جامعهشناسی برنامه درسی سایه
دوره 25، شماره 1، بهار 1403، صفحه 51-73
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.2019228.1691
مرتضی بازدار قمچی قیه
چکیده هدف پژوهش حاضر این است تا ضمن بررسی آثار و ادبیات پژوهشی، مهم ترین نظریههای جامعهشناسی در ارتباط با برنامه درسی سایه را شناسایی و بررسی کند و ماهیت آن در چشم انداز نظریههای جامعهشناسی بررسی شود. چارچوب نظری این مقاله بر نظریه انتقادی مبتنی است و از نظر روش شناختی یک پژوهش کیفی است که در آن دادهها به شیوه اسنادی گرداوری و بررسی شدهاند.، برنامه درسی سایه از یک طرف به عنوان ابزاری است برای رسیدن اهدافی که از طریق برنامه درسی رسمی قابل تحقق نیست و طراحان و سیاست گذاران به واسطه آن به این اهداف دست مییابند. از طرف دیگر، زبانی است که دانش اموزان و معلمان از آن برای شکستن تابوها، برای بیان معضلات زندگی مدرسهای و اجتماعی بهره میگیرند. آنها میخواهند دغدغههای زندگی خانوادگی، اجتماعی، فرهنگی را برجسته سازند. برنامه درسی سایه از زبان، ذهن، فکر و دل دانش آموزان و معلمان نشات میگیرد. بر اساس نتایج این پژوهش، مهم ترین نظریههای جامعهشناسی که برنامه درسی سایه را تبیین کردهاند عبارتند از: مارکسیسم، نظریه انتقادی، نظریه مقاومت، نظریه نیچه و روانکاوی.
تجربۀ فعالیت تشکلی دختران دانشجو در دهههای هشتاد و نود شمسی با تأکید بر جنسیت
دوره 25، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 51-75
https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2028728.1716
خدیجه کشاورز، مینا عزیزی، شقایق یوسفی مقدم
چکیده مقالۀ حاضر به مطالعۀ تجربیات دخترانی میپردازد که در دهههای هشتاد و نود شمسی عضو انواع تشکلها و انجمنهای دانشجویی بودهاند. در این پژوهش با استفاده از نظریۀ دیدگاه و استراتژی فمینیستی، بهطور هدفمند با 27 نفر از دانشجویان دختر دانشگاههای تهران، امیرکبیر و الزهرا که از اعضای تشکلهای انجمناسلامی، بسیج دانشجویی، شورای صنفی و انجمنهای علمی بودند، مصاحبۀ نیمهساختاریافته انجام شدهاست. تحلیل تماتیک دادهها نشان میدهد که ساختارهای از پیش موجود تشکلها مقوم جنسیتزدگی است و زنان در برهمکنش های تشکلی عمدتاً نادیده گرفته میشوند، در حالی که لابیهای مردانۀ دانشجویان پسر با استادان و مسئولان دانشگاه برسازندۀ موقعیت فرادست و آیندهساز برای آنان است. با آنکه رانت عضویت در تشکلها برای مردان بیشتر است، اما تجربۀ عضویت در انجمنها و تشکلهای دانشجویی برای دختران، حتی در محافظهکارترین آنها، تجربهای توانمندساز است و بهرغم کلیشهها و تبعیضهای جنسیتیِ همچنان موجود، فعالیت تشکلی و نیز تصدی سمتها در میان دختران در دهۀ نود بیشتر شدهاست. با وجود افزایش آگاهیهای جنسیتی در گذر زمان، در سالهای انتهایی دهۀ نود فضای کار تشکلی محدودتر و بستهتر شده است. یافتهها نشان میدهند که رکود و انفعال در حیات انجمنی دانشگاه دختران را بیش از پسران در معرض تجربۀ فشار و طرد قرار میدهد.
تحلیل دیالکتیکی رابطه کارکن و کارفرما در ایران از منظر پارادایم تفسیری پرگمتیستی «مورد پژوهش کارخانه سیمان تهران»
دوره 24، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 53-77
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.2020504.1700
سید مجید خلیلی امین، حسین ابوالحسن تنهایی، مسعود امیر مظاهری
چکیده «تضاد» به عنوان گوهر رابطه کارکن و کارفرما در تمامی گفتمانهای متعارف به شکل دیالکتیکی از نوع قطبی و هگلی آن که اساسا تضاد به تناقض تبدیل میشود وجود دارد. در حالیکه توجه و فهمِ شکلهای مورد نظر زیمل و گورویچ از دیالکتیک، میتواند تغییرات بنیادی در ارتباط کارکن و کارفرما ایجاد کند. کشف، شناخت و بررسیِ زمینه ها و مقوله های موجود و نقش آنها در رابطه کارکن و کارفرما از اهداف این پژوهش است. پژوهش میدانی با راهبرد استقرایی با رویکرد تئوری زمینهای بوده و از ابزارهای مشاهده غیررسمی و به صورت مشارکت کامل پژوهشگر، همچنین تکنیک مصاحبه رسمی و غیررسمی بهره گرفته شده و در تحلیل دادهها از تحلیل موقعیت و تحلیل گفتمان استفاده شده است. نتیجه این پژوهش نشان میدهد که فهمِ نقشها در روابط کارکن و کارفرما و از بین رفتن نگاه تناقضی هر یک از طرفین باعث همفهمی بین کارکن و کارفرما خواهد شد، به معنای دیگر، بوجود آمدن دیالکتیک چند اسلوبی به جای دیالکتیک تک اسلوبی یا قطبی که تضادها و تفاوت ها را به رسمیت شناخته و با درک آن میتوان از استراتژیِ مبارزات دایمی فاصله گرفته و استراتژی چانه زنی را جایگزین آن نمود که این استراتژی میتواند باعث تسهیل در منافع و مطالبات هر دو گروه شود
گرایش به پان ترکیسم در مناطق آذری نشین ایران
دوره 22، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 54-75
https://doi.org/10.22034/jsi.2022.541116.1486
شعبان محمدی، احمد رضایی، نادر رازقی
چکیده قومیت گرایی در آذربایجان خود را در دو برهه زمانی نشان داده است: اول در سال 1324 به شکل فرقه دموکرات آذربایجان که کشور را تا مرز تجزیه پیش برد، و دوم در فعالیتهای حزب خلق مسلمان در اوایل انقلاب اسلامی. بررسی علل شکل گیری چنین رخ دادهایی، برای مدیریت صحیح آنها و همچنین برای حفظ انسجام اجتماعی و وحدت ملی ضروری است. هدف این مقاله مطالعه عوامل موثر بر گرایش به پان ترکیسم در آذربایجان است. بدین منظور، با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای چند مرحله ای، 400 نفر به عنوان نمونه از چهار استان آذزی نشین آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل و زنجان برای مصاحبه انتخاب شدند. تحلیل رگرسیون دادهها نشان داد متغیرهای مطالب نامناسب مطبوعات، محرومیت نسبی، رسانههای خارجی، فعالیت نخبگان قومی، ممنوعیت تدریس زبان ترکی و برخورد با فعالان قومی با متغیر وابسته (پان ترکیسم) رابطه معنادار مستقیمی دارند. توجه صدا وسیما و مطبوعات به حساسیتهای قومی و تولید نکردن برنامه و مطالب توهین آمیز، توجه به مسائل قومی مطرح در قانون اساسی و کاهش محرومیت نسبی میتواند به کاهش این نوع قومیت گرایی در کشور کمک کند.
