سازوکارهای انهدام خاطره، پروژه برساخت سوژه ایران مدرن (خوانشی انتقادی- جامعه شناختی از سیاستهای فرهنگی دوران رضاخان در مناطق کُردنشین)
دوره 23، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 98-121
https://doi.org/10.22034/jsi.2023.557359.1601
امید جهانگیری، یونس نوربخش
چکیده شاید بزرگترین پیکار در مقام نقد دوران پهلوی برای دیگریها(کُردها)، پیکار برای احقاق حق به یادآوردن حضور خود در تاریخ باشد . از این رو روایت و بازگو کردن مناطق کُردنشین بیش از هر زمان دیگری در نسبت با حکومت پهلوی و وقایع آن دوران ضرورت یافته است. پرسش جامعه شناختی اساسی این پژوهش این است که حکومت پهلوی اول با هدف مدرنیزاسیون ایران یا به تعبیری ترویج ناسیونالیسم باستانگرا و به میانجیِ مکانیسمی تحت عنوان آشتی با گذشته خاطره را از سوبژکتیویتة دیگریهایش(کردها) زدوده است. هدف از این پژوهش پیوندی دوباره با گذشتهای است که پیوستگیِ میان دیگریها را بازیابی و احیا میکند. مکانیسمهایی که این پژوهش به مثابة منطق درونی فرایند انهدام خاطره بازشناخته است شامل دیالکتیک ابداع سنت و انهدام خاطره کُردها، دیالکتیک آموزش و سوژه/ابژه کُردها، جغرافیای تخیلی و انهدام خاطره/ مکان کُردها،تروما و تاریخ سکوت کُردها
بازاندیشی پروژه ملتسازی در ایران
دوره 25، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 101-123
https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2032363.1724
سیدشمس الدین صادقی، مسعود اخوان کاظمی، کامران لطفی
چکیده در کشور ایران بهدلایلی چون ضعف در فقدان جریانها و تشکلهای مدنی، واگرایی خرده فرهنگها، فقدان نگاه مبتنی بر برنامهای مدون در راستای طراحی و تبیین الگویی مناسب از ملتسازی و مواردی دیگر از این دست، پروژه ملتسازی ناکام و ناتمام باقی مانده است و همواره شاهد آن بودهایم که این مقوله بهموازات دولتسازی، پیشنرفته است. در واقع، ملت مفهومی نرم افزاری و انتزاعی است و ایجاد سازه ملت، مستلزم فراهم کردن مواد و مصالح خاصی است تا بتوان قالب یک ملت پایدار را پایهگذاری کرد و آن را بهمنصه ظهور رساند. این زیرساختها را میتوان در ابعاد و شاخصهایی نظیر وضعیت ارتباطات اجتماعی، سهولت درگردش نخبگانی، یکپارچگی در حوزههای فرهنگی و زبان، تقویت و عقلانیسازی روندهای بروکراتیک، عنوان کرد تا پروژه ملتسازی تکمیل شود. بر همین اساس، پرسش اصلی این تحقیق آن است که تکوین ملت و فراگرد ملتسازی در ایران را بر مبنای چه الگویی میتوان طراحی و تبیین کرد؟ در پاسخ این پیش فرض را میتوان طرح کردکه لازمه تکوین ملت، وجود زیرساختها و سازوکارهایی مبتنی بر تلقی نمودن آن بهمثابه یک پروژه در ابعاد مختلف فرهنگی، اجتماعی و سیاسی متناسب با ساختار و بافتار جامعه ایران، توسط دولت نخبگان، نهادهایمدنی، احزاب، تشکلها و مردم است. این تحقیق با استفاده از روش عِلّی و بهرهگیری از چارچوب نظری ملتسازی کارلدویچ بهدنبال تبیین این مسئله و پاسخ بهسئوال اصلی تحقیق یعنی ناکامی در امر تحقق الگویی نو از ملتسازی انجام شده است.
مطالعه جامعهشناختی رابطه شاخصهای کلان اقتصادی با ازدواج زودهنگام: استانهای کشور بازه زمانی 1390-1400
دوره 24، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 103-127
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.2000821.1653
اسماعیل جهانی دولت آباد، طاها عشایری، محمد شیری
چکیده ازدواج زودهنگام یا کودک همسری به ازدواجهای زیر سن قانونی اطلاق میشود که در کشورهای درحالتوسعه و کمتر توسعه، در حال افزایش بوده و تبدیل به مسئله اجتماعی مهم در حوزه جامعهشناسی خانواده شده است. این مسئله در استانهای کشور، طی بازه زمانی 1390 الی 1400 روندی افزایش را تجربه نموده است، بر این اساس هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تأثیر شاخصهای کلان اقتصادی (1390-1400) برافزایش ازدواج زودهنگام است. روش اجرای پژوهش؛ از نوع اسنادی با تکیهبر تحلیل ثانویه دادههای مرکز آمار ایران و سازمان ثبتاحوال کشور میباشد. واحد تحلیل؛ استانهای کشور و ابزار تحلیل داده؛ نرمافزار SPSS و excel بوده است. جامعه آماری پژوهش 31 استان کشور است که بهصورت تمام شماری در بازه زمانی 1390 الی 1400 موردبررسی قرارگرفته است. نتایج آزمون پیرسون نشان میدهد که استانهای دارای نرخ بیکاری (366/0 r= و ضریب جینی (363/0 r=) بالاتر؛ بیشترین میزان ازدواجِ زودهنگام را داشته است. همچنین، نتایج مدل رگرسیونی حاکی از این است که متغیرهای اقتصادی شاملِ ضریب جینی 334/0=B، نرخ بیکاری 213/0=B، تغییرات نرخ تورم 297/0=B و تغییرات ضریب جینی 282/0=B) به ترتیب تأثیر معنیداری بر میزان ازدواج زودهنگام در استانهای کشور داشته است. میتوان گفت که افزایش نرخ تورم، بیکاری و ضریب جینی در فاصله میانسالهای 1390 تا 1400 برافزایش نسبت ازدواجهای زودهنگام مؤثر بوده است؛ بر این اساس؛ از بین متغیرهای اقتصادی ضریب جینی، نرخ بیکاری و تغییرات نرخ تورم از بیشترین قدرت تبیینکنندگی در خصوص نسبتهای ازدواجِ زیر 15 سال و نیز تغییرات این نسبت در میان استانها برخوردار است.
