نظریه شکاف بزرگ بررسی آرای تجدید نظرطلبان آسیایی در جامعهشناسی تاریخی
دوره 24، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 31-52
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.562069.1623
رضا عظیمی
چکیده یکی از دغدغههای اساسی در جامعهشناسی تاریخی چگونگی رشد غرب با تاکید بر کشور بریتانیاست. علی رغم تصورات موجود، این سئوال هنوز یکی از اساسیترین و زندهترین بحثها در نحلههای گوناگون جامعهشناسی تاریخی است. ادبیات حاضر در این نحله اگرچه از نگاه شرقشناسی متاثر است ولی با آن چه تحت عنوان شرقشناسی در ایران متداول شده است تفاوت بسیار دارد. مقاله حاضر در صدد است که یکی از پربحثترین نظریات در نزدیکبه دو دهه اخیر که همزمان رشتههای تاریخ اقتصادی و جامعهشناسی تاریخی را متاثر کرده است، معرفی نماید. ابتدا سعی میگردد که مبانی نظری تجدید نظرطلبان آسیایی (مکتب کالیفرنیا) و ارتباط آن با نظریه شکاف بزرگ تشریح شده، سپس مطالعات تجربی که در دو دهه اخیردر این زمینه صورت گرفته مورد وارسی قرارگیرد و درپایان برخی از مهمترین انتقادات بر نظریه فوق ارائه شود. هم چنین در بحثی انتقادی ربط این جریان فکری در جامعهشناسی تاریخی را با نگاه فوکویی که بر برخی از کارهای جامعهشناسی تاریخی ایران حاکم است را بررسی میکند.
بازخوانی جهانبینی طبقه متوسط شهری در دهه هفتاد، با تحلیل رمان «نیمهی غایب»
دوره 25، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 31-50
https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2055542.1777
حبیب اله فاضلی، آرمان امیری
چکیده دههی هفتاد خورشیدی در ایران، دورهای از تحولات اجتماعی و سیاسی بود که پس از انقلاب و جنگ، با گذار به اصلاحات همراه شد. این پژوهش با بهرهگیری از نظریهی ساختارگرایی تکوینی لوسین گلدمن به بررسی رمان «نیمه غایب» میپردازد تا نشان دهد چگونه ساختارهای اقتدارستیز این رمان، رابطهای دیالکتیک با جهانبینی طبقهی متوسط شهری دارد. یافتههای پژوهش نشان میدهند که «حسین سناپور» در رمان «نیمه غایب» از طریق تغییر نظرگاهها و روایتهای غیرخطی، نهتنها اقتدارگرایی آشنای راوی در رمانهای پیش از انقلاب را درهم میشکند، بلکه با برجستهسازی شخصیتهای زنی چون سیندخت و فرح، گرایش به فردیت و برابری جنسیتی را پررنگ میکند. این رمان، بهویژه در نقد اقتدار خانوادگی و اجتماعی، بهطور غیرمستقیم خشونتهای ریشهدار در سنت فرهنگی را نیز زیر سؤال میبرد تا در نهایت نهتنها تحولات اجتماعی دههی هفتاد را نمایندگی کند، بلکه بذر مفاهیمی را بکارد که در دهههای بعدی، بهویژه در حوزهی مطالبات زنان و دموکراسی، شکوفا شدند.
انسانزدایی در مناسبات پزشک و بیمار: بررسی تجربی و انطباق نظری
دوره 22، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 33-53
https://doi.org/10.22034/jsi.2022.550912.1558
مرضیه ابراهیمی، شمیم شرافت، ابوعلی ودادهیر، حسن عینی زیناب
چکیده در این پژوهش علل ساختاری برخی عادتهای پزشکان همچون نگاهنکردن و کالاییدیدن بیمار را با استفاده از نظریۀ زمینهای چندگانه دنبال کردیم. دادههای پایۀ پژوهش از مصاحبه با پزشکان، بیماران، دانشجویان پزشکی و متخصصان حوزۀ سلامت، برای رسیدن به دیدگاههای همهجانبه بدست آمده است. یافتههای ما سه عامل اصلی را نشان میدهند: نخست اینکه ساختار قدرت در نظام درمان از طریق دو سازوکار ارتباطی-زبانی، یعنی سکوت ممتد و سخنگفتنِ مقطعی با زبان تخصصی، در رابطۀ پزشک با بیمار بروز یافته و به رسوبات فرهنگی و عادتوارۀ پزشکی بدل شده است. دومین عامل به سیاستگذاریهای عرصۀ سلامت برمیگردد که در آن بارِ کاری پزشکان، در عمل کمترین زمان و انرژی ممکن برای تعامل را باقی میگذارد. در نهایت انکشاف منطق سرمایه در این حوزه، به عنوان عاملی شناخته شد که امکانات، تجهیزات و دانشِ درمانی را به نیرویی قدرتمند و مستقل در مقابل بیماران و نیروهای درمان بدل کرده است.
