نوع مقاله: پژوهشی

آرایش جدید بدن مجرمان در آستانه‌ی مشروطیت نشانه‌شناسی تصاویر زندانیان و اعدامیان دوره‌ی ناصری تا انقلاب مشروطه

دوره 24، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 79-109

https://doi.org/10.22034/jsi.2024.2014250.1674

ساجده عرفانی، آرش حیدری

چکیده دوربین عکاسی در زمان محمدشاه قاجار و به همت او وارد ایران شد و دو دهه بعد با حمایت‌های ناصرالدین‌شاه مجموعه‌‌تصاویر عظیمی توسط او و زیر سایه‌ی خودش -توسط عکاسانی دیگر- تولید شدند. تاریخ عکاسی ایران با سوژه‌ها‌ی منتخب ناصرالدین‌شاه و عکاسان زمان او پیوند محکمی دارد. انتخاب موضوعات عکاسی مهم‌تر از آنکه علاقه‌ی شاه و سرگرمی او باشد، از شرایط اجتماعی دوران و تحولاتی که در حال وقوع بود، بسیار تأثیر می‌پذیرفت. ورود به دنیای جدیدی از ثبت تصویر که تا پیش از این تنها از طریق نقاشی ممکن بود، با تحولاتی اجتماعی در ایران همراه شد؛ از جمله‌ی این دگرگونی‌ها، تغییر در آیین کیفری و مواجهه با مجرم است. عکس‌های به‌جامانده از این دوران، نشانگر این است که مفهومی تحت عنوان زندانی یا مجرم و متهم اساساً واجد نوع دیگری از انضباط شده و در حال عبور از نظم پیشین است. سوژه‌ی زندانی در کنار موضوعاتی مثل زنان، درباریان و... اهمیت یافته است و آرایش تن او نشانی از خشونت عریان حاکم را بر خود ندارد. زمان ثبت این تصاویر فاصله‌ی چندانی با وقوع انقلاب مشروطیت و تغییرات گسترده‌تری که رقم زد، ندارد. دگرگونی‌های کیفری را عموماً به بعد از انقلاب منسوب می‌دانند؛ اما عکس‌ها نشان می‌دهند خاستگاه این تغییر به شکل جدی در دوران ناصرالدین‌شاه بوده و پس از او ادامه داشته است. این مقاله در پی آن است تا با روش نشانه‌شناسی تاریخیِ تصاویر زندانیان به این سؤال پاسخ دهد که بدن مجرم در سال‌های منتهی به انقلاب مشروطیت چه آرایش جدیدی پیدا کرده و این امر چگونه ممکن شده است. بررسی و دسته‌بندی این تصاویر، ظهور متخصص‌های جدیدی در ردیف پزشکان و کشیشان را نشان می‌دهد که آن عکاسان هستند. در این سازوکار جدید انضباطی، مستقیماً با آمران شکنجه مواجه نیستیم؛ بلکه عکاسی هم‌راستا با صحنه‌آرایی و چیدمان اعمال شکنجه، مجریان اصلی را از دیده‌ها پنهان می‌کند و با حذف صحنه‌های خشن تعذیب و نشانه‌های آن، از شدت موضوع می‌کاهد.

روحانیان کُرد اهل سنت و دغدغۀ شناسایی: مطالعۀ کیفی کنش‌ورزی سیاسی روحانیان اهل سنت در کُردستان ایران

دوره 23، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 81-106

https://doi.org/10.22034/jsi.2022.554486.1584

امید قادرزاده، دنیا محمدی

چکیده با وجود پیوند دین و سیاست در دوره جمهوری اسلامی و  مشارکت فعالانه­ ی روحانیان اهل تشیع در سیاست، کنش ­ورزی سیاسی روحانیان اهل سنت در کُردستان وجوه متفاوتی پیدا کرده است. پژوهش حاضر در نظر دارد تا با واکاوی تجربه و درک نمونه ­ای از روحانیان اهل ­سنت سنندج  به شناسایی شکل‌های کنش ­ورزی سیاسی روحانیان، بسترهای موجود موثر و پیامدهای آن بر زندگی فردی و اجتماعی بپردازد. این پژوهش، با رویکرد کیفی و روش نظریه زمینه ­ای انجام شده است و طی آن با  27 نفر از روحانیان سنندج مصاحبه بعمل آمده است. نتایج پژوهش مبیّن آن است که بسترهایی چون «محرومیت از شهروندی و حقوق اجتماعی»، «اختلال روابط نهادی»، «زوال مدارای مذهبی و هویتی»، «بی‌اعتمادی سیاسی» و «محدودیت منابع در دسترس» عرصه را برای کنش­ ورزی سیاسی روحانیان و ائمه جماعت در سنندج محدود  ساخته است.از این­رو، تجربه و درک روحانیان با احساس بی­قدرتی سیاسی همراه بوده است و به­رغم دغدغه‌های سیاسی و تأکید بر تشکل ­یابی سیاسی به ­مثابه ضرورت فعالیت سیاسی، آن­ها از مجاری نهادی برای پیگیری مطالبات ناامید بوده و به لحاظ سیاسی منزوی و با ناامیدی از صندوق رأی، به کنش­ های فرهنگی روی آورده ­اند. کنش­ ورزی سیاسی برای روحانیان پیامدهایی چون «محرومیت  اجتماعی»، «وابستگی به مردم» و «زوال اعتماد عمومی» به همراه داشته است که ناظر بر مقوله­ ی هسته ­ی «اختلال و نابرابری در شناسایی» است.
 

