علم اقتصاد گاهی به شکل اقتباس و گاهی انتقادی بوده است اما این بینا متنیت پس از جامعه‌شناسان کلاسیک چندان مود بحث قرار نگرفته است. این مقاله با روش بینا‌متنیت نشان می‌دهد که متون جامعه‌شناسی کلاسیک از حیث دو مؤلفة انسان‌شناسی و اسلوب تحلیل چه داد و ستدی با متون علم اقتصاد داشته‌اند. گاهی بینا متنیت و گفتگوی متون آشکار و روشن و گاه پنهان و اعلام نشده است اما بر اساس نشانه‌های درون متن می‌توان طرف گفتگو را تشخیص داد. این گفتگو ساده و گذری نبوده بلکه بنیادهای علم جامعه‌شناسی را ساخته است. گفتگوی اقتباسی و انتقادی بنیانگذاران جامعه‌شناسی با بنیان گذاران اقتصاد کلاسیک و نوکلاسیک تفاوت‌ها را در نوع نگاه به انسان و اسلوب تحلیل در متون جامعه‌شناسان کلاسیک نشان می‌دهد.

جامعه شناسی

نظریه شکاف بزرگ بررسی آرای تجدید نظرطلبان آسیایی در جامعه‌شناسی تاریخی

دوره 24، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 31-52

https://doi.org/10.22034/jsi.2024.562069.1623

رضا عظیمی

چکیده یکی از دغدغه‌های اساسی در جامعه‌شناسی تاریخی چگونگی رشد غرب با تاکید بر کشور بریتانیاست. علی رغم تصورات موجود، این سئوال هنوز یکی از اساسی‌ترین و زنده‌ترین بحث‌ها در نحله‌های گوناگون جامعه‌شناسی تاریخی است. ادبیات حاضر در این نحله اگرچه از نگاه شرق‌شناسی متاثر است ولی با آن چه تحت عنوان شرق‌شناسی در ایران متداول شده است تفاوت‌ بسیار دارد. مقاله حاضر در صدد است که یکی از پربحث‌ترین نظریات در نزدیکبه دو دهه اخیر که همزمان رشته‌های تاریخ اقتصادی و جامعه‌شناسی تاریخی را متاثر کرده است، معرفی نماید. ابتدا سعی می‌گردد که مبانی نظری تجدید نظرطلبان آسیایی (مکتب کالیفرنیا) و ارتباط آن با نظریه شکاف بزرگ تشریح شده، سپس مطالعات تجربی که در دو دهه اخیردر این زمینه صورت گرفته مورد وارسی قرارگیرد و درپایان برخی از مهم‌ترین انتقادات بر نظریه فوق ارائه شود. هم چنین در بحثی انتقادی ربط این جریان فکری در جامعه‌شناسی تاریخی را با نگاه فوکویی که بر برخی از کارهای جامعه‌شناسی تاریخی ایران حاکم است را بررسی می‌کند. 

بازخوانی جهان‌بینی طبقه متوسط شهری در دهه هفتاد، با تحلیل رمان «نیمه‌ی غایب»

دوره 25، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 31-50

https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2055542.1777

حبیب اله فاضلی، آرمان امیری

چکیده دهه‌ی هفتاد خورشیدی در ایران، دوره‌ای از تحولات اجتماعی و سیاسی بود که پس از انقلاب و جنگ، با گذار به اصلاحات همراه شد. این پژوهش با بهره‌گیری از نظریه‌ی ساختارگرایی تکوینی لوسین گلدمن به بررسی رمان «نیمه غایب» می‌پردازد تا نشان دهد چگونه ساختارهای اقتدارستیز این رمان، رابطه‌ای دیالکتیک با جهان‌بینی طبقه‌ی متوسط شهری دارد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهند که «حسین سناپور» در رمان «نیمه غایب» از طریق تغییر نظرگاه‌ها و روایت‌های غیرخطی، نه‌تنها اقتدارگرایی آشنای راوی در رمان‌های پیش از  انقلاب را درهم می‌شکند، بلکه با برجسته‌سازی شخصیت‌های زنی چون سیندخت و فرح، گرایش به فردیت و برابری جنسیتی را پررنگ می‌کند. این رمان، به‌ویژه در نقد اقتدار خانوادگی و اجتماعی، به‌طور غیرمستقیم خشونت‌های ریشه‌دار در سنت فرهنگی را نیز زیر سؤال می‌برد تا در نهایت نه‌تنها تحولات اجتماعی دهه‌ی هفتاد را نمایندگی کند، بلکه بذر مفاهیمی را بکارد که در دهه‌های بعدی، به‌ویژه در حوزه‌ی مطالبات زنان و دموکراسی، شکوفا شدند.

