نویسنده = جواهری‌پور، مهرداد
جامعه شناسی

رابطه‌ی فعالیت‌های توسعه‌ای و مهاجرت‌های داخلی در ایران معاصر: (مطالعه‌ی موردی استان سمنان)

دوره 24، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 147-180

https://doi.org/10.22034/jsi.2024.543972.1510

ابوالفضل عزیزیان، حسن محدثی گیلوایی، مهرداد جواهری‌پور

چکیده مدیریت فرآیند توسعه به واسطه‌ی مداخله‌ها و دسترسی‌های نابرابر نخبگانی و عملکرد نهاد سیاست باعنوان محرک توسعه، عامل تاثیرگذار در برخورداری و عدم برخورداری از مواهب توسعه در مناطق قلمداد می‌شود. عدم تعادل در بهره‌مندی از مواهب توسعه، تحرک جمعیتی را به دنبال خواهد داشت و موجب مهاجرت فزاینده به مرکز و کلان شهرها بوده و روند سیاست‌گذاری‌های توسعه‌ای را به نقاط مرکزی معطوف می‌کند. در این مقاله ضمن اشاره به مبانی نظری و مرور تحقیقات انجام شده، جنبه‌های تجربی و اقدامات توسعه‌ای دولت‌ها را بر اساس رهیافت استقرایی در روش ترکیبی،  با دو روش کیفی شامل مطالعه اسناد، داده‌ها و اطلاعات ثبتی، و مصاحبه‌ی کیفی مورد بررسی قرار داده‌ایم. در بررسی عوامل ساختاری و تصمیمات سیاسی تأثیر گذار بر مهاجرت، از داده‌های ثبتی موجود در اسناد تدوین شده‌ی سازمان برنامه و بودجه استفاده شد و در خصوص علل و مهم‌ترین دلایل گرایش افراد به مهاجرت، از مصاحبه‌ی کیفی استفاده شده است. یافته‌های تحقیق بیانگر تسلط الگوی تمرکزگرا در سیاست‌گذاری‌های توسعه بوده و بررسی شاخص‌ها، گویای این است که توزیع متعادل و برابر توسعه در بین شهرستان‌های استان صورت نگرفته و مهاجرت ریشه در عدم توزیع عادلانه‌ی امکانات، متناسب با پتانسیل‌ها و  توان‌مندی‌های مناطق دارد.

منازعة هژمونیک نیروهای ملی و مذهبی و تأثیر آن در فروپاشی جبهة‌ملی اول (1328ـ1332)

دوره 17، 1,2، بهار 1395، صفحه 5-30

مهرداد جواهری‌پور، رضا صفایی

چکیده هدف این مقاله کاربست نظریة "هژمونی" گرامشی برای بررسی رابطة نیروهای ملی و مذهبی، و شناخت شالودة اجتماعی روابط تعارض‌آمیز این نیروها در متن تحولات دورة نخست‌وزیری دکترمصدق است. این بررسی براساس شواهد و داده‌های تاریخی نشان می‌دهد منازعة نیروهای ملی و مذهبی بر سر هژمونی از عوامل مؤثر بر فروپاشی جبهة‌ملی و سرنگونی دولت دکترمصدق بود. از آن‌جایی‌که کشمکش‌های سیاسی به تنهایی نقش کلیدی نداشته‌اند، در این‌جا کشمکش‌های سیاسی در متن منازعة هژمونیک نیروهای ملی و مذهبی تحلیل شده‌اند. افزون بر این، منازعة هژمونیک نیروهای ملی و مذهبی بر اساس تمایزی تحلیل می‌شود که گرامشی بین "رهبری سیاسی" و "رهبری اخلاقی ـ فکری" مطرح کرده است. یافته‌ها نشان می‌دهند که منازعة آیت‌الله‌کاشانی و دکترمصدق بر سر "رهبری سیاسی" جنبش ملی، و هم‌چنین منازعة گروه‌های ملی و مذهبی  بر سر "رهبری اخلاقی فکری" نقش مهمی در تغییر موازنة نیروهای اجتماعی و شکل‌گیری ائتلاف ضدمصدقی در واپسین روزهای مرداد 1332 داشته است. درعین‌حال، این منازعة هژمونیک بحران عمیق‌تری را نیز در جامعة ایران آشکار ساخت: بحران هژمونی، بحران ناشی از دورة گذار از یک "جامعة سنتی" به یک "جامعة متوسط جدید بود که خودش را در تکثر منازعات هژمونیک نیروهای ملی و مذهبی نمایان ‌ساخت.