نویسنده = مهدی ابراهیمی

مرور کتاب: جهت گیری‌های آیندۀ توسعۀ اجتماعی (گردآوری و تدوین: جیمز میجلی و مانوهار پاوار)

دوره 18، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 145-155

مهدی ابراهیمی

چکیده آیا می­توان ادعا کرد که توسعۀ اجتماعی[1] در مواجهه با مسائل اجتماعی کشورهای درحال­توسعه عملکرد درخوری داشته است؟ تفاوت­های بین­المللی شگرف در زمینۀ مراقبت بهداشتی، آموزش و مسکن در کنار دسترسیِ کاملاً نابرابر به خدمات اجتماعی در داخل کشورها را چگونه می­توان توجیه کرد؟ اگرچه توسعۀ اقتصادی و بهزیستیِ اجتماعی پیوند نزدیکی با هم دارند، عقب­نشینی دولت­ها از مداخلات رفاهی، توسعه­ای ازشکل­افتاده را در بسیاری از کشورها به دنبال داشته که در آن مزایای رشد، اساساً به گروه­های خاصی از اهالی سیاست و تجارت می­رسد. این کتاب توسط دو پژوهشگر و صاحب­نظر حوزۀ توسعۀ اجتماعی در سه بخش و سیزده فصل نوشته و گردآوری شده[2] و مسائل پیش­گفته را با عطف توجه به روندها و تحولات توسعۀ اجتماعی در سال­های گذشته و خط سیر احتمالی آن در آینده به بحث گذاشته است.


 

جامعه‌شناسی تحلیلی و سازوکارهای اجتماعی

دوره 15، شماره 2، تابستان 1393، صفحه 178-182

مهدی ابراهیمی

چکیده سازوکارها[1] بخش بسیار مهمی از زندگی اجتماعی‌اند. برای مثال، ما می‌توانیم ببینیم که چگونه نابرابری در گذر زمان افزایش می‌یابد و یا شهرها چگونه در جهت تفکیک و جداسازی[2] عمل می‌کنند، اما پرسش این است که نحوۀ عمل سازوکارهایی از این دست چگونه است؟ در جامعه‌شناسیِ تحلیلی به عنوان یکی از رویکردهای اثرگذار در حوزۀ جامعه‌شناسی، تبیین[3] پدیده‌های اجتماعی با شناسایی و تمرکز بر سازوکارهای اجتماعی‌ای صورت می‌گیرد که سبب وقوع رویدادها و یا پیامدهای این رویدادها می‌شوند. به‌دین منظور، مؤلفه‌های کلیدی فرایندهای اجتماعی مشخص می‌شود و نحوۀ ارتباط این مؤلفه‌ها با یکدیگر مورد بررسی قرار می‌گیرد. هدف جامعه‌شناسی تحلیلی، تشریح اصول معرفت‌شناختی، نظری و روش‌شناختی‌ای است که شالودۀ توصیف و تبیینِ صحیح هستند. نویسندگانِ فصول مختلف این کتاب نیز به دنبال کندوکاو ابعاد مختلف تبیین‌های مبتنی بر سازوکارها در علوم اجتماعی‌اند، و همچنین پاسخ به پرسش‌هایی از قبیل سازوکارهای اجتماعی چگونه موجب پیوند کنش‌های فردی با محیط‌های اجتماعی می‌شوند؟ نقش مدل‌سازیِ چندعاملی[4] در مفهوم‌‌سازی از سازوکارها چیست؟ و آیا مفهوم سازوکار، مسألۀ ربط داشتن[5] در تبیین‌های علوم اجتماعی را حل می‌کند یا خیر؟  