جامعه شناسی

شبکه­ های اجتماعی و مطالبه­ گری دانش ­آموزان شهر کرمانشاه

دوره 25، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 89-115

https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2052312.1769

معصومه میرزائی، سوسن باستانی، منصوره اعظم آزاده

چکیده مطالعة حاضر به منظور شناسایی مطالبات اجتماعی دانش ­آموزان و چگونگی شکل­ گیری آن، با استفاده از رویکرد کیفی تحلیل شبکه انجام شده است. برای گردآوری اطلاعات با (24) نفر از دانش­ آموزان دختر و پسر دورة دوم متوسطة شهر کرمانشاه، مصاحبه نیمه ­ساختار­یافته صورت گرفت. مشارکت‌کنندگان با روش نمونه ­گیری هدفمند از مدارس (نواحی آموزشی سه­ گانه) ­انتخاب شدند. بر طبق یافته­ های پژوهش، مطالبات اجتماعی دانش ­آموزان در چهار مضمون فراگیر «چرخش پارادایم­ های سنتی»، «توازن حقوق/ مسئولیت»، «فرصت دیده شدن» و «رهایی از تصویر دانش ­آموز پذیرنده» استخراج شده است و با مضمون نهایی «زندگی توأم با لذت این جهانی» انسجام می ­یابد. تحلیل داده­ ها نشان داد که مطالبات اجتماعی نوجوانان در خلأ شکل نمی­ گیرد؛ بلکه آنان با برقراری پیوند و تبادل‌نظر با کنشگران شبکه­ های موقعیتی و ترجیحی خود، به بررسی و مقایسه آراء می­پردازند. در جریان مبادلة نظرات با اعضاء شبکه، از ایده های جدیدی مطلع می ­شوند که سبب بازاندیشی تفاسیر ذهنی از معانی مطالبات می­شود. این امر به شکل­ گیری خواسته ­های نوپدیدی در آن­ها می ­انجامد. اگرچه دامنة تراکم روابط در شبکه­ های موقعیتی بیشتر از شبکه­ های ترجیحی است، اما به علت محتوای درو ن­ساخت شبکه­ های ترجیحی (گستردگی انشعاب روابط، تنوع موضوعات، تعلق به پیوندهای انتخابی) اثرپذیری نظرات در این شبکه­ ها عمیق­ تر است.

جامعه شناسی

جامعه شناسی و نسبت آن با دیگری (بی‌شناسنامه‌ها در مقام دیگری)

دوره 25، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 89-108

https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2031697.1722

احسام سلطانی، اسدالله نقدی، محمد تقی سبزه‌ای

چکیده در مقاله‌ی حاضر به بی‌شناسنامه‌ها به‌مثابه «دیگریِ آستانه‌ای» نگریسته شده است. امروزه این گروه از هم‌وطنان نه به‌خاطر جهان‌بینی، جنسیت یا زبان متفاوت بلکه به‌خاطر نداشتن شناسنامه به گروهی منزوی و طردشده در میان میلیون‌ها انسان‌ بدل شده‌اند. با وجود این، تاکنون توجه چندانی به این گروه نشده است و تقریباً سکوتی همه‌جا حاضر در میان پژوهشگران علوم اجتماعی درباره‌ی گروه مورد اشاره وجود دارد. بنابراین، طرح این پرسش ضروری است: چرا جامعه‌شناسان ایرانی کمتر به مسائل این زندگی (زندگی دیگری/ فرد بی‌شناسنامه) توجه نشان داده‌اند و اغلب درباره‌ی شیوه زندگی بی‌شناسنامه‌ها سکوت کرده‌اند؟ در مقاله‌ی حاضر به قصد پاسخ به این پرسش به مطالعه‌ی نسبت میان جامعه‌شناسی و دیگری (آستانه‌ای) پرداخته‌ایم. به نظر می‌رسد که ریشه‌ی این سکوت در برخی گرایش‌های موجود در جامعه‌شناسی مسلط قابل پیگیری است. در واقع به قصد پاسخ به پرسش فوق به مطالعه‌ی برخی از مباحث نظریه‌پردازان مدرن پرداخته‌ایم و این مطالعه نشان می‌دهد که مهم‌ترین مسئله برای جامعه‌شناسی مسلط از آغاز پیدایش این رشته کشف قوانین و قواعد ثابت و تکرارشونده‌ بوده است و بر همین اساس می‌توان گفت که این جامعه‌شناسی همواره سخنی درباره‌ی نظم بوده و هست. نخستین رانده شده از این قلمرو نیز همانا دیگری است.
 

مردانگی های ایرانی در فضای مجازی: سنخ ها، گفتمان ها و منازعات

دوره 22، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 92-68

https://doi.org/10.22034/jsi.2021.250830

محمد سعید ذکایی، سیمین ویسی

چکیده مردانگی به­عنوان قالبی ارزشی، هنجاری و رفتاری به درجات زیادی برآمده از روابط گفتمانی است. بسط شبکه­های اجتماعی مجازی در دهه اخیر زمینه تکثر و صف­آرایی گفتمان­های رقیبی از مردانگی را مهیا ساخته است. با اتکا به روش قوم­نگاری مجازی و تحلیل نشانه­شناختی و مضمونی به دنبال شناسایی سنخ­های مردانگی در فضای مجازی، گفتمان­های حاکم بر آن­ها و روابط میان آن­ها هستیم. سنخ­های اصلی استخراج­شده شامل مردانگی هژمونیک، هم­دست، فرودست و حاشیه­ای و خرده­سنخ­های آن­ها هستند. صورت بدیل مردانگی فعالِ ضدِ­تبعیض با آرمان برابری دو جنس و صورت بریکولاژگونه (هم­پیوندی) مردانگی هژمونیک جدید نیز شناخته شد که به دنبال ترکیب عناصر مردانگی هژمونیک سنتی با عناصر جدیدتر برای تداوم بخشیدن به تفوق مردانه است. سنخ­ها جهانشمول و برخی نیز بومی بودند. مردان ایرانی در زمینه پیچیده فرهنگی-تاریخی و نیز ساختارهای اقتصادی و سیاسی موجود دست به ترکیب عناصر هویتی خویش می­زنند. بنابراین
سلسله­مراتب میان انواع مردانگی، کنشگری­های آن­ها در مواجهه با یکدیگر و سایر صورت­ها و نیز در مواجهه با ساختارهای کلان، بصورت قدرت/ مقاومت و تاکتیک/ استراتژی، و نیز برخی مکانیسم­های آن­ها پیچیدگی­های بیشتری یافته و صورت ایرانی پیدا کرده­اند.

مطالعه‌ کیفی مناسبات بین ذینفعان طرح ترافیک و کنترل آلودگی هوا در شهر تهران (مطالعه موردی بازار بزرگ تهران)

دوره 22، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 93-119

https://doi.org/10.22034/jsi.2022.544277.1509

وحید مزیدی شرف آبادی، عبدالحسین کلانتری، محمد مبارکی

چکیده این مطالعه با هدف بررسی مناسبات بین ذینفعان طرح ترافیک و آلودگی هوا انجام شده است. روش تحقیق، کیفی و جامعه مورد مطالعه کلیة ذینفعان طرح ترافیک و آلودگی هوا در محدوده بازار بزگ تهران بودند. روش نمونه گیری هدفمند و ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته با 25 نفر از مطلعان کلیدی بود. با توجه به اسناد و داده های میدانی، سه سطح از ذینفعان «قطعی، فرعی و مداخله گر» شناسایی شد. این ذینفعان در مواجهه با طرح ترافیک و آلودگی هوا مناسباتی را اتخاذ کرده اند که عبارتند از: نادیدگی و اعراض، جبران سازی و حداکثرسازی منافع، نگاه دستوری و تجویزی، مشارکت آینده نگرانه، تقابل فعالانه، بیتفاوتی و تماشاگری منفعلانه، اقناع و خشنودسازی. نتایج نشان میدهد سیاست شهری با ارائه سیاست یکسان، نوعی اجبار به اطاعت را بر ذینفعان تحمیل کرده است. به منظور کاهش مناسبات منفی بین ذینفعان، باید به احیاء ساختار محلهای دست زد تا از این طریق به همراهسازی ذینفعان امیدوار بود.