بازگشت بدن : رد آپاراتوس ها بر وضعیت
دوره 23، شماره 1، بهار 1401، صفحه 54-82
https://doi.org/10.22034/jsi.2022.533587.1453
محمد میرزایی، حسن چاوشیان تبریزی، حمید عباداللهی چنذانق، آرش حیدری
چکیده پرابلماتیک نوشتار حاضر چرخش ماتریالیستی وضعیت در فرایندهای پساجنگ و برآمدن رژیمی سراسر جدید از حقیقت است که منطق معنایی آن برتمام وضعیت حاکم است. دراین میان هرآنچه هستی متعینی یافته است درحکم دادهای ثانوی و همچون متافوری است که در پس آن و به گونهای بسگانه میتوان رد و اثرهای صامت و خاکستری این چرخش معنایی– فضایی را رویت پذیر ساخت. این نوشتار میکوشد به طرزی تبارشناسانه و با اتکا به تحلیل رو به پس، ضمن ترسیم مسیرهای روبه زوال سامانه های معناساز پیشین از خلال استلزامات همنشینی زنجیرهای از عناصر ناهمگون نظیر جنگ، تحریم، کردارهای سیاسی و اجتماعی، مطالبات زنان و منازعات معرفت شناسانه، شرایط امکان این رژیم جدید حقیقت را در ابژهی بدن و ایجابیت آن بازسازی کند. این بازسازی به برهمکنش انبوه های از رویدادهای تاریخی حاضر در فضا و بالاخص فاکتورهای تغییردهندهی الگوی بار بیماریها درفضای پساجنگ مرکزیت میبخشد که با فراهم سازی شرایط اتصال کردارهای سیاسی و گفتارهای پزشکی درگرهگاه ایجاد شهر سالم و مدیریت بر آن و به میانجی ابداع قسمی جدید از سوژهمندی و حقیقت، سوژه های پساانقلابی را با راندن بههزارتوی آپاراتوسهای دولتی، منقاد و مطیع میسازند
آموزش عالی ایران و محیطزیست پایدار از نگاه آگاهان کلیدی
دوره 23، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 57-79
https://doi.org/10.22034/jsi.2023.553686.1576
صادق جهانبخش گنجه، فاطمه جواهری، صادق صالحی
چکیده در ایران مانند سایر جوامع همراهی با فرایند جهانیشدن و همچنین روند توسعه کشور، ضریب بهرهگیری از طبیعت و احتمال آسیب رساندن به آن را شدت بخشیده است. انتظار میرود نهاد تعلیم و تربیت و بهویژه آموزش عالی در راستای فرهنگسازی برای استفاده بهینه از طبیعت و تحقق محیطزیست سالم و پایدار فعالیت کند. به این دلیل متن حاضر بر این هدف متمرکز است که نشان دهد آموزش عالی ایران چگونه به مقوله محیطزیست پرداخته است. این مطالعه از حیث نظری بر آراء جان هانیگن و از جهت اسلوب تحقیق بر روش تحلیل مضمون استوار است. مشارکتکنندگان در پژوهش شامل ده تن از مدیران وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و همچنین کارگزاران سازمان حفاظت از محیطزیست هستند که بهصورت نمونهگیری نظری و هدفمند انتخاب شدند و مورد مصاحبه عمیق قرار گرفتند. در وهله اول پاسخگویان به این واقعیت اشاره داشتند که اگر الگوی هانیگن مبنای داوری باشد وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در مورد پایداری محیطزیست فعالیت خاصی انجام نداده است. در مرحله دوم در پاسخ به این پرسش که وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در این زمینه اساساً چه نوع فعالیتی میتواند انجام دهد نکته و نظرهایی پیشنهاد شد. دادهها با استفاده از نرمافزار مک کیودا تجزیهوتحلیل شد. در وهله اول از یافتههای بهدستآمده 99 کد استخراج شد، سپس با طبقهبندی کدها 13 مقوله شامل مداخله برنامهریزیشده حاکمیت، توجه به اصل پیوستگی فرهنگی، آمایش سرزمینی، آگاهی بخشی و آموزش عمومی، گفتمان سازی در دانشگاهها، تقویت تشکلهای مدنی، اولویت بخشیدن به پژوهش درباره محیطزیست پایدار، تدوین برنامه های آموزشی محیطزیست محور، تقویت همکاری بین بخشی در راستای محیطزیست پایدار، بهره گیری از نقش متخصصان، ظرفیت سازی از طریق رسانه ها و مدیریت سبز شناسایی و برجسته سازی شد.