معرفی و تحلیل کتاب: مفهوم‌سازی از جهان اجتماعی: اصول تحلیل جامعه‌شناختی

دوره 14، شماره 2، تابستان 1392، صفحه 176-182

مهدی ابراهیمی

چکیده نظریه‌پردازی در رشته‌های مختلف علوم اجتماعی از برخی ویژگی‌های مشترک برخوردار است. نظریه‌های مطرح‌شده توسط جامعه‌شناسان، به جای این‌که صرفاً به عنوان نظریۀ جامعه‌شناختی تلقی شوند، به عنوان نظریۀ اجتماعی شناخته می‌شوند. اگرچه اصطلاح نظریۀ جامعه‌شناختی به شکل بهتری می‌تواند ویژگی‌های رشته‌ای را انعکاس دهد، اصطلاح نظریۀ اجتماعی، نقش بسیار مهم اصول جامعه‌شناختی در کار سایر عالمان اجتماعی را مورد تأکید قرار می‌دهد. جامعه‌شناسی، ایده‌هایی بنیادین برای مفهوم‌سازی از امر اجتماعی[1] فراهم می‌آورد اما همواره نیازمند همکاری خلاقانه با سایر رشته‌های علوم اجتماعی است. بدین ترتیب، کشیدن مرزهای فکری سفت و سخت گرداگرد رشته‌های مختلف علوم اجتماعی، ناممکن است.  

مرور و معرفی کتاب: ساختارهای اجتماعیِ مبهم؛ مهاجرتِ بی‎قاعده، بازارهای کارِ اروپا و دولت رفاه

دوره 13، شماره 4، زمستان 1391، صفحه 176-182

مهدی ابراهیمی

چکیده از دهۀ 1980 که نگرانی‌ها درخصوص مهاجرت بی‎قاعده به ایجاد تنش سیاسی در برخی از کشورهای اروپای غربی انجامید، به تدریج، مجموعه‌ای از چارچوب‌های تفسیری[1]، تصورات قالبی[2]، خِرد بومی[3]، شمایل[4] و شعارها[5] در موردِ این نوع مهاجرت شکل گرفت و مهاجرت بی‎قاعده، به بخشی از یک گفتمانِ نمادینِ پیچیده در حوزۀ عمومی بدل شد. با افزایشِ قابل توجهِ این مهاجران، مسائل مهمی به لحاظ علمی و نیز انسان‌دوستانه مطرح شده و مفاهیمی مانند استقلال ملیِ سیاسی[6] و عضویتِ جامعه‌ای[7] به چالش کشیده شده است. علاوه بر سیاست‌گذاران، افکار عمومی نیز شمار فراوانِ افراد خارجی در یک کشور را چالشی برای حاکمیت دولت، دلیلی بر ضعف حکمرانی و نشانه‌ای از بحران نهادی تلقی می‌کند. از سوی دیگر، نظریه‌پردازانِ انتقادی و فعالان در زمینۀ مسائل انسان‌دوستانه، وجودِ این افراد را گواهِ قوی‌تر شدنِ فرایندهای طرد اجتماعی و نیز پیداییِ یک طبقۀ انقلابیِ جدید می‌دانند
 

مرور و معرفی کتاب: طرد اجتماعی: علل و پیامدهای کوتاه‌مدت و بلندمدت

دوره 13، شماره 3، پاییز 1391، صفحه 175-181

مهدی ابراهیمی

چکیده اصطلاحِ طرد اجتماعی (یا واپس‎زدگی)[1]، در معنایی که امروزه از آن می‌شناسیم، نخستین بار در دهۀ 1970 در فرانسه مورد استفاده قرار گرفت. طرد اجتماعی در عین این‌که وضعیتی ایستا از محرومیت به‌شمارمی‌آید، فرایندِ پدیدآورندۀ این محرومیت نیز تلقی می‌شود. این مفهوم، ارتباط تنگاتنگی با مفهومِ فقرِ چندوجهی دارد، اما با آن هم‌پوشانی ندارد. هر دو مفهوم، برگرفته از دیدگاهِ آمارتیا سِن[2] موسوم به ناکامیِ قابلیتی[3]‌ هستند، با این تفاوت که در رویکردِ طرد اجتماعی، این ناکامی به معنی ناتوانی در مشارکت و یا ناتوانیِ عملکردی[4] است.  

