در تقاطع جنسیت و ملیت: مادران افغانستانی و آموزش فرزندان
دوره 19، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 36-66
https://doi.org/10.22034/jsi.2019.36915
ستاره هاشمی، بهرنگ صدیقی
چکیده تقاطعیافتگی توضیح میدهد که نظامهای سلطه همچون نظام طبقاتی، جنسیتی، و ملیتی چگونه در هماهنگی با هم عمل و یکدیگر را بازتولید میکنند. در این مقاله بر تجربة ستمدیدگی زنان افغانستانی در رابطه با نهاد آموزش تمرکز میکنیم. مردمنگاریِ نهادی روششناسی مناسبی برای مطالعة تجربة فرودستی است. این مردمنگاری تجربة مردم را در بستر روالهای نهادی حاکم مطالعه میکند. این پژوهش با نظر بهموقعیت زنان افغانستانی توصیفی از وظایف مادری آنان در قبال آموزش فرزندانشان بهدست میدهد. این که زنان افغانستانی که بهطور همهجانبه بهحاشیه رانده شدهاند، چگونه با این گونه وظایف مراقبتی مواجه میشوند از مهمترین محورهای این پژوهش است. موانع زبانی و بی/کمسوادی در تجربه آنان ارتباطی تنگاتنگ با یکدیگر دارند. فنون اصلی گردآوری دادهها مشاهده و مصاحبه بوده است.
قرابت/ غرابت جامعهشناسی مردممدار و حوزۀ عمومی (برداشتی نظری برای طرح روایتی «دیگر» از جامعهشناسی مردممدار و کاربست آن در ایران)
دوره 15، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 30-53
بهرنگ صدیقی
چکیده جامعهشناسی مردممدار در ایران چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟ طرح این پرسشِ هنجاری از این بابت اهمیت دارد که جامعهشناسی مردممدار در ایران مراحل اولیۀ صورتبندی را طی میکند. اما پاسخ به این پرسش تا حد زیادی وابسته به ویژگیهای حوزۀ عمومی در ایران است، چرا که به ادعای این مقاله پایه و مایۀ جامعهشناسی مردممدار در حوزۀ عمومی است. اما تلاش برای پرداختن به این پرسش در وهلۀ نخست مستلزم جد و جهدی نظری در چیستیِ حوزۀ عمومی است. پس از آنمیتوان ضمن بررسی ویژگیهای حوزۀ عمومی در ایران طرحی برای شرایط امکان جامعهشناسی مردممدار در ایران درانداخت. در این مقاله، ابتدا به لحاظ نظری، رویکردهای غالب در خصوص چیستی حوزۀ عمومی مرور و نقد میشوند؛ رویکرد هابرماس و آرنت از آن جمله است. در حین این مرور نظری، ویژگیهای روایت غالب از جامعهشناسی مردممدار، یعنی روایتی که بوراووی از آن به دست داده است، نیز بررسی میشود و با تکیه بر روایت آرنت از حوزۀ عمومی تلاش میشود روایتی «دیگر» از جامعهشناسی مردممدار پیش نهاده شود. پس از آن به مرور ویژگیهای حوزۀ عمومی در ایران پرداخته خواهد شد و مصادیق آن، در شکلهای نهادی و غیرنهادیِ آن، پرداخته میشود و نسبتِ هر یک از این مصادیق با روایتهای پیشگفته از حوزۀ عمومی بررسی میشود. این مقاله، از جمله مدعی است که مختصات حوزۀ عمومی در ایران با روایت آرنت همخوانیِ بیشتری دارد تا روایت هابرماسی از آن. از این رو، جامعهشناسی مردممدار در ایران در مسیری که پیشِ رو دارد باید ضمن بررسی مختصات این حوزۀ عمومی به نقد و آسیبشناسیِ آن نیز بپردازد. در انتهای مقاله، با تکیه بر ویژگیهای حوزۀ عمومی در ایران، طرحی اولیه برای صورتبندیِ جامعهشناسی مردممدار در ایران به دست داده میشود و محورهای نظری، روش شناختی و پژوهشیِ آن برشمرده خواهد شد.
