نویسنده = قادرزاده، امید

روحانیان کُرد اهل سنت و دغدغۀ شناسایی: مطالعۀ کیفی کنش‌ورزی سیاسی روحانیان اهل سنت در کُردستان ایران

دوره 23، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 81-106

https://doi.org/10.22034/jsi.2022.554486.1584

امید قادرزاده، دنیا محمدی

چکیده با وجود پیوند دین و سیاست در دوره جمهوری اسلامی و  مشارکت فعالانه­ ی روحانیان اهل تشیع در سیاست، کنش ­ورزی سیاسی روحانیان اهل سنت در کُردستان وجوه متفاوتی پیدا کرده است. پژوهش حاضر در نظر دارد تا با واکاوی تجربه و درک نمونه ­ای از روحانیان اهل ­سنت سنندج  به شناسایی شکل‌های کنش ­ورزی سیاسی روحانیان، بسترهای موجود موثر و پیامدهای آن بر زندگی فردی و اجتماعی بپردازد. این پژوهش، با رویکرد کیفی و روش نظریه زمینه ­ای انجام شده است و طی آن با  27 نفر از روحانیان سنندج مصاحبه بعمل آمده است. نتایج پژوهش مبیّن آن است که بسترهایی چون «محرومیت از شهروندی و حقوق اجتماعی»، «اختلال روابط نهادی»، «زوال مدارای مذهبی و هویتی»، «بی‌اعتمادی سیاسی» و «محدودیت منابع در دسترس» عرصه را برای کنش­ ورزی سیاسی روحانیان و ائمه جماعت در سنندج محدود  ساخته است.از این­رو، تجربه و درک روحانیان با احساس بی­قدرتی سیاسی همراه بوده است و به­رغم دغدغه‌های سیاسی و تأکید بر تشکل ­یابی سیاسی به ­مثابه ضرورت فعالیت سیاسی، آن­ها از مجاری نهادی برای پیگیری مطالبات ناامید بوده و به لحاظ سیاسی منزوی و با ناامیدی از صندوق رأی، به کنش­ های فرهنگی روی آورده ­اند. کنش­ ورزی سیاسی برای روحانیان پیامدهایی چون «محرومیت  اجتماعی»، «وابستگی به مردم» و «زوال اعتماد عمومی» به همراه داشته است که ناظر بر مقوله­ ی هسته ­ی «اختلال و نابرابری در شناسایی» است.
 

کنشگری سیاسی اسلام گرایان در کردستان (مطالعه کیفی جماعت دعوت و اصلاح )

دوره 18، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 143-166

امید قادرزاده، بهروز محمدی

چکیده جماعت دعوت و اصلاح، یکی از جریان‌های مذهبی فعال در کردستان به­شمار می­رود. این جماعت، جزو معدود جریان­های مذهبی فعال در کردستان است که در کنار فعالیت­های دینی، فرهنگی و تربیتی، قائل به کنش­ورزی سیاسی درچارچوب نظام سیاسی حاکم بر ایران است. در پژوهش حاضر، به قصد راه بُردن به تجربه و درک اعضای جماعت دعوت و اصلاح  از کنش‌ورزی سیاسی، به روش نظریه زمینه­ای با 30 نفر از اعضای فعال و با سابقه حداقل7 سال عضویت در این جریان مذهبی  مصاحبة نیمه­ساخت یافته به­عمل آمد. نتایج پژوهش بیانگر آن است که اعضای جماعت، در مواجهه با زمینه­هایی چون
هویت­خواهی قومیِ احزاب ناسیونالیست کُرد، ضعف جایگاه دین در کردستان، تضاد فرهنگی در کردستان، قدرت نازل اهل سنت در ایران به کنش­ورزی سیاسی روی می­آورند. در این میان، مدرنیته  و چارچوب­های قانونی نظام جمهوری اسلامی به‌مثابه زمینۀ تسهیل­گر، و موفقیت اسلام­گرایان درکشورهای اسلامی،و فعالیت جریان­های اسلامی در کردستان به عنوان شرایط مداخله­گر عمل نموده­اند. اعضای جماعت دعوت و اصلاح در مواجهه با
زمینه­های مذکور به راهبردهایی چون همگرایی و کنش در چارچوب­ قانون اساسی، تمایزبخشی از دیگر گروه­ها و جریان­های اسلامی، و مواجهه با ایدئولوژی­های سیاسی غربی(از تقابل تا تعامل) متوسل شده­اند. یافته­های میدانی مؤید آن است که کنش­ورزی سیاسی در میان  اعضای جماعت دعوت و اصلاح نمودهای متنوعی به­خود گرفته است که در ذیل سه سنخ  «سنت­گرایی جدید»، «تجددگرایی میانه­رو» و «تجددگرایی» قابل دسته­ بندی است.  

