نویسنده = ارشاد، فرهنگ

مرور کتاب دین، قدرت، جامعه، اثرِ ماکس وبر ترجمه احمد تدین، انتشارات هرمس، چاپ ششم، 1394

دوره 20، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 142-153

https://doi.org/10.22034/jsi.2019.44354

فرهنگ ارشاد

چکیده اثری که در نوشتار حاضر معرفی و بررسی می­شود مجموعه مقالاتی از ماکس وبر است که از میان آثار این جامعه­شناس کلاسیک و نام­دار آلمانی انتخاب شده است. گزینش این مطالب که در اصل به­زبان آلمانی بوده از سوی هنس گِرث و سی. رایت میلز (به عنوان ویراستاران)[1]، گردآوری و به زبان انگلیسی ترجمه و برای نخستین بار در سال 1946 (با عنوان: از ماکس وبر[2]) به وسیلۀ موسسه انتشاراتی دانشگاه آکسفورد منتشر شده و در سال­های بعد، به­خاطر اهمیت آن چندین بار به­چاپ مجدد رسیده است.ترجمه این اثر به فارسی از روی نسخه انگلیسی چاپ سال 1977 صورت گرفته که به­وسیلۀ موسسه انتشاراتی روتلج منتشر شده و به فارسی با عنوان:  دین، قدرت، جامعه انتشار یافته است. در نوشتاری که در این­جا و به­عنوان مرور کتاب[3] تدوین شده ممکن است خواننده انتظار داشته باشد که از همان آغاز به تلخیص و معرفی اثرِ موضوع بررسی (نظریات ماکس وبر) پرداخته شود ولی از آن­جا که ویراستاران در بخش مقدماتی (که نزدیک به 100 صفحه کتاب را در بر گرفته) به شرح زندگی علمی وبر و مواضع و تحول فکری او پرداخته­اند، در این­  نوشتار نیز همین رویه به­کار گرفته شده و در واقع تمامی مطالبی در این­جا که ارائه می­شود با مرور کتابی به­دست آمده که عنوان آن در پیشانی این نوشتار ذکر شده است و البته همه این تلخیص و نیز بخش کوتاه پایانی، به­­هدف بررسی و معرفی کتابی مطرح شده که موضوع این نوشتار است.



[1].  H. H. Gerth and C. Wright Mills


[2]. From Max Weber, 1946, Oxford University Press.


[3]. book review  (چنان­که در مجلات علمی جهان متداول است).

نگاهی نقادانه بر جامعه‌شناسی تفسیری ماکس وبر و آموزه‌های آن برای پژوهش در جامعه‌شناسی تاریخی ایران

دوره 20، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 4-25

https://doi.org/10.22034/jsi.2020.43310

فرهنگ ارشاد

چکیده منظور از تدوین این نوشتار، فراهم نمودن بستری است برای بهره­گیری از آموزه­های ماکس وبر در مطالعات بومی جامعه­شناسی تاریخی- تطبیقی جامعه ایرانی. موضوع اصلی مقاله، به­کارگیری برخی مفاهیم و رهنمودهای جامعه­شناختی وبر در تحقیقات جامعه­شناسی تاریخی ایران است. در این نوشتار، نخست به­بازاندیشی گزینشی و گذرا در دستگاه نظری ماکس وبر پرداخته شده است. هرچند کوشش در معرفت­شناسی مدرنیته و عقلانیت به­مثابه بستر اصلی جامعه­شناسی وبر شناخته شده است، اما در نظام فکری او موضوع­هایی مانند سنخ­بندی کنش­های اجتماعی، فهم تفسیری کنش و واقعیات اجتماعی در چارچوب
نمونه­های مثالی و توسعه جامعه­شناسی تفسیری به­حوزه جامعه­شناسی تاریخی از محورهای اصلی جامعه­شناسی وبر شناسایی شده است. روش پژوهش در این موضوع، مطالعه انتقادی آثار وبر و مقایسه دستاوردهای این تلاش با آگاهی­های قبلی نویسنده در زمینه تاریخ تحولات اجتماعی  در ایران است که بیش از دو دهه موضوع تدریس پژوهشگر در دانشگاه بوده است. در مطالعه حاضر کوشش شده با تمرکز بیشتر بر آموزه مشهور وبر با عنوان نمونه­های مثالی و رهنمودهای او در تحلیل و تفسیر مباحث جامعه­شناسی تاریخی، راهی متناسب با مقتضیات جامعه ایرانی در محمل تاریخ کشورمان و انجام مطالعه­ای نظام­مند دراین باره بیابیم.
 