واکاوی تاریخیِ فهم از آثار ترجمه شده ماکس وبر به زبان فارسی
دوره 25، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 65-88
https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2030075.1719
علی یعقوبی چوبری
چکیده ماکس وبر متفکری چندرشتهای است. هدف این مقاله بررسی تاریخی فهم از آثار ماکس وبر در ایران است. مسأله اصلی تحقیق این است که ماکس وبر چگونه در دورههای مختلف تاریخی در ایران روایت شده است؟ برمبنای یافتههای تحقیق فهم ماکس وبر در ایران در دورههای مختلف یکدست نیست. در دورۀ نخست و در ابتدای تأسیس جامعهشناسی در ایران که همزمان با غلبۀ گفتمان کنتی-دورکیمی است، ماکس وبر جایگاه قابلتوجهی در فضای دانشگاهی و حتی غیرآکادمیک نداشته است. در دوره دوم علاوه بر روایت و گفتمان پوزیتیویستی(دورکیمی) گفتمان مارکسیستی در ایران توسعه یافت و بهتدریج از برخی مفاهیم وبری و اندیشههای او برای تبیین وقایع تاریخی استفاده شد. در دورۀ سوم تحولات زیادی در عرصه داخلی و بینالمللی رخ داد. استعارهها و مفاهیم مارکسیستی کاهش و درمقابل مفاهیم وبری رونق بیشتری یافت.
نقد آیندهپژوهی در علوم اجتماعی (با تأکید بر ایران)
دوره 22، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 67-51
https://doi.org/10.22034/jsi.2021.250829
روحالله گلمرادی
چکیده اجتماعی را بررسی و نقد کند. از دو منظر کلی به این نقد پرداخته میشود. نقد روششناختی که مباحث روششناسی و فلسفۀ علوم اجتماعی با تأکید بر رویکرد رئالیسم انتقادی را پیش میکشد و نقدی با رویکرد جامعهشناسی مردممدار. از اینرو میتوان این دو پرسش را مطرح کرد: نخست اینکه آیا آیندهپژوهی در مقام یک شاخه یا رویکرد علمی قادر است علم معتبر به دست دهد؟ دوم اینکه از رویکرد جامعهشناسی مردممدار چه نقدی بر آیندهپژوهی وارد است؟ خلاصۀ یافته های مقاله این است که در پاسخ به پرسش اول باید گفت آینده پژوهی در علوم اجتماعی که موضوعش سیستمهای باز و کلان، ساختارهای پیچیده و کنشگران نیت مند و بااراده است کارایی اندکی دارد و در نقد جامعه شناسی مردم مدار بر آینده پژوهی باید گفت به رغم ادعای آشکار آینده پژوهی و آینده پژوهان برای ساخت جهانی بهتر و عادلانه تر، آنها همواره در خدمت دولت و بازاری بوده اند که وضع کنونی را به وجود آوردهاند.
تأملی بر الگوی فرایندیِ مواجهه با مسئلهی وضعیت جامعهشناسی در ایران
دوره 24، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 69-103
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.548683.1535
ثریا معمار، علی خسروی
چکیده مشارکت کنندگان دانشگاهی، الگویی متناقض را در مواجهه با مسئله وضعیت جامعه شناسی در ایران، در پیش گرفته اند. آنان بنا بر غلبه نظریه های برساختگرا در فضای آکادمیک، از حیث توصیفی، به برساختی بودن مسئله مذکور اذعان دارند و از حیث شناختی، بنا بر ملاحظاتی چون امکان تشدید ناتوانی سوژه، از ناحیه نسبیگرایی رویکرد برساختی، به سمت رویکرد انتقادی، چرخشی شناختی میکنند؛ اما از حیث رفتاری و عاطفی، به سبب تجربه مداخله بلوکهای قدرت در ایده علم بومی، نه تنها به تاسیس جامعه شناسی بومی رغبتی ندارند بلکه بنا بر رویکردی اثباتی-انتقادی، راه حل را در تطبیق با یک جامعه شناسیِ از پیش مقرر و معیارین جستجو میکنند. بنا برتحقیق حاضر و تحلیل فرایندِ نظریه زمینهای سیستماتیک، این دوگانگی و چرخش از رویکرد برساختگرا به انتقادی، و سپس به پوزتیویستی، بیش از آنکه گویای ضعف نظری مشارکت کنندگان باشد، تابعی از اقدامی سیاست ورزانه و پراگماتیستی، برای نقد محافظه کارانه قدرت در ایران است. گو آنکه اتخاذ این الگوی متناقض میتواند از طریق تشدید عدم پایبندی به سنتهای فکری و پارادایمی، به بازتولیدِ وضعیتِ حال حاضرِ جامعه شناسی در ایران بینجامد.