جامعه شناسی

برآمدن طبقه­ ی متوسط جدید در ایران (با تمرکز بر حوزه­های معماری و ادبیات)

دوره 23، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 95-117

https://doi.org/10.22034/jsi.2023.556175.1596

رضا تسلیمی طهرانی

چکیده مسئله اصلی پژوهش حاضر توصیف و تحلیل چگونگی برآمدن طبقه ­ی متوسط جدید در ایران از طریق مطالعه و بررسی شاخص­ ها و مولفه­ های مرتبط با سبک زندگی مانند معماری، اوقات فراغت، روابط اجتماعی و ... در بازه­ ی زمانی سالهای 1300-1320ه.ش و دستیابی به جهان بینی، معانی، ارزش­ ها و اندیشه های اعضای این طبقه در دوره­ زمانی ذکر شده است. در پژوهش حاضر به منظور دستیابی به هدف های تحقیق از روش­ تاریخی با رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شده است.
بر اساس یافته ­های این پژوهش، تحولات معماری و شهرسازی در دوره­ی پهلوی اول و بازخوانی و تحلیل رمان های نوشته شده از سوی نویسندگان شاخص این دوره از چگونگی ظهور تمایزهای طبقاتی، شکل ­گیری طبقه­ متوسط جدید و سبک زندگی متناظر با آن خبر می دهد. در این راستا، اتکا به معیارهای جدید معماری در بنای ساختمان­ های عمومی و خصوصی و امکانات و فضاهای جدید شهری مانند سینما­ها، کافه­ ها و مغازه­ ها در کنار برجسته شدن موضوع هایی مانند حضور زنان در زندگی اجتماعی، تحصیل و اشتغال زنان، عشق و ازدواج به سبک جدید و پدید آمدن مشکل های خانوادگی و مسائل اجتماعی نوظهور نشان­ دهنده چگونگی ظهور این طبقه و سبک زندگی اعضای آن است. بررسی­ ها و تحلیل­ های صورت گرفته در این پژوهش نشان می­ دهد که جهان بینی و ارزش ­های اعضای طبقه­ ی متوسط جدید را می­توان در حول مولفه­ هایی مانند فردگرایی، ناسیونالیسم و تجددگرایی مشخص نمود.

جامعه شناسی

عوامل اجتماعی مرتبط با مدیریت بدن در بین جوانان شهر یزد

دوره 22، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 97-119

https://doi.org/10.22034/jsi.2022.545118.1514

سیدعلیرضا افشانی، حسن سلمانی، حمیده شیری محمدآباد

چکیده در سال‌های اخیر پرداختن به بدن و چگونگی مدیریت آن در جامعه مصرفی مدرن به یکی از موضوعات اساسی مطالعات اجتماعی-فرهنگی تبدیل شده است. هدف پژوهش حاضر سنجش میزان مدیریت بدن و عوامل اجتماعی مرتبط با آن در بین جوانان شهر یزد بوده است. جمعیت آماری پیمایش، جوانان 35-18 سالۀ شهر یزد بودند که ۳۸۴ نفر از آن‌ها با روش خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب و مورد بررسی قرار گرفته‌اند. یافته‌های تحقیق نشان داد که میانگین نمرات مدیریت بدن پاسخگویان (56/2) در سطح کمتر از متوسط است و رابطه مثبت و معناداری بین مدیریت بدن و پذیرش اجتماعی بدن، سرمایه جنسی، پایگاه اجتماعی- اقتصادی، جنسیت و رابطه منفی و معناداری بین مدیریت بدن و تصور از بدن وجود دارد. تحلیل رگرسیون نیز نشانگر آن است که متغیرهای مستقل 1/36 درصد از مدیریت بدن را تبیین نموده و بیشترین تأثیر مربوط به متغیر پذیرش اجتماعی بدن ‌است.

وطن آنِ دیگری: روایتی از اشتیاق به مهاجرت

دوره 24، شماره 1، بهار 1402، صفحه 97-120

https://doi.org/10.22034/jsi.2024.1986222.1639

مینا جلالی، علی هاشمیان فر

چکیده به دنبال اهمیت مطالعه مهاجرت به مثابه یک امکان در ادبیات متأخر مهاجرت، مفاهیمی چون «اشتیاق به مهاجرت» و «اشتیاق به ماندن» مورد توجه قرار گرفت. اشتیاق به مهاجرت اولویت مهاجرت نسبت به ماندن تعریف شده  است که در روایت زندگی‌نامه‌ای‌ افراد برساخت می‌شود.  بر این اساس در این مطالعه سعی کرده‌ایم با بهره‌گیری از روایت‌پژوهی و انجام مصاحبه روایی با تعدادی از مهاجران بالقوه، اشتیاق آن‌ها به مهاجرت را توصیف و تفسیر نماییم. مشارکت‌کنندگان به شیوه هدفمند از بین جوانان 20 تا 40 سال ساکن در شهر اصفهان انتخاب شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که مضامین اشتیاق به ترک وطن در روایت زندگی‌نامه‌ای مشارکت‌کنندگان در سه بخش نقاط عطف، پیشاروایت‌ها و دلایل پیش‌نگرانه قابل برساخت است. نقاط عطف، اغلب با تفسیر راوی از کنش یا رخدادی مشخص در گذشتة زندگی‌نامه‌ای‌اش شکل می‌گیرد که لحظه‌های سرنوشت‌ساز تصمیم او به مهاجرت بوده است؛ این کنش‌ها و رخدادها، شوق‌واره او را به پیش می‌برد و به سایر پیشاروایت‌ها یا دلایل برای مهاجرت منجر می‌شود. پیشاروایت‌ها، دیگر دلایل مشتاقان برای ترک وطن است که از بازاندیشی در سایر تجارب شخصی یا دانش و آگاهی‌‌شان نسبت به زمینه‌ای که در آن زندگی می‌کنند برساخت می‌شود. دلایل پیش‌نگرانه نیز در ادامه عقلانیت عملی مشتاقان به مهاجرت، توصیف کننده پیش‌بینی آینده زندگی در کشور مقصد یا آینده زندگی در سرزمین مادری‌ است.