مطالعه جامعهشناختی سازمان اجتماعی مهاجران روستایی در شهر و نقش آن در توسعه محلی (مطالعه موردی محله تهرانویلا)
دوره 25، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 33-58
https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2054081.1774
حسین ایمانی جاجرمی، فاطمه برغانی برزگری
چکیده در این پژوهش، نقش سازمان اجتماعی مهاجران روستایی در شهر و تاثیر آن بر توسعه محلی با تمرکز بر دیدگاههای پورتس[1] و بومس[2] در محله تهرانویلا در منطقه دو تهران بررسی میشود. تحقیق با رویکرد کیفی و راهبرد نظریه زمینهای انجام شده، گردآوری دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته و روایت های 40 نفر از (سه نسل مهاجر شامل 13 زن و 27 مرد) در تهرانویلا (مقصد) و بیدک یزد (مبدا) مهاجران و 6 نفر از مطلعان کلیدی، جلسات گروه متمرکز، مشاهدات میدانی و تحلیل دادههای ثانویه آماری صورت گرفت. حاصل تحلیل، استخراج مقوله محوری «سازمانهای اجتماعی مهاجران به مثابه تسهیلگرتوسعه محلی» شناسایی شد. نتایج نشان میدهند که سازمانهای اجتماعی مهاجران روستایی بهمثابه نهادهایی دموکراتیک عمل کردهاند؛ آنها با ایجاد شبکههای حمایتی و تقویت حس تعلق به محله، به ارتقاء کیفیت زندگی، تقویت همبستگی اجتماعی و تسهیل مشارکت ساکنان در فرآیندهای توسعه محلی کمک کردهاند.
فروپاشی ساختارها و ظهور کاریزمای ملی (مقایسۀ تطبیقی انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی)
دوره 24، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 35-77
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.2036426.1729
مجید فولادیان، حمیدرضا جلایی پور
چکیده این مقاله به بررسی فرایند شکلگیری رهبری کاریزماتیک در ایران با تمرکز بر دو مقطع تاریخی پیش از انقلاب مشروطه و پیش از انقلاب اسلامی میپردازد. با استفاده از روش تحلیل تطبیقیتاریخی و رویکرد پیرومحور، تحقیق به تحلیل نقش بحرانهای اجتماعی، اقتصادی، مشارکت، مشروعیت و ایدئولوژیهای فرهنگی در ظهور رهبری کاریزماتیک میپردازد. نتایج نشان میدهد که در حالی که بحرانهای اقتصادی و مشروعیت بهتنهایی برای ظهور رهبری کاریزماتیک کافی نیستند، ترکیب بحرانهای اجتماعی و اقتصادی با ازجاکندگی نهادی و ایدئولوژیهای مبتنی بر فرهنگ سنتی میتواند به شکلگیری رهبری کاریزماتیک منجر شود. مقایسۀ تطبیقی دادهها از دورۀ قاجار و پهلوی، تأثیر عمیق تغییرات ساخت اجتماعی و بحرانهای گسترده بر ظهور رهبری کاریزماتیک را نشان میدهد. این مطالعه به درک بهتر عواملی که به ظهور رهبران کاریزماتیک در شرایط بحرانی منجر میشود، کمک میکند.
تبیین جامعه شناختی احساس نابرابری اجتماعی - اقتصادی در بین شهروندان اصفهانی
دوره 24، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 35-68
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.555505.1591
رسول اخوی، حسین آقاجانی مرساء، شهلا کاظمی پور
چکیده مردم جامعه بیشتر از آنکه از نابرابری واقعی رنج ببرند، از احساس ذهنی یا نابرابری ادراک شده رنج میبرند. برای تبیین موضوع، در این پژوهش به دنبال بررسی عوامل اجتماعی موثر بر احساس نابرابریهای اجتماعی بوده و سعی کردیم به این پرسش پاسخ دهیم: عوامل اجتماعی موثر بر احساس نابرابری اجتماعی در شهر اصفهان کدامند؟ این تحقیق از نظر کنترل شرایط پژوهش از نوع روش ترکیبی یا آمیخته(پیمایشی و نظریه زمینه ای) است. جامعه آماری بررسی حاضر کلیه شهروندان 18 سال و بالاتر ساکن شهر اصفهان هستند. حجم نمونه برطبق فرمول کوکران 400 نفر بوده است که با روش نمونهگیری تصادفی متناسب با حجم انتخاب شدند. دادهها با پرسشنامه پژوهشگر ساختهای متشکل از 28 گویه برای متغیرهای مستقل و18 گویه برای احساس نابرابری اجتماعی(متغیر وابسته) جمع آوری شد. تامین روایی سوالات پرسش نامه از طریق روش اعتبار صوری انجام شد و برای اطمینان از کیفیت ابزار، پژوهشگر با دو ملاک پایایی و اعتبار اقدام به بررسی آن کرد. برای بررسی پایایی از پایایی بازآزمایی استفاده شد که میزان 99 درصد پایایی بدست آمده حاکی از پایایی بسیار بالای ابزار بود. برای بررسی اعتبار، از اعتبار محتوا(برطبق فرمول سن اچ لاوشه - ضریبCVR) استفاده شد که ضریب CVR معادل 68 درصد بود. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روشهای آماری تحلیل واریانس یک سویه و آزمون تی مستقل، استفاده شد. بر اساس نتایج بدست آمده، تفاوت معناداری بین احساس نابرابری اجتماعی و متغیرهای فرصتهای اجتماعی، محدوده جغرافیایی و برنامههای رسانهای وجود دارد. اما بین احساس نابرابری اجتماعی و متغیرهای قومیت، دین، پایگاههای اجتماعی و سطوح تحصیلات، تفاوت معناداری وجود ندارد.
