نویسنده = احمدزاده، محمد امیر

تحول «مکتب» شیخی به «فرقه» شیخیه (تمهیدات نظری- تاریخی در فرایند شکل‌گیری فرقه شیخیه)

دوره 19، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 128-153

https://doi.org/10.22034/jsi.2019.36918

محمد امیر احمدزاده، محمد نیازی

چکیده مکتب شیخیه، اندیشه‌ای است که در سال‌های ابتدایی عصر قاجار ظهور می‌کند و بر دو ستون اخباریگری و تصوف استوارشده  است. این اندیشه اگرچه در ابتدا توسط شیخ احمد اَحسائی، به‌عنوان دریافتی باطنی و عرفانی از مذهب رسمی تشیع در کنار سایر مکاتب فقهی، کلامی و عرفانی و فلسفی تشیع مطرح می‌شود، اما به‌تدریج بر اثر شیوه اجتماعی طرح عقایدش به فرقه تبدیل می‌شود. هرچند غالباً تلاش شده است این تحول به مواضع کلامی و صحت‌وسقم آن‌ها در نسبت با متون دینی شیعه امامیه نسبت داده شود، در این مقاله سعی کرده‌ایم، تطور ایشان از مکتب به فرقه را از منظر نقشِ فرم‌های ساخت‌یابی اجتماعی موردمطالعه قرار داده و سازوکارهای آن را مورد واکاوی قرار دهیم. پرسش محوری در مطالعه حاضر این است که: چه سازوکار اجتماعی عقاید و سیره عملی شیخیه را مهیای تحول از مکتب به فرقه کرده است؟ به عبارت دیگر جایگاه دیالکتیک بین نظر و عمل در شکل‌گیری یک سازمان اجتماعی – دینی چگونه بوده است؟ به نتایج فوق رسیده‌ایم: شیخی‌ها از سه سازوکار عمده در صورت‌بندی عقایدشان برای نیل به شکل اجتماعی فرقه استفاده می‌کردند؛ نخست؛ آشنایی‌زدایی، دوم؛ ترسیم و ترکیب مجدد هندسه عقاید کهن، سوم؛ تمایز گذاری و مرزبندی مبتنی بر رهبری کاریزماتیک و فردگرایانه.
 

حوزه‌های کاربستِ رویکرد تاریخ فرهنگی در تحلیل تاریخ قاجاریه (مطالعه و ارزیابی منابع سفرنامه‌ای)

دوره 16، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 93-114

محمد امیر احمدزاده

چکیده نوشتار حاضر به طرح این مساله می‌پردازد که با کاربست رویکرد تاریخ فرهنگی چه حوزه‌های موضوعی و معرفتی در بررسی منابع سفرنامه‌نویسی دوره قاجاریه، امکانِ طرح
می‌یابد؟ آثار این خوانش بر خلق معانی جدید در پژوهش تاریخی چیست؟ در ارزیابی
نقّادانه‌ی متون سفرنامه خارجی مشخص است که علی‌رغم برخی خلاء‌ها، دربردارنده‌ی رویکرد مردم‌شناختی، انسان‌شناسی فرهنگی به جامعه، فرهنگ و تاریخ ایران از یک سو، و طرح این مسائل با رویکردی جزئی‌نگرانه اجتماعی از سوی دیگر، هستند که هر دو منظر معرفتی و روش‌شناختی مذکور در چارچوب رویکرد تاریخ فرهنگی می‌تواند در کشف و ارایه حوزه‌های موضوعی و مساله ‌شناسی پژوهش اثرگذار و به خوانش‌های جدید و موثر در تحلیل تاریخ قاجاریه انجامد. دستاورد نوشتار حاضر نشان داده است که سیاحان در مساله‌شناسی خود، عمدتاً به وضعیت و تغییرات اجتماعی، تحلیل فرهنگی از گذشته در پرتو حال، توجه به کار میدانی در پژوهش یا مشاهده‌ی صبورانه مسائل‌، عملیاتی کردن روش‌های کمّی متمرکز بوده و با طرح معانی و مفاهیم با روشِ جزئی‌نگر اجتماعی به فراهم شدن زمینه شکل‌گیری تبیین‌های چندگانه از مسائل تاریخ اجتماعی و فرهنگی دوره قاجار کمک کرده‌اند.    

زبان و تفکر در پرتو ترجمه های دوره ناصرالدین شاه قاجار (1313-1264ه.ق)

دوره 16، شماره 1، بهار 1394، صفحه 71-88

محمد امیر احمدزاده

چکیده نوشتار حاضر بر محور این مساله اصلی متمرکز است که نشان دهد چگونه می‌توان ترجمه‌های دوره ناصرالدین شاه را به‌عنوان برآیند ذهن و زبان مترجمان و متفکران در ارتباط با دنیای بیرونی ارزیابی کرد؟ در این راستا برآنیم تا نسبت زبان ترجمه متون علمی و فرهنگی جدید در جامعه مبدا (اروپا) را با فهم و زبان و اندیشه مترجمان ایرانی در جامعه مقصد ارزیابی نماییم زیرا در پرتو این نوع بررسی بسیاری از نواقص و مسائل دنیای ذهن و زبان مترجمان و متفکران ایرانی در مواجهه با متن‌های تولید شده در دنیای جدید مشخص خواهد شد. به منظور تبیین مساله فوق از روش‌های تحلیل متن و مفاهیم زبانی با مراجعه به برخی نظریه‌ها و الگوهای روش‌شناختی تحلیل گفتمان از جمله لاکلاو و موف و میشل فوکو استفاده می‌شود که براساس آن‌ها، زبان ترجمه‌ها مهم‌ترین عرصه ارتباط اجتماعی بوده که با حضور مقتدرانه خود به بازنمایی و تصویرسازی درک انسان از وجود خود و دنیای بیرونی پرداخته و آن‌ را در دنیای نوشتارهای اروپایی سامان و معنا بخشیده است. دستاورد تحقیق ما نشان می‌دهد که ترجمه به مثابه یکی از مهم‌ترین کانال‌های انتقال فهم از دنیای جدید به ایفای نقش مهمی در معرفی و استخراج یک برنامه تحول‌ساز و فرایند دگرگونی از درون متن‌های تولیدشده در دنیای اروپایی را برای اهداف مترقیانه برخی رجال سیاسی و فرهنگی عصر ناصری پرداخت امّا برخی موانع زبانی و فکری از یک سو و مقطعی بودن سیاستگزاری‌های متولیان دولتی و درباری در عرصه ترجمه از سوی دیگر باعث شدند تا این فرایند انتقال زبانی و فکری عمدتاً در حدّ محدودی باقی بماند و دچار انقطاعات تاریخی گردد با این حال جامعه ایران در تداوم گرایش خود به این راه در قالب‌های گوناگونی زبانی و بیانی به تداوم اهداف و بازتولید آمال جدید خود پرداخت. در این راستا بود که مفاهیم جدید در قالب تالیفات اقتباسی و مقالات و روایت‌های روزنامه‌های جدید از تحولات مدرن، بازتاب فرهنگی و اجتماعی پیدا کرد و مقدمه فهم پیشامشروطگی گروه‌های فعال اجتماعی جامعه ایران از تحولات سیاسی، فکری و اجتماعی اروپای قرن نوزدهم گردید.