بازخوانی شعر احمد شاملو در چارچوب رویکرد ساختارگرایی

دوره 19، شماره 1، بهار 1397، صفحه 68-90

https://doi.org/10.22034/jsi.2018.36648

رشید هاشمی، فرهنگ ارشاد، سیف اله سیف اللهی، فیروز راد

چکیده  این مقاله تحلیلی بینا رشته‌ای بین جامعه‌شناسی و ادبیات است و سعی دارد شعر احمد شاملو را از منظری جامعه‌شناختی بررسی نماید. برای این منظور ضمن استفاده از نظریه های مختلف جامعه‌شناختی مربوط حوزه ساختارگرایی، از روش شناسی تحلیل گفتمان فوکو و تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف نیز استفاده شده است. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می‌دهد که شعر شاملو دارای تعین معنایی و خطی است که در آن ارتباط دال و مدلول یک به یک است. این امر امکان تولید معنی و خوانش های مختلف در آثار وی را کاهش می‌دهد و از این رو بافتی ساختارگرایانه به آثار و اندیشه های وی داده است. این تحقیق همچنین نشان می‌دهد که ادبیات ایران همپای ادبیات جهانی از ظرفیت بالایی در پرداختن به مسائل انسانی و اجتماعی برخوردار است و دارای رویکردهای متفاوتی در تفسیر این مسائل است که روایت شاملو تنها یکی از آن­هاست. این تحقیق و کارهای مشابه ضمن کشف چنین توانمندی­هایی، از مهجوریت این آثار کاسته، اهمیت تحقیقات بینارشته‌ای را روشن نموده و ضرورت آموزش توأمان آن­ها را در رشته­های دانشگاهی مربوطه یادآور می‌شود.  
 

تحلیل جامعه‌شناختی رابطه بین اجتماع علمی و سرمایه علمی (مطالعة اجتماع علمی رشته جامعه‌شناسی)

دوره 17، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 26-48

مهناز جلیلی، محمدجواد زاهدی، فرهنگ ارشاد، علی ربیعی

چکیده علم پدیده­ ای اجتماعی است از این رو از اجتماع کنشگران فعال در عرصه علم به نام اجتماع علمی یاد می­شود. این که بین سرمایه علمی و اجتماع علمی چه رابطه ­ای وجود دارد موضوع این مقاله است. در این مقاله سعی شده با استفاده از نظریه هبیتوس و میدان بوردیو به این سوال پاسخ داده شود. از این رو با پروبلماتیک کردن موضوع در حوزه رشته علوم اجتماعی، اجتماع علمی مربوط به رشته جامعه ­شناسی به عنوان جامعه هدف انتخاب شده و با اساتید این رشته با نمونه 163 نفر در دانشگاه­های مستقر در کلان­شهر تهران مصاحبه شد. نتایج تحقیق نشان داد که میزان سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی به­ مثابه دو مؤلفه سازنده اجتماع علمی رشته جامعه ­شناسی از وضعیت نسبتاً خوبی برخوردار است و بین این دو مؤلفه و سرمایه علمی همبستگی مثبت و متقابلی وجود دارد.  

تحلیل اسناد داوری مقاله های مجله جامعه شناسی ایران

دوره 6، شماره 4، زمستان 1384، صفحه 3-33

فرهنگ ارشاد، معصومه قاراخانی، سید ایت اله میرزایی

چکیده این مقاله ضمن بررسی اسناد داوری وقالات رسیده به مجله جامعه شناسی ایران کوشیده است عمده ترین اشکالات وارده بر مقالات را از دیدگاه داوران مجله شناسایی و دسته بندی نموده و در تحلیل نهایی ارائه کند.در این پژوهش با بهره گیری از تکنیک های تحلیل عاملی و تحلیل محتوا،اطلاعات(کمی و کیفی) مندرج در برگه های داوری استخراج شده است.اسناد گردآوری شده شامل 506 سند داوری در مورد 178 مقاله و حاصل همکاری یک صد داور جامعه شناس در سال 1382 و1383 می باشد.یافته های این پژوهش پس از کاربرد تکنیک تحلیل عاملی نشان میدهد که عمده ترین اشکالات وارد شده از سوی داوران در سالهای مذکور به طور کلی و به ترتیب اهمیت ،ابعاد محتوایی و ساختاری(صوری) مقالات را در بر میگیرد.ابعاد دو گانه یاد شده هر کدام در ذیل خود متغیرهای موثری را به ترتیب اولویت و اهمیت شامل می شوند.همچنین یافته های این پژوهش پس از کاربرد تکنیک تحلیل محتوا حاکی از آن است که عمده ترین اشکالات و اصلاحات پیشنهادی داوران بیشتر ناظر بر روش تحقیق مقالات و مباحث نظری آنهاست،که مجموعا 58 درصد از سهم کل اشکالات وارد شده بر مقالات را به خود اختصاص داده است.    