اینستاگرام به مثابه فناوری مکمل نئولیبرالیسم
دوره 25، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 35-64
https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2034705.1731
فرشاد گودرزی
چکیده این مقاله شبکه اجتماعی اینستاگرام را به مثابه بخشی از فناوریهای قدرت نئولیبرالیسم مورد بررسی قرار داده است. بر این اساس، پنج خوانش متفاوت از اینستاگرام همچون قسمی از تشکیلات نئولیبرالی ارائه شده است. روش این مقاله، از نوع اسنادی و مطالعه متون علمی مرتبط با موضوع پژوهش است. یافتههای این مقاله با تکیه بر آراء نظریهپردازی چون نیک سرنیچک، یانیس واروفاکیس، بیونگ چول هان، زیگمونت باومن، ژان بودریار و. .. حکایت از پنج خوانش «اینستاگرام به مثابه فضای انباشت سرمایه مجازی»، «اینستاگرام به مثابه تیول مجازی»، «اینستاگرام؛ بحران آزادی و شفافیتگرایی»، «اینستاگرام؛ سلبریتیزه شدن و خودبرندسازی» و «اینستاگرام نمودی از وضعیت پستمدرن و سیالشدگی زندگی» دارد. همچنین نتایج این مقاله نشان میدهد که اینستاگرام به مثابه فضایی ایدئولوژیک در پی ترویج ارزشهای نئولیبرال بوده و جایگاهی ساختاری در عرصه فرهنگی و اقتصادی در تشکیلات نئولیبرالی دارد.
درآمدی بر روش تحلیل تطبیقیـتاریخی در ارتباط با موضوع دموکراسی در ایران
دوره 22، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 50-27
https://doi.org/10.22034/jsi.2021.250828
نیما شجاعی
چکیده روش تحلیل تطبیقیـتاریخی یا (CHA) یکی از مهمترین و کارآمدترین روشهای تحقیق در علوم اجتماعی معاصر است که بهنظر میرسد، امکان بسط و گسترش آنچه سی. رایت میلز از «تخیل جامعهشناختی» مراد مینمود را مهیا میکند. تدا اسکاچپول نیز با الهام از روششناسی سی. رایت میلز در تحلیل مسائل اجتماعی، از مفهوم «تخیل تاریخی جامعهشناختی» نام میبرد و بیان میکند که سه مسیر در جامعهشناسی تاریخی وجود دارد: 1) جامعهشناسی تاریخی کلاننگر؛ 2) جامعهشناسی تاریخی تفسیری؛ و 3) جامعهشناسی تاریخی تحلیلی. تحلیل تطبیقیـتاریخی (CHA) فرزند خلف نوع سوم است. در این مقاله، مبانی و مبادی روششناختی این روش تبیین شده است. سپس، با استفاده از همین روششناسی، به چگونگی کاربست این روش در رابطه با مسائل ایران خواهم پرداخت و در نهایت با اتکا به استدلالهای برآمده از تبیین مزبور، به برخی از امکانات و محدودیتهای این روش اشاره خواهد شد.
جامعهشناسی برنامه درسی سایه
دوره 25، شماره 1، بهار 1403، صفحه 51-73
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.2019228.1691
مرتضی بازدار قمچی قیه
چکیده هدف پژوهش حاضر این است تا ضمن بررسی آثار و ادبیات پژوهشی، مهم ترین نظریههای جامعهشناسی در ارتباط با برنامه درسی سایه را شناسایی و بررسی کند و ماهیت آن در چشم انداز نظریههای جامعهشناسی بررسی شود. چارچوب نظری این مقاله بر نظریه انتقادی مبتنی است و از نظر روش شناختی یک پژوهش کیفی است که در آن دادهها به شیوه اسنادی گرداوری و بررسی شدهاند.، برنامه درسی سایه از یک طرف به عنوان ابزاری است برای رسیدن اهدافی که از طریق برنامه درسی رسمی قابل تحقق نیست و طراحان و سیاست گذاران به واسطه آن به این اهداف دست مییابند. از طرف دیگر، زبانی است که دانش اموزان و معلمان از آن برای شکستن تابوها، برای بیان معضلات زندگی مدرسهای و اجتماعی بهره میگیرند. آنها میخواهند دغدغههای زندگی خانوادگی، اجتماعی، فرهنگی را برجسته سازند. برنامه درسی سایه از زبان، ذهن، فکر و دل دانش آموزان و معلمان نشات میگیرد. بر اساس نتایج این پژوهش، مهم ترین نظریههای جامعهشناسی که برنامه درسی سایه را تبیین کردهاند عبارتند از: مارکسیسم، نظریه انتقادی، نظریه مقاومت، نظریه نیچه و روانکاوی.
تجربۀ فعالیت تشکلی دختران دانشجو در دهههای هشتاد و نود شمسی با تأکید بر جنسیت
دوره 25، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 51-75
https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2028728.1716
خدیجه کشاورز، مینا عزیزی، شقایق یوسفی مقدم
چکیده مقالۀ حاضر به مطالعۀ تجربیات دخترانی میپردازد که در دهههای هشتاد و نود شمسی عضو انواع تشکلها و انجمنهای دانشجویی بودهاند. در این پژوهش با استفاده از نظریۀ دیدگاه و استراتژی فمینیستی، بهطور هدفمند با 27 نفر از دانشجویان دختر دانشگاههای تهران، امیرکبیر و الزهرا که از اعضای تشکلهای انجمناسلامی، بسیج دانشجویی، شورای صنفی و انجمنهای علمی بودند، مصاحبۀ نیمهساختاریافته انجام شدهاست. تحلیل تماتیک دادهها نشان میدهد که ساختارهای از پیش موجود تشکلها مقوم جنسیتزدگی است و زنان در برهمکنش های تشکلی عمدتاً نادیده گرفته میشوند، در حالی که لابیهای مردانۀ دانشجویان پسر با استادان و مسئولان دانشگاه برسازندۀ موقعیت فرادست و آیندهساز برای آنان است. با آنکه رانت عضویت در تشکلها برای مردان بیشتر است، اما تجربۀ عضویت در انجمنها و تشکلهای دانشجویی برای دختران، حتی در محافظهکارترین آنها، تجربهای توانمندساز است و بهرغم کلیشهها و تبعیضهای جنسیتیِ همچنان موجود، فعالیت تشکلی و نیز تصدی سمتها در میان دختران در دهۀ نود بیشتر شدهاست. با وجود افزایش آگاهیهای جنسیتی در گذر زمان، در سالهای انتهایی دهۀ نود فضای کار تشکلی محدودتر و بستهتر شده است. یافتهها نشان میدهند که رکود و انفعال در حیات انجمنی دانشگاه دختران را بیش از پسران در معرض تجربۀ فشار و طرد قرار میدهد.