دینداری در ایران پساانقلابی: سیاست جماعتهای مذهبی
دوره 24، شماره 1، بهار 1402، صفحه 71-96
https://doi.org/10.22034/jsi.2023.1986332.1640
عباس کاظمی، نفیسه حصارکی
چکیده پس از انقلاب اسلامی که نوعی انضباط معطوف به هنجارهای دینی بر فضای عمومی حاکم شد. این سؤال پدید آمد که آیا در جامعۀ پساانقلابی مردم دیندارتر شدهاند؟ پژوهشهایی برای پاسخگویی به این پرسش انجام شدند. عمدۀ این پژوهشها به وجود شکافی در دادههای دینداری اشاره کردهاند. این شکافها از یکسو، میان باورها، تجربهها وعواطف دینی با مناسک جمعی و از سوییدیگر، میان رفتارهای دینی فردی با مناسک دینی جمعی گزارششدهاست و کمتر پژوهشی به شکاف درونی مناسک جمعی پرداختهاست، درحالیکه این شکافی مهم است و به ما امکان میدهد وضعیت دینداری در ایران را به کمک مفاهیمی جز عرفیشدن و خصوصیشدن دینداری تحلیل کنیم. بر اساس تحلیل ثانویۀ دادههای دو پیمایش ملی دینداری در سالهای 90 و 95، اقبال به «مناسک جمعی دومین»قابل توجه است. مبنای اقبال به این نوع مناسک، عاطفه و هیجان است. بنابراین، شاید بتوان وضعیت دینداری در ایران را بر اساس محوریت عواطف و احساسات، بهتر توضیح داد. بر همین مبنا، جماعتهاییدینی شکل گرفتهاند که میتوانند پایگاهی مهم برای بازتولید دستگاه ایدئولوژیک حاکم باشند. در اساس، دوگانۀ جماعتهای دینی و دینداری رسمی همچون دوگانۀ دینداری رسمی و دینداری فردی تصویری واقعنما به دست نمیدهد. وانگهی محوریت میل و احساسات گرچه میتواند به تکوین سوژۀ خلاق در معنای تورنی منجر شود اما با توجه به سیاستگذاری حکومت دینی بر مناسک جمعی دومین بیشتر محتمل است منجر به ادغام فرد در جماعت شود و زمینه رابرای بازتولید دستگاه ایدئولوژیک دولت و تقویت اقتدارگرایی فراهم سازد. بررسی ادبیات دینداری در ایران بر تغییر دستگاههای ایدئولوژیک دولت از تأکید بر عبادات فردی چون نماز و روزه به آیینهای جمعی و فضاهای قدسی دلالت دارد.
تجربه زیسته شهروندان تهرانی از پیامدهای معیشتی و سلامت همه گیری کرونا (زمینه ها، شرایط و شیوههای مقابله)
دوره 23، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 73-97
https://doi.org/10.22034/jsi.2022.554229.1583
فاطمه جواهری، سید حسین سراج زاده، شیرین احمدنیا، احسان امینیان
چکیده نوشتارحاضر گزارشی است از کوششی که برای شناسایی تجربهزیسته تعدادی از شهروندانتهرانی در زمینه پیامدهای همهگیری کرونا در بعد سلامت و معیشت صورت گرفته است. به اینمنظور از روش نظریهزمینهای و تکنیک مصاحبه عمیق نیمهساختاریافته استفاده شده و بر اساس نمونهگیریهدفمند با 15 زن و مرد شاغل و ساکن شهر تهران مصاحبه شده است. پس از تحلیل دادهها، دوازده مقولهاصلی و یک مقولهمرکزی تحت نام «فرسایش سلامت و معیشت در بحران و ناکامی مدیریتتغییر» بهدست آمد. نتایج پژوهش نشان
میدهد همهگیری کرونا، کیفیت کسبمعیشت و نظام سلامت افراد را تحتتأثیر قرار داده و در این دو حوزه پیامدهایی چون آسیبهای جسمی و روانی-عاطفی و نیز آسیبپذیری فرصتهای شغلی و امکان کسبمعیشت بهدنبال داشتهاست. همچنین شرایطعلی و زمینهای چون سازوکارهای درونشغلی، آگاهی از شیوههای پیشگیری و درمانی، تجربه
درگیری بیماری، ارزیابی فرد از شیوه عملکرد دولت و میزان برخورداری از حمایتاجتماعی در مواجهه با این پیامدها موثر بوده است.
گروههای نوپدید معنوی در جهان معاصر ریشههای فکری و مسیر احتمالی
دوره 25، شماره 1، بهار 1403، صفحه 75-98
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.2019341.1692
محمدمسعود سعیدی
چکیده مواجهۀ مناسب با گروههای نوپدید معنوی در جامعۀ معاصر به طوری که بتواند نظم اجتماعی را تضمین کند، مبتنی بر شناخت علمی این پدیدۀ اجتماعی و تشخیص مسیر تحولات احتمالی آنها است. متأثر از روند فزایندۀ جهانیشدن، تحولات نوظهور دینی در حالی که در هر جامعهای عناصری از فرهنگ غالبِ آن جامعه را بازتاب میدهند، دارای ریشههای مشترکی هستند که به تشخیص مسیر تحولات آینده کمک میکنند. در این مقاله، کوشش شده است با بررسی جنبشهای فکری که بر گروههای نوپدید معنوی تأثیرهای تعیینکنندهای داشتهاند، ریشههای تحولات معاصر شناسایی و دربارۀ مسیر آیندۀ آنها گمانهپردازی شود. برای این مقصود، از روش تحلیل و استنتاج منطقی از مهمترین پژوهشهای اجتماعی دربارۀ این موضوع استفاده شده است (فراتحلیل). درمان معنوی، تأکید بر استعدادهای درونی و رویگردانی از یک منبع بیرونی برای رستگاری، به خود انسانی، از مهمترین میراثهای جنبشهای پیشگام بر رشد گروههای نوپدید معنوی بوده است.
