تحلیل تطبیقی عوامل مؤثر بر قانونگریزی و قانونشکنی در استانهای ایران مبتنی بر منطق فازی
دوره 20، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 3-32
https://doi.org/10.22034/jsi.2019.47865
محسن سوهانیان حقیقی، مجید فولادیان، حسین اکبری
چکیده براساس آمارها، پژوهشها و نظرسنجیهای متعدد، در کشور ایران میزان قانونشکنی و قانونگریزی زیاد است. در این پژوهش در صدد شناسایی و تبیین عوامل مؤثر بر قانونشکنی و قانونگریزی در بین استانهای ایران هستیم. چارچوب نظری پژوهش براساس نظریههای کجرفتاری و توسعة اجتماعی است؛ برایناساس، عوامل تبیینکنندة قانونگریزی و قانونشکنی به دو دسته عوامل نگرشی و عوامل ساختاری تقسیمبندی شدند. سپس، از تابع رفتار چلبی برای شناسایی و تبیین ترکیبهایی از عوامل مؤثر بر قانونگریزی و قانونشکنی در بین استانهای ایران استفاده شده است؛ بنابراین، رویکرد این پژوهش تحلیل تطبیقی-فازی و تکنیک جمعآوری دادهها بهدلیل وسعت موضوعی و نظری پژوهش، تحلیل دادههای موجود (ثانویه) است. براساس نتایج، با بررسی شروط عِلّی مؤثر بر قانونگریزی در کل استانهای کشور، دو مسیر (ترکیب) منجر به قانونگریزی مشاهده شد. در مسیر اول، چهار شرط گرایش به نظم کم، سردرگمی اجتماعی، میزان سواد و بیکاری در ترکیب با یکدیگر به قانونگریزی منجر شدند، اما مسیر دوم از ترکیب پنج شرط احساس عدالت کم، گرایش به نظم کم، سردرگمی اجتماعی، سواد و شهرنشینی شکل گرفته است. همچنین، ضریب سازگاری کل در این دو مسیر عِلّی برابر با 95/0 بود. این میزان سازگاری همراه با شاخص پوشش برابر با 59/0 بیانگر اهمیت نظری و تجربی این دو مسیر است.
احساس ناامنی زنان در فضاهای شهری در شهر مشهد
دوره 18، شماره 1، بهار 1396، صفحه 69-98
حسین اکبری، احمد میرمحمدتبار
چکیده هدف از تحقیق حاضر بررسی احساس ناامنی و ترس زنان در فضای شهری در شهر مشهد و شناسایی تاثیر عوامل فضایی، موقعیتی و فردی بر این احساس زنان میباشد. چارچوب نظری تحقیق بر اساس نظریههای فضای شهری و احساس امنیت ترکیب بندی شده است. تحقیق به روش پیمایشی انجام و دادهها با استفاده از ابزار پرسشنامه جمعآوری شدند. جامعة آماری تحقیق، همة زنان بالای 15 سال مناطق 13 گانه شهر مشهد میباشند که با روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای 4025 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. نتایج تحقیق نشان میدهد که حدود 42.5، 24 و 33.5 درصد زنان شهر مشهد به ترتیب دارای احساس ناامنی و ترس در حد کم، متوسط و زیاد میباشند. نتایج ضرایب رگرسیونی حکایت از این دارد که مهمترین متغیرهای موثر بر احساس ناامنی و ترس زنان در فضاهای عموی در مشهد به ترتیب، متغیرهای وقوع رفتارهای نابهنجار در محله، وجود فضاهای ناامن شهری در محله، متوسط درآمد ماهیانه خانوار، مورد خشونت واقع شدن در محله، پوشش نامناسب زن، موقعیت محل زندگی(حاشیه شهر=1)، وجود فضاهای جرم خیر شهری در محله و وضعیت روشنایی معابر و کوچههای محله میباشد. همچنین تغییرات رابطه بین متغیرها در بین زنان مقولات مختلف (زنان گروههای سنی جوان، میانسال، بزرگسال و زنان حاشیه نشین و غیر حاشیه نشین) نشان داد که عملکرد متغیرهای مستقل در زیر نمونههای مختلف می تواند متفاوت باشد.
