نویسنده = فراستخواه، مقصود

سنخ‌شناسیِ الگوهای آموزشِ جامعه‌شناسی بر اساسِ تجربۀ زیستۀ ذینفعانِ دانشگاهی (موردِ مطالعه: اساتید و دانشجویانِ دانشگاه‌ها و مؤسساتِ آموزشِ عالی حضوری و دولتی شهرِ تهران)

دوره 20، شماره 1، بهار 1398، صفحه 111-141

https://doi.org/10.22034/jsi.2019.38569

فاطمه عزلتی‌مقدم، مقصود فراستخواه، فرح ترکمان

چکیده هدف از این تحقیق شناختِ الگوهای آموزشِ جامعه‌شناسی است. روشِ تحقیق، کیفی و جامعۀ مورد مطالعه دانشگاه‌ها و مؤسساتِ آموزش عالی حضوری و دولتی شهر تهران است. یافته‌ها با استفاده از نمونه‌گیریِ هدفمند و نظری از طریقِ مصاحبۀ نیمه‌ساختاریافته با 31 نفر از دانشجویانِ دورۀ دکتری و استادانِ جامعه‌شناسی جمع‌آوری شده‌اند. نتایج حکایت از تمایزِ میان الگوهایِ آموزشِ جامعه‌شناسی در جامعۀ مورد مطالعه دارد و راهبردها و کنش‌هایِ کنشگرانِ حوزه جامعه‌شناسی را در کلاسِ درس و محیطِ آموزشی در پنج الگو تفکیک و صورت‌بندی می‌کند که عبارتند از؛ 1) کلاسیک، 2) انتقادی، 3) کاربردی، 4)اجتماعی، 5) وظیفه‌ای-رفتاری. همچنین یافته‌ها نشان داد که یک الگویِ مبهمِ ترکیبی و اقتضائیِ در راه  نیز در حال شکل‌گیری است که هنوز ظهورِ کامل و استقرار نیافته است.
 
 

درباره نیمرخ رفتار ایرانى (سنخ‌شناسى مدل‌ها)

دوره 11، شماره 1، بهار 1389، صفحه 1-47

مقصود فراستخواه

چکیده روحیات ایرانى چگونه است؟ بى‌گمان نمى‌توان ذات‌باورانه و تقلیل‌گرایانه، از روحیات خاص و ثابت ایرانى سخن گفت؛ درکل عنوان ایرانى ناظر بر تفاوت‌هاى رفتارى افراد و گروه‌هاى مختلفى در دوره‌هاى گوناگونى است. از سوى دیگر؛ مردم تمام فرهنگ‌ها و جوامع (حتى در توسعه‌یافته‌ترین کشورها) در معرض مشکلات رفتارى مانند پنهان‌کارى، دروغ و ضعف کار گروهى و مانند آن بوده و هستند، کما این‌که در میان ایرانیان صفات و رفتارهاى خوب کم نبوده و نیست. ولى صورت مسئله را نیز نمى‌توان پاک کرد که خلقیات ایرانى، بحث‌انگیز شده است. این مقاله ضمن مرورى بر پیشینه بحث در میان شرق‌شناسى خارجیان و خود ایرانیان، درپى دست‌یابى به یک سنخ‌شناسى از مدل‌هایى است که برمبناى آن‌ها نیمرخ رفتار ایرانى توضیح داده مى‌شود. از طریق مقایسه و نقد الگوهاى اِسناد بیرونى و درونى، مدلى براساس تفکر سیستمى و مبتنى‌بر تحلیل نهادى با چهار سطح تحلیل (1.نهادها و ساختارها 2.عاملیت انسانى 3.محیط منطقه‌اى و جهانى 4.وقایع و رویدادها) پیشنهاد شده است. نتیجه‌گیرى مقاله آن است که رفتارهاى مطلوب در مقیاس بزرگ اجتماعى، مستلزم اصلاحات نهادى و ایجاد محیطِ نهادىِ مطلوب است. این محیط نهادى است که اقتضا مى‌کند افراد بیشترى از یک جامعه، دروغ بگویند، تملق بورزند، دورویى در پیش بگیرند یا فسادپذیر باشند. اخلاق امروزى آن‌ها به مسیر دیروزى و پریروزى جامعه آن‌ها وابستگى دارد. روحیات و خلقیات آن‌ها ریشه در سرگذشت نهادهاى آن‌ها و محیط جامعه آن‌ها و رویدادهاى تاریخى عارض بر آن‌ها دارد. این، لزومآ به معناى بى‌توجهى به نقش کنشگران نیست، درواقع ما نیازمند درک ژرف‌ترى از عاملیت انسانى، در وراى اراده‌گرایى‌هاى رومانتیک هستیم.

درباره نیمرخ رفتار ایرانى (سنخ شناسى مدلها)

دوره 11، شماره 1، بهار 1389، صفحه 1-47

مقصود فراستخواه

چکیده روحیات ایرانى چگونه است؟ بى‌گمان نمى‌توان ذات‌باورانه و تقلیل‌گرایانه، از روحیات خاص و ثابت ایرانى سخن گفت؛ درکل عنوان ایرانى ناظر بر تفاوت‌هاى رفتارى افراد و گروه‌هاى مختلفى در دوره‌هاى گوناگونى است. از سوى دیگر؛ مردم تمام فرهنگ‌ها و جوامع (حتى در توسعه‌یافته‌ترین کشورها) در معرض مشکلات رفتارى مانند پنهان‌کارى، دروغ و ضعف کار گروهى و مانند آن بوده و هستند، کما این‌که در میان ایرانیان صفات و رفتارهاى خوب کم نبوده و نیست. ولى صورت مسئله را نیز نمى‌توان پاک کرد که خلقیات ایرانى، بحث‌انگیز شده است. این مقاله ضمن مرورى بر پیشینه بحث در میان شرق‌شناسى خارجیان و خود ایرانیان، درپى دست‌یابى به یک سنخ‌شناسى از مدل‌هایى است که برمبناى آن‌ها نیمرخ رفتار ایرانى توضیح داده مى‌شود. از طریق مقایسه و نقد الگوهاى اِسناد بیرونى و درونى، مدلى براساس تفکر سیستمى و مبتنى‌بر تحلیل نهادى با چهار سطح تحلیل (1.نهادها و ساختارها 2.عاملیت انسانى 3.محیط منطقه‌اى و جهانى 4.وقایع و رویدادها) پیشنهاد شده است. نتیجه‌گیرى مقاله آن است که رفتارهاى مطلوب در مقیاس بزرگ اجتماعى، مستلزم اصلاحات نهادى و ایجاد محیطِ نهادىِ مطلوب است. این محیط نهادى است که اقتضا مى‌کند افراد بیشترى از یک جامعه، دروغ بگویند، تملق بورزند، دورویى در پیش بگیرند یا فسادپذیر باشند. اخلاق امروزى آن‌ها به مسیر دیروزى و پریروزى جامعه آن‌ها وابستگى دارد. روحیات و خلقیات آن‌ها ریشه در سرگذشت نهادهاى آن‌ها و محیط جامعه آن‌ها و رویدادهاى تاریخى عارض بر آن‌ها دارد. این، لزومآ به معناى بى‌توجهى به نقش کنشگران نیست، درواقع ما نیازمند درک ژرف‌ترى از عاملیت انسانى، در وراى اراده‌گرایى‌هاى رومانتیک هستیم.