تبیین الگوی تبدیل روستا به شهر با تأکید بر حق به سکونتگاههای روستایی (مورد مطالعه: شهر قلعه نو)
دوره 22، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 76-97
https://doi.org/10.22034/jsi.2022.553495.1575
زهره تاج زاده، حسین ایمانی جاجرمی، سید احمد فیروزآبادی، سعید زنگنه شهرکی، حسین میرزایی
چکیده پژوهش حاضر با هدف تبیین الگوی تبدیل روستا به شهر با تأکید بر حق به سکونتگاههای روستایی در شهر قلعه نو انجام شده است. روش مطالعه در این پژوهش، کیفی و مبتنی بر نظریه زمینهای است. برای گردآوری اطلاعات از روش مصاحبه عمیق استفاده شده است. جامعه مورد مطالعه در این پژوهش ساکنان شهر قلعه نو هستند. برای انتخاب جامعه نمونه پژوهش از روشهای نمونهگیری غیراحتمالی مبتنی بر هدف و نمونهگیری نظری استفاده شده است. مصاحبهها تا رسیدن به اشباع نظری (20 نفر) صورت پذیرفت. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار MAXQDA 2020 استفاده شده است. در مرحله استخراج مقولات طی کدگذاری باز و محوری دادهها، کدهای اولیه حاصل از کدگذاری باز طبقهبندی و مقولهبندی شدند. به این ترتیب آن دسته از مقولاتی که رابطه نزدیکی با یکدیگر دارند در یک مقوله اصلی قرار گرفتند. در نتیجه کدگذاری دادهها و فشردهسازی 25 مفهوم در کدگذاری باز، در کدگذاری محوری 5 مقوله اصلی به دست آمد. پیامدهای منفی ساختار اجتماعی و هویتی، مهمترین هدفهای تبدیل روستا به شهر، تغییرات ایجاد شده پس از شهر شدن، تحقق حق به فضای زیست و سازوکارهای حاکم در تبدیل روستا به شهر مقولههای اصلی و محوریاند که بر مبنای آنها نظریه داده بنیاد تحقیق شکل گرفته است
تبیین جامعهشناختی شهروندی محیطزیستی ساکنان شهر شیراز(با تأکید بر سرمایه فرهنگی)
دوره 23، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 76-50
https://doi.org/10.22034/jsi.2022.548604.1546
اصغر میرفردی، درنا سلامتیان، منصور طبیعی، علی یار احمدی
چکیده هدف از انجام این پژوهش، بررسی شهروندی محیطزیستی ساکنان 18 سال به بالای شهر شیراز و ارتباط آن با متغیر سرمایه فرهنگی بود. روش پژوهش، پیمایشی و ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه بود. نمونه مورد مطالعه، 1045 نفر از ساکنان شهر شیراز بودند که با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند. برای ارزیابی اعتبار پرسشنامه از تحلیل عاملی و برای تعیین پایایی آن، از هماهنگی درونی ابزار به روش آلفای کرونباخ استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد متغیرهای سرمایه فرهنگی، طبقه اجتماعی و میزان تحصیلات ارتباط مثبت و معناداری در سطح 99 درصد با متغیر شهروندی محیطزیستی دارند. همچنین، بین وضعیت شهروندی محیطزیستی زنان و مردان تفاوت معناداری وجود دارد. زنان، طبقات اجتماعی بالا و افراد با تحصیلات دکتری شهروندی محیطزیستی قویتری نسبت به سایر گروهها داشتند. در مجموع متغیرهای مستقل 4/21 درصد از تغییرات متغیر وابسته شهروندی محیطزیستی را تبیین میکنند که نشانه اهمیت متغیرهای مورد بررسی است.
واکاوی تجربه زیسته دانشجویان از پدیده خودکشی: پژوهشی پدیدارشناختی
دوره 25، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 77-99
https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2043473.1746
بابک محبیان، علی عیسی زادگان، اسماعیل سلیمانی
چکیده مطالعه حاضر با هدف واکاوی تجربه زیسته داننشجویان دارای تمایل به خودکشی از پدیدهی خودکشی بود. این پژوهش از نوع تفسیری و رویکرد آن کیفی و مطابق با روش پدیدارشناسی انجام شد. مشارکتکنندگان بالقوه پژوهش شامل تمامی دانشجویان شهر مشهد در سال 1403 بود که دارای افکار خودکشی بودند. مشارکتکنندگان پژوهش شامل 11 نفر از دانشجویان شهر مشهد بود که با روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند و نمونهگیری تا حد اشباع نظری ادامه داشت. ابزار گردآوری دادهها، مصاحبهنیمهساختار یافته بود. دادههای حاصل با تکنیک تحلیل مضمون از نوع کلایزی و با استفاده از نرمافزار MAXQDA 2024 انجام شد. قابلیت اعتماد نتایج با ملاکهای لینکلن و گوبا احراز شد. نتایج حاصل از تحلیل مصاحبهها نشان داد که تجربه زیسته دانشجویان از پدیده خودکشی در قالب 4 مضمون سازماندهنده و 16 مضمون پایه قابل طرح است که این مضامین سازماندهنده شامل رنج درونفردی، معنامندی خودکشی، رنج بین فردی و فقدان معنامندی ادراک شده هستند.
مطالعه ساختار سازمانهای صنفی در بازارهای ایران مطالعه موردی: بازار تهران (1906-1800 میلادی)
دوره 24، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 79-101
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.2013038.1679
ساجده علامه، محمدرضا جوادی یگانه
چکیده هدف این مقاله مطالعه چگونگی ساختار سازمانهای صنفی به عنوان یکی از مهمترین سازمانهای گروهی در شهرهای جامعه پیشامدرن ایران است. برای مطالعه این پرسش، از رویکرد «شبکه های حک شده» برگرفته از جامعه شناسی اقتصادی جدید کمک گرفته شده است. روش پژوهش یک مطالعه تاریخی است که یک مطالعه موردی را پیرامون سازمانهای صنفی در مکان بازار تهران در مقطع زمانی 1800-1906 میلادی طراحی میکند. در پی بررسی «فرم حکمرانی» ساختار سازمانهای صنفی بازار تهران در این دوره، سه ویژگی یعنی روابط پایدار، روابط چندوجهی و پیوندهای متقابل، در نظر گرفته شده است. بررسی این ویژگیها نشان داد که سازمانهای صنفی در بازار تهران ساختار شبکهای با فرمهایی از «سلسله مراتب همیارانه» داشتند. این سازمانهای صنفی از بازار مجموعهای منظم از شبکههای سازمانیافته میساخت. بنابراین، بازار تهران قرن نوزدهم تودهای بیشکل و بیقاعده نبود بلکه با دربرگرفتن شبکه های صنفی متشکل و منسجم، یک مجموعه ساختاریافته و منظم را شکل میداد.