داغ‌ننگ؛ مروری سیستماتیک بر مطالعات انجام شده در ایران

دوره 23، شماره 1، بهار 1401، صفحه 98-130

https://doi.org/10.22034/jsi.2022.550574.1553

مهلا محمدی، حسین اکبری، مجید فولادیان

چکیده مطالعه حاضر با هدف شناخت فرایند داغ­ننگ در بستر جامعه ایران، به ­بررسی سیستماتیک ادبیات این حوزه پرداخته است. بنابراین پس از طی فرایند سه مرحله­ای مرور سیستماتیک، 66 مقاله جهت مطالعه شناسایی شد. براساس نتایج، داغ­ننگ شامل سه مرحله برچسب، پاسخ و پیامد است که در جریان برهم‌کنشی‌ها در بستر اجتماعی، به ­صورت برچسب و اظهارات کنایه ­آمیز مانند توهین و تحقیر، رفتارهای نامناسب مانند خشونت کلامی و اشاره مانند نگاه­های سنگین بروز می­کند. در مرحله بعد فرد به ­اتخاذ تدابیر برهم‌کنشی مانند آگاه­سازی یا غیربرهم‌کنشی مانند پنهان­کردن و انزواطلبی، جهت مدیریت هویت خودمی­پردازد. آخرین مرحله، طیف وسیع پیامدهای منفی فردی مانند بروز احساسات منفی و اجتماعی مانند طرد و تبعیض است که با داشتن ظرفیت ایجاد چالش در هویت ­اجتماعی، افراد را از جریان طبیعی زندگی حذف و از حقوق انسانی و شهروندی محروم می‌کند

سازوکارهای انهدام خاطره، پروژه برساخت سوژه ایران مدرن (خوانشی انتقادی- جامعه شناختی از سیاستهای فرهنگی دوران رضاخان در مناطق کُردنشین)

دوره 23، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 98-121

https://doi.org/10.22034/jsi.2023.557359.1601

امید جهانگیری، یونس نوربخش

چکیده شاید بزرگ‌ترین پیکار در مقام نقد دوران پهلوی برای دیگری‌ها(کُردها)، پیکار برای احقاق حق به یادآوردن حضور خود در تاریخ باشد . از این رو روایت و بازگو کردن مناطق کُردنشین بیش از هر زمان دیگری در نسبت با حکومت پهلوی و وقایع آن دوران ضرورت یافته است. پرسش جامعه شناختی اساسی این پژوهش این است که حکومت پهلوی اول با هدف مدرنیزاسیون ایران یا به تعبیری ترویج ناسیونالیسم باستان‌گرا و به میانجیِ مکانیسمی تحت عنوان آشتی با گذشته خاطره را از سوبژکتیویتة دیگری‌هایش(کردها) زدوده است. هدف از این پژوهش پیوندی دوباره با گذشته‌ای است که پیوستگیِ میان دیگری‌ها را بازیابی و احیا می‌کند. مکانیسم‌هایی که این پژوهش به مثابة منطق درونی فرایند انهدام خاطره بازشناخته است شامل دیالکتیک ابداع سنت و انهدام خاطره کُردها، دیالکتیک آموزش و سوژه/ابژه کُردها، جغرافیای تخیلی و انهدام خاطره/ مکان کُردها،تروما و تاریخ سکوت کُردها

بازاندیشی پروژه ملت‌سازی در ایران

دوره 25، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 101-123

https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2032363.1724

سیدشمس الدین صادقی، مسعود اخوان کاظمی، کامران لطفی

چکیده در کشور ایران به­دلایلی چون ضعف در فقدان جریان­ها و تشکل­های مدنی، واگرایی خرده فرهنگ­ها، فقدان نگاه مبتنی بر برنامه­ای مدون در راستای طراحی و تبیین الگویی مناسب از ملت­سازی و مواردی دیگر از این دست، پروژه ملت­سازی ناکام و ناتمام باقی مانده است و همواره شاهد آن بوده­ایم که این مقوله به­موازات دولت­سازی، پیش­نرفته است. در واقع،  ملت مفهومی نرم افزاری و انتزاعی است و ایجاد سازه ملت، مستلزم فراهم کردن مواد و مصالح خاصی است تا بتوان قالب یک ملت پایدار را پایه­گذاری کرد و آن را به­منصه ظهور رساند. این زیرساخت­ها را می­توان در ابعاد و شاخص­هایی نظیر وضعیت ارتباطات اجتماعی، سهولت درگردش نخبگانی، یکپارچگی در حوزه­های فرهنگی و زبان، تقویت و عقلانی­­سازی روندهای بروکراتیک، عنوان کرد تا پروژه ملت­سازی تکمیل شود. بر همین اساس، پرسش اصلی این تحقیق آن است که تکوین ملت و فراگرد ملت­سازی در ایران را بر مبنای چه الگویی می­توان طراحی و تبیین کرد؟ در پاسخ این پیش فرض را می­توان طرح کردکه لازمه تکوین ملت­، وجود زیرساخت­ها و سازوکارهایی مبتنی بر تلقی نمودن آن به­مثابه یک پروژه در ابعاد مختلف فرهنگی، اجتماعی و سیاسی متناسب با ساختار و بافتار جامعه ایران، توسط دولت نخبگان، نهادهای­­مدنی، احزاب، تشکل­ها و مردم است. این تحقیق با استفاده از روش عِلّی و بهره­گیری از چارچوب نظری ملت­سازی کارل­دویچ به­دنبال تبیین این مسئله و پاسخ به­سئوال اصلی تحقیق یعنی ناکامی در امر تحقق الگویی نو از ملت­سازی انجام شده است.   