بازتاب انگارههای قدسی در ترانههای دهۀ1350 شمسی
دوره 24، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 105-122
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.1987543.1659
سید مهدی موسوی میرکلائی
چکیده ترانه یک قالب شعری موسیقایی است که در پهنۀ تاریخ همواره با درخواستها و علایق عمومی مردم همراه و همسو بوده است. ترانه متعلق به تودۀ مردم است و در میان دیگر انواع شعری بیشترین تأثیرپذیری را از فرهنگ عامه دارد. در دهۀ50 شمسی مصادف با اواخر حکومت پهلوی نوعی باور مذهبی در بین روشنفکران شکل گرفت که منحصراً در مواجهه با استبداد تعریف میشد؛ در نتیجه پرداختن به انگاره های قدسی و اساطیر آیینی مذهبی خود به نوعی اعتراض قابل فهم برای عامه بدل شد. از این رو محور اصلی این پژوهش واکاوی اسنادی سلطۀ عقاید مذهبی در بین ترانه سرایان نوین و بررسی چگونگی برخورد این ترانه سرایان با انگاره های قدسی و تحلیل ترانه های شاخص با مضمون اسطوره های آیینی است. نتیجۀ این پژوهش نشان میدهد علاقه به ترسیم انگاره های مذهبی در ترانۀ روزگار پهلوی دوم جنبۀ آخرالزمانی دارد و ترانه سرا با نگاهی تمثیلی به دنبال یافتن یکسانی های عصر خود و دوران قدیسان است.
اقتصاد سیاسی سرطان در ایران
دوره 23، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 107-130
https://doi.org/10.22034/jsi.2023.546410.1521
یوسف سلیمی قلعه، محمد فرهادی، نادر امیری
چکیده مسأله مرکزی این مقاله تحلیل امر اجتماعی در بیماری سرطان است. از این منظر استدلال شده که پزشکسازی، بیماری سرطان را به امری زیستی تقلیل میدهد و مؤلفههای اجتماعی این بیماری را از نظر پنهان میکند. این تصویر مخدوش مواجهه با کلیت این بیماری را که تحلیل آن به ساختارهای اجتماعی از جمله مناسبات اقتصادسیاسی راه میبرد مسدود میکند. هدف این پژوهش نشاندادن ابعاد اجتماعی-اقتصادی سلامت و بیماری و مشخصاً سرطان است. روش تحقیق انتقادی با رویکرد اقتصادسیاسی است. در این روش اطلاعات موجود با رویکرد نظری ترتیب یافته و تحلیل شده است تا دلالتهای پنهان آنها و روابط پوشیدهی وضع موجود آشکار شوند. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که عوامل خطر ابتلا به سرطان از سوی مناسبات اقتصادی و اجتماعی تعیین میشوند و ساز و کار توزیع منابع و الگوی برخورداری افراد، میزان خطر ابتلای آنها را توضیح میدهد. مصرف دخانیات، عدمتحرک و الگوی تغذیه که عوامل خطر سرطان محسوب میشوند متناظر با جایگاه طبقاتی افراد توزیع میشوند و گروههای پایین با خطر بیشتری مواجه هستند. فهم بیماری سرطان در کلیت آن، مسیر مواجهه با این بیماری را از پزشکی محض به سمت راهکارهای سیاسی در توزیع منابع هدایت میکند.
مطالعه جامعهشناختی مسئلهمندی گفتگو در خانواده (مورد مطالعه شهروندان منطقه 3 و 15 شهر تهران)
دوره 25، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 109-130
https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2046551.1758
شهلا قنبرلو، عالیه شکربیگی، محمد ثقفی
چکیده ریشه بسیاری از مسائل و آسیب های نهاد خانواده در ضعف یا فقدان مهارت های ارتباطی و گفتگویی است. هدف این تحقیق مطالعه جامعه شناختی مسئله مندی گفتگودرخانواده است. این تحقیق از نوع کمی است و با روش پیمایش و با استفاده از پرسشنامه انجام شده است. جامعه آماری شهروندان مناطق 3و15 شهر تهران و نمونه آماری هم 384 نفر انتخاب شدند و از روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای استفاده شده است. یافتهها نشان دادکه میزان گفتگو در خانواده در حد متوسط(4/40) است. بین موانع شخصیتی، خانوادگی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با نوع گفتگو در خانواده رابطه معناداری وجود دارد. همچنین در معادلات ساختاری میزان رابطه هر یک از شاخصهای مسئله مندی و گفتگو در خانواده به ترتیب عبارتاند از: عوامل شخصی(42/0)، عوامل خانوادگی(54/0)، عوامل اجتماعی(58/0)، عوامل فرهنگی(62/0) و عوامل اقتصادی(55/0).
اسارت عاملیت: تحلیل روایت زندگی روزمرۀ دوران تحریم در اصفهان
دوره 24، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 111-137
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.2018869.1689
عرفان ترابی اصفهانی، احسان آقابابایی
چکیده مردم اصفهان با زیست در ایران پساانقلابی بهطور دائم با چالش تحریمهای اقتصادی روبهرو بودهاند. از سال 1390 تحریمها شدت بیشتری یافت و با هدف فلجکنندگی، خود را بر زندگی روزمرۀ ایرانیان بهطورجدی تحمیل کرد. هدف مقالۀ حاضر تفسیر زندگی روزمرۀ جوانان اصفهانی در دورۀ تحریمهای اقتصادی است. چارچوب مفهومی مقاله ملهم از نظریۀ برساختگرایی اجتماعی برگر و لاکمن است. روش مورد استفاده تحلیل روایت است. با 16 مرد جوان 20 تا 35 سال مصاحبۀ اپیزودیک انجام شده و دادهها به روش تحلیل مضمونیِ روایت، تحلیل شدهاند. یافتهها نشان میدهد که ویژگی اصلی زندگی روزمره در این دوران عاملیتی است که به اسارت رفته است. اگرچه تحریمهای اقتصادی بدیهینمایی امور زندگی روزمره را مورد خدشه قرار داده، ولی درعینحال روالهای بدیهی دیگر در جدال کنشگران و تجربۀ این وضعیت برساخته شده است.
