نویسنده = محمد امین قانعی راد

مطالعه دگرگونی فرهنگی در سه نسل دانشگاهی (مطالعه موردی: اساتید علوم اجتماعی دانشگاه‌های تهران)

دوره 15، شماره 1، بهار 1393، صفحه 30-64

محمد امین قانعی راد، امیر ملکی، زهرا محمدی

چکیده :  نهاد علم و دانشگاه فرهنگ خاص خود را دارد که همانند سایر پدیده‌ها در گذر زمان تحولاتی داشته است. به‌نظر می‌رسد فرهنگ دانشگاهی ایران طی سال‌های اخیر تغییر کرده است. این پژوهش درصدد است تا دگرگونی فرهنگی در دانشگاه را بررسی و پیامدهای آن را مورد مطالعه قرار دهد. روش پژوهش کیفی است که به‌منظور ورود به ساحت معنایی از نظریه مبنایی(GT) استفاده شده است. در این مطالعه 34 نفر از اساتید علوم اجتماعی دانشگاه‌های تهران مورد مصاحبه نیمه ‌ساختاریافته قرار گرفتند. کدگذاری و استخراج داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار اطلس‌تی انجام شده است. یافته‌ها شامل مقوله‌های عمدة شرایط اجتماعی، مداخله‌ای و زمینه‌ای، جذب، ارزیابی و ارتقاء علمی، سازمان دانش و راهبردهای اساتید می‌باشد. روایت توصیفی تحلیلی با توجه به تعامل شرایط و پدیده در قالب گذار فرهنگی پیرامون مقوله هسته «جذب، ارزیابی و ارتقاء علمی» ترسیم می‌شود که حاکی از بی‌هنجاری فرهنگ تولید و انتقال دانش است

مطالعه دگرگونی فرهنگی در سه نسل دانشگاهی (مطالعه موردی: اساتید علوم اجتماعی دانشگاه‌های تهران)

دوره 14، شماره 1، بهار 1392، صفحه 30-64

محمد امین قانعی راد، امیر ملکی، زهرا محمدی

چکیده نهاد علم و دانشگاه فرهنگ خاص خود را دارد که همانند سایر پدیده‌ها در گذر زمان تحولاتی داشته است. به‌نظر می‌رسد فرهنگ دانشگاهی ایران طی سال‌های اخیر تغییر کرده است. این پژوهش درصدد است تا دگرگونی فرهنگی در دانشگاه را بررسی و پیامدهای آن را مورد مطالعه قرار دهد.  روش پژوهش کیفی است که به‌منظور ورود به ساحت معنایی از نظریه مبنایی(GT) استفاده شده است. در این مطالعه 34 نفر از اساتید علوم اجتماعی دانشگاه‌های تهران مورد مصاحبه نیمه ‌ساختاریافته قرار گرفتند. کدگذاری و استخراج داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار اطلس‌تی انجام شده است.  یافته‌ها شامل مقوله‌های عمدة شرایط اجتماعی، مداخله‌ای و زمینه‌ای، جذب، ارزیابی و ارتقاء علمی، سازمان دانش و راهبردهای اساتید می‌باشد. روایت توصیفی تحلیلی با توجه به تعامل شرایط و پدیده در قالب گذار فرهنگی پیرامون مقوله هسته «جذب، ارزیابی و ارتقاء علمی» ترسیم می‌شود که حاکی از بی‌هنجاری فرهنگ تولید و انتقال دانش است.  