جامعه شناسی

مطالعه جامعه‌شناختی رابطه شاخص‌های کلان اقتصادی با ازدواج زودهنگام: استان‌های کشور بازه زمانی 1390-1400

دوره 24، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 103-127

https://doi.org/10.22034/jsi.2024.2000821.1653

اسماعیل جهانی دولت آباد، طاها عشایری، محمد شیری

چکیده ازدواج زودهنگام یا کودک همسری به ازدواج‌های زیر سن قانونی اطلاق می‌شود که در کشورهای درحال‌توسعه و کمتر توسعه، در حال افزایش بوده و تبدیل به مسئله اجتماعی مهم در حوزه جامعه‌شناسی خانواده شده است. این مسئله در استان‌های کشور، طی بازه زمانی 1390 الی 1400 روندی افزایش را تجربه نموده است، بر این اساس هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تأثیر شاخص‌های کلان اقتصادی (1390-1400) برافزایش ازدواج زودهنگام است. روش اجرای پژوهش؛ از نوع اسنادی با تکیه‌بر تحلیل ثانویه داده‌های مرکز آمار ایران و سازمان ثبت‌احوال کشور می‌باشد. واحد تحلیل؛ استان‌های کشور و ابزار تحلیل داده؛ نرم‌افزار SPSS و excel بوده است. جامعه آماری پژوهش 31 استان کشور است که به‌صورت تمام شماری در بازه زمانی 1390 الی 1400 موردبررسی قرارگرفته است. نتایج آزمون پیرسون نشان می‌دهد که استان‌های دارای نرخ بیکاری (366/0 r= و ضریب جینی (363/0 r=) بالاتر؛ بیشترین میزان ازدواجِ زودهنگام را داشته است. همچنین، نتایج مدل رگرسیونی حاکی از این است که متغیرهای اقتصادی شاملِ ضریب جینی 334/0=B، نرخ بیکاری 213/0=B، تغییرات نرخ تورم 297/0=B و تغییرات ضریب جینی 282/0=B) به ترتیب تأثیر معنی‌داری بر میزان ازدواج زودهنگام در استان‌های کشور داشته است. می‌توان گفت که افزایش نرخ تورم، بیکاری و ضریب جینی در فاصله میان‌سال‌های 1390 تا 1400 برافزایش نسبت ازدواج‌های زودهنگام مؤثر بوده است؛ بر این اساس؛ از بین متغیرهای اقتصادی ضریب جینی، نرخ بیکاری و تغییرات نرخ تورم از بیشترین قدرت تبیین‌کنندگی در خصوص نسبت‌های ازدواجِ زیر 15 سال و نیز تغییرات این نسبت در میان استان‌ها برخوردار است.

جامعه شناسی

بازتاب انگاره‌های قدسی در ترانه‌های دهۀ1350 شمسی

دوره 24، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 105-122

https://doi.org/10.22034/jsi.2024.1987543.1659

سید مهدی موسوی میرکلائی

چکیده ترانه یک قالب شعری­ موسیقایی است که در پهنۀ تاریخ همواره با درخواست­ها و علایق عمومی مردم همراه و همسو بوده است. ترانه متعلق به تودۀ مردم است و در میان دیگر انواع شعری بیشترین تأثیرپذیری را از فرهنگ عامه دارد. در دهۀ50 شمسی مصادف با اواخر حکومت پهلوی نوعی باور مذهبی در بین روشنفکران شکل گرفت که منحصراً در مواجهه با استبداد تعریف می­شد؛ در نتیجه پرداختن به انگاره ­های قدسی و اساطیر آیینی مذهبی خود به نوعی اعتراض قابل فهم برای عامه بدل شد. از این رو محور اصلی این پژوهش واکاوی اسنادی سلطۀ عقاید مذهبی در بین ترانه­ سرایان نوین و بررسی چگونگی برخورد این ترانه ­سرایان با انگاره ­های قدسی و تحلیل ترانه ­های شاخص با مضمون اسطوره ­های آیینی است. نتیجۀ این پژوهش نشان می­دهد علاقه به ترسیم انگاره ­های مذهبی در ترانۀ روزگار پهلوی دوم جنبۀ آخرالزمانی دارد و ترانه­ سرا با نگاهی تمثیلی به دنبال یافتن یکسانی­ های عصر خود و دوران قدیسان است.

اقتصاد سیاسی سرطان در ایران

دوره 23، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 107-130

https://doi.org/10.22034/jsi.2023.546410.1521

یوسف سلیمی قلعه، محمد فرهادی، نادر امیری

چکیده مسأله مرکزی این مقاله تحلیل امر اجتماعی در بیماری سرطان است. از این منظر استدلال شده که پزشک‌سازی، بیماری سرطان را به امری زیستی تقلیل می‌دهد و مؤلفه‌های اجتماعی این بیماری را از نظر پنهان می‌کند. این تصویر مخدوش مواجهه با کلیت این بیماری را که تحلیل آن به ساختارهای اجتماعی از جمله مناسبات اقتصادسیاسی راه می‌برد مسدود می‌کند. هدف این پژوهش نشان‌دادن ابعاد اجتماعی-اقتصادی سلامت و بیماری و مشخصاً سرطان است. روش تحقیق انتقادی با رویکرد اقتصادسیاسی است. در این روش اطلاعات موجود با رویکرد نظری ترتیب‌ یافته و تحلیل شده است تا دلالت‌های پنهان آن‌ها و روابط پوشیده‌ی وضع موجود آشکار شوند. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که عوامل خطر ابتلا به سرطان از سوی مناسبات اقتصادی و اجتماعی تعیین می‌شوند و ساز و کار توزیع منابع و الگوی برخورداری افراد، میزان خطر ابتلای آن‌ها را توضیح می‌دهد. مصرف دخانیات، عدم‌تحرک و الگوی تغذیه که عوامل خطر سرطان محسوب می‌شوند متناظر با جایگاه طبقاتی افراد توزیع می‌شوند و گروه‌های پایین با خطر بیشتری مواجه هستند. فهم بیماری سرطان در کلیت آن، مسیر مواجهه با این بیماری را از پزشکی محض به سمت راهکارهای سیاسی در توزیع منابع هدایت می‌کند.

جامعه شناسی

مطالعه جامعه‌شناختی مسئله‌مندی گفتگو در خانواده (مورد مطالعه شهروندان منطقه 3 و 15 شهر تهران)

دوره 25، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 109-130

https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2046551.1758

شهلا قنبرلو، عالیه شکربیگی، محمد ثقفی

چکیده ریشه بسیاری از مسائل و آسیب ­های نهاد خانواده در ضعف یا فقدان مهارت­ های ارتباطی و گفتگویی است. هدف این تحقیق مطالعه جامعه شناختی مسئله­ مندی گفتگودرخانواده است. این تحقیق از نوع کمی است و با روش پیمایش و با استفاده از پرسشنامه انجام شده است. جامعه آماری شهروندان مناطق 3و15 شهر تهران و نمونه آماری هم 384 نفر انتخاب شدند و از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای استفاده شده است. یافته‌ها نشان دادکه میزان گفتگو در خانواده در حد متوسط(4/40) است. بین موانع شخصیتی، خانوادگی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با نوع گفتگو در خانواده رابطه معناداری وجود دارد. همچنین در معادلات ساختاری میزان رابطه هر یک از شاخص‌های مسئله مندی و گفتگو در خانواده به ترتیب عبارت‌اند از: عوامل شخصی(42/0)، عوامل خانوادگی(54/0)، عوامل اجتماعی(58/0)، عوامل فرهنگی(62/0) و عوامل اقتصادی(55/0).
 