معرفی و بررسی کتاب: جامعهشناسی مردممدار "خوب"/ جامعهشناسی مردممدار "بد"بازخوانی جامعهشناسی خودمانی با عینک "بینش جامعهشناختی" اثر حسن نراقی
دوره 15، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 199-215
بهرنگ صدیقی
چکیده جامعهشناسی خودمانی (نراقی 1380) کتاب مهمی است. مهم است، چرا که بارها و بارها تجدیدچاپ شده است[1]. در جلسه ای که کارگروه جامعهشناسی مردممدار انجمن جامعهشناسی ایران در آذر ماه 1390 برای بررسی این کتاب برگزار کرد دکتر جلایی پور که از سخنرانان بود گفت که به اصرار مسئولان برگزار کننده این جلسه بوده که ناچار شده آن را بخواند و چون کتاب را "علمی" نمیدانسته تاکنون میلی به خواندنش نداشته است. یکی از حضار در نقد جلایی پور گفت که چطور میشود شما خودتان را جامعه شناس بدانید و کتابی را که در شرایط فعلی بیست- سی بار تجدید چاپ شده و این همه مخاطب جذب کرده نخوانید. این کتاب میتواند ذائقه مخاطبان کتاب را در جامعه ایران نشان دهد. بله! این کتاب میتواند شاخصی باشد برای سنجش ذائقه مخاطبان ایرانی کتابهای جامعهشناسی. طیف این مخاطبان از رانندگان تاکسی و زنان خانهدار هست تا دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته جامعهشناسی. تعجب نکنید! بله دانشجویان کارشناسی ارشد و دکترای جامعهشناسی را میگویم.
[1] . آخرین چاپی که از آن دیدم چاپ بیست و سوم بود. شاید تاکنون بیش از اینها هم تجدیدچاپ شده باشد.
مردانگی در قاب نشانهشناسیِ اجتماعی مردانگی در عکاسی مطبوعاتی دهههای 50 و 60 خورشیدی
دوره 14، شماره 4، زمستان 1392، صفحه 3-34
محسن حسن پور اسلانی، بهرنگ صدیقی
چکیده مردانگی، چند سالی است که به مسألهای در خور توجه در مطالعات جنسیت تبدیل شده است. با توجه به اینکه این پدیده، امری متکثر، برساختی و تاریخی است، در فرهنگها و گفتمانهای گوناگون، به شکلها و شیوههای متفاوتی تجربه میشود. پژوهش حاضر با مطالعه عکسهای مطبوعاتیِ دهههای 50 و 60 خورشیدی، تلاش دارد تا به بررسی مردانگی هژمونیک در این دو دهه بپردازد. مردانگی هژمونیک، نوعی از مردانگی است که توسط گفتمانهای مسلط به عنوان مردانگی طبیعی و غیرتاریخی برساخته میشود و به تمام مردان نیرو وارد میکند تا نسبت خود را با آن تعریف کنند. یافتههای این پژوهش که به روش نشانهشناسی اجتماعی انجام شده است، نشان میدهد که در پیش از انقلاب با توجه به سلطه گفتمان مدرنیته، مردانگی شهری – دهاتی به عنوان مهمترین تقابل جنسیتی شکل گرفته بود. اما با نزدیکشدن به سال 57، مردانگی انقلابی به عنوان یک نوع مردانگی مقاومت در برابر مردانگی شهری ابراز وجود کرد و در نهایت توانست جایگاه مسلط آن را از بین ببرد. پس از پیروزی انقلاب، با مهار مردانگی انقلابی و شکلگیری نظم جدید، مردانگی مستضعف – اشرافی بر عکاسی مطبوعاتی مسلط گشت.
