مطالعه کیفی ذائقه دینی طبقه فرودست شهری
دوره 23، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 29-68
https://doi.org/10.22034/jsi.2023.2006569.1661
امید بابایی، محمدجواد زاهدی مازندرانی
چکیده با وجود برخی ادعاها در مورد مرگ طبقه، طبقه همچنان موضوعی مهم در بررسی های جامعه شناختی برد متوسط و به ویژه در تعیین ترجیحات دینی است به نحوی که کنشگران دینی تمایل به سبکهای دینی مرتبط و متناسب با موقعیت اقتصادی - اجتماعی خودشان را دارند. به سخن دیگر، افراد با موقعیتهای اقتصادی - اجتماعی مختلف، ذائقه دینی متفاوتی دارند. هدف پژوهش حاضر بررسی ذائقه دینی طبقه فرودست شهری است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش نظریه زمینه ای انجام گرفته است. مشارکت کنندگان در این پژوهش کنشگران دینی طبقه فرودست شهری در شهرکرد هستند که از طریق نمونه گیری هدفمند از نوع ملاک محور انتخاب شده اند. داده ها از طریق مصاحبة نیمه ساخت یافته با هجده نفر از افراد این طبقه جمع آوری شده است. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی و برای تأمین روایی و پایایی از معیارهای گوبا و لینکلن استفاده شده است. یافته ها بیانگر هجده مقولة منتخب است که در قالب یک مدل پارادایمی با مقولة محوری (مناسکی شدن دین)، شرایط علّی (جمع گرایی، سنت گرایی، تقدیرگرایی و احساساتی بودن)، شرایط زمینه ای (جامعه پذیری دینی مناسک محور)، شرایط مداخله ای (پایگاه اقتصادی - اجتماعی پایین)، راهبردها (دینداری مناسکی، دینداری عاطفی، دینداری واسطه ای، دینداری تکلیفی، دینداری موروثی و دینداری تقدیرگرا) و پیامدها (تقلیل گرایی دینی، ظاهرگرایی دینی، کارناوالی شدن مناسک، مداح محوری و بدنمندی دینی) سازمان یافته است. نتایج بیانگر آن است که مناسک، جایگاه برجسته، مهم و موثری را در ذائقه دینی طبقه فرودست شهری دارد و تعیین این جایگاه بدون فهم منطق دین عامه و فهم منطق مناسک در دین عامه امکان پذیر نیست.
مقایسه ساختار طبقات اجتماعی (بر اساس مشاغل) در ایران طی سالهای 1335 تا 1395
دوره 23، شماره 1، بهار 1401، صفحه 3-24
https://doi.org/10.22034/jsi.2022.547496.1530
علی محمد جوادی، امیر ملکی، محمدجواد زاهدی مازندرانی، یعقوب احمدی
چکیده شناسایی ساختار طبقات اجتماعی و چگونگی تغییر آن میتواند در تببین بسیاری از مسایل اجتماعی و اقتصادی راهگشا باشد. مطالعه حاضر به مقایسه ساختار طبقات اجتماعی در ایران طی سالهای 1335 تا 1395 میپردازد. در این تحقیق از روش تحلیل ثانویه استفاده شده است. نتایج نشان میدهد که طبقه بالا در این سالها تقریبا ثابت بوده و طبقه متوسط سنتی تقریبا از سهم بیشتری نسبت بهسایر طبقات برخوردار بوده است. طبقات متوسط جدید و پایین بیشترین نوسانها را در سالهای مورد مطالعه به خود اختصاص
دادهاند. مشاهده روند ساختار طبقاتی در دورههای مختلف تاریخی در ایران نشان از این دارد که عوامل سیاسی، اقتصادی و بینالمللی از تعیین کنندههای تغییرات و نوسانات ساختار طبقات اجتماعی در ایران است و این تاثیر بیشتر مربوط به طبقه متوسط و پایین است