بازتعریف دین در زندگی روزمرهی زنان دانشجو در تهران
دوره 23، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 119-143
https://doi.org/10.22034/jsi.2023.1975676.1631
زهرا سلیمانی علویجه، محمدرضا پویافر، خدیجه ذوالقدر
چکیده امروزه شاهد تغییرات اساسی در زندگی روزمره و دینداری زنان دانشجو هستیم، که از جمله مصادیق بارز آن عدمتمایل بخشی از زنان جامعه به داشتن حجاب در اماکن عمومی است. از این رو پژوهش حاضر با هدف مطالعهی بازتعریف دین در تجربهی زندگی روزمرهی زنان شهر تهران انجام شد. به این منظور از رویکرد کیفی و روش نظریهی زمینهای استفاده شد. نمونهگیری به روش هدفمند و از بین دانشجویان متولد دهههای ۵۰ و ۶۰ دانشگاههای آزاد اسلامی شهر تهران انجام گرفت. دادهها در سه سطح کدگذاری باز، محوری و گزینشی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. مدل پارادایمی حاصل از مقولههای محوری هم نشان داد که شرایط علی برای پدیدهی بازتعریف دین نقش رسانهها در تقابل با دین، تجربههای شخصی پرسشبرانگیز از دین و نقش آموزش در ایجاد نگرش نوین به دین بود. نتایج بهدستآمده تأیید میکند که دینداری در زنان و دختران دستخوش تغییرات زیادی شده که توجه به آن در سیاستگذاریها ضروری است.
مرور نظاممند مسائل اجتماعی ایران : بازه زمانی 1380 الی 1400
دوره 22، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 120-152
https://doi.org/10.22034/jsi.2022.540494.1483
طاها عشایری، طاهره جهان پرور، مرضیه احمدی می لاسی، مسلم سوری
چکیده مسائل اجتماعی، واقعیتی چندوجهی-چندبعدی در جامعه انسانی و حاصل دیالکتیک بین عاملیتو ساختارهاست، نتیجه گامهای کج و انحرافی به ظهور آفتی اجتماعی علیه ارزش و هنجارهای انسانی شده است. جامعه ایرانی نیز گونههایی از مسائل اجتماعی (فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی) را تجربه میکند. هدف پژوهش مرور نظاممند مسائل اجتماعی ایران است. روش تحقیق از نوع مرور نظاممند (تحلیل ثانویه)، دربازه زمانی 1380 تا 1400 با استفاده از حجم نمونه 25 سند پژوهشی به روش تمام شمار و تعمدی غیر احتمالی است. نتایج نشان میدهد که گونههای مسائل اجتماعی در سه شاخص کلی الف. آنومی فرهنگی (تضعیف ارزشها و هنجارهای اخلاقی؛ تملق و چاپلوسی؛ رفتارهای پرخطر فرهنگی؛ ارزش اخلاقی منفی؛ تضاد فرهنگی، روابط فرازناشویی و انحرافات جنسی، احساس بیهویتی و بیگانگی اجتماعی)، ب. آنومی اجتماعی (بیسازمانی اجتماعی؛ رواج فردگرایی، ناامیدی اجتماعی؛ افت سرمایه اجتماعی؛ ترس از جرم و احساس قربانی شدن، افزایش درگیری و نزاع خیابانی؛ خشونت خانوادگی، رواج همسرآزاری؛ مزاحمت خیابانی؛ رفتار پرخطر اجتماعی؛ افزایش قاچاقچیان و مصرفکنندگان مواد مخدر؛ تخلفات رانندگی) و ج. آنومی اقتصادی (اختلال در توزیع منابع غذایی و کالاها؛ فضای نامساعد کسبوکار، بحران امنیت شغلی، افزایش فشار اقتصادی (بیکاری، گرانی و تورم)؛ شکاف طبقاتی؛ ناامنی غذایی و بیثباتی آینده اقتصادی جامعه)، قرار میگیرند.
دینداری و خودکشی در استانهای ایران
دوره 22، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 120-146
https://doi.org/10.22034/jsi.2022.532039.1444
ابراهیم صالح آبادی
چکیده با توجه به این که تحقیق درباره تأثیر دینداری بر خودکشی در ایران بیشتر در سطح پیمایش و با حجم نمونه اندک در بین گروههای خاص بوده و کمتر در سطح استانی انجامیافته است؛ این مقاله سعی دارد تا رابطه بین میزان دینداری و خودکشی را در سطح استانی مورد واکاوی قرار دهد. روش پژوهش در این تحقیق، روش تطبیقی درون کشوری است. نتایج تحقیق نشان داد که در سال 1379 تنها رابطه معنادار، رابطه بین انجام اعمال دینی فردی و میزان خودکشی است. تحقیق نشان داد که میتوانیم ادعا کنیم که دین مستقیماً بر خودکشی تأثیر ندارد؛ بلکه تأثیر آن از طریق ایجاد ارزشهای اخلاقی درباره نا همنواییهای اجتماعی و دینی بر خودکشی است. تحلیل سالهای 1394، 1395 و 1396 نشان داد که مهمترین عامل تأثیرگذار از بین مؤلفههای دینداری، دینداری فردی بهخصوص میزان روزه گرفتن است که تأثیر کاهنده و معنادار بر خودکشی دارد.