تحلیل دیالکتیکی رابطه کارکن و کارفرما در ایران از منظر پارادایم تفسیری پرگمتیستی «مورد پژوهش کارخانه سیمان تهران»
دوره 24، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 53-77
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.2020504.1700
سید مجید خلیلی امین، حسین ابوالحسن تنهایی، مسعود امیر مظاهری
چکیده «تضاد» به عنوان گوهر رابطه کارکن و کارفرما در تمامی گفتمانهای متعارف به شکل دیالکتیکی از نوع قطبی و هگلی آن که اساسا تضاد به تناقض تبدیل میشود وجود دارد. در حالیکه توجه و فهمِ شکلهای مورد نظر زیمل و گورویچ از دیالکتیک، میتواند تغییرات بنیادی در ارتباط کارکن و کارفرما ایجاد کند. کشف، شناخت و بررسیِ زمینه ها و مقوله های موجود و نقش آنها در رابطه کارکن و کارفرما از اهداف این پژوهش است. پژوهش میدانی با راهبرد استقرایی با رویکرد تئوری زمینهای بوده و از ابزارهای مشاهده غیررسمی و به صورت مشارکت کامل پژوهشگر، همچنین تکنیک مصاحبه رسمی و غیررسمی بهره گرفته شده و در تحلیل دادهها از تحلیل موقعیت و تحلیل گفتمان استفاده شده است. نتیجه این پژوهش نشان میدهد که فهمِ نقشها در روابط کارکن و کارفرما و از بین رفتن نگاه تناقضی هر یک از طرفین باعث همفهمی بین کارکن و کارفرما خواهد شد، به معنای دیگر، بوجود آمدن دیالکتیک چند اسلوبی به جای دیالکتیک تک اسلوبی یا قطبی که تضادها و تفاوت ها را به رسمیت شناخته و با درک آن میتوان از استراتژیِ مبارزات دایمی فاصله گرفته و استراتژی چانه زنی را جایگزین آن نمود که این استراتژی میتواند باعث تسهیل در منافع و مطالبات هر دو گروه شود
گرایش به پان ترکیسم در مناطق آذری نشین ایران
دوره 22، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 54-75
https://doi.org/10.22034/jsi.2022.541116.1486
شعبان محمدی، احمد رضایی، نادر رازقی
چکیده قومیت گرایی در آذربایجان خود را در دو برهه زمانی نشان داده است: اول در سال 1324 به شکل فرقه دموکرات آذربایجان که کشور را تا مرز تجزیه پیش برد، و دوم در فعالیتهای حزب خلق مسلمان در اوایل انقلاب اسلامی. بررسی علل شکل گیری چنین رخ دادهایی، برای مدیریت صحیح آنها و همچنین برای حفظ انسجام اجتماعی و وحدت ملی ضروری است. هدف این مقاله مطالعه عوامل موثر بر گرایش به پان ترکیسم در آذربایجان است. بدین منظور، با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای چند مرحله ای، 400 نفر به عنوان نمونه از چهار استان آذزی نشین آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل و زنجان برای مصاحبه انتخاب شدند. تحلیل رگرسیون دادهها نشان داد متغیرهای مطالب نامناسب مطبوعات، محرومیت نسبی، رسانههای خارجی، فعالیت نخبگان قومی، ممنوعیت تدریس زبان ترکی و برخورد با فعالان قومی با متغیر وابسته (پان ترکیسم) رابطه معنادار مستقیمی دارند. توجه صدا وسیما و مطبوعات به حساسیتهای قومی و تولید نکردن برنامه و مطالب توهین آمیز، توجه به مسائل قومی مطرح در قانون اساسی و کاهش محرومیت نسبی میتواند به کاهش این نوع قومیت گرایی در کشور کمک کند.
