ناسیونالیسم و قومیت در ایران
دوره 18، شماره 1، بهار 1396، صفحه 32-68
سید آیت الله میرزایی
چکیده در مطالعه ناسیونالیسم این باور رایج وجود دارد که ناسیونالیسم ریشه قومی دارد و قومیت عمدهترین متغیر تاثیرگذار بر گرایشهای ناسیونالیستی است. در این پژوهش با هدف بررسی نسبت ناسیونالیسم و قومیت گرایشهای ناسیونالیستی نمونهای از دانشجویان ایرانی (بلوچ، ترک، فارس، عرب، کرد، لر) مورد پیمایش قرار گرفته است. نخست این که بر اساس یافتههای پژوهش حسب اولویت، دانشجویان ایرانی به ترتیب به ناسیونالیسم مدنی، باستانی، مذهبی و دولتی گرایش دارند. از این میان دو گرایش مذهبی و دولتی همبستگی بالایی دارند و متمایز نیستند. نتیجه آن که در ایران با سهگانه ناسیونالیسم مدنی، باستانی، مذهبی مواجه هستیم. بنابراین برخلاف آن چه تصور میشود گرایش ناسیونالیستی یگانهای وجود ندارد. نتیجه دیگر این که از میان گرایشهای ناسیونالیستی افراز شده با گرایش بسیار قوی دانشجویان اقوام ایرانی به ناسیونالیسم مدنی نسبت به سایر گرایشهای ناسیونالیستی مواجه هستیم. یافته دیگر این پژوهش نشان میدهد، متغیرهای مذهب، پایگاه اجتماعی اقتصادی، جنس و مکان سکونت تأثیر تبیین کنندهای برگرایشهای ناسیونالیستی ندارند. نتیجه این که گرایشهای ناسیونالیستی خصلتی فراطبقاتی، فرامذهبی (شیعه/ سنی)، فراجنسی (زن/ مرد) و فرامکانی (شهری/ روستایی) دارند. اما رابطه و تاثیر تبیینکنندة قومیت، یعنی متغیر اصلی پژوهش، قابل تأمل و تحلیل است. از میان گرایشهای ناسیونالیستی تنها ناسیونالیسم مدنی از متغیر قومیت تاثیر نمیپذیرد و خصلتی فراقومیتی داشته و تنوع فرهنگی و اجتماعی را پوشش میدهد. در حالی که دو گرایش باستانگرایی و مذهبی در ارتباط با متغیر قومیت بازنمای اختلاف هستند. در نتیجه بیشترین همگرایی قومی مربوط به ناسیونالیسم مدنی پس از آن باستانگرایی و سپس ناسیونالیسم مذهبی قرار دارد. همچنین همبستگی میان ناسیونالیسم مدنی و باستانگرایی به نسبت سایر ترکیبهای ناسیونالیستی بیشتر است. با توجه به نسبت قومیت با گرایشهای ناسیونالیستی، بروز چالشهای قومیتی به هنگام سیطره ایدئولوژیهای ناسیونالیستی مذهبی، باستانگرا و مدنی بر ماشین دولت قابل تأمل است و از این نسبت میتوان فاصله میان دولت و ملت را گمانهزنی کرد.
همتراز خوانی در مجلات علمی(مطالعه موردی مجله جامعه شناسی ایران)
دوره 7، شماره 4، زمستان 1385، صفحه 147-179
سید آیت الله میرزایی، محمد ایوبی اردکان، معصومه قاراخانی، فاطمه شیخ شعاعی
چکیده "بخشی از بلوغ محقق شدن درک این نکته ایت که هیچ دست نوشته ای هرگز کامل نیست" (اشتراوس و کوربین،1385) همتراز خوانی ارزیابی انتقادی و سازنده از دست نوشته های ارائه شده به مجلات است که توسط افراد متخصص و همتراز با نویسنده دست نوشته صورت میگیرد.با توجه به بدیع بودن موضوع داوری مقالات علمی در زبان فارسی،ابتدا مفاهیم،اصطلاحات و تحولات مربوط به فرایند داوری دست نوشته های علمی بررسی می شود.سپس فرایند همتراز خوانی در مجله جامعه شناسی ایران برای ارائه الگویی از این فرایند در مجلات علمی-پژوهشی در ایران بررسی میشود.نوع فرایند همتراز خوانی مورد استفاده در مجله جامعه شناسی ایران مبتنی بر شیوه داوری پنهان دو طرفه است.در این پژوهش خصوصیات فرایند داوری در این مجله با توجه به ویژگیهای عمومی فرایند و نیز ویژگی های داوران از جمله سن،جنس،رشته تحصیلی،رتبه علمی و .... مورد بررسی قرار گرفته است.اسناد مورد تحلیل شامل 798 سند داوری در مورد 418 دست نوشته و حاصل همکاری 126 داور(104 داور مرد و 22 داور زن) می باشد.در مدت 4 سال یعنی از نیمه دوم سال 1381 تا نیمه اول سال1385 قریب به 5700 ساعت کار علمی در رابطه با دست نوشته های دریافتی توسط داوران و اعضای هئیت تحریریه منتخی مجله صورت گرفته است.متوسط زمان صرف شده از زمان دریافت دست نوشته تا اعلام نتیجه به نویسنده برای هر دست نوشته 13.6 ساعت و میزان رد دست نوشته ها توسط داوران مجله جلمعه شناسی ایران بیش از 80 درصد بوده است.و نرخ رد دست نوشته ها نزد داوران خارج از مجله کمی بیش از داوران داخلی /اعضای هئیت تحریریه است.نتایج آزمون رگرسیون لاجستیک نشان میدهد از میان متغیرهای جمعیت شناختی دئاوران بین رشته تحصیلی،خارجی یا داخلی بودن داور و رتبه دانشگاهی با نتیجه داوری (پذیرش یا عدم پذیرش) رابطه معنی داری وجود دارد و سایر متغیرها رابطه ای با نتیجه داوری ندارند.