مبانی نقد مدرنیته از منظر فردیدیهای ایران
دوره 24، شماره 1، بهار 1402، صفحه 121-142
https://doi.org/10.22034/jsi.2023.559908.1612
عبدالرضا نواح، معصومه باقری، پروین گنجی
چکیده از قاجاریه تا کنون جدال سنت و مدرنیته به صورت معادلهای لاینحل برای کشور درآمد. جریان فردیدیه رویکرد هایدگری دارد و برجستگی آن، مخالفت ریشهای با مدرنیته است. هدف این اثر، آگاهی از چرایی مخالفت جریان فردیدیه با مدرنیته است. استفاده از روش تحلیل گفتمان در بررسی نشان داد، در گفتمان مدرنیته، هستیشناسی مادی و عقل حصولیِ معاشاندیش در مقابل هستیشناسی وجودی و عقل حضوری معاد اندیش قرارگرفت. جریان فردیدیه در ایران پس از انقلاب وارثان سنت هایدگری میباشند که با محوریت سید احمد فردید کلید واژه غربزدگی را خلق و مدرنیته را به چالش کشیدند. هدف این اثر آگاهی از استدلالهای تقابل فکری جریان فردیدیه با مدرنیته است. روش تحقیق، تحلیل گفتمان بود. بررسی نشان داد، درگفتمان مدرنیته هستیشناسی مادی در مقابل هستیشناسی وجودی و عقل حصولی معاشاندیش درمقابل عقل حضوری معاد اندیش قرارگرفت. اومانیسم دال مرکزی مدرنیته و سایر نشانهها مانند علمگرایی، تکنولوژی، سرمایهداری، فردگرایی، آزادى، لیبرالیسم، پروتستانیزم، حقوق بشر، سکولاریسم و دموکراسی با آن معنا پیدا نمودند. دال مرکزی گفتمان فردیدیه انسان دلآگاه و مکلف بود. نشانههای علم قدسی، نفی تکنولوژی، نفی سرمایهداری، نفی سکولاریسم، عقل قرآنی، آزادی از نفس، حقوق بشر اسلامی وحکومت خدا، مفصل بندی و غیریتسازی نمودند. نظریه سیاسی مدرنیته خواهان حداکثر رفاه و آزادی برای انسان اما جریان فردیدیه هرگونه تساهل و روا داری درمقابل سوژه خود بنیاد انسان را نفی نمود.
کودک - برده مجازی؛ مطالعهای در پدیده نوظهور کودکان کار مجازی
دوره 25، شماره 1، بهار 1403، صفحه 121-146
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.2010196.1730
رضا کردبچه، پروین سوادیان، عالیه شکربیگی
چکیده ظهور شبکههای اجتماعی فراگیرودرآمدزا نظیر اینستاگرام در عصر حاضر که قابلیت به نمایش وبه اشتراک گذاشتن وقایع زندگی روزانه را برای کاربران خود فراهم ساخته است ؛ سبب شده که امروزه با پدیده بدیع و نوین "کودکان کار مجازی" یا " کودکان کار اینستاگرامی" مواجه شویم کودکانی که در واقع به مثابه کارگران مجازی تحت فرمان کارفرماهای خود، از جمله والدین و یا بستگان درجه یک خود در این شبکههای اجتماعی مجازی فعالیت میکنند. لذا تحلیل جامعه شناختی زمینههای اجتماعی شکلگیری و پیدایش این پدیده درجامعه هدف اصلی این تحقیق بوده است. روش تحقیق این پژوهش کیفی و از نوع داده بنیاد بوده و افراد مورد مطالعه از طریق نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. مشارکتکنندگان درحقیقت والدین کودکانی هستند که بعنوان کارفرماهای آنها، فعالیتهای کاری-تبلیغی شان را درشبکه مجازی اینستاگرام مدیریت میکنند.از این رو تعداد 20 والد از طریق مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته به سوالات محقق پاسخ دادند. نوع فعالیت و کارهای انجام شده توسط کودکان در شبکه اجتماعی اینستاگرام در سه دسته طبقه بندی میشوند. الف:کارهای تبلیغاتی، ب:کارهای نمایشی و ج: کارهای خدماتی. دادههای حاصل ازاین پژوهش پس ازمراحل سه گانه کدگذاری شامل باز، محوری و انتخابی در مجموع 255مفهوم، 22مقوله فرعی و4مقوله اصلی استخراج شد. مقولهها عبارتند از:"زیست-تجارت مجازی، کودک نمایشی مجازی، هویت سیال ومطلوبیت نهایی والدمحور"و در نهایت با تلفیق مدلهای بدست آمده مقوله هسته”کودک برده مجازی“معرفی گردید. یک نوع بردگی مدرن و استثمار مجازی که این بارنه در خیابانها توسط کودکان کارخیابانی برای تامین حداقلی معیشت و زنده ماندن، بلکه در فضای مجازی با هدف کسب درآمدهای میلیونی، سلبریتی شدن و به نمایش گذاشتن تمام جوانب زندگی خود توسط والد-کارفرماهای کودکان کارمجازی قابل مشاهده است.
