نویسنده = هوشنگ نایبی

تأثیر سبک زندگی بر هویت قومی (مطالعه نمونه‌ای در استان لرستان )

دوره 16، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 65-92

نورالدین اله‌دادی، محمدجواد زاهدی، هوشنگ نایبی، شهناز صداقت‌زادگان

چکیده امروزه جنبه های گوناگون مسأله هویت از سوی اندیشمندان و نظریه پردازان اجتماعی مورد توجه قرار‌ گرفته است.‌ در‌جامعه‌‌‌ سنتی هویت‌ قومی‌ از‌ طریق سنت و با عضویت افراد در گروه یا اجتماعات قومی به افراد داده می‌شود و بدین ترتیب از بیرون و به دست نظام خویشاوندی تعیین می‌شود. در مقابل با پیدایش سبک زندگی مدرن، چارچوب‌‌‌های سنتی هویت بخش کم‌رنگ شده و سبک زندگی مدرن باعث شکل‌کیری چالش‌های هویتی شده است. این مقاله به‌‌دنبال تبیین رابطه میان سبک زندگی و هویت قومی در استان لرستان است. مدل نظری این پژوهش برمبنای نظریه گیدنز، بوردیو و بودریار طراحی شده است. سبک زندگی به شکل دوگانة مدرن و سنتی در پنج بعد شامل الگوی فراغت، الگوی مصرف رسانه، الگوی بازنمایی بدن، الگوی خرید و الگوی تغذیه سنجیده شده است. همچنین هویت قومی در سه بعد ساکن در شهرهای خرم آباد، بروجرد، دورود و الشتر است و از تکنیک پیمایش و ابزار پرسشنامه برای جمع‌آوری اطلاعات استفاده شده است. نتایج به‌دست آمده از روش مدل‌سازی معادلات ساختاری بیانگر این است که مدل نظری، برازش نسبتاً بالایی دارد و داده‌های تجربی مدل نظری تحقیق را تأیید و پشتیبانی می‌کند. نتایج مدل معادلات ساختاری نشان می‌دهد که سبک زندگی مدرن به شکل مستقیم 21/0- بر هویت قومی تأثیر منفی می‌گذارد و سبک سنتی بر عکس سبک مدرن، به صورت مستقیم 25/0 بر هویت قومی تأثیر مثبت می‌گذارد. علاوه بر آن سبک مدرن به شکل غیرمستقیم و از طریق دینداری 8/0-  بر هویت قومی تأثیر منفی می‌گذارد و سبک سنتی به شکل غیرمستقیم و از طریق دینداری20/0 بر هویت قومی تأثیر مثبت می‌گذارد. فرهنگی، تاریخی و اجتماعی سنجیده شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل جمعیت 

تأثیر سبک زندگی بر هویت اجتماعی (مطالعه تجربی جوانان شهر سنندج)

دوره 14، شماره 4، زمستان 1392، صفحه 131-152

هوشنگ نایبی، ستار محمدی‏تلور

چکیده این مقاله در پی نشان دادن تأثیر سبک زندگی در هویت اجتماعی است. چارچوب نظری آن استدلال نظری پیر بوردیو مبنی بر تعیین‏کنندگی سبک زندگی در ایجاد تمایز اجتماعی است. سبک زندگی شامل دو بعد مصرف فرهنگی و مدیریت بدن و به‌صورت تیپولوژی دو وجهی جهانی محلی در نظر گرفته شده و هویت اجتماعی به‌صورت سه هویت قومی و مذهبی و جهان‏وطنی در پیمایشی از نمونه‏ای احتمالی از جوانان سنندج سنجیده شده است. نتایج به‌دست آمده از روش مدل سازی معادلات ساختاری نشان می‏دهد که داده‌های تجربی مدل نظری مورد نظر را حمایت نمی‌کنند. به‌عبارت دیگر بررسی تجربی انجام شده روابط مفروض بین مصرف فرهنگی و مدیریت بدن به‌عنوان ابعاد سبک‌زندگی و هویت قومی، هویت مذهبی و هویت جهان‏وطنی به‌عنوان ابعاد هویت‌اجتماعی را تأیید نمی‌کند. هرچند ارتباطی ضعیف بین متغیرهای مذکور برقرار است.

سکولاریسم و رابطه آن با تحصیلات عالی(مطالعه موردی جامعه شهری تهران)

دوره 7، شماره 3، پاییز 1385، صفحه 76-93

هوشنگ نایبی، نقی آزادارمکی

چکیده در این مقاله ابتدا نظریه سکولاریزاسیون پیتر برگر تشریح می شود که مدعی است مدرنیزاسیون جوامع معاصر لزوما به افول دین می کشد و سپس نظریه سکولار زادایی وی به میان می آید که تجدید نظری کامل در آرای اولیه وی بوده و برآن است که جهان معاصر عمدتا به اندازه گذشته جهانی مذهبی است،هر چند به دلیل تکثر زدایی اعتقادات راسخ تا حدی سست گشته است.آموزش  علم (تحصیلات عالی؟) نیز به منزله دیدگاهی سکولار درباره جهان می تواند منجر به سکولاریزاسیون افراد شود.سپس با استنتاج فرضیه های آزمون پذیر به بررسی اعتبار تجربی آرای برگر در مورد ایران پرداخته می شود.