بازگشت بدن : رد آپاراتوس ها بر وضعیت
دوره 23، شماره 1، بهار 1401، صفحه 54-82
https://doi.org/10.22034/jsi.2022.533587.1453
محمد میرزایی، حسن چاوشیان تبریزی، حمید عباداللهی چنذانق، آرش حیدری
چکیده پرابلماتیک نوشتار حاضر چرخش ماتریالیستی وضعیت در فرایندهای پساجنگ و برآمدن رژیمی سراسر جدید از حقیقت است که منطق معنایی آن برتمام وضعیت حاکم است. دراین میان هرآنچه هستی متعینی یافته است درحکم دادهای ثانوی و همچون متافوری است که در پس آن و به گونهای بسگانه میتوان رد و اثرهای صامت و خاکستری این چرخش معنایی– فضایی را رویت پذیر ساخت. این نوشتار میکوشد به طرزی تبارشناسانه و با اتکا به تحلیل رو به پس، ضمن ترسیم مسیرهای روبه زوال سامانه های معناساز پیشین از خلال استلزامات همنشینی زنجیرهای از عناصر ناهمگون نظیر جنگ، تحریم، کردارهای سیاسی و اجتماعی، مطالبات زنان و منازعات معرفت شناسانه، شرایط امکان این رژیم جدید حقیقت را در ابژهی بدن و ایجابیت آن بازسازی کند. این بازسازی به برهمکنش انبوه های از رویدادهای تاریخی حاضر در فضا و بالاخص فاکتورهای تغییردهندهی الگوی بار بیماریها درفضای پساجنگ مرکزیت میبخشد که با فراهم سازی شرایط اتصال کردارهای سیاسی و گفتارهای پزشکی درگرهگاه ایجاد شهر سالم و مدیریت بر آن و به میانجی ابداع قسمی جدید از سوژهمندی و حقیقت، سوژه های پساانقلابی را با راندن بههزارتوی آپاراتوسهای دولتی، منقاد و مطیع میسازند
آموزش عالی ایران و محیطزیست پایدار از نگاه آگاهان کلیدی
دوره 23، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 57-79
https://doi.org/10.22034/jsi.2023.553686.1576
صادق جهانبخش گنجه، فاطمه جواهری، صادق صالحی
چکیده در ایران مانند سایر جوامع همراهی با فرایند جهانیشدن و همچنین روند توسعه کشور، ضریب بهرهگیری از طبیعت و احتمال آسیب رساندن به آن را شدت بخشیده است. انتظار میرود نهاد تعلیم و تربیت و بهویژه آموزش عالی در راستای فرهنگسازی برای استفاده بهینه از طبیعت و تحقق محیطزیست سالم و پایدار فعالیت کند. به این دلیل متن حاضر بر این هدف متمرکز است که نشان دهد آموزش عالی ایران چگونه به مقوله محیطزیست پرداخته است. این مطالعه از حیث نظری بر آراء جان هانیگن و از جهت اسلوب تحقیق بر روش تحلیل مضمون استوار است. مشارکتکنندگان در پژوهش شامل ده تن از مدیران وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و همچنین کارگزاران سازمان حفاظت از محیطزیست هستند که بهصورت نمونهگیری نظری و هدفمند انتخاب شدند و مورد مصاحبه عمیق قرار گرفتند. در وهله اول پاسخگویان به این واقعیت اشاره داشتند که اگر الگوی هانیگن مبنای داوری باشد وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در مورد پایداری محیطزیست فعالیت خاصی انجام نداده است. در مرحله دوم در پاسخ به این پرسش که وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در این زمینه اساساً چه نوع فعالیتی میتواند انجام دهد نکته و نظرهایی پیشنهاد شد. دادهها با استفاده از نرمافزار مک کیودا تجزیهوتحلیل شد. در وهله اول از یافتههای بهدستآمده 99 کد استخراج شد، سپس با طبقهبندی کدها 13 مقوله شامل مداخله برنامهریزیشده حاکمیت، توجه به اصل پیوستگی فرهنگی، آمایش سرزمینی، آگاهی بخشی و آموزش عمومی، گفتمان سازی در دانشگاهها، تقویت تشکلهای مدنی، اولویت بخشیدن به پژوهش درباره محیطزیست پایدار، تدوین برنامه های آموزشی محیطزیست محور، تقویت همکاری بین بخشی در راستای محیطزیست پایدار، بهره گیری از نقش متخصصان، ظرفیت سازی از طریق رسانه ها و مدیریت سبز شناسایی و برجسته سازی شد.
استفاده خبرنگاران ایرانی از ابزارهای هوش مصنوعی
دوره 25، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 59-87
https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2062439.1791
اکبر منتشلو، حسینعلی قجری، زهرا محمدی
چکیده مقاله حاضر با هدف بررسی و تحلیل استفاده خبرنگاران ایرانی از ابزارهای هوش مصنوعی و شناسایی عوامل مؤثر بر آن برطبق مدل توسعهیافته نظریه یکپارچه پذیرش و استفاده از فناوری به عنوان یکی از مدلهای جامع و معتبر در بررسی پذیرش فناوریهای جدید، انجام شدهاست. این مدل به دلیل در نظر گرفتن طیف وسیعی از عوامل فردی و اجتماعی برای این تحلیل مناسب تشخیص داده شد.
روش پژوهش این مقاله پیمایشی است. دادهها از طریق پرسشنامه تطبیق یافته استاندارد گردآوری شدهاند. جامعه آماری شامل خبرنگاران فعال در خبرگزاریهای شهر تهران است و با استفاده از فرمول کوکران اصلاح شده نمونهای 200 نفره به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب و در تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزار SPSS استفاده شدهاست.
یافتههای پژوهش بیانگر این است که سطح آشنایی و استفاده خبرنگاران از ابزارهای هوش مصنوعی نسبتاً پایین است. عوامل متفاوتی نظیر انتظار عملکرد، انتظار تلاش، تأثیر اجتماعی، شرایط تسهیلکننده، انگیزه لذتجویانه، قیمت/هزینه و قصد بهطور معناداری بر استفاده واقعی از این فناوری تأثیر دارند.
نتایج پژوهش نشاندهنده این است که در حالیکه خبرنگاران ایرانی نسبت به استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی نگرش مثبتی دارند، در عمل هنوز از این فناوری بهره زیادی نمیبرند. این موضوع بازگوی شکاف بین پتانسیل بالقوه و کاربرد واقعی هوش مصنوعی در صنعت رسانه ایران است.