برساخت اعتقادی تعدیلپذیر (مضمون دینداری دانشجویان شیعه در دانشگاه شیراز) •
دوره 23، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 122-140
https://doi.org/10.22034/jsi.2023.110135.1278
مهدی پرور، مجید موحد
چکیده تحقیق حاضر با نظر به این پرسش به انجام رسیده است که «دینداری نزد دانشجویان شیعه مذهب دانشگاه شیراز چه جایگاهی از نظر مضمونی دارد؟»، استفاده از روش تحلیل مضمون با نمونهگیری هدفمند و انجام مصاحبههای نیمساختیافته با 12 مرد و 8 زن 18 تا 30 سال، جمعآوری، تجزیه و تحلیل متنهای مصاحبه شفاهی و کتبی نشاندهنده مفهوم «برساخت اعتقادی تعدیل پذیر» در نگاه دانشجویان است. همچنین، مضمون نهایی با مفاهیمی چون کیفیت نهادینهسازی تهمایههای دینداری، کیفیت گرایش به رویههای راحتطلبانه مادی، کیفیت تجربیات از مناسبات و رویههای معرفتی سنتی-مدرن، کیفیت مواجهه با قدرت ارزشهای دین نهادی، کیفیت مواجهه با ابزار و ارزشهای فرامکانی ناهمخوان با دین نهادی و تأکید بر اعتقادها و باورها، بازتعریف مبانی اعتقادی، دینداری انسانمحور، دینداری خدامحور و مغالطه دینداری مفهوم پردازی شده است. علاوه بر این، نوآوری این تحقیق در زمینه روش تحقیق است. کشف و بهکارگیری «مدل شبه نظری[1]» و پیشنهاد این سبک از تحلیل مضمون با نام «تحلیل مضمون شبه نظری[2]» یک ابتکار در زمینه روشهای تحقیق کیفی است. [1] Quasi-theory model [2] Quasi-theory of thematic analysis) Q-TTA(
سنخشناسی انتخاب همسر به شیوه آنلاین در بین افراد دارای تحصیلات دانشگاهی
دوره 24، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 123-145
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.2001047.1655
ندا علی نژاد، نادر افقی، علی یعقوبی چوبری
چکیده راحتی و ناشناس بودن در انتخاب همسر به شیوه آنلاین به افراد کمک میکند تا بدون اطلاع خانواده و دوستان به یکی از هدف های اصلی خود که همان ایجاد رابطه عاشقانه و متعهدانه است، دست یابند.روش شناسی مقاله حاضردر چار چوب استراتژی تحقیق کیفی بر اساس روش تحلیل مضمون دادههای گرد آوری شده34 نفر از فعالان گروههای همسریابی آنلاین، طراحی شد. برای این منظور، با تکیه بر نمونه گیری هدفمند، مصاحبه صورت گرفته و اشباع نظری بدست آمد. سپس مصاحبه ها به شیوه تحلیل مضمون بررسی شدند. مضامین اصلی شناسایی شده، انگیزه (دارای دو زیر مضمون انگیزه بیرونی و انگیزه درونی)، گمنامی (دارای مفاهیم سرگرمی و وقت گذرانی، هدف نادرست، بی صداقتی، دختران متوقع و بی اعتمادی)، فریب (جعل و پنهان کاری) بودند. مضمون های اشاره شده به ترتیب تداعی کننده نظریههای اشاعه نوآوری، استفاده و رضایتمندی، نظریه پردازش اطلاعات اجتماعی و پیش فرض حقیقت هستند. براساس گفت وگوهای به دست آمده، انتخاب همسر به شیوه آنلاین به دوگروه «گریز از محیط های الزام آور» و «گریز از محیط های انزوابخش» تقسیم شدند. مضامین پژوهش در قالب سه مضمون اصلی انگیزه، گمنامی و فریب قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان دادند که که اگر کژکارکردها و شکافها و خلاهای فرهنگی درکاربرد همسریابی آنلاین به شیوه الگوهای حل مسئله مورد تحلیل قرار گیرند،مشخص میگردد که موفقیت و یا عدم موفقیت همسریابی آنلاین، به کارکرد سایت از سویی و نحوه کاربرد آنها توسط کاربران از سوی دیگر، به افراد جامعه وابسته است.
تأثیر ساختار ارزشی جوانان بر گرایش به همباشی
دوره 25، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 125-148
https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2053255.1772
فیروزه فیروز، باقر ساروخانی، طهمورث شیری
چکیده همباشی یکی ازشکل های نوین زندگی مشترک است که در سالهای اخیر بهویژه در میان جوانان، با توجه به تغییر ساختارهای ارزشی و هنجاری جوامع، به یک مسئله اجتماعی مهم تبدیل شده است. هدف مقاله حاضر تحلیل تأثیر ساختار ارزشی جوانان بر گرایش به همباشی است. روش تحقیق کیفی با استفاده از روش نظریه زمینه ای است و ابزار گردآوری دادهها مصاحبه است. جامعه آماری خبرگان و متخصصان حوزه خانواده اند که با استفاده از نمونه گیری هدفمند 20 نفر انتخاب شدند. داده ها با کدگذاری سه مرحله ای باز، انتخابی و محوری تحلیل شدند که 117 مفهوم ،30 مقوله و 14 مضمون از آن ها مستخرج شد. پدیده مرکزی «زوجیت بی ثبات» انتخاب گردید. یافته ها نشان داد همباشی در ایران نه صرفاً برآمده از انتخاب آگاهانه و آزادانه جوانان که محصول تعارض ساختارهای سنتی با الزامات جهان مدرن است. این پدیده بازتابی از گذار ارزشی ناقص ارزیابی شده است.
داعیه رستگاری و مسالهمندی شادی در برهه صفویه
دوره 24، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 129-151
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.2015008.1677
سیده زهرا زوارموسوی نیاکی، مریم قاضی نژاد
چکیده در برهه صفویه شاهد تولد گفتمان جدیدی هستیم که طی آن شادی با مساله رستگاری اخروی پیوند یافت. گزارههای آغازیناین گفتمان در گفتارهای مختلف و رسالههای متعدد ردیه و تحلیلیه بروز یافت و در اشکال مختلف رویتپذیر گردید. در پژوهش حاضر بر آنیم تا با نشان دادن سطوح ظهور و تکوین موضوع به این پرسش پاسخ دهیم که شادی از طریق چه مواضعی در بزنگاه صفویه مسالهمند و از امری حاشیهای به کانون توجه مبدل گردید؟ شیوه انجام پژوهش مبتنی بر رویکرد تحلیل گفتمان فوکویی است که دارای ابعاد دیرینهشناسانه و تبارشناسانه است. لذا، به شیوه فوکویی، با حفاری تاریخ صفویه به «انباشت گزارهها» در زمینه شادی در فرامین، قوانین، احکام شاهانه، توبهنامهها، رسالات ردیه و تحلیلیه، وقفنامهها و سفرنامهها پرداختیم که در آنها امور مرتبط باشادی به محل بحث، قانون، حکم فقهی یا فرامین حکومتی درآمد یا در شیوههای حلوفصل قضایی یا ساختار اداره امور، متجلی گردید. بدین ترتیب با نشان دادن دگردیسی عقلانیت موجود درسه سطح مفاهیم، نگرشها، و معرفت، جایگاههای مسالهمند شدن شادی را توضیح دادیم. این تحولات عمدتا در سه محورتصوف، طرب و فقه و در پیوند با مساله رستگاری منجر به انباشت گزارهها درباره شادی شدند.
