تحلیل جامعهشناختی رابطه بین اجتماع علمی و سرمایه علمی (مطالعة اجتماع علمی رشته جامعهشناسی)
دوره 17، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 26-48
مهناز جلیلی، محمدجواد زاهدی، فرهنگ ارشاد، علی ربیعی
چکیده علم پدیده ای اجتماعی است از این رو از اجتماع کنشگران فعال در عرصه علم به نام اجتماع علمی یاد میشود. این که بین سرمایه علمی و اجتماع علمی چه رابطه ای وجود دارد موضوع این مقاله است. در این مقاله سعی شده با استفاده از نظریه هبیتوس و میدان بوردیو به این سوال پاسخ داده شود. از این رو با پروبلماتیک کردن موضوع در حوزه رشته علوم اجتماعی، اجتماع علمی مربوط به رشته جامعه شناسی به عنوان جامعه هدف انتخاب شده و با اساتید این رشته با نمونه 163 نفر در دانشگاههای مستقر در کلانشهر تهران مصاحبه شد. نتایج تحقیق نشان داد که میزان سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی به مثابه دو مؤلفه سازنده اجتماع علمی رشته جامعه شناسی از وضعیت نسبتاً خوبی برخوردار است و بین این دو مؤلفه و سرمایه علمی همبستگی مثبت و متقابلی وجود دارد.
مصرفگرایی: از اجبار تا لذت مطالعهای جامعهشناختی پیرامون مصرفگرایی در میان ساکنان شهر تهران
دوره 17، 1,2، بهار 1395، صفحه 144-166
علی ربیعی، ملکه رفیعی
چکیده گسترش فزاینده کالاهای مصرفی همسو با روند رو به تزاید مکانهای مصرف و ارتقای نسبی سطح زندگی، مصرفگرایی را به پدیده شایع جوامع معاصر مبدل کرده و موجب شدهاست تا مفسران اجتماعی از مصرف کالاها بیش از تولید آنها بهعنوان نیروی پیشبرنده جوامع معاصر یاد کنند. این امر پژوهشهای جامعهشناختی را ضرورتاً با پرسش از عوامل موجد مصرفگرایی درگیر ساختهاست. مقاله حاضر در همین راستا مطالعه عوامل موثر بر مصرفگرایی را در کانون توجه خود جای داده است. تحقیق با روش ترکیبی و استفاده توأمان از دو تکنیک پرسشنامه و مصاحبه نیمه ساختیافته صورت پذیرفتهاست. یافتههای تحقیق مؤید آناست که مصرف الزاماً بهنحوی یکسویه متأثر از جبر و تعینات ساختاری- طبقاتی نبوده و بایستی آن را در تلفیق عوامل ذهنی و عینی و نیز در پیوند با موضوعاتی همچون تمایزطلبی و لذتجویی (هدونیسم) فهم کرد.
بحرانهای اجتماعی ایران امروز
دوره 8، شماره 3، پاییز 1386، صفحه 120-140
علی ربیعی
چکیده مقاله حاضر با ارائه یک تعریف خاص از بحران و معرفی تقسیم بندی های مختلف از انواع بحران، یک رویکرد ساختارگرایانه به پدیده بحران اتخاذ می کند. بر این اساس، پژوهش حاضر بر آن است که تمام انواع بحران های موجود در یک جامعه قابلیت فرافکنده شدن در بحران های دیگر ایجاد بحران جدیدی با ابعاد بسیار فراتر از بحران های سازنده آن را دارند. با این رویکرد، مولف ویژگی های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، و . . . جامعه امروز ایران را بررسی کرده و رابطه بحران های کنونی این جامعه با مسائلی مثل توسعه، جهانی شدن، روندهای نوین، و تحولات ساختاری در جامعه را تجزیه و تحلیل کرده است. در بخش پایانی مقاله، نویسنده تحلیل شخصی خود از بحران های ایران امروز را ارائه کرده و پیشنهادهایی برای پیشگیری از این بحران ها و یا کمینه کردن اثرات آنها ارائه داده است.
