نویسنده = مجید فولادیان

تحلیل تطبیقی عوامل مؤثر بر قانون‏گریزی و قانون‏شکنی در استان‏های ایران مبتنی بر منطق فازی

دوره 20، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 3-32

https://doi.org/10.22034/jsi.2019.47865

محسن سوهانیان حقیقی، مجید فولادیان، حسین اکبری

چکیده براساس آمارها، پژوهش‌ها و نظرسنجی‌های متعدد، در کشور ایران میزان قانون‏شکنی و قانون‏گریزی زیاد است. در این پژوهش در صدد شناسایی و تبیین عوامل مؤثر بر قانون‌شکنی و قانون‌گریزی در بین استان‌های ایران هستیم. چارچوب نظری پژوهش براساس نظریه‌های کج‌رفتاری و توسعة اجتماعی است؛ براین‌اساس، عوامل تبیین‏کنندة قانون‏گریزی و قانون‌شکنی به دو دسته عوامل نگرشی و عوامل ساختاری تقسیم‏بندی شدند. سپس، از تابع رفتار چلبی برای شناسایی و تبیین ترکیب‏هایی از عوامل مؤثر بر قانون‏گریزی و قانون‏شکنی در بین استان‌های ایران استفاده شده است؛ بنابراین، رویکرد این پژوهش تحلیل تطبیقی-فازی  و تکنیک جمع‌آوری داده‌ها به‌دلیل وسعت موضوعی و نظری پژوهش، تحلیل داده‌های موجود (ثانویه) است. براساس نتایج، با بررسی شروط عِلّی مؤثر بر قانون‌گریزی در کل استان‌های کشور، دو مسیر (ترکیب) منجر به قانون‌گریزی مشاهده شد. در مسیر اول، چهار شرط گرایش به نظم کم، سردرگمی اجتماعی، میزان سواد و بیکاری‏ در ترکیب با یکدیگر به قانون‏گریزی منجر شدند، اما‏ مسیر دوم از ترکیب پنج شرط احساس عدالت کم، گرایش به نظم کم، سردرگمی اجتماعی، سواد و شهرنشینی شکل گرفته است. همچنین، ضریب سازگاری کل در این دو مسیر عِلّی برابر با ‏95/0 بود. این میزان سازگاری همراه با شاخص پوشش برابر با 59/0 بیانگر اهمیت نظری و تجربی این دو مسیر است.
 

صورت‌بندی جامعه‌شناختی تئوری کاریزمای وبر

دوره 20، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 59-87

https://doi.org/10.22034/jsi.2019.44351

مجید فولادیان

چکیده در این پژوهش سعی شده است شکاف‌های مفهومی و نظری تئوری رهبری کاریزمای وبر مشخص شود و سپس، براساس روش تیپ ایده‌آل وبری به برساخت تیپ ایده‌آلی از رهبری کاریزمایی اقدام شود که در حوزة جامعه‌شناسی بوده و قابلیت آزمون تجربی-تاریخی داشته باشد. براین‌اساس، ابتدا به بررسی چرایی وجود ابهام‌های نظری در تئوری کاریزمای وبر پرداخته شده است. سپس، براساس آرای وبر و شارحان اصلی او سعی شده است دو رویکرد اصلی به مسئلة کاریزما به‌صورتی منسجم سنخ‌بندی و برساخت شود: رویکرد اول مطالعاتی هستند که بیشتر به صفات و ویژگی‏های فردی پرداخته‏اند و سعی کرده‏اند دلایل ظهور کاریزما را در فرد صاحب‌کاریزما بجویند؛ رویکرد دوم مطالعاتی هستند که بیشتر به دریافت‏های پیروان و پاسخ نگرشی و رفتاری آن‌ها به کاریزما و همچنین، شرایط عینی و ذهنی شکل‏گیری کاریزما پرداخته‏اند. در انتها استدلال شده است که رویکرد پیرومحور، رویکردی جامعه‌شناختی است و به لحاظ تجربی قابل‌بررسی است. در این رویکرد اساس بحث بر تلقی پیروان از رهبر کاریزمایی قرار دارد و اعتبار کاریزما از تأیید و قبول پیروان نشأت می‌گیرد. افزون بر این، پیروان در شرایط خاصی از نظر روحی و روانی به‌دنبال منجی و کاریزما هستند و وضعیت روانی خود را ناشی از شرایط بحرانی اجتماعی می‌دانند؛ بنابراین، تغییرات، بحران‌های اجتماعی و تحولات ساختاریِ اجتماعی و نهادهای ناشی از آن، زمینه و علت اصلی ظهور رهبران کاریزماتیک قلمداد می‏شوند.
 