بررسی تجربی ارتباط تجانس مذهبی با خودکشی در ایران
دوره 23، شماره 1، بهار 1401، صفحه 131-147
https://doi.org/10.22034/jsi.2022.542484.1496
محمدرضا طالبان
چکیده در بسیاری از تحقیقات انجام گرفته در جامعهشناسی کلان نشان داده شده است که دین و دینداری موجب کاهش نرخهای خودکشی هم در سطح بینکشوری و هم درونکشوری میشود. با این حال، در ادبیات نظری و پژوهشی مربوط به ارتباط دین و خودکشی چندان به این نکته پرداخته نشده است که تجانس مذهبی چگونه بر نرخهای خودکشی تأثیر میگذارد. در جامعهشناسی، میراث علمی دورکیم در خودکشیپژوهی با مقایسة تأثیر سنتهای مذهبی مختلف بر نرخهای خودکشی تداوم یافته است، اما یک جایگزین نویدبخش برای تکمیل و پیشرفت این حوزة مطالعاتی عبارت از بررسی تأثیرات تجانس مذهبی بر نرخهای خودکشی است. در همین راستا، برخی جامعهشناسان ادعا نمودند که تجانس مذهبی کانون مناسبتری برای مطالعات جامعهشناختی خودکشی در سطح کلان است. لذا، مطالعة حاضر در بسط میدان پژوهشی مربوط به ارتباط دین و خودکشی و با تمرکز بر جامعة ایران حول محور این پرسش کلیدی یا سوال اصلی سازمان داده شد که چه ارتباطی بین تجانس مذهبی و نرخهای خودکشی در ایران وجود دارد؟ روش تحقیق این مطالعه، «تطبیقی درونکشوری» بوده که از دادههای جمعی سال 1395 (آخرین سرشماری در ایران) برای مقایسة کمّی استانهای ایران استفاده نموده است. در مجموع، نتایج تحقیق نتوانست حمایت تجربی برای این مدعا فراهم آورد که تجانس مذهبی تأثیر کاهشی بر نرخهای خودکشی دارد. به عکس، یافتههای تحقیق نشان داد که تجانس مذهبی ارتباط مثبت یا تأثیر افزایشی بر نرخهای خودکشی در استانهای ایران داشته است. در بخش پایانی این مقالة، کوشش شد ضمن ارایة تحلیلی پسینی بر پایة یک دیدگاه نظری متأخر در جامعهشناسی دین (نظریة بازار دین) تفسیری نظری برای توجیه یک چنین یافتة ناسازگار و غیرمنتظرهای ارایه شود.
سرمایه اجتماعی و مسئولیتپذیری محیط زیستی (مورد مطالعه: کارکنان سازمانهای دولتی شهر بروجن)
دوره 23، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 131-155
https://doi.org/10.22034/jsi.2023.556954.1599
علیرضا کریمی، کرم حبیبپور گتابی، مه گل مالکی بروجنی
چکیده شناخت وضعیت مسئولیتپذیری محیط زیستی کارمندان در شهر بروجن و رابطه سرمایه اجتماعی با آن، هدف اصلی این پژوهش است. نظریه پاتنام مبنای نظری پژوهش بوده و روش تحقیق پیمایش با ابزار پرسشنامه محقق ساخته است. یافته های پژوهش نشان میدهد که بُعد نگرش محیط زیستی کارمندان با بُعد رفتاری آنها تفاوت قابل توجهی دارد. به لحاظ نگرشی حدود 96 درصد از کارمندان، وضعیت مسئولیتپذیری آنها در سطح متوسط به بالایی است (با میانگین 3/18) در حالیکه در بخش رفتاری وضعیت مسئولیت پذیری حدود 95 درصد از آنها در سطح متوسط به پایینی قرار دارد (با میانگین 5/12). سرمایه اجتماعی با مسئولیتپذیری محیط زیستی رابطه مثبت و معناداری دارد. رابطه شاخصهای سرمایه اجتماعی یعنی اعتماد، مشارکت، برهمکنشها و حمایت اجتماعی با مسئولیت پذیری محیط زیستی تأیید شد. جهت تقویت مسئولیت پذیری محیط زیستی، شکل گیری برهمکنشهای اجتماعی در قالب انجمن ها، روابط دوستانه و روابط با همکاران با محوریت حفظ محیط زیست ضرورت انکارناپذیری دارد.
اسلام صوفیانه در کردستان و مسئلة اسلام رسمی و عامیانه
دوره 25، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 131-150
https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2022800.1706
سامان ابراهیمزاده، سارا شریعتی، محمدرضا اخضریان کاشانی
چکیده رایجترین نظریهی مطالعات دین در خصوص دین رسمی و عامیانه، اولی را دیدگاه نهاد رسمی دین در مورد عقاید و اعمال مذهبی مشروع و دومی را عقاید و اعمال رایج در میان تودههای مردم میداند. نظر به نبود سازمان رسمی دینی در جوامع اسلامی، صورتبندی متفاوتی ارائه شده که دین رسمی را آرای هنجارین علمای مذهبی در مورد باورهای مذهبی مشروع میداند. در مورد کردستان با صورت متفاوتی از اسلام به نام اسلام صوفیانه طرفیم که کاربست نظریه اخیر را نیز با مشکل مواجه میکند. بر این اساس تلاش کردهایم از چارچوب تحلیلی متفاوتی استفاده کنیم که تمایز میان عامیانه و رسمی در اسلام را بر اساس شکل تجربه دینی تعریف میکند. بدین منظور ابتدا بر اساس روش تاریخی، فرآیندهای تاریخی اثرگذار بر شکلگیری اسلام صوفیانه را بررسی کردهایم و در نهایت به تحلیلی نظری در مورد صورتبندی جدیدی از تمایز میان صورتهای عامیانه و رسمی اسلام دست زدهایم.