واکاوی تاریخیِ فهم از آثار ترجمه شده ماکس وبر به زبان فارسی
دوره 25، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 65-88
https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2030075.1719
علی یعقوبی چوبری
چکیده ماکس وبر متفکری چندرشتهای است. هدف این مقاله بررسی تاریخی فهم از آثار ماکس وبر در ایران است. مسأله اصلی تحقیق این است که ماکس وبر چگونه در دورههای مختلف تاریخی در ایران روایت شده است؟ برمبنای یافتههای تحقیق فهم ماکس وبر در ایران در دورههای مختلف یکدست نیست. در دورۀ نخست و در ابتدای تأسیس جامعهشناسی در ایران که همزمان با غلبۀ گفتمان کنتی-دورکیمی است، ماکس وبر جایگاه قابلتوجهی در فضای دانشگاهی و حتی غیرآکادمیک نداشته است. در دوره دوم علاوه بر روایت و گفتمان پوزیتیویستی(دورکیمی) گفتمان مارکسیستی در ایران توسعه یافت و بهتدریج از برخی مفاهیم وبری و اندیشههای او برای تبیین وقایع تاریخی استفاده شد. در دورۀ سوم تحولات زیادی در عرصه داخلی و بینالمللی رخ داد. استعارهها و مفاهیم مارکسیستی کاهش و درمقابل مفاهیم وبری رونق بیشتری یافت.
نقد آیندهپژوهی در علوم اجتماعی (با تأکید بر ایران)
دوره 22، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 67-51
https://doi.org/10.22034/jsi.2021.250829
روحالله گلمرادی
چکیده اجتماعی را بررسی و نقد کند. از دو منظر کلی به این نقد پرداخته میشود. نقد روششناختی که مباحث روششناسی و فلسفۀ علوم اجتماعی با تأکید بر رویکرد رئالیسم انتقادی را پیش میکشد و نقدی با رویکرد جامعهشناسی مردممدار. از اینرو میتوان این دو پرسش را مطرح کرد: نخست اینکه آیا آیندهپژوهی در مقام یک شاخه یا رویکرد علمی قادر است علم معتبر به دست دهد؟ دوم اینکه از رویکرد جامعهشناسی مردممدار چه نقدی بر آیندهپژوهی وارد است؟ خلاصۀ یافته های مقاله این است که در پاسخ به پرسش اول باید گفت آینده پژوهی در علوم اجتماعی که موضوعش سیستمهای باز و کلان، ساختارهای پیچیده و کنشگران نیت مند و بااراده است کارایی اندکی دارد و در نقد جامعه شناسی مردم مدار بر آینده پژوهی باید گفت به رغم ادعای آشکار آینده پژوهی و آینده پژوهان برای ساخت جهانی بهتر و عادلانه تر، آنها همواره در خدمت دولت و بازاری بوده اند که وضع کنونی را به وجود آوردهاند.
تأملی بر الگوی فرایندیِ مواجهه با مسئلهی وضعیت جامعهشناسی در ایران
دوره 24، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 69-103
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.548683.1535
ثریا معمار، علی خسروی
چکیده مشارکت کنندگان دانشگاهی، الگویی متناقض را در مواجهه با مسئله وضعیت جامعه شناسی در ایران، در پیش گرفته اند. آنان بنا بر غلبه نظریه های برساختگرا در فضای آکادمیک، از حیث توصیفی، به برساختی بودن مسئله مذکور اذعان دارند و از حیث شناختی، بنا بر ملاحظاتی چون امکان تشدید ناتوانی سوژه، از ناحیه نسبیگرایی رویکرد برساختی، به سمت رویکرد انتقادی، چرخشی شناختی میکنند؛ اما از حیث رفتاری و عاطفی، به سبب تجربه مداخله بلوکهای قدرت در ایده علم بومی، نه تنها به تاسیس جامعه شناسی بومی رغبتی ندارند بلکه بنا بر رویکردی اثباتی-انتقادی، راه حل را در تطبیق با یک جامعه شناسیِ از پیش مقرر و معیارین جستجو میکنند. بنا برتحقیق حاضر و تحلیل فرایندِ نظریه زمینهای سیستماتیک، این دوگانگی و چرخش از رویکرد برساختگرا به انتقادی، و سپس به پوزتیویستی، بیش از آنکه گویای ضعف نظری مشارکت کنندگان باشد، تابعی از اقدامی سیاست ورزانه و پراگماتیستی، برای نقد محافظه کارانه قدرت در ایران است. گو آنکه اتخاذ این الگوی متناقض میتواند از طریق تشدید عدم پایبندی به سنتهای فکری و پارادایمی، به بازتولیدِ وضعیتِ حال حاضرِ جامعه شناسی در ایران بینجامد.
دینداری در ایران پساانقلابی: سیاست جماعتهای مذهبی
دوره 24، شماره 1، بهار 1402، صفحه 71-96
https://doi.org/10.22034/jsi.2023.1986332.1640
عباس کاظمی، نفیسه حصارکی
چکیده پس از انقلاب اسلامی که نوعی انضباط معطوف به هنجارهای دینی بر فضای عمومی حاکم شد. این سؤال پدید آمد که آیا در جامعۀ پساانقلابی مردم دیندارتر شدهاند؟ پژوهشهایی برای پاسخگویی به این پرسش انجام شدند. عمدۀ این پژوهشها به وجود شکافی در دادههای دینداری اشاره کردهاند. این شکافها از یکسو، میان باورها، تجربهها وعواطف دینی با مناسک جمعی و از سوییدیگر، میان رفتارهای دینی فردی با مناسک دینی جمعی گزارششدهاست و کمتر پژوهشی به شکاف درونی مناسک جمعی پرداختهاست، درحالیکه این شکافی مهم است و به ما امکان میدهد وضعیت دینداری در ایران را به کمک مفاهیمی جز عرفیشدن و خصوصیشدن دینداری تحلیل کنیم. بر اساس تحلیل ثانویۀ دادههای دو پیمایش ملی دینداری در سالهای 90 و 95، اقبال به «مناسک جمعی دومین»قابل توجه است. مبنای اقبال به این نوع مناسک، عاطفه و هیجان است. بنابراین، شاید بتوان وضعیت دینداری در ایران را بر اساس محوریت عواطف و احساسات، بهتر توضیح داد. بر همین مبنا، جماعتهاییدینی شکل گرفتهاند که میتوانند پایگاهی مهم برای بازتولید دستگاه ایدئولوژیک حاکم باشند. در اساس، دوگانۀ جماعتهای دینی و دینداری رسمی همچون دوگانۀ دینداری رسمی و دینداری فردی تصویری واقعنما به دست نمیدهد. وانگهی محوریت میل و احساسات گرچه میتواند به تکوین سوژۀ خلاق در معنای تورنی منجر شود اما با توجه به سیاستگذاری حکومت دینی بر مناسک جمعی دومین بیشتر محتمل است منجر به ادغام فرد در جماعت شود و زمینه رابرای بازتولید دستگاه ایدئولوژیک دولت و تقویت اقتدارگرایی فراهم سازد. بررسی ادبیات دینداری در ایران بر تغییر دستگاههای ایدئولوژیک دولت از تأکید بر عبادات فردی چون نماز و روزه به آیینهای جمعی و فضاهای قدسی دلالت دارد.
