تبیین جامعه شناختی سیاستهای هویتی دولت پهلوی اول
دوره 21، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 59-81
https://doi.org/10.22034/jsi.2020.244320
تقی آزاد ارمکی، علی محمد حاضری، علی ساعی، فرهاد نصرتی نژاد
چکیده این پژوهش به چرایی اهمیت یافتن هویت ملی در دولت پهلوی، برجسته شدن عناصر باستانی هویت ایران و به حاشیه راندن عناصر اسلامی هویت ایرانی در دوره پهلوی اول با رویکردی تاریخی پرداخته است. نتایج نشان میدهد که ادغام ایران در نظام جهانی و ضرورت دولتسازی به شیوه مدرن و در نتیجه اهمیت یافتن هویت ملی در این شکل از دولت، موجب توجه کانونی به مقوله هویت ملی در این دوره شد. اما از آنجا که نیروهای اجتماعی مهمی قدرت دولت را در این برهه تاریخی به چالش میکشیدند، سیاستهای هویتی دولت به گونهای سامان یافت تا در برساخت هویت ملی عناصری از هویت سراسری تاریخی ایرانی که نشانگر هویتی نیروهای اجتماعی یاد شده بود، کنارگذاشته و عناصری انتخاب شود که به نوعی در تضاد با نشانگان هویتی نیروهای یاد شده بود. از این رو، سیاستهای هویتی دولت در این دوره بیشتر از آن که منطق ایدئولوژیک داشته و ناشی از ایدئولوژی دولت باشد، در راستای منافع دولت و به ضرر نیروهای اجتماعی رقیب، خصوصاً روحانیت و سران ایلات و عشایر، تدوین شده است.
تحلیل فازی رابطه سرمایه اجتماعی و دموکراسی مطالعه تطبیقی بین کشوری (2010-1990)
دوره 14، شماره 2، تابستان 1392، صفحه 3-29
علی ساعی، مریم زارعیان، ابراهیم خدایی
چکیده مسئلة این مقاله درجه تفاوت پذیری نمره پولیتی به عنوان شاخص دموکراسی در بین کشورها است. سؤال تحقیق به صورت زیر بیان شده است: درجه تفاوت پذیری شاخص دموکراسی در بین کشورها چگونه قابل تبیین است؟ بر اساس چارچوب نظری تحقیق، سرمایة اجتماعی شرط علی لازم برای دموکراسی است. رویکرد مقاله تحلیل تطبیقیِ بین کشوری است. تکنیک جمع آوری دادهها، تحلیل دادههای موجود (ثانویه) است. جمعیت آماری تحقیق را کشورهایی تشکیل میدهند که در سالهای1990 تا 2010 میلادی برای مفاهیم مورد بررسی دادههای معتبر داشتهاند. روش داوری فرضیات مقاله، فازی است و نرم افزار مورد استفاده spss ، Exelو Fs/QCAf میباشد. یافتههای تجربی دلالت برآن دارند که با حذف کشورهای بلوک شرق، اعتماد اجتماعی در بیشتر موارد شرط لازم برای دموکراسی است. مشارکت مدنی و نفع جمعی معمولا شرط لازم برای دموکراسی است. همچنین یافتهها نشان داد حاکمیت استبدادی در یک کشور اثرات نامطلوب بلندمدتی بر سرمایه اجتماعی دارد.
تحلیل فرهنگ سیاسی نخبگان سیاسی اصلاح طلب و اصولگرا
دوره 13، شماره 4، زمستان 1391، صفحه 117-147
علی ساعی، زهیر کریمی
چکیده :موضوع این پژوهش مطالعه فرهنگ سیاسی نخبگان سیاسی اصلاح طلب و اصولگرا میباشد. در این پژوهش از تئوری گابریل آلموند و سیدنی وربا الهام گرفته شده است. فرضیههای این پژوهش بر اساس منطق فازی فرموله و بر درجه عضویت اصلاح طلبان و اصولگرایان در مجموعه فرهنگ سیاسی تاکید شده است. فرضیه پژوهش حاضر آن است که در زیر مجموعههای اعتماد سیاسی، احساس قدرت سیاسی و احساس امنیت سیاسی، اصولگرایان بیشتر عضو و اصلاح طلبان بیشتر غیر عضو میباشند. در زیر مجموعههای حمایت از آزادی بیان، تساهل و مدار و احترام به حقوق شهروندی اصولگرایان بیشتر غیرعضو و اصلاح طلبان بیشتر عضو میباشند. نمونههای پژوهش، اعضای احزاب و انجمنهای سیاسی اصلاح طلب و اصولگرا هستند. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که اعتماد سیاسی، احساس قدرت سیاسی و احساس امنیت سیاسی اصلاح طلبان نسبت به اصولگرایان پایینتر است و حمایت از آزادی بیان، تساهل و مدارا و احترام به حقوق شهروندی در اصلاح طلبان نسبت به اصولگرایان بالاتر است.