انسان‌زدایی در مناسبات پزشک و بیمار: بررسی تجربی و انطباق نظری

دوره 22، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 33-53

https://doi.org/10.22034/jsi.2022.550912.1558

مرضیه ابراهیمی، شمیم شرافت، ابوعلی ودادهیر، حسن عینی زیناب

چکیده در این پژوهش علل ساختاری برخی عادت‌های پزشکان همچون نگاه‌نکردن و کالایی‌دیدن بیمار را با استفاده از نظریۀ زمینه‌ای چندگانه دنبال کردیم. داده‌های پایۀ پژوهش از مصاحبه با پزشکان، بیماران، دانشجویان پزشکی و متخصصان حوزۀ سلامت، برای رسیدن به دیدگاه‌های همه‌جانبه بدست آمده است. یافته‌های ما سه عامل اصلی را نشان می‌دهند: نخست اینکه ساختار قدرت در نظام درمان از طریق دو سازوکار ارتباطی-زبانی، یعنی سکوت ممتد و سخن‌گفتنِ مقطعی با زبان تخصصی، در رابطۀ پزشک با بیمار بروز یافته و به رسوبات فرهنگی و عادت‌وارۀ پزشکی بدل شده است. دومین عامل به سیاست‌گذاری‌های عرصۀ سلامت برمی‌گردد که در آن بارِ کاری پزشکان، در عمل کمترین زمان و انرژی ممکن برای تعامل را باقی می‌گذارد. در نهایت انکشاف منطق سرمایه در این حوزه، به عنوان عاملی شناخته شد که امکانات، تجهیزات و دانشِ درمانی را به نیرویی قدرتمند و مستقل در مقابل بیماران و نیروهای درمان بدل کرده است.

فروپاشی ساختارها و ظهور کاریزمای ملی (مقایسۀ تطبیقی انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی)

دوره 24، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 35-77

https://doi.org/10.22034/jsi.2024.2036426.1729

مجید فولادیان، حمیدرضا جلایی پور

چکیده این مقاله به بررسی فرایند شکل‌گیری رهبری کاریزماتیک در ایران با تمرکز بر دو مقطع تاریخی پیش از انقلاب مشروطه و پیش از انقلاب اسلامی می‌پردازد. با استفاده از روش تحلیل تطبیقی‌تاریخی و رویکرد پیرومحور، تحقیق به تحلیل نقش بحران‌های اجتماعی، اقتصادی، مشارکت، مشروعیت و ایدئولوژی‌های فرهنگی در ظهور رهبری کاریزماتیک می‌پردازد. نتایج نشان می‌دهد که در حالی که بحران‌های اقتصادی و مشروعیت به‌تنهایی برای ظهور رهبری کاریزماتیک کافی نیستند، ترکیب بحران‌های اجتماعی و اقتصادی با ازجاکندگی نهادی و ایدئولوژی‌های مبتنی بر فرهنگ سنتی می‌تواند به شکل‌گیری رهبری کاریزماتیک منجر شود. مقایسۀ تطبیقی داده‌ها از دورۀ قاجار و پهلوی، تأثیر عمیق تغییرات ساخت اجتماعی و بحران‌های گسترده بر ظهور رهبری کاریزماتیک را نشان می‌دهد. این مطالعه به درک بهتر عواملی که به ظهور رهبران کاریزماتیک در شرایط بحرانی منجر می‌شود، کمک می‌کند.
 