تجربه زیسته شهروندان تهرانی از پیامدهای معیشتی و سلامت همه گیری کرونا (زمینه ها، شرایط و شیوههای مقابله)
دوره 23، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 73-97
https://doi.org/10.22034/jsi.2022.554229.1583
فاطمه جواهری، سید حسین سراج زاده، شیرین احمدنیا، احسان امینیان
چکیده نوشتارحاضر گزارشی است از کوششی که برای شناسایی تجربهزیسته تعدادی از شهروندانتهرانی در زمینه پیامدهای همهگیری کرونا در بعد سلامت و معیشت صورت گرفته است. به اینمنظور از روش نظریهزمینهای و تکنیک مصاحبه عمیق نیمهساختاریافته استفاده شده و بر اساس نمونهگیریهدفمند با 15 زن و مرد شاغل و ساکن شهر تهران مصاحبه شده است. پس از تحلیل دادهها، دوازده مقولهاصلی و یک مقولهمرکزی تحت نام «فرسایش سلامت و معیشت در بحران و ناکامی مدیریتتغییر» بهدست آمد. نتایج پژوهش نشان
میدهد همهگیری کرونا، کیفیت کسبمعیشت و نظام سلامت افراد را تحتتأثیر قرار داده و در این دو حوزه پیامدهایی چون آسیبهای جسمی و روانی-عاطفی و نیز آسیبپذیری فرصتهای شغلی و امکان کسبمعیشت بهدنبال داشتهاست. همچنین شرایطعلی و زمینهای چون سازوکارهای درونشغلی، آگاهی از شیوههای پیشگیری و درمانی، تجربه
درگیری بیماری، ارزیابی فرد از شیوه عملکرد دولت و میزان برخورداری از حمایتاجتماعی در مواجهه با این پیامدها موثر بوده است.
گروههای نوپدید معنوی در جهان معاصر ریشههای فکری و مسیر احتمالی
دوره 25، شماره 1، بهار 1403، صفحه 75-98
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.2019341.1692
محمدمسعود سعیدی
چکیده مواجهۀ مناسب با گروههای نوپدید معنوی در جامعۀ معاصر به طوری که بتواند نظم اجتماعی را تضمین کند، مبتنی بر شناخت علمی این پدیدۀ اجتماعی و تشخیص مسیر تحولات احتمالی آنها است. متأثر از روند فزایندۀ جهانیشدن، تحولات نوظهور دینی در حالی که در هر جامعهای عناصری از فرهنگ غالبِ آن جامعه را بازتاب میدهند، دارای ریشههای مشترکی هستند که به تشخیص مسیر تحولات آینده کمک میکنند. در این مقاله، کوشش شده است با بررسی جنبشهای فکری که بر گروههای نوپدید معنوی تأثیرهای تعیینکنندهای داشتهاند، ریشههای تحولات معاصر شناسایی و دربارۀ مسیر آیندۀ آنها گمانهپردازی شود. برای این مقصود، از روش تحلیل و استنتاج منطقی از مهمترین پژوهشهای اجتماعی دربارۀ این موضوع استفاده شده است (فراتحلیل). درمان معنوی، تأکید بر استعدادهای درونی و رویگردانی از یک منبع بیرونی برای رستگاری، به خود انسانی، از مهمترین میراثهای جنبشهای پیشگام بر رشد گروههای نوپدید معنوی بوده است.