جامعه شناسی

اسارت عاملیت: تحلیل روایت زندگی روزمرۀ دوران تحریم در اصفهان

دوره 24، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 111-137

https://doi.org/10.22034/jsi.2024.2018869.1689

عرفان ترابی اصفهانی، احسان آقابابایی

چکیده مردم اصفهان با زیست در ایران پساانقلابی به‌طور دائم با چالش تحریم‌های اقتصادی روبه‌رو بوده‌اند. از سال 1390 تحریم‌ها شدت بیشتری یافت و با هدف فلج‌کنندگی، خود را بر زندگی روزمرۀ ایرانیان به‌طورجدی تحمیل کرد. هدف مقالۀ حاضر تفسیر زندگی روزمرۀ جوانان اصفهانی در دورۀ تحریم‌های اقتصادی است. چارچوب مفهومی مقاله ملهم از نظریۀ برساخت‌گرایی اجتماعی برگر و لاکمن است. روش مورد استفاده تحلیل روایت است. با 16 مرد جوان 20 تا 35 سال مصاحبۀ اپیزودیک انجام شده و داده‌ها به روش تحلیل مضمونیِ روایت، تحلیل شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که ویژگی اصلی زندگی روزمره در این دوران عاملیتی است که به اسارت رفته است. اگرچه تحریم‌های اقتصادی بدیهی‌نمایی امور زندگی روزمره را مورد خدشه قرار داده، ولی درعین‌حال روال‌های بدیهی دیگر در جدال کنشگران و تجربۀ این وضعیت برساخته شده است.
 

جامعه شناسی

تصویر زنان در روزنامه‌های ایران: گفتمان‌های مردسالار و بازنمایی سوژه‌های ناکنشگر

دوره 25، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 117-140

https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2049047.1763

بهار آتش کار، احسان آقابابایی، تقی آزاد ارمکی، حمیدرضا شعیری

چکیده این مقاله به تحلیل بازنمایی زنان در روزنامه‌های دهه ۹۰ با استفاده از رویکرد نشانه‌شناسی اجتماعی می‌پردازد. هدف این پژوهش بررسی چگونگی تبدیل سوژه‌های زنانه به سوژه‌های ناکنشگر از طریق کلیشه‌ها، رمزگان‌های فرهنگی و سازوکارهای نشانه‌شناسی است. بدین منظور 9 تصویر به شیوه‌ای هدفمند انتخاب و در سه سطح بازنمایی، بر همکنشی و ترکیبی مورد تحلیل قرار گرفتند. در سطح بازنمایی، تصویرها به بازنمایی زنان به‌عنوان قربانیان اجتماعی، سوژه‌های ایدئولوژیک یا وابسته به گفتمان‌های قدرت پرداخته‌اند. در سطح بر همکنشی، زاویه‌های دید، فاصله‌ها و نگاه‌های غایب تأکید بر انفعال و جدایی آن‌ها از فضای اجتماعی دارند. همچنین در سطح ترکیبی، استفاده از رنگ‌ها، چیدمان، حذف یا تاکید بر عناصر خاص و نورپردازی بر محدودیت‌های اجتماعی و فرهنگی زنان تأکید می‌گذارند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که تصاویر زنان در این دوره عموماً تحت تأثیر گفتمان‌های مردسالار و ایدئولوژیک قرار داشته‌اند که سوژه‌های زنانه را به سوژه‌های ناکنشگر تبدیل کرده‌اند.

جامعه شناسی

بازتعریف دین در زندگی روزمره‌ی زنان دانشجو در تهران

دوره 23، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 119-143

https://doi.org/10.22034/jsi.2023.1975676.1631

زهرا سلیمانی علویجه، محمدرضا پویافر، خدیجه ذوالقدر

چکیده امروزه شاهد تغییرات اساسی در زندگی روزمره و دینداری زنان دانشجو هستیم، که از جمله مصادیق بارز آن عدم‌تمایل بخشی از زنان جامعه به داشتن حجاب در اماکن عمومی است. از این رو پژوهش حاضر با هدف مطالعه‌ی بازتعریف دین در تجربه‌ی زندگی روزمره‌ی زنان شهر تهران انجام شد. به این منظور از رویکرد کیفی و روش نظریه‌ی زمینه‌ای استفاده شد. نمونه‌گیری به روش هدفمند و از بین دانشجویان متولد دهه‌های ۵۰ و ۶۰ دانشگاه‌های آزاد اسلامی شهر تهران انجام گرفت. داده‌ها در سه سطح کدگذاری باز، محوری و گزینشی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. مدل پارادایمی حاصل از مقوله‌های محوری هم نشان داد که شرایط علی برای پدیده‌ی بازتعریف دین نقش رسانه‌ها در تقابل با دین، تجربه‌های شخصی پرسش‌برانگیز از دین و نقش آموزش در ایجاد نگرش نوین به دین بود. نتایج به‌دست‌آمده تأیید می‌کند که دین‌داری در زنان و دختران دستخوش تغییرات زیادی شده که توجه به آن در سیاست‌گذاری‌ها ضروری است.

