بازنمایی «مردم» در آثار سینمایی جنبش موج نوی ایران
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 26 مرداد 1405
https://doi.org/10.22034/jsi.2026.2068869.1805
سمیه کرمی، علیرضا ذاکری
چکیده مقاله حاضر با تمرکز بر بازنمایی «مردم» در آثار سینمایی شاخص دوره پهلوی دوم درصدد پاسخگویی به این پرسش است که در سینمای موج نوی ایران در دهههای 40 و 50، «مردم» چگونه بازنمایی شدهاند؟ با اتکا به رویکرد نظری دوگانه بازنمایی/بازتاب و شکلدهی در جامعهشناسی هنر و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی بر پانزده اثر شاخص از پنج کارگردانِ معرف موجِ نویِ سینمای ایران، این مقاله طیف گستردهای از خوانشهای نظری نسبت به عاملیت مردم را از خلال بازنمایی تحلیل میکند. صرفنظر از گستردگی این بازنماییها در طیف بین «مردم خودآگاه و خلاق» تا «مردم ازخودبیگانه و منفعل»، این مطالعه همچنین نشان میدهد که بازتاب مردم در آثار سینمایی مذکور، عمدتاً حول دو هویت طبقاتی و دینی برساخته شده است. غالب آثار سینمایی این دوره، مردم را ازخودبیگانه، ناآگاه و منفعل بازنمایی میکنند.
بیگانگی پست مدرن: در نقد فراموشی شباهت
دوره 21، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 97-122
https://doi.org/10.22034/jsi.2020.246875
علیرضا ذاکری
چکیده مسئلۀ این مقاله توضیح به وجود آمدن صور نوین بیگانگی در دورۀ پستمدرن است. به این منظور پس از بیان منظور از دورۀ پستمدرن و شرح نظریههای شکلگرفته در آن، به توضیح دو مفهوم «بیگانگی» و «بیگانگی پستمدرن» پرداختهایم. در نهایت منطق به وجود آمدن «بیگانگی پستمدرن» را شرح دادهایم. این مقاله مدعی است در دورۀ پستمدرن مفهوم «تفاوت» به یکی از محوریترین مفاهیم نظری بدل شد. پستمدرنیسم با نقد کلانروایتهای مدرن، به دنبال به رسمیتشناختن امر خاص، امر به حاشیه رفته و امر فرهنگی بود. در این فضا نظریهپردازی دربارۀ تفاوت همگام با جنبشهای فرودستانی نظیر زنان، سیاهان و مخالفان استعمار پیش رفت. اما تمرکز بر مفهوم تفاوت به تولید شکلهایی از دانش و آگاهی انجامید که از درک شباهت خود با دیگری ناتوان بود. «بیگانگی پستمدرن» باعث شد هم نظریات علوم اجتماعی و هم جنبشهای جدید اجتماعی از درک منطق عمل سرمایهداری نئولیبرال و پیوندهای میان آن با پستمدرنیسم فرهنگی بازمانند.