مخاطره، آسیب‌پذیری و زندگی روزمره

دوره 10، شماره 4، زمستان 1388، صفحه 1-10

مهدی ابراهیمی

چکیده تحولات اجتماعی گستردۀ جهان در دوران کنونی (جهانی‌شدن، تکنولوژی‌های نوین ارتباطی، صنعتی‌شدن جنگ و تروریسم، چیرگی ارزش‌های مصرف‌گرا و...)، علاوه بر ایجاد تغییرات عمده در شیوۀ زندگی شخصی و اجتماعی انسان‌ها، وظایف و کارکردهای علوم اجتماعی به‌طورعام و جامعه‌شناسی به‌طورخاص را نیز کاملاً تحت تأثیر قرار داده‌اند. شیوۀ اثرگذاریِ تحولات نهادی جهانی بر موضوعات و دغدغه‌های علم جامعه‌شناسی و اینکه این علم، عمیقاً با مباحث عملی و اخلاقیِ زندگی روزمره در ارتباط است، از مهم‌ترین دلایل شکل‌گیری کتاب حاضر        به‌شمار می‌آید. هدف این کتاب به‌طورکلی، تأملی در جامعه‌شناسی مخاطره[1] و نیز بررسی انتقادی راه‌هایی است که مطالعۀ مخاطره ازطریق آنها، وجهی انضباطی به ماهیت جامعه‌شناسی می‌بخشد. نویسنده بدین منظور، به مقدمات مفهومی، گرایشات اخلاقی و جهت‌گیری‌های سیاسیِ انواع جامعه‌شناسی که این درونمایه در آنها وجود دارد، نظر کرده است. از دیدگاه وی، ارزش جامعه‌شناسیِ بازاندیشانه در تلاشی است که برای روشن ساختن محدودیت‌های دعاویِ دانشیِ خود و نیز امکان‌پذیریِ رویه‌های اجتماعیِ مؤثر در ایجادِ این محدودیت‌ها صورت می‌دهد. ارزیابیِ بازاندیشانۀ مباحث نظری و سیاسیِ مهمی که با عطف نظر به موضوع مخاطره در جامعه‌شناسی به انجام رسیده‌اند، بازنمایندۀ اهمیت نظریه‌های اجتماعیِ کلاسیک و معاصر در تحلیل این مقوله است.
[1]  Risk

فضا و نظریۀ اجتماعی

دوره 10، شماره 3، پاییز 1388، صفحه 161-168

مهدی ابراهیمی

چکیده نظریۀ اجتماعی، غالبا بدون توجه به تحلیل نظام‌مند مسألۀ فضا (مکان)، صورت‌بندی شده است. درنظرگرفتن فضا و تحلیل فضایی به عنوان عرصه‌ای بنیادین از پژوهش و تبیین اجتماعی را می‌باید از ربع آخر قرن بیستم به این سو جستجو کرد. هدف این کتاب، ارائۀ دیدگاه‌هایی نظری و نشان دادن اهمیت آنها در توسعۀ یک نظریۀ اجتماعیِ دربرگیرنده و قابل‌ پذیرش درخصوص فضاست؛ نظریه‌ای که بتوان آن را در بررسی‌های نظری و تجربی پیرامون ماهیت پیچیدۀ واقعیت‌ها و روابط اجتماعی، به‌کاربست. در وجهی دیگر، چنین نظریه‌ای باید در درک و تحلیل اجتماعی مدرنیته نیز موثر افتد. نویسندۀ کتاب بر اهمیت درک و تحلیل جامعه‌شناختیِ بُعد فضایی ساختار، سازمان‌دهی و تجربۀ روابط و فعالیت‌های اجتماعی در   زمینه‌های گوناگون، تأکید کرده است. میان ویژگی‌های فیزیکی، بازنمایی‌های غالب و کاربردهای روزمرۀ فضاهای اجتماعی، تعامل پیچیده‌ای وجود دارد. این پیچیدگی، نیازمند فحص و وارسی گستردۀ نظریه‌های اجتماعی موجود درخصوص فضاست. فقدان مجموعه آثاری که فضا را به مثابه عاملی بنیادی در تحلیل اجتماعی- انتقادیِ مدرنیته درنظرگیرند، یکی از کاستی‌های جامعه‌شناسی امروزین است.

