نویسنده = چلبی، مسعود

بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر رفتارهای بهداشتی

دوره 18، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 28-43

مسعود چلبی، نیلوفر سقاباشی نایینی

چکیده پژوهش حاضر کوشش می­نماید ضمن مرور رویکردهای مختلف، با استعانت از الگوی نظری «ابرتابع رفتار»، تأثیر آرایش منابع (فرصت­ها)ی چهارگانه جامعه (در ابعاد مادی، سیاسی، اجتماعی، و فرهنگی) را بر رفتار بهداشتی افراد مورد بررسی قرار دهد. داده­ها از افراد ساکن در محله­های مختلف شهر تهران (بر اساس سطوح توسعه) به تعداد مساوی با روش پیمایش جمع­آوری شد. تحلیل داده­ها با استفاده از الگوسازی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان می­دهند که ساکنین محله­های توسعه­یافته، به میزان بیش­تری رفتارهای بهداشتی را رعایت  می­کنند. هم­چنین از بین مجموعه­ منابع موجود در جامعه، فرصت­های اجتماعی (رابطه­ای) و فرصت­های فرهنگی (آگاهی بهداشتی)، بیش­ترین تأثیر را بر رفتار بهداشتی شهروندان دارند. به­علاوه فرصت­های سیاسی و فرصت­های مادی نیز به طور مستقیم و غیر مستقیم سلامت و رفتار بهداشتی افراد را تحت­الشعاع قرار می­دهند.    

تحلیل تطبیقی کیفی عوامل مؤثر بر موازنه بین برابری و کارائی علمی نظام آموزش عالی

دوره 16، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 38-64

مسعود چلبی، رسول عباسی تقی‌دیزج

چکیده هدف این پژوهش بررسی تجربی شروطی است که همزمان اجازه برابری توأم با کارائی در نظام آموزش عالی را فراهم می‌کنند، نه افزایش یکی به هزینه دیگری را. این پژوهش بر اساس طرح مورد پژوهی چندگانه مبتنی بر منطق تکرار، انجام شد. این نوع طرح پژوهشی نیازمند نظریه (اولیه) است." الگوی سه سطحی تولید پایدار علم " چارچوب نظری این مطالعه را تشکیل می‌دهد. انتخاب موارد (کشورها) مبتنی بر نمونه‌گیری نظری است. کشورهای تحت مطاله بر مبنای ملاک‌های میزان برابری و کارائی نظام آموزش عالی انتخاب شدند، یعنی دو مجموعه کشورها، یک مجموعه کشورها که همزمان حائز نوعی برابری و کارائی بالا در نظام آموزش عالی بودند (موارد مثبت) و مجموعه دیگر که روی هر دو متغیر مزبور دارای امتیاز پائین بودند (موارد منفی). نتایج این پژوهش نشان داد که ترکیب (توازن) همزمان برابری و کارائی بالا ناشی از ترکیب حضور شروط رقابت‌پذیری سازمانی، شایسته سالاری، حاکمیت قانون، مردم‌سالاری، اقتصاد مولد، رقابت‌پذیری بین جامعه‌ای و فقدان قدرگرائی(بعنوان شروط لازم) و (به‌عنوان شروط جانشین پذیر/ کافی) است. یافته‌های تجربی مؤید قدرت تبیینی الگوی سه سطحی تولید پایدار علم است و با توجه به روش به‌کار رفته، می‌توان برای نتایج این مطالعه قابلیت تعمیم تحلیلی قائل شد.    

بررسی جامعه‌شناختی عوامل مؤثر بر شادمانی

دوره 9، شماره 1، بهار 1387، صفحه 34-57

مسعود چلبی، سیدمحسن موسوی

چکیده پژوهش حاضر کوشش می‌نماید ضمن مرور رویکردهای مختلف در باب شادمانی، با اتخاذ رویکردی جامعه‌شناختی به بررسی شادمانی بپردازد. در این مطالعه دو روش به‌کار گرفته شد. یکی روش پیمایش است که با انتخاب 386 نفر از شهرهای تهران، یزد، اردکان و میبد و با استفاده از پرسشنامه شادمانی آکسفورد انجام شد. دیگری روش تطبیقی کمی است که با استفاده از داده‌های ثانویه صورت گرفت. طبق داده‌های اخیر، رتبه سازمانی ایران در میان 69 کشور، رده 61 است که رده نازلی است. داده‌های پیمایش نیز میانگین شادمانی در چهار شهر مزبور را در سطحی پایین نشان می‌دهند. یافته‌های پژوهش همچنین نشان می‌دهد که روابط اجتماعی توأم با اعتماد اثر تعیین‌کننده بر شادمانی دارند و در این میان خانواده به‌عنوان عمده‌ترین تأمین‌کننده شادمانی افراد محسوب می‌شود.

مطالعه تطبیقی ـ تاریخی رابطه ساختار سیاسی با توسعه اقتصادی

دوره 8، شماره 1، بهار 1386، صفحه 1-36

مسعود چلبی، غلامرضا عظیمی

چکیده مقاله حاضر به بررسی رابطه تحولات سیاسی با اولین نوسازی (اقتصادی) در سه کشور ایران، چین و ژاپن می‌پردازد. این مطالعه به روش تطبیقی ـ تاریخی انجام گردیده است. زمان مورد مطالعه از سال‌های 1800 ـ 1920 را دربر می‌گیرد. سه رویداد مهم در این بررسی انقلاب میجی (1868)، انقلاب مشروطه (1905) و انقلاب 1911 چین می‌باشد. در این پژوهش دو نوع ساختار سیاسی عمده از هم تمیز داده شده‌اند: یکی «پاتریمونیالیزم» در مورد ایران و چین و دیگری «فئودالیزم» در مورد ژاپن. اولی مخل پیشرفت اقتصادی تشخیص داده شد، در حالی‌که دومی در ژاپن مانع تحولات اقتصادی نشد. در بررسی نقش نظام جهانی از دو مفهوم ادغام سیاسی و ادغام اقتصادی استفاده گردید. و در بررسی وفاق نخبگان، نخبگان در چهارگروه: نخبگان اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مد نظر قرار گرفتند. یافته‌ها نشان می‌دهد وجود ساختار سیاسی فئودالی در جامعه ژاپن قبل از انقلاب میجی، امکان شکل‌گیری طبقات مختلف را به‌وجود آورد در نتیجه در هنگام برخورد این جامعه با نظام جهانی یکی از طبقات بالا (سامورایی‌ها) از بدنه قدرت جدا شده و نوسازی را آغاز ساختند در مقابل ساختار پاتریمونیالی قدرت در ایران و چین اجازه شکل‌گیری هیچ طبقه یکدست و متحد را نداد. در نتیجه در قرن 19 با برخورد این دو جامعه با نظام جهانی و با ضعف ساختار متمرکز قدرت تمام گروه‌های مختلف با خواسته‌های متفاوت وارد عرصه عمومی جامعه شدند. در نتیجه دو انقلاب مشروطه و 1911 چین به آشوب و بی‌نظمی منجر شد. .