آرایش جدید بدن مجرمان در آستانهی مشروطیت نشانهشناسی تصاویر زندانیان و اعدامیان دورهی ناصری تا انقلاب مشروطه
دوره 24، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 79-109
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.2014250.1674
ساجده عرفانی، آرش حیدری
چکیده دوربین عکاسی در زمان محمدشاه قاجار و به همت او وارد ایران شد و دو دهه بعد با حمایتهای ناصرالدینشاه مجموعهتصاویر عظیمی توسط او و زیر سایهی خودش -توسط عکاسانی دیگر- تولید شدند. تاریخ عکاسی ایران با سوژههای منتخب ناصرالدینشاه و عکاسان زمان او پیوند محکمی دارد. انتخاب موضوعات عکاسی مهمتر از آنکه علاقهی شاه و سرگرمی او باشد، از شرایط اجتماعی دوران و تحولاتی که در حال وقوع بود، بسیار تأثیر میپذیرفت. ورود به دنیای جدیدی از ثبت تصویر که تا پیش از این تنها از طریق نقاشی ممکن بود، با تحولاتی اجتماعی در ایران همراه شد؛ از جملهی این دگرگونیها، تغییر در آیین کیفری و مواجهه با مجرم است. عکسهای بهجامانده از این دوران، نشانگر این است که مفهومی تحت عنوان زندانی یا مجرم و متهم اساساً واجد نوع دیگری از انضباط شده و در حال عبور از نظم پیشین است. سوژهی زندانی در کنار موضوعاتی مثل زنان، درباریان و... اهمیت یافته است و آرایش تن او نشانی از خشونت عریان حاکم را بر خود ندارد. زمان ثبت این تصاویر فاصلهی چندانی با وقوع انقلاب مشروطیت و تغییرات گستردهتری که رقم زد، ندارد. دگرگونیهای کیفری را عموماً به بعد از انقلاب منسوب میدانند؛ اما عکسها نشان میدهند خاستگاه این تغییر به شکل جدی در دوران ناصرالدینشاه بوده و پس از او ادامه داشته است. این مقاله در پی آن است تا با روش نشانهشناسی تاریخیِ تصاویر زندانیان به این سؤال پاسخ دهد که بدن مجرم در سالهای منتهی به انقلاب مشروطیت چه آرایش جدیدی پیدا کرده و این امر چگونه ممکن شده است. بررسی و دستهبندی این تصاویر، ظهور متخصصهای جدیدی در ردیف پزشکان و کشیشان را نشان میدهد که آن عکاسان هستند. در این سازوکار جدید انضباطی، مستقیماً با آمران شکنجه مواجه نیستیم؛ بلکه عکاسی همراستا با صحنهآرایی و چیدمان اعمال شکنجه، مجریان اصلی را از دیدهها پنهان میکند و با حذف صحنههای خشن تعذیب و نشانههای آن، از شدت موضوع میکاهد.
روحانیان کُرد اهل سنت و دغدغۀ شناسایی: مطالعۀ کیفی کنشورزی سیاسی روحانیان اهل سنت در کُردستان ایران
دوره 23، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 81-106
https://doi.org/10.22034/jsi.2022.554486.1584
امید قادرزاده، دنیا محمدی
چکیده با وجود پیوند دین و سیاست در دوره جمهوری اسلامی و مشارکت فعالانه ی روحانیان اهل تشیع در سیاست، کنش ورزی سیاسی روحانیان اهل سنت در کُردستان وجوه متفاوتی پیدا کرده است. پژوهش حاضر در نظر دارد تا با واکاوی تجربه و درک نمونه ای از روحانیان اهل سنت سنندج به شناسایی شکلهای کنش ورزی سیاسی روحانیان، بسترهای موجود موثر و پیامدهای آن بر زندگی فردی و اجتماعی بپردازد. این پژوهش، با رویکرد کیفی و روش نظریه زمینه ای انجام شده است و طی آن با 27 نفر از روحانیان سنندج مصاحبه بعمل آمده است. نتایج پژوهش مبیّن آن است که بسترهایی چون «محرومیت از شهروندی و حقوق اجتماعی»، «اختلال روابط نهادی»، «زوال مدارای مذهبی و هویتی»، «بیاعتمادی سیاسی» و «محدودیت منابع در دسترس» عرصه را برای کنش ورزی سیاسی روحانیان و ائمه جماعت در سنندج محدود ساخته است.از اینرو، تجربه و درک روحانیان با احساس بیقدرتی سیاسی همراه بوده است و بهرغم دغدغههای سیاسی و تأکید بر تشکل یابی سیاسی به مثابه ضرورت فعالیت سیاسی، آنها از مجاری نهادی برای پیگیری مطالبات ناامید بوده و به لحاظ سیاسی منزوی و با ناامیدی از صندوق رأی، به کنش های فرهنگی روی آورده اند. کنش ورزی سیاسی برای روحانیان پیامدهایی چون «محرومیت اجتماعی»، «وابستگی به مردم» و «زوال اعتماد عمومی» به همراه داشته است که ناظر بر مقوله ی هسته ی «اختلال و نابرابری در شناسایی» است.
جامعه شناسی و نسبت آن با دیگری (بیشناسنامهها در مقام دیگری)
دوره 25، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 89-108
https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2031697.1722
احسام سلطانی، اسدالله نقدی، محمد تقی سبزهای
چکیده در مقالهی حاضر به بیشناسنامهها بهمثابه «دیگریِ آستانهای» نگریسته شده است. امروزه این گروه از هموطنان نه بهخاطر جهانبینی، جنسیت یا زبان متفاوت بلکه بهخاطر نداشتن شناسنامه به گروهی منزوی و طردشده در میان میلیونها انسان بدل شدهاند. با وجود این، تاکنون توجه چندانی به این گروه نشده است و تقریباً سکوتی همهجا حاضر در میان پژوهشگران علوم اجتماعی دربارهی گروه مورد اشاره وجود دارد. بنابراین، طرح این پرسش ضروری است: چرا جامعهشناسان ایرانی کمتر به مسائل این زندگی (زندگی دیگری/ فرد بیشناسنامه) توجه نشان دادهاند و اغلب دربارهی شیوه زندگی بیشناسنامهها سکوت کردهاند؟ در مقالهی حاضر به قصد پاسخ به این پرسش به مطالعهی نسبت میان جامعهشناسی و دیگری (آستانهای) پرداختهایم. به نظر میرسد که ریشهی این سکوت در برخی گرایشهای موجود در جامعهشناسی مسلط قابل پیگیری است. در واقع به قصد پاسخ به پرسش فوق به مطالعهی برخی از مباحث نظریهپردازان مدرن پرداختهایم و این مطالعه نشان میدهد که مهمترین مسئله برای جامعهشناسی مسلط از آغاز پیدایش این رشته کشف قوانین و قواعد ثابت و تکرارشونده بوده است و بر همین اساس میتوان گفت که این جامعهشناسی همواره سخنی دربارهی نظم بوده و هست. نخستین رانده شده از این قلمرو نیز همانا دیگری است.