مطالعه کیفی مذهب و قوم‌گرایی در میان کُردهای شیعه و سنی

دوره 15، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 3-29

سید حسین سراج‌زاده، امید قادرزاده، جمیل رحمانی

چکیده پژوهش حاضر درصدد است با استفاده از رویکرد تفسیر‌گرایی اجتماعی به مطالعه‌ی رابطة قوم‌گرایی و مذهب در میان کُردهای ایران بپردازد. روش شناسی پژوهش، کیفی است و داده‌های کیفی در این مطالعه با استفاده از تکنیک مصاحبه عمیق گردآوری شدند. برای تجزیه و تحلیل یافته‌ها از روش نظریه زمینه‌ای استفاده شده است. بر اساس روش نمونه‌گیری کیفی/ هدفمند و معیار اشباع نظری 31 نفر از کُردهای شیعه و سنی ساکن شهرستان‌های مختلف استان کرمانشاه در این مطالعه شرکت کردند و درک وتفسیر آن‌ها نسبت به پدیده‌ی قوم‌گرایی و ارتباط آن با مذهب مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. داده‌های گردآوری شده در قالب 53  مفهوم اساسی، 14 مقولة عمده و نهایتا دو مقولة هسته کدگذاری و تحلیل شدند. برای کُردهای سنی 28 مفهوم به‌دست آمد که به 7 مقوله اصلی شامل،  هویت یکپارچة کُردی، نارضایتی از دولت، تلقی سکولار از دین، ارجحیت قومیت بر مذهب، بیگانگی با هویت ایرانی، حق تعیین سرنوشت و نقش نخبگان قومی تقلیل یافته و یک مقولة هسته تحت عنوان «ناسیونالیسم کُردی سکولار» برای آن تعیین شده است. همچنین برای کُردهای شیعه 25 مفهوم به‌دست آمد که به 7 مقوله اصلی شامل، هویت قومی کُردی، هویت ملی ایرانی، نارضایتی از دولت، سازگاری مذهب و قومیت، تاکید بر حقوق فرهنگی قوم کُرد،تلقی سکولار از دین و فقدان آگاهی تاریخی تقلیل یافته و یک مقولة هسته تحت عنوان «قوم‌گرایی فرهنگی» برای آن تعیین شد. مقایسة مقولات به‌دست آمده از دو گروه مصاحبه شوندگان سنی و شیعه نشان می‌دهد که در مورد دو مقولة «نارضایتی از دولت» و «تلقی سکولار از دین» دارای تشابه هستند و در سایر موارد همچون طرز تلقی نسبت به هویت کُردی، هویت ایرانی و رابطه‌ی مذهب و قومیت دارای تفاوت‌های اساسی می‌باشند.

مطالعۀ پدیدارشناختی اقدام به خودکشی در شهر آبدانان ایلام

دوره 15، شماره 1، بهار 1393، صفحه 3-29

امید قادرزاده، کامیار پیری

چکیده طی چند سال اخیر خودکشی در میان جوانان آبدانان رشد فزاینده‌ای به‌خود گرفته است. توصیف تجربه و درک از خودکشی و جهان پدیداری و پیامدهای این اقدام جهت شناخت زیست جهان جوانان این منطقه از اهمیت به‌سزایی برخوردار است. روش‏شناسی پژوهش حاضر کیفی است و از پدیدار‌شناسی اگزیستانسیالیستی برای انجام عملیات میدانی تحقیق و جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش کلایزی استفاده شده است. یافته‌های به‌دست آمده از تجربۀ زیستۀ اقدام کنندگان به خودکشی، نشان از درک خودکشی به‌مثابه تسهیل‌گری‏، سنت گریزی و واقعیت گریزی دارد. به‌همین جهت، احساس و درک متفاوتی نسبت به این اقدام در افراد مورد بررسی شکل گرفته است که دامنۀ آن از پذیرش تا طرد خودکشی در نوسان است. تجربه و درک شرکت‌کنندگان از جهان پدیداری، بر ناامیدی و تداوم سختی‌ها دلالت دارد. این اقدام پیامدها و آثار متفاوتی بر بدن زیست‌مند آن‌ها برجای گذاشته است که در ذیل دو مضمون کلی «شکنندگی بدن جسمانی» و «انزوای بدن پدیداری» قابل دسته‌بندی است. برساخته‌های معنایی حکایت از آن دارد که‌‌ اقدام‌کنندگان به خودکشی در حال تجربۀ زیست جهان پیچیده، ناامن و دشواری هستند

مطالعۀ پدیدارشناختی اقدام به خودکشی در شهر آبدانان ایلام

دوره 14، شماره 1، بهار 1392، صفحه 3-29

امید قادرزاده، کامیار پیری

چکیده طی چند سال اخیر خودکشی در میان جوانان آبدانان رشد فزاینده‌ای به‌خود گرفته است. توصیف تجربه و درک از خودکشی و جهان پدیداری و پیامدهای این اقدام جهت شناخت زیست جهان جوانان این منطقه از اهمیت به‌سزایی برخوردار است. روش‏شناسی پژوهش حاضر کیفی است و از پدیدار‌شناسی اگزیستانسیالیستی برای انجام عملیات میدانی تحقیق و جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش کلایزی استفاده شده است. یافته‌های به‌دست آمده از تجربۀ زیستۀ اقدام کنندگان به خودکشی، نشان از درک خودکشی به‌مثابه تسهیل‌گری‏، سنت گریزی و واقعیت گریزی دارد. به‌همین جهت، احساس و درک متفاوتی نسبت به این اقدام در افراد مورد بررسی شکل گرفته است که دامنۀ آن از پذیرش تا طرد خودکشی در نوسان است. تجربه و درک شرکت‌کنندگان از جهان پدیداری، بر ناامیدی و تداوم سختی‌ها دلالت دارد. این اقدام پیامدها و آثار متفاوتی بر بدن زیست‌مند آن‌ها برجای گذاشته است که در ذیل دو مضمون کلی «شکنندگی بدن جسمانی» و «انزوای بدن پدیداری» قابل دسته‌بندی است. برساخته‌های معنایی حکایت از آن دارد که‌‌ اقدام‌کنندگان به خودکشی در حال تجربۀ زیست جهان پیچیده، ناامن و دشواری هستند.