گرایشهای دینی معاصر و وضعیت موسیقی در ایران پساانقلابی
دوره 20، شماره 1، بهار 1398، صفحه 142-165
https://doi.org/10.22034/jsi.2019.38570
حسین سروی، حسن محدثی، رضا صمیم
چکیده این مقاله نسبت گرایشهای دینی با موسیقی را در ایران معاصر مورد بحث قرار داده است. گرایشها بر اساس تقسیمبندی محدثی (محافظتگرایی دینی، ترمیمگرایی دینی و بازسازیگرایی دینی) بررسی و مواضع هر یک در قبال موسیقی بهبحث گذاشته شده است. در این مقاله رابطة دو نهاد دین و نهاد هنر از منظر جامعهشناسی دین و جامعهشناسی هنر مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. مقاله با استفاده از روش اسنادی و چارچوب نظری ملهم از آرای ماکس وِبِر تدوین شده است. رویکرد هر یک از گرایشها به موسیقی بر اساس هفت شاخص (خرید و فروش، تعلیم و تعلم، سماع، استماع، نواختن و آوازخوانی، ارائه تعریف، ملاک تشخیص و استثنائات) بررسی شده است. بر مبنای تحلیل ارائه شده، رویکرد نخست با آمیختن مفهوم کشسان غِنا، لهو و لعب و بعضاً موسیقی با افعال حرام، هر کنشی را در خصوص موسیقی حرام دانسته و صرفاً در بعضی موارد همچون جنگها، کاربرد موسیقی را مجاز دانسته است. گرایش دوم با استفاده از مفهوم "منطقة فراغ" و امکان تشخیص موسیقی حلال و کاربرد حرام موسیقی، موضوعات آن را بهسه بخش حلال، حرام و بعضاً مشکوک تقسیمبندی میکند. در گرایش سوم افراد، منتقد حکم حرام بودن موسیقیاند و شرایط اجتماعی، زمینهمندی و کنشگر در این گرایش اهمیت بیشتری مییابند. این بررسی نشان میدهد که گرایش دینی مسلّط در ایران در برابر فشار اجتماعی مطالبه کنندة موسیقی، وضعیتی انفعالی دارد. ارزیابی نویسندگان مقاله این است که گرچه در ایران معاصر نهاد هنر استقلال نسبی خود را از نهاد دین بهدست نیاورده، اما روند تحولات بهسود نهاد هنر و خارج شدن آن از سیطرة نهاد دین در جریان است.
مطالعهای پیرامون رابطه قشربندی اجتماعی و مصرف فرهنگی با استفاده از دادههایی در زمینه مصرف موسیقایی در شهر تهران
دوره 9، شماره 1، بهار 1387، صفحه 80-101
وحید قاسمی، رضا صمیم
چکیده در این مقاله جهت شناخت بیشتر ساز و کار تأثیر دو نظام اجتماعی و فرهنگی به بررسی ارتباط قشربندی اجتماعی و مصرف فرهنگی پرداختهایم. قشربندی اجتماعی را با تاسی از انگاره وبری با دو مؤلفه طبقه و پایگاه و مصرف فرهنگی را بااستفاده از دادههایی در زمینه مصرف موسیقایی و با دو مؤلفه نوع و میزان مصرف، سنجیدهایم. برای بررسی فرضیات، دادههایی در زمینه نوع و میزان مصرف موسیقایی 360 نفر از ساکنان چهار محله اختیاریه، الهیه، پونک و جوادیه (برای گروه تحقیق هر کدام از محلات مذکور نماد طبقات و پایگاههای متفاوت بوده است) از محلات شهر تهران با روش پیمایش و ابزار پرسشنامه جمعآوری شده است. یافتههای حاصل از پیمایش نشان میدهد: 1. میان طبقه و پایگاه و میزان مصرف موسیقایی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد، 2. پایگاه با هردو مؤلفه کیفی مصرف فرهنگی (موسیقایی) یعنی مصرف نخبه و توده رابطه معنادار دارد، 3. طبقه نیز تنها با یک مؤلفه کیفی مصرف فرهنگی (موسیقایی) یعنی مصرف توده ارتباط معنادار دارد، 4. هرچه پایگاه افراد بالاتر باشد گرایش آنها به مصرف انواع موسیقی متعلق به فرهنگ نخبه بیشتر و گرایششان به مصرف انواع موسیقی متعلق به فرهنگ توده کمتر است، 5. هرچه طبقه افراد بالاتر، گرایششان به مصرف انواع موسیقی متعلق به فرهنگ توده بیشتر است، 6. در مجموع و با توجه به نتایج تحلیل رگرسیون مشخص شد، تفاوت پایگاهی (تفاوت در میزان تحصیلات، منزلت شغلی و اصل و نسب) افراد بیشتر از تفاوت طبقاتی (تفاوت در وضعیت اقتصادی) پیشبینی کننده میزان و نوع مصرف فرهنگی (موسیقایی) افراد است.