شکلگیری اجتماع ملی (ملت) و دیالکتیکِ عاملیت و ساختار؛ بهسوی یک نظریه جامعه شناختی در باب تغییرات اجتماعی کلان
دوره 17، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 3-25
حسین اکبری
چکیده تشکیل اجتماع ملی (ملت) بهعنوان یک تغییر اجتماعی کلان، توجهات تجربی و نظری چندانی را در رشته جامعهشناسی ایجاد نکرده است و جامعهشناسان کمتر سعی در تبیین شکلگیری و تغییر این پدیده اجتماعی دارند. در حالی که تحولات جهانی نشان دهنده اهمیت روز افزون این پدیده در ساختار اجتماع جهانی است. به گونهای که بسیاری از تحولات جاری در سطح جهانی کم و بیش به بحث تشکیل اجتماعات ملی، ماهیت و تغییر آنها بر میگردد. بنابراین جامعهشناسی باید قادر باشد تا توضیحی نظری و تجربی برای این پدیده اجتماعی ارائه نماید. بر این اساس هدف مقاله حاضر ارائه یک الگوی نظری برای تغییرات اجتماعی کلان مانند شکل گیری اجتماع ملی بر اساس سنت جامعهشناسی است. برای نیل به این هدف با تکیه بر نظریات عاملیت و ساختار، چارچوبی برای بررسی روند تشکیل اجتماع ملی پیشنهاد شده است. بنابراین یک الگوی بازنمایی (نظریه ابزاری) وجودشناختی از عاملیت و ساختار ارائه شده و سعی شده است تا با استفاده از عناصر نظری این الگوی بازنمایی، قضایای نظری شکلگیری اجتماع ملی بر مبنای الگوی جامعه شناختی پیشنهادشده، ارائه گردد.
مطالعه تطبیقی -طولی و رفتار با داده های مفقوده پاسخ به نقد مقاله"توسعه سیاسی،توسعه اقتصادی و نابرابری اجتماعی:مطالعه تطبیقی -طولی(1970-2000)"
دوره 7، شماره 3، پاییز 1385، صفحه 128-140
مسعود چلبی، حسین اکبری
چکیده قبل از پاسخ گویی به نقد مقاله،مقدمتا"لازم است به چند نکته اساسی اشاره شود.این نویسندگان از نقد ارائه شده به مقاله خود به دلایل گوناگون استقبال می کنند.اول از همه اینکه امیدواریم این سرآغازی برای نقدهای سازنده در علوم اجتماعی باشد.در صورتی که نقدها با انگیزه پیشرفت علمی انجام شود،عملا می توانند به عنوان نوعی کنترل کیفیت در تولید علم نقش سازنده ایفا نمایند.ضمنا امیدواریم نقد علمی به همراه خود فرهنگ لازم برای رشد اجتماع علمی را برای علوم اجتماعی در ایران به تدریج به ارمغان آورد. دوم اینکه منتقد محترم،گرچه سعی نموده به روش علمی و موشکافانه انتقادات خود را بیان نماید،اما به دفعات در آستانه شکیبایی علمی خود به سرعت عبور کرده و مکرر صحبت از "عدم اعتبار نتایج تحقیق نموده است".بهتر بود این منتقد مکرر پرش در نتیجه گیری زود رس انجام نمیداد.
توسعه سیاسی،توسعه اقتصادی و نابرابری اجتماعی مطالعه تطبیقی-طولی(1970-2000)
دوره 6، شماره 3، پاییز 1384، صفحه 28-46
مسعود چلبی، حسین اکبری
چکیده این مطالعه درصدد بررسی اثرات سطوح توسعه سیاسی و توسعه اقتصادی بر نابرابریهای اجتماعی است.نابرابری هایی که در این پژوهش مدنظر قرار گرفته اند عبارتند از نابرابری در توزیع درآمد،نابرابری جنسیتی و نابرابری بخشی.این تحقیق بر اساس روش تطبیقی-طولی انجام یافته است که در آن از داده های ثانویه برای 208 کشور جهان از سال 1970 تا 2000 استفاده شده است.تحلیل داده ها با استفاده از الگو سازی معادلات ساختاری انجام شد.نتایج نشان می دهند که توسعه سیاسی از دو مسیر عمده اثر کاهنده بر نابرابری های اجتماعی دارد:یکی اینکه،توسعه سیاسی،(عمدتا مردم سالاری) فرایند تحقق توسعه اقتصادی را در خلال زمان هموار می سازد.دیگر اینکه:توسعه سیاسی باعث کاهش فساد اداری خواهد شد،که این نیز سهمی در تقلیل نابرابری های اجتماعی دارد.یافته ها همچنین نشان میدهد که موقعیت کشورها در نظام جهانی اثر قابل توجهی بر توسعه اقتصادی آنها دارد.به علاوه، توسعه اقتصادی به طور مستقیم و غیر مستقیم موجبات کاهش در نابرابری های اجتماعی را در بلند مدت فراهم می نماید.