مردانگی های ایرانی در فضای مجازی: سنخ ها، گفتمان ها و منازعات
دوره 22، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 92-68
https://doi.org/10.22034/jsi.2021.250830
محمد سعید ذکایی، سیمین ویسی
چکیده مردانگی بهعنوان قالبی ارزشی، هنجاری و رفتاری به درجات زیادی برآمده از روابط گفتمانی است. بسط شبکههای اجتماعی مجازی در دهه اخیر زمینه تکثر و صفآرایی گفتمانهای رقیبی از مردانگی را مهیا ساخته است. با اتکا به روش قومنگاری مجازی و تحلیل نشانهشناختی و مضمونی به دنبال شناسایی سنخهای مردانگی در فضای مجازی، گفتمانهای حاکم بر آنها و روابط میان آنها هستیم. سنخهای اصلی استخراجشده شامل مردانگی هژمونیک، همدست، فرودست و حاشیهای و خردهسنخهای آنها هستند. صورت بدیل مردانگی فعالِ ضدِتبعیض با آرمان برابری دو جنس و صورت بریکولاژگونه (همپیوندی) مردانگی هژمونیک جدید نیز شناخته شد که به دنبال ترکیب عناصر مردانگی هژمونیک سنتی با عناصر جدیدتر برای تداوم بخشیدن به تفوق مردانه است. سنخها جهانشمول و برخی نیز بومی بودند. مردان ایرانی در زمینه پیچیده فرهنگی-تاریخی و نیز ساختارهای اقتصادی و سیاسی موجود دست به ترکیب عناصر هویتی خویش میزنند. بنابراین
سلسلهمراتب میان انواع مردانگی، کنشگریهای آنها در مواجهه با یکدیگر و سایر صورتها و نیز در مواجهه با ساختارهای کلان، بصورت قدرت/ مقاومت و تاکتیک/ استراتژی، و نیز برخی مکانیسمهای آنها پیچیدگیهای بیشتری یافته و صورت ایرانی پیدا کردهاند.
مطالعه کیفی مناسبات بین ذینفعان طرح ترافیک و کنترل آلودگی هوا در شهر تهران (مطالعه موردی بازار بزرگ تهران)
دوره 22، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 93-119
https://doi.org/10.22034/jsi.2022.544277.1509
وحید مزیدی شرف آبادی، عبدالحسین کلانتری، محمد مبارکی
چکیده این مطالعه با هدف بررسی مناسبات بین ذینفعان طرح ترافیک و آلودگی هوا انجام شده است. روش تحقیق، کیفی و جامعه مورد مطالعه کلیة ذینفعان طرح ترافیک و آلودگی هوا در محدوده بازار بزگ تهران بودند. روش نمونه گیری هدفمند و ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته با 25 نفر از مطلعان کلیدی بود. با توجه به اسناد و داده های میدانی، سه سطح از ذینفعان «قطعی، فرعی و مداخله گر» شناسایی شد. این ذینفعان در مواجهه با طرح ترافیک و آلودگی هوا مناسباتی را اتخاذ کرده اند که عبارتند از: نادیدگی و اعراض، جبران سازی و حداکثرسازی منافع، نگاه دستوری و تجویزی، مشارکت آینده نگرانه، تقابل فعالانه، بیتفاوتی و تماشاگری منفعلانه، اقناع و خشنودسازی. نتایج نشان میدهد سیاست شهری با ارائه سیاست یکسان، نوعی اجبار به اطاعت را بر ذینفعان تحمیل کرده است. به منظور کاهش مناسبات منفی بین ذینفعان، باید به احیاء ساختار محلهای دست زد تا از این طریق به همراهسازی ذینفعان امیدوار بود.
برآمدن طبقه ی متوسط جدید در ایران (با تمرکز بر حوزههای معماری و ادبیات)
دوره 23، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 95-117
https://doi.org/10.22034/jsi.2023.556175.1596
رضا تسلیمی طهرانی
چکیده مسئله اصلی پژوهش حاضر توصیف و تحلیل چگونگی برآمدن طبقه ی متوسط جدید در ایران از طریق مطالعه و بررسی شاخص ها و مولفه های مرتبط با سبک زندگی مانند معماری، اوقات فراغت، روابط اجتماعی و ... در بازه ی زمانی سالهای 1300-1320ه.ش و دستیابی به جهان بینی، معانی، ارزش ها و اندیشه های اعضای این طبقه در دوره زمانی ذکر شده است. در پژوهش حاضر به منظور دستیابی به هدف های تحقیق از روش تاریخی با رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شده است.