‌جنسیت و سیاست اجتماعی در اوضاع و احوال جهانی (تأملاتی پیرامون ساختار جنسیتی شدة امر اجتماعی)

دوره 10، شماره 1، بهار 1388، صفحه 191-196

مهدی ابراهیمی

چکیده کتاب جنسیت و سیاست اجتماعی در اوضاع و احوال جهانی، ‌بخشی از برنامه پژوهشی نهاد تحقیقاتی سازمان ملل در زمینه توسعه اجتماعی (UNRISD) است و با ارائه تحقیقاتی مقایسه‌ای که توسط گروهی از متخصصان مسائل جنسیتی ( عمدتاً متعلق به کشورهای در حال توسعه) به انجام رسیده است، به کاوش در ابعاد جنسیتی سیاست اجتماعی می‌پردازد. این کتاب ضمن مطرح ساختن این بحث که دیدگاه جنسیتی به سیاست اجتماعی در کشورهای با درآمد پایین و متوسط همچنان امری حاشیه‌ای تلقی می‌شود، نشان می‌دهد که چگونه مسئله جنسیت بر نهادهای اجتماعی درگیر در سیاست اجتماعی همچون خانواده، بازار، سیستم آموزشی و بهداشتی و بخش دولتی تأثیر می‌گذارد. هدف کتاب نیز وارد ساختن چارچوب تحلیل جنسیتی به بطن تفکراتی است که پیرامون سیاست اجتماعی وجود دارد. به زعم نویسندگان این کتاب، حقوق اجتماعی و اقتصادی توسط ساختارها و اصلاحات اقتصادی، ‌طراحی‌ها و ظرفیتهای نهادی و آن دسته از فرایندهای سیاسی شکل می‌گیرد که عمیقاً آغشته به مسائل جنسیتی‌اند. آنها معتقدند اندیشیدن پیرامون ارائه خدمات اجتماعی می‌بایست عرصه‌ای فراتر از دولتها و بازارها را در بر گیرد. 

سیاست‌گذاری اجتماعی برای توسعه

دوره 8، شماره 1، بهار 1386، صفحه 151-156

مهدی ابراهیمی، علیرضا صادقی

چکیده این کتاب تحولات نظری و عملی در عرصه سیاستگذاری اجتماعی را با نگاهی ویژه به اوضاع و احوال کشورهای جنوب مورد بررسی قرار می‌دهد.
در فصل نخست (سیاست‌گذاری اجتماعی برای توسعه: ابعاد محلی، ملی و جهانی)، ضمن بازنگری و نقد سیاست‌ها و راهبردهای پیشین و مرسوم توسعه، زمینه شکل‌گیری و نهادینه شدن سیاست‌گذاری اجتماعی نوین در سطوح داخلی و بین‌المللی مورد بررسی قرار می‌گیرد. در بحث باز تعریف سیاست‌گذاری اجتماعی نیز به نحوی نقادانه به سه رویکرد عمده رفاهی، حمایتی و معیشتی پرداخته شده است. اهداف سیاست‌گذاری اجتماعی و نهادهای اجرایی آن از محورهای دیگر مورد بحث در این فصل است. کاهش فقر، حمایت اجتماعی، مقابله با محرومیت و طرد اجتماعی، پیشبرد حقوق بشر و آزادی‌های اساسی، ارتقای عدالت اجتماعی و حفاظت از منابع طبیعی در زمره این اهداف‌اند که از طریق چهار مجموعه نهادی عمده یعنی دولت، جامعه مدنی، بخش خصوصی و مؤسسات بین‌المللی توسعه دنبال می‌شوند. سهم و نقش هر یک از این مجموعه‌ها، دامنه فعالیت، نحوه عمل، چالش‌ها و محدودیت‌ها و ارتباط آن‌ها با یکدیگر نیز تشریح و تحلیل شده است. مؤلفین همچنین با تأکید بر نقش نظریه در درک
مفروضات ایدئولوژیک و طبقه‌بندی مدل‌ها و رویکردهای مختلف در سیاست‌گذاری اجتماعی به معرفی سه نوع نظریه بازنمایی ، تبیینی یا تحلیلی و هنجاری پرداخته‌اند.