تحلیل کیفی مصرف مشروبات الکلی و ماریجوانا بین دختران شهر یاسوج
دوره 24، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 139-167
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.2020198.1698
آرمان حیدری، عاطفه سادات مدبرنژاد
چکیده اعتیاد به موادی همچون مشروبات الکلی و ماریجوانا بهعنوان معضل جهانی، وقت و هزینۀ زیادی بر روی دست مجریان بهداشتی، اجتماعی و حتی سیاسی کشورها گذاشته است. هدف اصلی این تحقیق تحلیل کیفی مصرف مشروبات الکلی و ماریجوانا در دختران شهر یاسوج بود. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش نظریۀ زمینهای انجام شد. بدین منظور با 13 دختر مصرفکنندۀ این دو ماده براساس روش نظریـۀ زمینـهای، مصاحبۀ عمیق صورت گرفت. از روش نمونهگیریِ نظری و روش نمونهگیری گلولهبرفی استفاده شد. تحلیلِ دادهها با روش استخراج مضامین براساس واحد تحلیل جمله بود و از روش کدگذاریِ سهمرحلهایِ کدگذاریِ باز، محوری و گزینشی برای شناخت دادهها و ساماندهی یافتههای تحقیق استفاده شد. براساس تحلیلِ مضمونی مصاحبهها، 9 مقولۀ مرتبط با فرایندِ مصرف مشروبات الکلی و ماریجوانا عبارتاند از: «ضعف خودباوری و تلاش برای جلب توجه مردان»، «بستر خانوادگی نامناسب»، «مصرف هدفمند»، «وجوه اقتصادی مصرف»، «سهولت مصرف و دسترسی»، «ناکارآمدی دستگاههای نظارتی قانونی»، «دامنۀ مصرف»، «تقلاهای نافرجام برای رهایی کامل» و «تجربۀ آسیبهای چندگانه». مقولههای نامبرده ذیلِ مقولۀ هستۀ «مصرف الکل: برساخت اجتماعی نامناسب و خوددرمانیِ بدفرجام زنان» دستهبندی شد. مصرف مشروبات الکلی و ماریجوانا، بهعنوان پدیدهای نوظهور، روبهرشد و نسبتاً ناشناخته در بین دختران رواج دارد و تصورات قالبیِ مردانه دیدنِ مصرف مشروبات الکلی مانع مطالعه و پرداختن به آن در حوزههای دانشگاهی، آسیبشناختی همهجانبۀ روانی-جسمی-اجتماعی، سیاستگذاری و درمانی آن گردیده است. مصرفی که با تبعات فردیاجتماعی پرمخاطرهای برای دختران همراه بوده است و آنها را درگیر چالشی دائم و پایانناپذیر میسازد.
تغییر نگرشها و نظام ارزشی نخبگان سیاسی در ایران پسا انقلاب
دوره 24، شماره 1، بهار 1402، صفحه 143-163
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.2007499.1662
محسن صنمی، عباس صالحی نجف آبادی، قاسم ترابی
چکیده تصمیمگیری به کنش سیاسی -اجتماعی نخبگان سیاسی مربوط است به اینکه نخبگان به واسطه قدرت و تأثیری که دارند پیشرفت سیاسی جامعه را با عملکرد خود سرعت بخشیده یا مانع از آن گردند. این پژوهش با هدف بررسی نقش نخبگان سیاسی در فرایند توسعه حقوق سیاسی و اجتماعی جامعه ایرانی انجام شده است. روش پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی و متکی بر منابع کتابخانهای بوده است. بر طبق نتایج به هر میزان که نخبگان و شایستگان بر مسند امور حاکم شوند، حکومت و حکومت داری به مراتب بالایی از کارآمدی و کارآیی دست مییابد و جنبه هایی چون مشروعیت، مقبولیت و عدالت ورزی حکومت تقویت میشود. همچنین با حاکمیت نخبگان، سایر مفاهیم حوزه سیاست اعم از مشارکت رقابت، گردش نخبگان و... در وضعیت بهینهای قرار میگیرند و توسعه سیاسی و اجتماعی در مسیری رو به رشد قرار خواهد گرفت.
فراترکیب تحلیلهای موجود درباره اعتراضهای 1401 ایران
دوره 23، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 145-179
https://doi.org/10.22034/jsi.2023.1996220.1650
سمیه توحیدلو
چکیده نیمه دوم سال 1401 درگیر حوادث و اعتراض هایی بود. در میانه این اعترضها جامعه شناسان متعددی به تحلیل وقایع پرداختند. مقاله حاضر فراترکیبی از تحلیل های آنها (40 سخنرانی در انجمن جامعه شناسی ایران و مجموعه 46 یادداشت تحلیلی) درباره این اعتراضها است. تلاش شده ضمن ارائه نیمرخی از اهم مطالب مطرح شده، درباره علل، چیستی و پیامدهای این اعتراضها از منظر تحلیل گران، این موارد جمع بندی و ارائه شود. بر این اساس نظریه های غالب به کارگرفته شده، فاصله ای که هر تحلیلگر نسبت به اعتراضات داشته و پنج دسته بندی نظری (کارکردگرایان، همبستگی گرایان، تفسیرگران فرهنگی، پیروان جنبشهای جدید زندگی و اهمیت دهندگان به روابط و گره های اجتماعی) از مجموعه تحلیلها ارائه شده است.