بر اساس یافته های این پژوهش، تحولات معماری و شهرسازی در دورهی پهلوی اول و بازخوانی و تحلیل رمان های نوشته شده از سوی نویسندگان شاخص این دوره از چگونگی ظهور تمایزهای طبقاتی، شکل گیری طبقه متوسط جدید و سبک زندگی متناظر با آن خبر می دهد. در این راستا، اتکا به معیارهای جدید معماری در بنای ساختمان های عمومی و خصوصی و امکانات و فضاهای جدید شهری مانند سینماها، کافه ها و مغازه ها در کنار برجسته شدن موضوع هایی مانند حضور زنان در زندگی اجتماعی، تحصیل و اشتغال زنان، عشق و ازدواج به سبک جدید و پدید آمدن مشکل های خانوادگی و مسائل اجتماعی نوظهور نشان دهنده چگونگی ظهور این طبقه و سبک زندگی اعضای آن است. بررسی ها و تحلیل های صورت گرفته در این پژوهش نشان می دهد که جهان بینی و ارزش های اعضای طبقه ی متوسط جدید را میتوان در حول مولفه هایی مانند فردگرایی، ناسیونالیسم و تجددگرایی مشخص نمود.
عوامل اجتماعی مرتبط با مدیریت بدن در بین جوانان شهر یزد
دوره 22، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 97-119
https://doi.org/10.22034/jsi.2022.545118.1514
سیدعلیرضا افشانی، حسن سلمانی، حمیده شیری محمدآباد
چکیده در سالهای اخیر پرداختن به بدن و چگونگی مدیریت آن در جامعه مصرفی مدرن به یکی از موضوعات اساسی مطالعات اجتماعی-فرهنگی تبدیل شده است. هدف پژوهش حاضر سنجش میزان مدیریت بدن و عوامل اجتماعی مرتبط با آن در بین جوانان شهر یزد بوده است. جمعیت آماری پیمایش، جوانان 35-18 سالۀ شهر یزد بودند که ۳۸۴ نفر از آنها با روش خوشهای چندمرحلهای انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتهاند. یافتههای تحقیق نشان داد که میانگین نمرات مدیریت بدن پاسخگویان (56/2) در سطح کمتر از متوسط است و رابطه مثبت و معناداری بین مدیریت بدن و پذیرش اجتماعی بدن، سرمایه جنسی، پایگاه اجتماعی- اقتصادی، جنسیت و رابطه منفی و معناداری بین مدیریت بدن و تصور از بدن وجود دارد. تحلیل رگرسیون نیز نشانگر آن است که متغیرهای مستقل 1/36 درصد از مدیریت بدن را تبیین نموده و بیشترین تأثیر مربوط به متغیر پذیرش اجتماعی بدن است.
وطن آنِ دیگری: روایتی از اشتیاق به مهاجرت
دوره 24، شماره 1، بهار 1402، صفحه 97-120
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.1986222.1639
مینا جلالی، علی هاشمیان فر
چکیده به دنبال اهمیت مطالعه مهاجرت به مثابه یک امکان در ادبیات متأخر مهاجرت، مفاهیمی چون «اشتیاق به مهاجرت» و «اشتیاق به ماندن» مورد توجه قرار گرفت. اشتیاق به مهاجرت اولویت مهاجرت نسبت به ماندن تعریف شده است که در روایت زندگینامهای افراد برساخت میشود. بر این اساس در این مطالعه سعی کردهایم با بهرهگیری از روایتپژوهی و انجام مصاحبه روایی با تعدادی از مهاجران بالقوه، اشتیاق آنها به مهاجرت را توصیف و تفسیر نماییم. مشارکتکنندگان به شیوه هدفمند از بین جوانان 20 تا 40 سال ساکن در شهر اصفهان انتخاب شدهاند. یافتهها نشان میدهد که مضامین اشتیاق به ترک وطن در روایت زندگینامهای مشارکتکنندگان در سه بخش نقاط عطف، پیشاروایتها و دلایل پیشنگرانه قابل برساخت است. نقاط عطف، اغلب با تفسیر راوی از کنش یا رخدادی مشخص در گذشتة زندگینامهایاش شکل میگیرد که لحظههای سرنوشتساز تصمیم او به مهاجرت بوده است؛ این کنشها و رخدادها، شوقواره او را به پیش میبرد و به سایر پیشاروایتها یا دلایل برای مهاجرت منجر میشود. پیشاروایتها، دیگر دلایل مشتاقان برای ترک وطن است که از بازاندیشی در سایر تجارب شخصی یا دانش و آگاهیشان نسبت به زمینهای که در آن زندگی میکنند برساخت میشود. دلایل پیشنگرانه نیز در ادامه عقلانیت عملی مشتاقان به مهاجرت، توصیف کننده پیشبینی آینده زندگی در کشور مقصد یا آینده زندگی در سرزمین مادری است.
داغننگ؛ مروری سیستماتیک بر مطالعات انجام شده در ایران
دوره 23، شماره 1، بهار 1401، صفحه 98-130
https://doi.org/10.22034/jsi.2022.550574.1553
مهلا محمدی، حسین اکبری، مجید فولادیان
چکیده مطالعه حاضر با هدف شناخت فرایند داغننگ در بستر جامعه ایران، به بررسی سیستماتیک ادبیات این حوزه پرداخته است. بنابراین پس از طی فرایند سه مرحلهای مرور سیستماتیک، 66 مقاله جهت مطالعه شناسایی شد. براساس نتایج، داغننگ شامل سه مرحله برچسب، پاسخ و پیامد است که در جریان برهمکنشیها در بستر اجتماعی، به صورت برچسب و اظهارات کنایه آمیز مانند توهین و تحقیر، رفتارهای نامناسب مانند خشونت کلامی و اشاره مانند نگاههای سنگین بروز میکند. در مرحله بعد فرد به اتخاذ تدابیر برهمکنشی مانند آگاهسازی یا غیربرهمکنشی مانند پنهانکردن و انزواطلبی، جهت مدیریت هویت خودمیپردازد. آخرین مرحله، طیف وسیع پیامدهای منفی فردی مانند بروز احساسات منفی و اجتماعی مانند طرد و تبعیض است که با داشتن ظرفیت ایجاد چالش در هویت اجتماعی، افراد را از جریان طبیعی زندگی حذف و از حقوق انسانی و شهروندی محروم میکند
