زنانگی اروتیک: برساختی تاریخی
دوره 21، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 129-147
https://doi.org/10.22034/jsi.2020.244323
رعنا پورمحمد، علی رجبلو، آرش حیدری، فاطمه صادقی
چکیده "برساخت زن اروتیک" در تاریخ ایران نقطهای کانونی در نگارش تاریخ سکسوالیته است. این پژوهش در راستای پاسخگویی به این سؤال تدوین شده است که در کدامین برهۀ تاریخی زن دارای هستی اروتیک شد؟ پژوهش حاضر با روش دیرینهشناسی انجام گرفته و در این راستا از نگارههای اروتیک دورۀ صفویه و اسناد مکتوب موجود استفاده شده است. در دورۀ شاه عباس گذاری از برهنههای ادبی به برهنههای اروتیک در نقاشیها صورت گرفت و تصاویر زنان با فردیتیافتگی بیشتری در اندامها در عرصۀ تصویر حضور یافتند. در اواخر صفویه تصاویر عریان زنان پیوسته دارای نشانگانی فرنگی میشود. اما مسئله نه بر سر دوگانۀ زن غربی و زن ایرانی بلکه در رابطه با جدالی است که در این دوره بین مسیحیت، تصوف و اسلام شروع به
شکلگیری میکند و رسالههای متعددی حول آن نگاشته میشود؛ بنابراین برهنگی به زن مسیحی فرنگی منتسب میشود. با حضور فیگور زن در نقاشیهای تکبرگی و دیوارنگارهها کمکم تعریف جدیدی از زنانگی در خیال انسان ایرانی شروع به شکلگیری میکند و نوعی تغییر جغرافیایی در امیال مرد ایرانی صورت میگیرد، زن مسیحی فرنگی ابژۀ میل مرد ایرانی میشود که پسلرزههای آن را به صورت شدیدتر در دورۀ قاجار شاهد هستیم.
تنظیمات ایرانی: حکومتمندی و برآمدن دولت مدرن در ایران
دوره 19، شماره 1، بهار 1397، صفحه 126-148
https://doi.org/10.22034/jsi.2018.36650
آرش حیدری
چکیده بسترهای گفتمانیِ برآمدن دولت مدرن در ایران به دوران سالهای 1268 الی 1305 ه.ق برمیگردد. در این دوران، وقایع و رویدادهای عمدهای رخ دادند که روند رایجِ تاریخ سیاسی در ایران را تشکیل میدهند و شاکلهای مدرن به خود گرفته و اندیشۀ دولت فراگیر و هویت ملیِ واحد پروبلماتیک گردید. مسئلۀ اصلیِ مقاله حاضر از سویی تعیین تکلیف نظری با جریانهای رایجِ تئوریزه کردن تاریخ دولت در ایران است واز دیگر سو قرار دادنِ اندیشۀ دولت مدرن و پروژه ملتسازی در بستر رویدادهای واقعی و فراموش شده. با ارجاع به وبا و قحطی به عنوان دو رویداد بزرگ و درهمکوبنده در تاریخِ معاصر ایران (اما فراموش شده ذیل روایتهای غالب) نسبت گفتمان تنظیمات ایرانی و برآمدن دولت مدرن با این دو رویداد بررسی خواهد شد. با مفهومِ حکومتمندی تلاش خواهد شد برآمدن تنظیمات ایرانی تشریح گردد؛ بدین ترتیب حکومت بر فقر که از دل وبا بیرون میزند و در پزشکیِ مدرن نهادمند میگردد و حکومت بر ثروت که از دل قحطی بیرون میزند و در قالب تنظیم مالیه نهادمند میگردد به عنوان دو روند اساسیِ حکومتمندی و انضباط ایرانی بررسی خواهند شد و نسبت آنها با اندیشهی دولتِ فراگیر مورد بحث قرار خواهد گرفت.