تحصیل منضبطانه و کنشگری منفعلانه: نشانه شناسی اجتماعی صف در تجربه‌تحصیلی دختران جوان

دوره 19، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 83-112

https://doi.org/10.22034/jsi.2018.38238

زهرا برادران کاشانی، مهدی کرمانی، مجید فولادیان

چکیده این پژوهش در نظر دارد با تحلیل نشانه‌شناختی اجتماعی صف، به‌عنوان یکی از منابع نشانه‌ای حاضر در تجربه‌تحصیلی دختران جوان، به‌بازنمایی نظام معنایی شکل‌گرفته در فضای بین‌الاذهانی عاملان اجتماعی مذکور بپردازد. در این راستا روایت‎های سیزده تن از دختران جوان مشهدی از صف، مبتنی بر رویکرد نشانه‌شناسی اجتماعی ون‌لیوون تجزیه و تحلیل شده ‌است. نتایج این تحقیق نشان داد صف به‌منزلة عرصه‌ای برای اعمال قدرت انضباطی، دانش‌آموزان را در فرایندی تربیتی وارد می‌سازد که مشتمل بر مجموعه‌ای از تعاملات نابرابر و عمدتا کلیشه‌ای، و با تمرکز بالا بر تداوم نشانه‎های صوری وابسته به‌آن است. به‌عبارت دیگر صف که ظاهرا، ابزار تربیت و آموزش قانون در مدرسه، به‌حساب می‌آید در عمل دانش‌آموزان را به‌سمت فرایندی انفعالی و قدرت‌زدا می‌کشاند، به‌گونه‌ای که آنان تحصیل را جدا از خود می‌بینند و نهایتا به‌عاملانی فرمانبردار مبدل می‌شوند
 
 

تنبلى اجتماعى و عوامل مؤثر بر آن

دوره 12، شماره 4، زمستان 1390، صفحه 98-125

محمدرضا جوادى یگانه، مجید فولادیان

چکیده تنبلى اجتماعى از مواردى است که به ایرانیان نسبت داده مى‌شود و در سال‌هاى اخیر مورد توجه قرار گرفته است و نمودهاى آن نیز در جامعه ایران موجود است، از جمله پایین بودن بهره‌ورى کار، تعطیلات فراوان، اضافه‌وزن و کم‌تحرکى. علیرغم اهمیت این موضوع، تاکنون پژوهش جامعه‌شناختى مستقیمى درباره آن انجام نشده است. مقاله حاضر میزان و عوامل مؤثر بر تنبلى اجتماعى را در قالب یک مفهوم در چارچوب نظریه انتخاب عقلانى بررسى مى‌کند. روش تحقیق پیمایش بر روى 1256 شهروند تهرانى بوده است. یافته‌هاى تحقیق نشان مى‌دهد که حداقل میزان گرایش به تنبلى در تهران 20 درصد است. تفسیر این یافته، روند گرایش به تنبلى در تهران را رو به افزایش نمى‌داند. مهمترین عوامل مؤثر بر تنبلى در تحلیل‌هاى چندمتغیره عبارت است از تقدیرگرایى، احساس بى‌قدرتى و خودمدارى. نتیجه نهایى این است که پایین بودن میزان تمایل به تنبلى در تهران، نشانه پایین بودن میزان تنبلى نیست، چون وضعیت اجتماعى، تسهیل‌کننده تنبلى در جامعه است.