مرور انتقادی بر تلاشهای ایرانی برای توسعه جامعه شناسیهای دگرواره

دوره 11، شماره 1، بهار 1389، صفحه 122-156

محمد امین قانعی راد

چکیده در سال‌های اخیر تلاش های رسمی برای تاسیس جامعه شناسی بومی  به دو طرح‌جامعه شناسی اسلامی و مهندسی فرهنگی انجامیده است. هدف این مقاله بررسی واکنش‌های شناختی دانشمندان اجتماعی ایرانی به این دو طرح رسمی بومی گرایی است. این سوال وجود دارد که آیا  این واکنش های شناختی ، اندیشه های جدیدی را برای بازسازی مفهوم بومی گرایی مطرح می سازند؟ آیا دانشگاهیان ایرانی توانسته اند در دو راهه علوم‌اجتماعی جهانی یا علوم‌اجتماعی محلی دست به انتخابی فراگیرتر بزنند؟  مقاله حاضر از حیث چارچوب مفهومی و امدار مفاهیم گفتمان‌های دگرواره سیدفرید العطاس، تئوری جنوبی راوین کونل و مفاهیم چهارگانه جامعه‌شناسی‌های حرفه‌ای، انتقادی، سیاستی و حوزه عمومی مایکل بوروی می‌باشد. در این نوشتار برای پاسخ دادن به سؤالات بالا آراء سخنرانان سه همایش انجمن جامعه‌شناسی ایران در سال‌های 1385، 1386 و1387  مورد توجه قرار گرفته و متناسب با اهداف مقاله آرای ده تن از آنان (آزاد ارمکی، اباذری،تاجیک،توسلی، جلایی پور، چلبی،خانیکی، شریعتی، عبداللهی و فکوهی) با کاربرد روش تحلیل محتوای کیفی و با رویکرد تفسیر گرایی انتقادی مورد بررسی قرار می گیرند.   قسمت اصلی مقاله در سه بخش و با عناوین بازاندیشی در جامعه شناسی حرفه ای و انتقادی،گفتمان دگرواره بسیط و گفتمان دگرواره مضاعف به بررسی واکنش های شناختی اندیشمندان اجتماعی ایرانی در برابر طرح های رسمی بومی سازی می‌پردازد. بخش پایانی مقاله نیز با جمع‌بندی دیدگاه‌های گوناگون دانشمندان ایرانی آنها را در رابطه با چارچوب‌های مفهومی مورد ارزیابی قرار می دهد.

شناخت و علایق ‏‏انسانی در جامعه‏شناسی ایران (مطالعه موردی: مجله انجمن جامعه شناسی ایران1385-1381)

دوره 10، شماره 2، تابستان 1388، صفحه 3-31

محمد امین قانعی راد، سیاوش قلی پور

چکیده این مقاله با استفاده از چارچوب نظری هابرماس در مورد رابطه بین «شناخت و علائق انسانی»  و تفکیک سه نوع دانش و  علائق انسانی متناظر با آن ها به عنوان سه پارادایم یا الگو، به بررسی "کیفیت الگویی" آثار جامعه شناسی در ایران می‌پردازد. مقالات «مجله جامعه شناسی ایران» از سال 1380 تا 1385  به عنوان نمونه ای کمابیش گویا از آثار جامعه شناسی ایران، برای مطالعه انتخاب شده اند. نتایج پژوهش نشان می‏دهد که از 86 مقاله بررسی شده، 59 مقاله در الگوی تجربی- تحلیلی، 25 مقاله در الگوی هرمنوتیکی- تاریخی و 2 مقاله در الگوی دانش رهایی بخش قرار می‌گیرند. در آثار جامعه شناسی ایران، ناهماهنگی ها و آشفتگی هایی در مبانی نظری، اصول روش شناسی  و علائق موجود در  این مقالات و ارتباط آن سه با هم وجود دارد. برای مثال غایت الگوی تجربی- تحلیلی یعنی مهندسی اجتماعی،  چندان مورد توجه قرار نگرفته است. در الگوی هرمنوتیکی- تاریخی نیز آشفتگی و ناهماهنگی هایی از قبیل کاربرد توجیه ناپذیر مفاهیم و قوانین عام وجود دارد و مقالات مربوط به این حیطه فاقد علائق شناختی  مرتبط با  فهم پدیده‌های اجتماعی و احترام به تفاوت های فرهنگی می‌باشند. ضعف کیفیت الگویی آثار جامعه شناختی ایران را،علاوه بر اشکالات معرفت شناختی آن ها، به ویژه می‌توان ناشی از فقدان  یا ضعف علایق انسانی در زمینه‌های سه گانه ابزاری-فنی، ارتباطی-تفهمی‌و انتقادی – رهایی بخش دانست.در این شرایط،امکان دارد که  فقدان علائق شناختی،دانش جامعه شناسی ایران را درگیر علائق ناشی از حاکمیت معیارهای غیر الگویی چون علائق سازمانی و علائق فردگرایانه  سازد. 