دوگانه فرد/جامعه در اندیشه دورکیم: فردگرایی اخلاقی
دوره 14، شماره 3، پاییز 1392، صفحه 90-115
آرش حیدری، سجاد سرحدی
چکیده هدف از مقاله حاضر بررسی دوگانه فرد/جامعه در آثار امیل دورکیم جامعهشناس فرانسوی است. به عبارت دیگر آنچه این مقاله دنبال میکند همان پروبلماتیکی است که وی در مقدمة نخستین اثر جامعهشناختیاش یعنی تقسیم کار با عنوان بررسی رابطه فرد و جامعه بیان میدارد. در این مقاله تلاش میشود که نشان دهیم تحلیل دورکیم در مورد رابطه فرد/ جامعه ورای این دوگانه میرود. دورکیم با تأکید بر مفهوم فردگرایی اخلاقی و گزاره های اخلاقی کانت، اولاً بر ذاتگرایی پیش از خود در آثار اسپنسر، کنت، اقتصاد دانان فایدهگرا و روانشناسان حمله میکند و ثانیاً تلاش میکند مفهومی از فردگرایی را بسط و توسعه دهد که نه در تقابل با جامعه بلکه در درون جامعه معنادار است. بدین ترتیب با توجه به اینکه جامعه از نظر دورکیم یک هستی اخلاقی است تلاش میشود که تلقیای از فردگرایی ارایه شود که نه بر فرد خودمختار استوار باشد و نه بر فرد اقتصادی، بلکه در عوض بر فردگرایی اخلاقی موجود در جامعه بنا نهاده شده باشد. دورکیم درنهایت نیروی اجتماعی موثر دربسط فردگرایی اخلاقی را درجامعه مدرن، تربیت یا همان آموزش وپرورش میداند.
فروید و آلتوسر: جنبههای جامعه-شناختی روانکاوی
دوره 13، شماره 3، پاییز 1391، صفحه 3-24
آرش حیدری
چکیده هدف از این مقاله بررسی نظرات فروید در مورد سوبژکتیویته و نسبت آن با سوژۀ ایدئولوژیک آلتوسر است. در این مقاله ابتدا نگاه فروید، به عنوان یک فیلسوف اجتماعی، به سوژه بررسی میشود و سپس اندیشههای او با نوع نگاه آلتوسر به سوژه مورد مقایسه قرار میگیرد. ایگو در کار فروید جایگاه سوژه در مباحث فلسفی- جامعهشناختی را دارد. ایگو[1] (یا همان سوژه) از منظری روانکاوانه با کمک مکانیسمهای دفاعی دست به تحریف واقعیت میزند و به صورتی خیالی خود را مؤلف کنشهای خود میداند. به همین نسبت در اندیشۀ آلتوسر، ایدئولوژی بازنمایی رابطۀ خیالی افراد با واقعیت است. سوژه از منظر آلتوسر به شکلی خیالی خود را مؤلف کنشهای خودش میداند و تنها ذیل استیضاح ایدئولوژی است که سوژه سامان سخن گفتن مییابد اما این مکانیسم استیضاح در سطحی ناخودآگاه عمل میکند. در این مقاله با مرور اندیشههای فروید در مورد سوژه و وجوه جامعهشناختی این اندیشهها، برآنیم که نشان دهیم مکانیسمهای دفاعی ایگو واجد خصلتی ایدئولوژیکاند و از همان مکانیسمهایی بهره میجویند که ایدئولوژی در بیان اکتوسربی در تحریف واقعیت بهره میجوید.
.[1] معادلهای فارسی واژگان معروف ادبیات روانکاوی پیرامون ساختار دستگاه روان، اید، ایگو و سوپرایگو هستند که به فارسی برای ایگو، معادل "من" و "خود" ؛ برای اید "نهاد"، "این و آن نفسانی" و برای سوپرایگو معادل "من برتر"، "خود برتر" و "فرا خود" آورده شدهاند. باید توجه کرد این معادل ها چندان دقیق نیستند چرا که اید، ایگو و سوپرایگو سه پاره از کلیتی به نام self یا همان خود هستند و به کارگیری معادلهای مانند "من" و "خود" و به همین نسبت "فرامن" و "فراخود" برای این دو اصطلاح چندان موضوعیت ندارد. همچنین "اید" در تعریف فروید مخزن تکانهها رانهها و غرایز است و نسبتی با آنچه که در فارسی "نهاد" مینامیم ندارد لذا این معادل نیز دقیق نیست. با این اوصاف برای پرهیز از کجفهمی در مورد این اصطلاحات همان واژگان "اید"، "ایگو" و "سوپرایگو" را به کار میگیریم.
