نویسنده = عباس زاده، محمد

دقتمندی در تحقیقات کیفی

دوره 21، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 67-95

https://doi.org/10.22034/jsi.2020.244213

محمد عباس زاده، فرهاد شمسی متنق

چکیده انجام مطالعات اجتماعی تجربی به روش کیفی و فضای تکوینی و درحال جافتادن این روش­ها بحث ارزیابی این تحقیقات و اعتبار و دقتمندی یافته­های این پژوهش­ها را مطرح کرده است. به­خصوص این مسئله در کشور ما با حجم پایین مقالات چاپ­شده در این زمینه، بسیار نمایان بوده و جست­وجوی منابع و مقالات مرتبط با بررسی استاندارهای ارزیابی تحقیق کیفی و انگشت­شمار بودن آن­ها گواهی بر مسئله­مند بودن این موضوع است. کنکاش در این موضوع، دغدغۀ نویسندگان این نوشتار است. در این کار پژوهشی سه بخش مولفه­های تحقیق، معیار تحقیق و استراتژی­های تحقیق از هم تفکیک ­گردیده­اند. با بررسی مولفه­هایی همچون ویژگی­های محقق، چهارچوب مفهومی، عوامل زمینه­ای، اهداف و سئوالات تحقیق، رویه­های جمع­آوری داده، مدیریت و تحلیل داده­ها، بر اهمیت رعایت معیارهای دقتمندی در هر یک از این مولفه­ها تاکید می­شود. این مقاله به تفکیک معیارهای دقتمندی از استراتژی­های دقتمندی و البته ارتباط بین این دو اصرار دارد. برای حصول دقتمندی، معیارهای متنوعی توسط اندیشمندان ارائه شده­ است که برخی از آن­ها عبارتند از: قابل­قبول بودن، قابلیت انتقال، قابلیت اتکاء، قابلیت­تاییدپذیری، انسجام، کفایت نمونه­گیری، اعتبار کاربرپذیری و اعتبار اخلاقی. این معیارهای با شدت و ضعف هر یک با استراتژی­هایی همچون تفحص همتا، بازتاب­پذیری، توصیف فربه، کنترل عضوها، مشاهده­کننده­بیرونی، پیچیدگی تحلیل و کفایت مرجع در ارتباطند.
 
 

بررسى جامعهشناختى رفتار شهروندى سازمانى دانشگاه و عوامل مرتبط با آن

دوره 11، شماره 4، پاییز 1389، صفحه 112-140

محمد عباس زاده، لیلا مقتدایى، اکبر طالبپور، نیر محمدپور

چکیده رفتار شهروندى دانشگاهى در برگیرنده انجام رفتارهایى چون دیگرخواهى، وجدان، نزاکت، مردانگى و مواردى مانند آن است که هرچند به صورت رسمى در حوزه وظایف رسمى کارکنان تعریف نشده است ولى انتظار مى‌رود کارمندان به انجام چنین رفتارهایى اقدام نمایند، چیزى که در نگه‌داشت و پویایى دانشگاه از اهمیت بالایى برخوردار است. مقاله حاضر با هدف شناسایى عوامل تأثیرگذار بر رفتار شهروند سازمانى درصدد ارائه راه‌کارهاى عملى براى ارتقاى مفهوم مذکور مى‌باشد. روش تحقیق مورد استفاده، پیمایشى بوده و جامعه آمارى پژوهش حاضر، شامل کلیه کارمندان ادارى و آموزشى دانشگاه اصفهان به تعداد 445 نفر بود که از این میان، 118 نفر براساس فرمول کوکران و به روش نمونه‌گیرى طبقه‌اى به‌عنوان نمونه آمارى انتخاب شدند. روش آمارى مورد استفاده، شامل مدل‌سازى معادلات ساختارى و تحلیل مسیر بوده است و براى محاسبه ضرایب آن، از برآوردهاى روش لیزرل استفاده شده است. تجزیه و تحلیل کلیه آمارها و اطلاعات تحقیق حاضر، از طریق نرم‌افزار 17 Spss، صورت گرفته است. نتایج تحقیق نشان داد: رفتار شهروندان سازمانى در حد متوسط رو به پایین مى‌باشد و در این میان، متغیرهاى مورد استفاده توانسته‌اند، 31 درصد تغییرات متغیر تعاملات همکارى‌جویانه، 51 درصد تغییرات متغیر پیشنهادهاى مفید، 73 درصد تغییرات متغیر خودآموزى و 64 درصد تغییرات متغیر جو مطلوب را به‌عنوان ابعاد رفتار شهروند سازمانى تبیین نمایند.

بررسی جامعه شناختی تاثیر سرمایه اجتماعی بر دانش آفرینی

دوره 10، شماره 1، بهار 1388، صفحه 3-28

محمد عباس زاده، لیلا مقتدایی

چکیده در هزاره سوم میلادی، از متولیان دانش، انتظار می رود با برخورداری از سرمایه اجتماعی مخصوصا در عرصه دانشگاهی، ضمن خلق دانش های جدید به عنوان سرمایه های پنهان، در جهت ترفیع مشکلات جامعه، نقش فعالی را ایفا  نمایند. بر این اساس، مقاله حاضر با هدف تعیین میزان دانش آفرینی در دانشگاه اصفهان، در نظر دارد از منظر جامعه شناختی، تاثیر سرمایه اجتماعی بر دانش آفرینی را تحلیل نماید. روش تحقیق، پیمایشی بوده و جامعة آماری پژوهش حاضر در برگیرنده  اعضای هیات علمی دانشگاه اصفهان به تعداد476 (سال1387) نفر می باشد که از این تعداد، 142 نفر بر اساس فرمول کوکران  و به شیوه نمونه گیری تصادفی انتخاب گشته اند.  روش آماری مورد استفاده،  شامل رگرسیون چندمتغیره و تحلیل مسیر بوده و برای محاسبه ضرایب مسیر، از برآوردهای روش لیزرل استفاده گردیده است. کلیه آمارها و اطلاعات تحقیق حاضر(بدست آمده از پرسشنامه) ، از طریق نرم افزار Spss17 ، صورت پذیرفته است.  نتایج تحقیق، حاکی از آن است که بین دانش آفرینی و سرمایه اجتماعی رابطه معنی داری وجود دارد. این امر نشان می دهد که اگر بر سرمایه اجتماعی استادان افزوده شود، در این صورت، سطح دانش آفرینی نیز ارتقا خواهد یافت. نهایت امر اینکه، توان متغیرهای مستقل مورد استفاده در تبیین واریانس متغیر وابسته(دانش آفرینی)، 19 درصد بوده است. مابقی، مربوط به تاثیر سایر متغیرها بوده که در تحقیق حاضر به آنها پرداخت نگردیده است.