مرور نظام‌مند مسائل اجتماعی ایران : بازه زمانی 1380 الی 1400

دوره 22، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 120-152

https://doi.org/10.22034/jsi.2022.540494.1483

طاها عشایری، طاهره جهان پرور، مرضیه احمدی می لاسی، مسلم سوری

چکیده مسائل اجتماعی، واقعیتی چندوجهی-چندبعدی در جامعه انسانی و حاصل دیالکتیک بین عاملیتو ساختارهاست، نتیجه گام‌های کج و انحرافی به ظهور آفتی اجتماعی علیه ارزش و هنجارهای انسانی شده است. جامعه ایرانی نیز گونه‌هایی از مسائل اجتماعی (فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی) را تجربه می‌کند. هدف پژوهش مرور نظام‌مند مسائل اجتماعی ایران است. روش تحقیق از نوع مرور نظام‌مند (تحلیل ثانویه)، دربازه زمانی 1380 تا 1400 با استفاده از حجم نمونه 25 سند پژوهشی به روش تمام شمار و تعمدی غیر احتمالی است. نتایج نشان می‌دهد که گونه‌های مسائل اجتماعی در سه شاخص کلی الف. آنومی فرهنگی (تضعیف ارزش‌ها و هنجارهای اخلاقی؛ تملق و چاپلوسی؛ رفتارهای پرخطر فرهنگی؛ ارزش اخلاقی منفی؛ تضاد فرهنگی، روابط فرازناشویی و انحرافات جنسی، احساس بی‌هویتی و بیگانگی اجتماعی)، ب. آنومی اجتماعی (بی‌سازمانی اجتماعی؛ رواج فردگرایی، ناامیدی اجتماعی؛ افت سرمایه اجتماعی؛ ترس از جرم و احساس قربانی شدن، افزایش درگیری و نزاع خیابانی؛ خشونت خانوادگی، رواج همسرآزاری؛ مزاحمت خیابانی؛ رفتار پرخطر اجتماعی؛ افزایش قاچاقچیان و مصرف‌کنندگان مواد مخدر؛ تخلفات رانندگی) و ج. آنومی اقتصادی (اختلال در توزیع منابع غذایی و کالاها؛ فضای نامساعد کسب‌وکار، بحران امنیت شغلی، افزایش فشار اقتصادی (بیکاری، گرانی و تورم)؛ شکاف طبقاتی؛ ناامنی غذایی و بی‌ثباتی آینده اقتصادی جامعه)، قرار می‌گیرند.

دین‌داری و خودکشی در استان‌های ایران

دوره 22، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 120-146

https://doi.org/10.22034/jsi.2022.532039.1444

ابراهیم صالح آبادی

چکیده با توجه به این که تحقیق درباره تأثیر دین‌داری بر خودکشی در ایران بیشتر در سطح پیمایش و با حجم نمونه اندک در بین گروه‌های خاص بوده و کمتر در سطح استانی انجام‌یافته است؛ این مقاله سعی دارد تا رابطه بین میزان دین‌داری و خودکشی را در سطح استانی مورد واکاوی قرار دهد. روش پژوهش در این تحقیق، روش تطبیقی درون کشوری است. نتایج تحقیق نشان داد که در سال 1379 تنها رابطه معنادار، رابطه بین انجام اعمال دینی فردی و میزان خودکشی است. تحقیق نشان داد که می‌توانیم ادعا کنیم که دین مستقیماً بر خودکشی تأثیر ندارد؛ بلکه تأثیر آن از طریق ایجاد ارزش‌های اخلاقی درباره نا همنوایی‌های اجتماعی و دینی بر خودکشی است. تحلیل سال‌های 1394، 1395 و 1396 نشان داد که مهم‌ترین عامل تأثیرگذار از بین مؤلفه‌های دین‌داری، دین‌داری فردی به‌خصوص میزان روزه گرفتن است که تأثیر کاهنده و معنادار بر خودکشی دارد.

مبانی نقد مدرنیته از منظر فردیدی‌های ایران

دوره 24، شماره 1، بهار 1402، صفحه 121-142

https://doi.org/10.22034/jsi.2023.559908.1612

عبدالرضا نواح، معصومه باقری، پروین گنجی

چکیده  از قاجاریه تا کنون جدال سنت و مدرنیته به صورت معادله‌ای لاینحل برای کشور درآمد. جریان فردیدیه رویکرد هایدگری دارد و برجستگی آن، مخالفت ریشه‌ای با مدرنیته است. هدف این اثر، آگاهی از چرایی مخالفت جریان فردیدیه با مدرنیته است. استفاده از روش تحلیل گفتمان در بررسی نشان داد، در گفتمان مدرنیته، هستی‌شناسی مادی و عقل حصولیِ معاش‌اندیش در مقابل هستی‌شناسی وجودی و عقل حضوری معاد اندیش قرارگرفت. جریان فردیدیه در ایران پس از انقلاب وارثان سنت هایدگری می‌باشند که با محوریت سید احمد فردید کلید واژه غربزدگی را خلق و مدرنیته را به چالش کشیدند. هدف این اثر آگاهی از استدلال‌های تقابل فکری جریان فردیدیه با مدرنیته است. روش تحقیق، تحلیل گفتمان بود. بررسی نشان داد، درگفتمان مدرنیته هستی‌شناسی مادی در مقابل هستی‌شناسی وجودی و عقل حصولی معاش‌اندیش درمقابل عقل حضوری معاد اندیش قرارگرفت. اومانیسم دال مرکزی مدرنیته و سایر نشانه‌ها مانند علم‌گرایی، تکنولوژی، سرمایه‌داری، فردگرایی، آزادى، لیبرالیسم، پروتستانیزم، حقوق بشر، سکولاریسم و دموکراسی با آن معنا پیدا نمودند. دال مرکزی گفتمان فردیدیه انسان دل‌آگاه و مکلف بود. نشانه‌های علم قدسی، نفی تکنولوژی، نفی سرمایه‌داری، نفی سکولاریسم، عقل قرآنی، آزادی از نفس، حقوق بشر اسلامی وحکومت خدا، مفصل بندی و غیریت‌سازی نمودند. نظریه سیاسی مدرنیته خواهان حداکثر رفاه و آزادی برای انسان اما جریان فردیدیه هرگونه تساهل و روا داری درمقابل سوژه خود بنیاد انسان را نفی نمود.