بررسی رابطه میان بی اعتمادی اجتماعی و مسئولیت گریزی شهروندی
دوره 23، شماره 1، بهار 1401، صفحه 147-170
https://doi.org/10.22034/jsi.2022.557316.1603
مریم جوادی، ملیحه شیانی، علیرضا محسنی تبریزی، ساسان ودیعه
چکیده شهروندی یک ایده دوجانبه و یک ایده اجتماعی است و صرفاً مجموعه حقوقی که فرد را از تعهد به دیگران رها کند، نیست؛ بلکه برای تحقق این حقوق به مکانیسمی از تکالیف و وظایف شهروندی لازم است. از طرفی مسئولیت گریزیهای شهروندی فرار یا دور زدنهای تکالیف محوله است، که ما آنها را در رفتارهای شهروندان در امور شهری و مشارکت پذیریهای ضعیف شده امروزی مشاهده می کنیم. همچنانکه "زتومکا" معتقد است اجتماع اخلاقی، به اعتماد، احساس مسئولیت و تعهد نسبت به دیگرانی که با آنها دارای ارزشها، منافع و هدفهای مشترک است، سرو کار دارد. و پارسونز عامل ایجاد اتحاد و انسجام اجتماعی و ثبات و نظم را اعتماد میداند. لذا مطالعه حاضر با هدف: بررسی رابطه میان میزان بی اعتمادی اجتماعی و مسئولیتگریزی شهروندی در بین شهروندان تهرانی در سال 1399 انجام گرفته است. روش تحقیق: پیمایش و جمع آوری داده ها با تکنیک پرسشنامه ساخت یافته و با استفاده از نمونه گیری خوشهای در بین شهروندان تهرانی بالای 18 انجام پذیرفته است. حجم نمونه آماری با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران 384 برآورد گردید؛ البته با توجه به شرایط پاندمیک ویروس کرونا در زمان انجام تحقیق و محدودیتهای موجود با 356 پرسشنامه داده ها جمع آوری و تحلیل با بهره گیری از نرم افزار Mplus8 و SPSS انجام پذیرفته است. یافتههای: توصیفی نشان داد که میزان مسئولیت گریزی شهروندی در بین پاسخگویان، از حد متوسط بالاتر و نزدیک به زیاد است. و میزان بی اعتمادی اجتماعی نیز از سطح متوسط به بالا است، که بیشتر بُعد بی اعتمادی سازمانی را شامل میشود. در بررسی نتایج:رابطه بین بی اعتمادی اجتماعی، برخورداری از حقوق شهروندی و تحصیلات با میزان مسئولیت گریزی شهروندی معنادار است. ضرایب تاثیر متغیرها درکنار یکدیگر به ترتیب میزان برخورداری از حقوق شهروندی 29%-، میزان تحصیلات 16%- و بی اعتمادی اجتماعی0.72% (به طورغیرمستقیم) برمسئولیت گریزی شهروندی به دست آمد.
رابطهی فعالیتهای توسعهای و مهاجرتهای داخلی در ایران معاصر: (مطالعهی موردی استان سمنان)
دوره 24، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 147-180
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.543972.1510
ابوالفضل عزیزیان، حسن محدثی گیلوایی، مهرداد جواهریپور
چکیده مدیریت فرآیند توسعه به واسطهی مداخلهها و دسترسیهای نابرابر نخبگانی و عملکرد نهاد سیاست باعنوان محرک توسعه، عامل تاثیرگذار در برخورداری و عدم برخورداری از مواهب توسعه در مناطق قلمداد میشود. عدم تعادل در بهرهمندی از مواهب توسعه، تحرک جمعیتی را به دنبال خواهد داشت و موجب مهاجرت فزاینده به مرکز و کلان شهرها بوده و روند سیاستگذاریهای توسعهای را به نقاط مرکزی معطوف میکند. در این مقاله ضمن اشاره به مبانی نظری و مرور تحقیقات انجام شده، جنبههای تجربی و اقدامات توسعهای دولتها را بر اساس رهیافت استقرایی در روش ترکیبی، با دو روش کیفی شامل مطالعه اسناد، دادهها و اطلاعات ثبتی، و مصاحبهی کیفی مورد بررسی قرار دادهایم. در بررسی عوامل ساختاری و تصمیمات سیاسی تأثیر گذار بر مهاجرت، از دادههای ثبتی موجود در اسناد تدوین شدهی سازمان برنامه و بودجه استفاده شد و در خصوص علل و مهمترین دلایل گرایش افراد به مهاجرت، از مصاحبهی کیفی استفاده شده است. یافتههای تحقیق بیانگر تسلط الگوی تمرکزگرا در سیاستگذاریهای توسعه بوده و بررسی شاخصها، گویای این است که توزیع متعادل و برابر توسعه در بین شهرستانهای استان صورت نگرفته و مهاجرت ریشه در عدم توزیع عادلانهی امکانات، متناسب با پتانسیلها و توانمندیهای مناطق دارد.
مطالعۀ کیفی چالشهای پاسخگویی سازمانهای مردمنهاد (سمنها) در برابر ذینفعان بیرونی
دوره 24، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 169-197
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.2018567.1690
شهنار اصلانی، رضا همتی، کرم حبیب پور گتابی
چکیده با نگاهی خاص به سازمانهای مردمنهاد جوانان استان اصفهان، این مقاله درصدد است نشان دهد سمنها چگونه در چارچوب رابطه با دولت، خود را نهتنها به دولت بلکه نسبت ذینفعان اصلیشان، یعنی جامعهای که به آن خدمت میکنند، پاسخگو نگه میدارند؟ این مطالعه با رویکرد کیفی و روش نظریۀ زمینهای برساختی انجامشده است. نمونهگیری براساس دو نوع نمونهگیری هدفمند و نظری انجام شده و گردآوری دادهها از طریق مصاحبه با 33 نفر از دبیران سمنها صورت گرفته است. یافتههای تحقیق نشان میدهد سمنها با فرایندهای مختلفی، پاسخگویی به ذینفعان متعدد را حفظ میکنند. کثرت و تنوع بالقوه منافع ذینفعان که در اکثر مواقع در تقابل باهم قرار دارند، در کنار محدودیتهایی که ترتیبات نهادی دولت بر سمنها تحمیل میکند، فرایند شناورکردن پاسخگویی را به راهبردی برای ایجاد تعادل بین محورهای مختلف پاسخگویی و لایههای متعدد منافع و بهخصوص محفوظ داشتن پاسخگوییِ روبه پایین تبدیل میکند.