بررسی برخی انگیزه های تمایل به برون کوچی از شهر اهواز

دوره 6، شماره 2، تابستان 1384، صفحه 107-120

فرهنگ ارشاد، عزیز حزباوی

چکیده الگوی کلی مهاجرت داخلی در کشورهای موسوم به جهان سوم جابه جایی نیروی انسانی از مناطق کمتر توسعه یافته به مناطق توسعه یافته تر است که مهاجرت روستاییان به شهرها نمود بارز آن است.زمینه اصلی این مهاجرت گروهی که باعث تعمیق شکاف توسعه بین مناطق مبدا و مقصد می شود،تا حدود زیادی ناشی از وابستگی سیاسی -اقتصادی مناطق کوچکتر و کمتر توسعه یافته به مناطق شهری،به ویژه مرکز استان ها،و از همه مهم تر مرکز کشور است که محرومیت مبدا مهاجرت را بیشتر و پیچیده تر می کند.چون مهاجرت اصولا فرایندی گزینشی است.بنابراین بیشتر نیروی انسانی برتر-از لحاظ فکری و بدنی-اقدام به کوچ میکنند،که استان خوزستان هم از این امر مستثنی نیست.منتها به نظر می رسد طی چند سال اخیر موج مهاجرت افراد کجرب و آموزش دیده شدیدتر شده است.در این تحقیق کوشش شده است عواملی که ممکن است تمایل به برون کوچی این نیروی انسانی برتر را تقویت کرده و تمایل بالقوه آنها را تبدیل به تصمیم گیری بالفعل کند مورد بررسی قرار گیرد.        

مقایسه ای تاریخی در تحول عقل گرایی و انسان گرایی در شرق و غرب

دوره 5، شماره 1، بهار 1383، صفحه 146-154

فرهنگ ارشاد

چکیده مقاله حاضر مطالعه ای در زمینه جامعه شناسی تاریخی و جامعه شناسی فرهنگی است.هدف اصلی این تحقیق مقایسه دو روزه تحول فرهنگی در شرق و غرب است که به فاصله زمانی حدود هفت قرن از یکدیگر روی داده اند.در شرق در سده سوم و چهارم هجری(مقارن قرن نهم و دهم میلادی)انقلاب فرهنگی قابل توجهی روی داد که پیشرفتی گسترده در معرفت و تجارب علمی مردم بعضی جوامع شرقی در پی داشت.در تحولی دیگر،مردم اروپای غربی از قرن پانزدهم تا هیجدهم میلادی با نوزایی فرهنگی پرنفوذی روبرو شدند که به رنسانس معروف شده است.منابع تاریخی گواهی میدهند که شباهتهای بنیادی و محتوایی بین این دو تحول فرهنگی وجود دارد.مهمترین شباهتها اینکه هر دو تحول فوق با ظهور چشم گیر تفکر انشان گرایی و عقل گرایی همراه بوده است.از سوی دیگر ،در اثر دخالت متغیرهای زمانی و مکانی ،برخی تفاوتهای نسبی در محتوای این دو تحول وجود داشته است.بر اساس این شباهتها و تفاوتها می توان این فرضیه رو مطرح کرد که وقوع تحولات فرهنگی(در مکانها و زمانهای متفاوت)باید تابع قانونمندی کلی باشد،که تفاوتهای جانبی ان متاثر از شرایط متفاوت زمانی و مکانی است.نکته قابل توجه اینکه دو تحول مزبور،که در شرایط اجتماعی و تاریخی متفاوت روی داده،روابط تاریخی قابل مطالعه ای با یکدیگر دارند که این روابط تا به امروز ادامه داشته است.آیا این زمینه های مشترک و روابط تاریخی و اجتماعی و نیز تبعیت تحولات فرهنگی از قواعد مشترک مفروض نمی تواند به نوعی وحدت نسبی فرهنگی در جهان در قرن 21 منجر شود؟

تصویری از مهاجرت در استان خوزستان در دهه ی 1365-1375 و موضوع مهاجرت بازگشتی

دوره 4، شماره 1، بهار 1381، صفحه 79-89

فرهنگ ارشاد، داوود آقایی

چکیده استان خوزستان در دهه ی 1365-1375 از نظر مطالعه جا به جایی جمعیت و در مقایسه با سایر استانهای کشور،جایگاه شایان توجهی داشته است.شکل غالب مهاجرت در کشورهای جهان سوم  مهاجرت روستائیان به شهرهاست که بیش تر طبق الگوی"مهاجرت مرحله ای"صورت میگیردو  نخست از زوستا به نزدیکترین شهر  شروع شده و مهاجر پس از تطابق با شرایط کار و زندگی در شهر و پس از گذشت سه تا چهار سال (کمتر یا بیشتر) راهی شهرهای بزرگتر می شوند که در آنجا فرصت شغلی بهتر و احتمال درامد بیشتر فراهم است.اما در دهه ی مذکور استان خوزستان الگوی دیگری از مهاجرت را نشان میدهد که گرچه مقطعی بوده،اما در روند نوسعه استان تاثیر قابل مطالعه داشته است.و آن "الگوی مهاجرت برگشتی" افرادی است که در اوایل دهه 1370 در اثر جنگ عراق علیه ایران از مناطق جنگی به شهرهای دیگر کوچ کرده و مجددا در سالهای پایانی دهه ی 1370 به اقامتگاه قبلی- یا اصلی-خود بازگشته اند.هدف عمده این مقاله ضمن توجه به الگوی کلاسیک مهاجرت مرحله ای،توجه بیشتر به الگوی مهاجرت بازگشتی است که در کشورهای جهان سوم چندان عمومیت نداشته ولی در زندگی اجتماعی و اقتصادی شرایط کنونی خوزستان موثر بوده است.