نقش تعاملات دانشجویان و اساتید در تکوین سرمایه اجتماعی دانشگاهی

دوره 7، شماره 1، بهار 1385، صفحه 3-29

محمد امین قانعی راد

چکیده تعاملات و ارتباطات بین دانشجویان و اساتید یکی از اصلی ترین عرصه های ارتباطات در آموزش عالی و مهم ترین سرمایه دانشگاهی محسوب می شوند.این پژوهش با روش پیمایشی و کاربرد ابزار پرسشنامه  مناسبات بین دانشجویان و استادید رشته های علوم اجتماعی در دانشگاه های تربیت معلم،تهران،شهید بهشتی،الزهرا،علامه طباطبایی را مورد بررسی قرار می دهد.قلمروهای گوناگون ارتباطی با توجه به آرای جامعه شناسان علم و در ابعاد عینی و ذهنی مورد بررسی قرار گرفته اند.یافته های پژوهش نشان میدهد که روابط دانشجویان در قلمروهای مختلف با اساتید خود پایین است و میزان روابط در دانشگاه های مورد بررسی با همدیگر تفاوت دارد.بر اساس این یافته ها افزایش ارتباطات دانشجویان با اساتید بر متغیرهای تحصیلی و روان شناختی از قبیل میزان پیشرفت تحصیلی ،احساس غرور و خوداثربخشی دانشجویان تاثیر گذار است.بخش پایانی این مقاله با توجه به اهمیت تعاملات و ارتباطات در بهبود فضای آموزشی و ارتقای یادگیری،برخی از راهکارها را ب برای توسعه این مناسبات ارائه می دهد.  

ارزش ها،شبکه روابط و مشارکت در سازمانهای غیر دولتی(مطالعه تجربی در بین جوانان تهران)

دوره 6، شماره 3، پاییز 1384، صفحه 97-123

محمد امین قانعی راد، فریده حسینی

چکیده سازمانهای غیر دولتی پدیده ای جدید در حیات اجتماعی جوامع محسوب می شوند که رشد شتابان آنها از نیمه دوم قرن بیستم و در پی مسائل ناشی از جهانی شدن و بحران دولت رفاه آغاز شده است.این سازمانها به دنبال بسیج نیروهای مردمی و داوطلب برای بهبود وضعیت جامعه،رفع کاستی ها،بروز و ظهور دیدگاه ها و دست یابی به توسعه پایدار هستند.این مطالعه به دنبال بررسی عوامل اجتماعی موثر بر مشارکت جوانان در سازمانهای غیر دولتی است.بدین منظور با بررسی نظریه های مختلف جامعه شناسان کلاسیک و نظریه های انسجام اجتماعی،جنبش های اجتماعی جدید،و سرمایه اجتماعی به بیان نظری مسئله تحقیق پرداخته شده است.در این پژوهش،سازمانهای غیردولتی نمود جنبش های جدید پنداشته شده و با توجه به الگوی فرانظری کلمن ارزشهای فرامادی و نیز سرمایه اجتماعی افراد بر مشارکت آنها در این سازمانها موثر فرض شده و با روش پیمایش فرضیات بررسی شده اند.جامعه آماری جوانان 14-30 ساله ساکن مناطق مختلف شهر تهران می باشند و حجم نمونه 375 نفر است.اطلاعات مورد نیاز با کاربرد پرسشنامه جمع آوری شده و مرد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفته اند.نتایج نشان میدهد که هر چه ارزش های فرامادی در جوانان بیشتر باشد . سرمایه اجتماعی در آنان بیشتر و مشارکت انان در سازمانهای غیردولتی بیشتر است.جوانا دارای پایگاه اجتماعی اقتصادی بالاتر و دارای تحصیلات بیشتر مشارکت بیشتری در این سازمانها دارند.همچنین مشارکت دختران جوان کمتر از پسران جوان بوده است.پایگاه اجتماعی اقتصادی بالاتر با داشتن ارزش های فرامادی و سرمایه اجتماعی بیشتر همراه است.دانشجویان و دتنش آموزان نیز ارزش های فرامادی و سرمایه اجتماعی و در نتیجه مشارکت بیشتری در سازمانهای غیردولتی جوانان داشته اند.