تحلیل جامعه شناختی بیماری قلبی و عروقی: مطالعه موردی شهر بوشهر
دوره 10، شماره 4، زمستان 1388، صفحه 1-17
علی ساعی، اکبر نامور
چکیده این پژوهش به تحلیل جامعه شناختی بیمارا ن قلبی و عروقی می پردازد ومساله آن ناظر بر افزایش بیماریهای قلبی و عروقی در شهر بوشهر است. دستگاه نظری این مقاله براساس تئوری بوردیو، نان لین، کاکرهام ساخته شده است. جمعیت نمونه 320 نفر است که به صورت تصادفی از بین بیماران قلبی- عروقی که در نیمه دوم 1386 و نیمه اول 1387 در بیمارستانهای شهر بوشهر بستری شدهاند انتخاب گردیده اند. با استفاده ازروش پیمایش اجتماعی و رجوع به اسناد پژشکی، داده های تجربی گردآوری و از طریق روش تحلیل رگرسیون داوری درباب فرضیات انجام شده است. متغیرهای مستقل سرمایه اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی و متغیر وابسته بیماری قلبی و عروقی است. یافته های تجربی دلالت برآن دارندکه بین بیماری قلبی و عروقی و ترکیبی از سرمایه اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی (سرمایه های فرد)به اندازه 61 هم تغییری منظم وجود دارد، به طوری که هرچه میزان این سرمایه ها بیشترباشد، شدت بیماری نیز کاهش مییاید. درپایان گفته شده است که سبک زندگی بهداشتی نیازمند برخورداری شهروندان از هر سه نوع سرمایه در حد مطلوب است.
پاسخ به نقد مقاله "تحلیل جامعه شناسی دموکراتیزاسیون در ایران"
دوره 7، شماره 3، پاییز 1385، صفحه 105-115
محمد عبداللهی، علی ساعی
چکیده در شماره 3 مجله جامعه شناسی ایران(پاییز 1384) مقاله ای با عنوان"تحلیل جامعه شناسی دموکراتیزاسیون در ایران" به چاپ رسید.این مقاله از سوی آقای دکتر طالبان مورد نقد قرار گرفت.این نقد زمینه ای را فراهم کرد که در باب سه عنصر روش شناختی:شرط لازم و کافی،مسئله خود همبستگی و تحلیل عاملی استدلال عقلانی ارائه گردد.اساسا انتقاد کردن و انتقاد پذیری برای تکامل دانش بشری ضروری است.با این حال اگر بحث انتقادی مسبوق به یک دستگاه معرفتی معینی نباشد،آمادگی افراد را برای نقادی متقابل با مشکل مواجه می سازد.این مسئله در نوشتار طالبان صادق است.با وجود این،اصل نقد را شایسته توجه و احتران می دانیم و در همین حد از همت این محقق محترم قدر دانی می کنیم.طالبان سه نقد بر مقاله وارد ساخته انذ:1.فرضیه شرط لازم/فرضیه شرط کافی 2. تکنیک آماری و ساختار داده ها 3. مشکل تحلیل عاملی.
تحلیل جامعه شناختی دموکراتیزاسیون در ایران
دوره 6، شماره 3، پاییز 1384، صفحه 3-27
محمد عبداللهی، علی ساعی
چکیده مسئله مورد تبیین در این مقاله تفاوت پذیری میزان تغییرات دموکراتیزاسیون در ایران است.بر اساس این مسئله،سوال تحقیق تحت عنوان"میزان تغییرات دموکراتیزاسیون در ایران چگونه قابل تبیین است؟" بیان شده است.در پاسخ به این سوال و در مقام حل مسئله،چارچوب نظری تحقیق با ساختار مفهومی زسر بیان گردیده است:اگر مدرنیزاسیون رخ دهد،آن گاه با شرط وجود جامعه مدنی توسعه یافته دموکراتیزاسیون رخ میدهد.در گام بعدی راه حل تئوریک مسئله از این چارچوب نظری استنتاج گردیده،در ادامه فرضیات از طریق تجربه مورد داوری قرار گرفته اند.روش گردآوری داده های تجربی بیانگر این واقعیت است که ضریب همبستگی دموکراتیزاسیون باربر با 0.72 و با توسعه جامعه مدنی 0.52 است.از سوی دیگر همبستگی دموکراتیزاسیون با ترکیب خطی متغیرهای مدرنیزاسیون و توسعه جامعه مدنی به اندازه 0.71 می باشد.