جامعه شناسی

تبیین جامعه شناختی احساس نابرابری اجتماعی - اقتصادی در بین شهروندان اصفهانی

دوره 24، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 35-68

https://doi.org/10.22034/jsi.2024.555505.1591

رسول اخوی، حسین آقاجانی مرساء، شهلا کاظمی پور

چکیده مردم جامعه بیشتر از آنکه از نابرابری واقعی رنج ببرند، از احساس ذهنی یا نابرابری ادراک شده رنج می‌برند. برای تبیین موضوع، در این پژوهش به دنبال بررسی عوامل اجتماعی موثر بر احساس نابرابری‌های اجتماعی بوده و سعی کردیم به این پرسش پاسخ دهیم: عوامل اجتماعی موثر بر احساس نابرابری اجتماعی در شهر اصفهان کدامند؟ این تحقیق از نظر کنترل شرایط پژوهش از نوع روش ترکیبی یا آمیخته(پیمایشی و نظریه زمینه ای) است. جامعه آماری بررسی حاضر کلیه شهروندان 18 سال و بالاتر ساکن شهر اصفهان هستند. حجم نمونه برطبق فرمول کوکران 400 نفر بوده است که با روش نمونه‌گیری تصادفی متناسب با حجم انتخاب شدند. داده‌ها با پرسشنامه پژوهشگر ساخته‌ای متشکل از 28 گویه برای متغیرهای مستقل و18 گویه برای احساس نابرابری اجتماعی(متغیر وابسته) جمع آوری شد. تامین روایی سوالات پرسش نامه از طریق روش اعتبار صوری انجام شد و برای اطمینان از کیفیت ابزار، پژوهشگر با دو ملاک پایایی و اعتبار اقدام به بررسی آن کرد. برای بررسی پایایی از پایایی بازآزمایی استفاده شد که میزان 99 درصد پایایی بدست آمده حاکی از پایایی بسیار بالای ابزار بود. برای بررسی اعتبار، از اعتبار محتوا(برطبق فرمول سن اچ لاوشه - ضریبCVR) استفاده شد که ضریب CVR معادل 68 درصد بود. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش‌های آماری تحلیل واریانس یک سویه و آزمون تی مستقل، استفاده شد. بر اساس نتایج بدست آمده، تفاوت معناداری بین احساس نابرابری اجتماعی و متغیرهای فرصت‌های اجتماعی، محدوده جغرافیایی و برنامه‌های رسانه‌ای وجود دارد. اما بین احساس نابرابری اجتماعی و متغیرهای قومیت، دین، پایگاه‌های اجتماعی و سطوح تحصیلات، تفاوت معناداری وجود ندارد.

جامعه شناسی

اینستاگرام به مثابه فناوری مکمل نئولیبرالیسم

دوره 25، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 35-64

https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2034705.1731

فرشاد گودرزی

چکیده این مقاله شبکه اجتماعی اینستاگرام را به مثابه بخشی از فناوری‌های قدرت نئولیبرالیسم مورد بررسی قرار داده است. بر این اساس، پنج خوانش متفاوت از اینستاگرام همچون قسمی از تشکیلات نئولیبرالی ارائه شده است. روش این مقاله، از نوع اسنادی و مطالعه متون علمی مرتبط با موضوع پژوهش است. یافته‌های این مقاله با تکیه بر آراء نظریه‌پردازی چون نیک سرنیچک، یانیس واروفاکیس، بیونگ چول هان، زیگمونت باومن، ژان بودریار و. .. حکایت از پنج خوانش «اینستاگرام به مثابه فضای انباشت سرمایه مجازی»، «اینستاگرام به مثابه تیول مجازی»، «اینستاگرام؛ بحران آزادی و شفافیت‌گرایی»، «اینستاگرام؛ سلبریتیزه شدن و خودبرندسازی» و «اینستاگرام نمودی از وضعیت پست‌مدرن و سیال‌شدگی زندگی» دارد. همچنین نتایج این مقاله نشان می‌دهد که اینستاگرام به مثابه فضایی ایدئولوژیک در پی ترویج ارزش‌های نئولیبرال بوده و جایگاهی ساختاری در عرصه فرهنگی و اقتصادی در تشکیلات نئولیبرالی دارد.
 

درآمدی بر روش تحلیل تطبیقی‌ـ‌تاریخی در ارتباط با موضوع دموکراسی در ایران

دوره 22، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 50-27

https://doi.org/10.22034/jsi.2021.250828

نیما شجاعی

چکیده روش تحلیل تطبیقی‌ـ‌تاریخی یا (CHA) یکی از مهم‌ترین و کارآمدترین روش‌های تحقیق در علوم اجتماعی معاصر است که به‌نظر می‌رسد، امکان بسط و گسترش آن‌چه سی. رایت میلز از «تخیل جامعه‌شناختی» مراد می‌نمود را مهیا می‌کند. تدا اسکاچپول نیز با الهام از روش‌شناسی سی. رایت میلز در تحلیل مسائل اجتماعی، از مفهوم «تخیل تاریخی جامعه‌شناختی» نام می‌‌برد و بیان می‌کند که سه مسیر در جامعه‌شناسی تاریخی وجود دارد: 1) جامعه‌شناسی تاریخی کلان‌نگر؛ 2) جامعه‌شناسی تاریخی تفسیری؛ و 3) جامعه‌شناسی تاریخی تحلیلی. تحلیل تطبیقی‌ـ‌تاریخی (CHA) فرزند خلف نوع سوم است. در این مقاله، مبانی و مبادی روش‌شناختی این روش تبیین شده است. سپس، با استفاده از همین روش‌شناسی، به چگونگی کاربست این روش در رابطه با مسائل ایران خواهم پرداخت و در نهایت با اتکا به استدلال‌های برآمده از تبیین مزبور، به برخی از امکانات و محدودیت‌های این روش اشاره خواهد شد.