جامعه شناسی

کودک - برده مجازی؛ مطالعه‌ای در پدیده نوظهور کودکان کار مجازی

دوره 25، شماره 1، بهار 1403، صفحه 121-146

https://doi.org/10.22034/jsi.2024.2010196.1730

رضا کردبچه، پروین سوادیان، عالیه شکربیگی

چکیده ظهور شبکه‌های اجتماعی  فراگیرودرآمدزا نظیر اینستاگرام در عصر حاضر که  قابلیت به نمایش وبه اشتراک گذاشتن وقایع زندگی روزانه را برای  کاربران خود فراهم ساخته است ؛ سبب شده که امروزه با پدیده بدیع و نوین "کودکان کار مجازی" یا " کودکان کار اینستاگرامی" مواجه شویم کودکانی که در واقع به مثابه کارگران مجازی تحت فرمان کارفرماهای خود، از جمله والدین و یا بستگان درجه یک خود در این شبکه‌های اجتماعی مجازی  فعالیت می‌کنند. لذا تحلیل  جامعه شناختی زمینه‌های اجتماعی شکل‌گیری و پیدایش این پدیده درجامعه هدف اصلی این تحقیق بوده است. روش تحقیق این پژوهش کیفی و از نوع داده بنیاد بوده و افراد مورد مطالعه از طریق نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. مشارکت‌کنندگان درحقیقت والدین کودکانی هستند که بعنوان کارفرماهای آنها، فعالیت‌های کاری-تبلیغی شان را درشبکه مجازی اینستاگرام مدیریت می‌کنند.از این رو تعداد 20 والد از طریق مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته به سوالات محقق پاسخ دادند. نوع فعالیت و کارهای انجام شده توسط کودکان در شبکه اجتماعی اینستاگرام در سه دسته طبقه بندی می‌شوند. الف:کارهای تبلیغاتی، ب:کارهای نمایشی و ج: کارهای خدماتی. داده‌های حاصل ازاین پژوهش پس ازمراحل سه گانه کدگذاری شامل  باز، محوری و انتخابی در مجموع 255مفهوم، 22مقوله فرعی و4مقوله اصلی استخراج شد. مقوله‌ها عبارتند از:"زیست-تجارت مجازی، کودک نمایشی مجازی، هویت سیال ومطلوبیت نهایی والدمحور"و در نهایت با تلفیق مدل‌های بدست آمده مقوله هسته”کودک برده مجازی“معرفی گردید. یک نوع بردگی مدرن و استثمار مجازی که  این بارنه در خیابان‌ها توسط  کودکان کارخیابانی برای تامین حداقلی معیشت و زنده ماندن، بلکه در فضای مجازی با هدف کسب درآمدهای میلیونی، سلبریتی شدن و به نمایش گذاشتن تمام جوانب زندگی خود توسط والد-کارفرماهای کودکان کارمجازی قابل مشاهده است.

برساخت اعتقادی تعدیل‌پذیر (مضمون دینداری دانشجویان شیعه در دانشگاه شیراز) •

دوره 23، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 122-140

https://doi.org/10.22034/jsi.2023.110135.1278

مهدی پرور، مجید موحد

چکیده تحقیق حاضر با نظر به این پرسش به انجام رسیده است که «دینداری نزد دانشجویان شیعه مذهب دانشگاه شیراز چه جایگاهی از نظر مضمونی دارد؟»، استفاده از روش تحلیل مضمون با نمونه‌گیری هدفمند و انجام مصاحبه­های نیم­ساخت­یافته با  12 مرد و 8 زن 18 تا 30 سال، جمع­آوری، تجزیه­ و تحلیل متن­های مصاحبه شفاهی و کتبی نشان­دهنده مفهوم «برساخت اعتقادی تعدیل پذیر» در نگاه دانشجویان است. همچنین، مضمون نهایی با مفاهیمی چون کیفیت نهادینه­سازی ته­مایه­های دینداری، کیفیت گرایش­ به رویه­های راحت­طلبانه مادی، کیفیت تجربیات از مناسبات و رویه­های معرفتی سنتی­-­مدرن، کیفیت مواجهه با قدرت ارزش‌های دین نهادی، کیفیت مواجهه با ابزار و ارزش‌های فرامکانی ناهمخوان با دین نهادی و تأکید بر اعتقادها و باورها، بازتعریف مبانی اعتقادی، دینداری انسان­محور، دینداری خدا­محور و مغالطه دینداری مفهوم پردازی شده است. علاوه بر این، نوآوری این تحقیق در زمینه روش تحقیق است. کشف و به­کارگیری «مدل شبه نظری[1]» و پیشنهاد این سبک از تحلیل مضمون با نام «تحلیل مضمون شبه نظری[2]» یک ابتکار در زمینه­ روش­های تحقیق کیفی است.   [1] Quasi-theory model [2] Quasi-theory of thematic analysis) Q-TTA(

جامعه شناسی

سنخ‌شناسی انتخاب همسر به شیوه آنلاین در بین افراد دارای تحصیلات دانشگاهی

دوره 24، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 123-145

https://doi.org/10.22034/jsi.2024.2001047.1655

ندا علی نژاد، نادر افقی، علی یعقوبی چوبری

چکیده  راحتی و ناشناس بودن در انتخاب همسر به شیوه آنلاین به افراد کمک می‌کند تا بدون اطلاع خانواده و دوستان به یکی از هدف­ های اصلی خود که همان ایجاد رابطه عاشقانه و متعهدانه است، دست یابند.روش شناسی مقاله حاضردر چار چوب استراتژی تحقیق کیفی بر اساس روش تحلیل مضمون داده‌های گرد آوری شده34 نفر از فعالان گروه­های همسریابی آنلاین، طراحی شد. برای این منظور، با تکیه بر نمونه­ گیری هدفمند، مصاحبه صورت گرفته و اشباع نظری بدست آمد. سپس مصاحبه­ ها به شیوه تحلیل مضمون بررسی شدند. مضامین اصلی شناسایی شده، انگیزه (دارای دو زیر مضمون انگیزه بیرونی و انگیزه درونی)، گمنامی (دارای مفاهیم سرگرمی و وقت­ گذرانی، هدف نادرست، بی­ صداقتی، دختران متوقع و بی ­اعتمادی)، فریب (جعل و پنهان­ کاری) بودند. مضمون­ های اشاره شده به ترتیب تداعی­ کننده نظریه‌های اشاعه نوآوری، استفاده و رضایتمندی، نظریه پردازش اطلاعات اجتماعی و پیش فرض حقیقت هستند. براساس گفت­ وگوهای به دست آمده، انتخاب همسر به شیوه آنلاین به دوگروه «گریز از محیط­ های الزام ­آور» و «گریز از محیط­ های انزوابخش» تقسیم شدند. مضامین پژوهش در قالب سه مضمون اصلی انگیزه، گمنامی و فریب قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان دادند که که اگر کژکارکردها و شکاف­ها و خلا‌های فرهنگی درکاربرد همسریابی آنلاین به شیوه الگوهای حل مسئله مورد تحلیل قرار گیرند،مشخص می‌گردد که موفقیت و یا عدم موفقیت همسریابی آنلاین، به کارکرد سایت­­ از سویی و نحوه کاربرد آن­ها توسط کاربران از سوی دیگر، به افراد جامعه وابسته است.