نویسنده = راسخ، کرامت الله

تغییر ساختار حوزه عمومی روحانیون در عصر صفویه: تحول نظری •

دوره 22، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 3-26

https://doi.org/10.22034/jsi.2021.250827

کرامت الله راسخ

چکیده سلسله صفویان اوایل قرن شانزدهم (1501م) در ایران مستقر شد. استقرار سلسله صفویه به شکل‌گیری دو حوزه عمومی موازی، همکار و رقیب منجر شد: حوزه عمومی دیوانی و حوزه عمومی روحانیون. علما، مجتهدان و آخوندها با تأسیس حوزه عمومی روحانی در دو عرصه با موفقیت فعال شدند: نهادسازی و تحول نظری. نظریه‌های «حاکم جائر»، «نیابت امام غائب»، «ولایت»، «اجتهاد»، «تقلید» و درنهایت «مرجعیت» از سوئی زمینه نظری را برای تلاش‌های نهادی فراهم کردند و از سوی دیگر سبب افزایش نفوذ علما و مجتهدان در حوزه عمومی جامعه‌ی ایرانی شدند. به این ترتیب زمینه برای طرح نظریه‌های بعدی از قبیل «ولایت‌فقیه» در قرون بعدی فراهم گردید. روش تحقیق در این پژوهش منبعث از رویکرد مفهوم‌سازی رابرت مرتون و روش کار در جامعه‌شناسی جدید تاریخی است. یافته‌های پژوهش نشان داد که روحانیون با طرح نظریه‌های مذهبی شیعی و تلاش برای تأسیس نهادها مناسب با این تحول نظری به تدریج بر حوزه عمومی جامعه ایرانی مسلط شدند و به این ترتیب زمینه برای تحول سنت منفعل به سنت بازتابی از طریق بازتولید ته‌نشست‌های تاریخی فراهم و در نهایت موجبات تأسیس نظام جمهوری اسلامی فراهم گردید. 
 

گفتمان ضد استعماری، ضد امپریالیستی و ضد استکباری و شخصیت سنت‌گرای بازتابی

دوره 19، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 26-57

https://doi.org/10.22034/jsi.2018.38236

کرامت الله راسخ

چکیده هدف مقاله توضیح فرآیند شکل‌گیری «شخصیت سنت‌گرای بازتابی» در ارتباط با سه گفتمان ضد استعماری، ضد امپریالیستی و ضد استکباری است. این پژوهش با استفاده از روش تحلیلی انجام گرفته است. نماینده اجتماعی «شخصیت سنت‌گرای بازتابی» طبقه متوسط جدید است. طبقه متوسط جدید گروه اجتماعی است که از اوایل قرن نوزدهم به‌تدریج در بستر جامعه ایرانی با این هدف شکل گرفت که نماینده اجتماعی تغییرات جدید با الهام از جوامع غربی باشد. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که این گروه برخلاف انتظار نماینده اجتماعی تحولات جدید نشد، بلکه با تغییر ذهنیت و پذیرش الگوی رفتار اجتماعی و سیاسی متمایز به شخصیت اجتماعی فرهنگی خاصی تحول یافت که در اینجا با عنوان «شخصیت سنت‌گرای بازتابی» معرفی می‌شود. مبارزات ضد استعماری، ضد امپریالیستی و ضد استکباری در ارتباط با سه روند گفتمان سازی، ایدئولوژیک شدن تفکر سیاسی و استقرار نظام سرمایه‌داری در بخش عمده‌ای از جهان در محیط سیاسی «ملی‌گرایی»، «انقلابی گری چپ» و «اسلام‌گرایی سیاسی» بر پیدایش این شخصیت تأثیر بنیادی گذاشت. نتیجه کلی حاصل از این پژوهشی برفرض اصلی آن دلالت دارد: ساختار اجتماعی جوامع خاورمیانه‌ای از آن میانه ایران در مسیر متمایز تغییر کرد و به پیدایش «جامعه سنت‌گرایی بازتابی» منجر شد.

نظریهسازان پسامدرن جامعهشناسى در فرانسه : کالج جامعه شناسى، ادگار مورون، میشل مافزولى، برونو لاتور

دوره 12، شماره 4، زمستان 1390، صفحه 148-176

کرامت الله راسخ

چکیده اگر جامعه‌شناسی معاصر فرانسه را دقیق‌تر بررسی کنیم، نکته‌ای توجه ما را به خود جلب می‌کند، و آن تردید در بارة امکان دستیابی به درک نظام‌یافته از مفهوم جامعه است.[1] شک در بارة تصور از جامعه به منزلة تمامیت و ساختمانی متشکل از ساختارها، نهادها و روابط اجتماعی با انتقادهای اخیر افرادی مانند پیر بوردیو یا آلن تورن از جامعه‌شناسان کلاسیک در این کشور ارتباط نزدیک دارد. گرایش دیگری که درکنار اختلاف نظر در بارة فهم نظام‌یافته از جامعه در جامعه‌شناسی فرانسه موجود هست، سوژه و فردی کردن جنبة اجتماعی است که در جریان آن وجوه اجتماعی تا سطح ساخت‌های فردی، تجربة ذهنی و کنش‌های متقابل خُرد اجتماعی تقلیل داده می‌شود. طیف گسترده‌ای از جامعه‌شناسان فرانسوی را می‌توان در ردیف افرادی قرار داد که از این جریان حمایت می‌کنند