تبیین الگوی تبدیل روستا به شهر با تأکید بر حق به سکونتگاههای روستایی (مورد مطالعه: شهر قلعه نو)
دوره 22، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 76-97
https://doi.org/10.22034/jsi.2022.553495.1575
زهره تاج زاده، حسین ایمانی جاجرمی، سید احمد فیروزآبادی، سعید زنگنه شهرکی، حسین میرزایی
چکیده پژوهش حاضر با هدف تبیین الگوی تبدیل روستا به شهر با تأکید بر حق به سکونتگاههای روستایی در شهر قلعه نو انجام شده است. روش مطالعه در این پژوهش، کیفی و مبتنی بر نظریه زمینهای است. برای گردآوری اطلاعات از روش مصاحبه عمیق استفاده شده است. جامعه مورد مطالعه در این پژوهش ساکنان شهر قلعه نو هستند. برای انتخاب جامعه نمونه پژوهش از روشهای نمونهگیری غیراحتمالی مبتنی بر هدف و نمونهگیری نظری استفاده شده است. مصاحبهها تا رسیدن به اشباع نظری (20 نفر) صورت پذیرفت. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار MAXQDA 2020 استفاده شده است. در مرحله استخراج مقولات طی کدگذاری باز و محوری دادهها، کدهای اولیه حاصل از کدگذاری باز طبقهبندی و مقولهبندی شدند. به این ترتیب آن دسته از مقولاتی که رابطه نزدیکی با یکدیگر دارند در یک مقوله اصلی قرار گرفتند. در نتیجه کدگذاری دادهها و فشردهسازی 25 مفهوم در کدگذاری باز، در کدگذاری محوری 5 مقوله اصلی به دست آمد. پیامدهای منفی ساختار اجتماعی و هویتی، مهمترین هدفهای تبدیل روستا به شهر، تغییرات ایجاد شده پس از شهر شدن، تحقق حق به فضای زیست و سازوکارهای حاکم در تبدیل روستا به شهر مقولههای اصلی و محوریاند که بر مبنای آنها نظریه داده بنیاد تحقیق شکل گرفته است
تبیین جامعهشناختی شهروندی محیطزیستی ساکنان شهر شیراز(با تأکید بر سرمایه فرهنگی)
دوره 23، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 76-50
https://doi.org/10.22034/jsi.2022.548604.1546
اصغر میرفردی، درنا سلامتیان، منصور طبیعی، علی یار احمدی
چکیده هدف از انجام این پژوهش، بررسی شهروندی محیطزیستی ساکنان 18 سال به بالای شهر شیراز و ارتباط آن با متغیر سرمایه فرهنگی بود. روش پژوهش، پیمایشی و ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه بود. نمونه مورد مطالعه، 1045 نفر از ساکنان شهر شیراز بودند که با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند. برای ارزیابی اعتبار پرسشنامه از تحلیل عاملی و برای تعیین پایایی آن، از هماهنگی درونی ابزار به روش آلفای کرونباخ استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد متغیرهای سرمایه فرهنگی، طبقه اجتماعی و میزان تحصیلات ارتباط مثبت و معناداری در سطح 99 درصد با متغیر شهروندی محیطزیستی دارند. همچنین، بین وضعیت شهروندی محیطزیستی زنان و مردان تفاوت معناداری وجود دارد. زنان، طبقات اجتماعی بالا و افراد با تحصیلات دکتری شهروندی محیطزیستی قویتری نسبت به سایر گروهها داشتند. در مجموع متغیرهای مستقل 4/21 درصد از تغییرات متغیر وابسته شهروندی محیطزیستی را تبیین میکنند که نشانه اهمیت متغیرهای مورد بررسی است.
واکاوی تجربه زیسته دانشجویان از پدیده خودکشی: پژوهشی پدیدارشناختی
دوره 25، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 77-99
https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2043473.1746
بابک محبیان، علی عیسی زادگان، اسماعیل سلیمانی
چکیده مطالعه حاضر با هدف واکاوی تجربه زیسته داننشجویان دارای تمایل به خودکشی از پدیدهی خودکشی بود. این پژوهش از نوع تفسیری و رویکرد آن کیفی و مطابق با روش پدیدارشناسی انجام شد. مشارکتکنندگان بالقوه پژوهش شامل تمامی دانشجویان شهر مشهد در سال 1403 بود که دارای افکار خودکشی بودند. مشارکتکنندگان پژوهش شامل 11 نفر از دانشجویان شهر مشهد بود که با روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند و نمونهگیری تا حد اشباع نظری ادامه داشت. ابزار گردآوری دادهها، مصاحبهنیمهساختار یافته بود. دادههای حاصل با تکنیک تحلیل مضمون از نوع کلایزی و با استفاده از نرمافزار MAXQDA 2024 انجام شد. قابلیت اعتماد نتایج با ملاکهای لینکلن و گوبا احراز شد. نتایج حاصل از تحلیل مصاحبهها نشان داد که تجربه زیسته دانشجویان از پدیده خودکشی در قالب 4 مضمون سازماندهنده و 16 مضمون پایه قابل طرح است که این مضامین سازماندهنده شامل رنج درونفردی، معنامندی خودکشی، رنج بین فردی و فقدان معنامندی ادراک شده هستند.
مطالعه ساختار سازمانهای صنفی در بازارهای ایران مطالعه موردی: بازار تهران (1906-1800 میلادی)
دوره 24، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 79-101
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.2013038.1679
ساجده علامه، محمدرضا جوادی یگانه
چکیده هدف این مقاله مطالعه چگونگی ساختار سازمانهای صنفی به عنوان یکی از مهمترین سازمانهای گروهی در شهرهای جامعه پیشامدرن ایران است. برای مطالعه این پرسش، از رویکرد «شبکه های حک شده» برگرفته از جامعه شناسی اقتصادی جدید کمک گرفته شده است. روش پژوهش یک مطالعه تاریخی است که یک مطالعه موردی را پیرامون سازمانهای صنفی در مکان بازار تهران در مقطع زمانی 1800-1906 میلادی طراحی میکند. در پی بررسی «فرم حکمرانی» ساختار سازمانهای صنفی بازار تهران در این دوره، سه ویژگی یعنی روابط پایدار، روابط چندوجهی و پیوندهای متقابل، در نظر گرفته شده است. بررسی این ویژگیها نشان داد که سازمانهای صنفی در بازار تهران ساختار شبکهای با فرمهایی از «سلسله مراتب همیارانه» داشتند. این سازمانهای صنفی از بازار مجموعهای منظم از شبکههای سازمانیافته میساخت. بنابراین، بازار تهران قرن نوزدهم تودهای بیشکل و بیقاعده نبود بلکه با دربرگرفتن شبکه های صنفی متشکل و منسجم، یک مجموعه ساختاریافته و منظم را شکل میداد.
