نویسنده = محمد فرهادی

اقتصاد سیاسی سرطان در ایران

دوره 23، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 107-130

https://doi.org/10.22034/jsi.2023.546410.1521

یوسف سلیمی قلعه، محمد فرهادی، نادر امیری

چکیده مسأله مرکزی این مقاله تحلیل امر اجتماعی در بیماری سرطان است. از این منظر استدلال شده که پزشک‌سازی، بیماری سرطان را به امری زیستی تقلیل می‌دهد و مؤلفه‌های اجتماعی این بیماری را از نظر پنهان می‌کند. این تصویر مخدوش مواجهه با کلیت این بیماری را که تحلیل آن به ساختارهای اجتماعی از جمله مناسبات اقتصادسیاسی راه می‌برد مسدود می‌کند. هدف این پژوهش نشان‌دادن ابعاد اجتماعی-اقتصادی سلامت و بیماری و مشخصاً سرطان است. روش تحقیق انتقادی با رویکرد اقتصادسیاسی است. در این روش اطلاعات موجود با رویکرد نظری ترتیب‌ یافته و تحلیل شده است تا دلالت‌های پنهان آن‌ها و روابط پوشیده‌ی وضع موجود آشکار شوند. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که عوامل خطر ابتلا به سرطان از سوی مناسبات اقتصادی و اجتماعی تعیین می‌شوند و ساز و کار توزیع منابع و الگوی برخورداری افراد، میزان خطر ابتلای آن‌ها را توضیح می‌دهد. مصرف دخانیات، عدم‌تحرک و الگوی تغذیه که عوامل خطر سرطان محسوب می‌شوند متناظر با جایگاه طبقاتی افراد توزیع می‌شوند و گروه‌های پایین با خطر بیشتری مواجه هستند. فهم بیماری سرطان در کلیت آن، مسیر مواجهه با این بیماری را از پزشکی محض به سمت راهکارهای سیاسی در توزیع منابع هدایت می‌کند.

اقتصادسیاسی طرد (حاشیه‌نشین‌سازی محله شهیاد در کرمانشاه)

دوره 21، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 96-124

https://doi.org/10.22034/jsi.2020.244215

محمدرضا معمارباشی، محمد فرهادی، سیاوش قلی‌پور

چکیده مسأله‌ مرکزی مکتوب حاضر مطالعۀ حاشیه‌نشین‌سازی از منظر اقتصادسیاسی است. از این منظر استدلال می‌کند حاشیه‌نشینی‌شدگی پدیده‌ای برساخته و حاصل مکانیزم‌های پنهانِ انباشت و گردش سرمایه است که دولت از عاملان مهم آن در ایران است. روش تحقیق بر قیاس نظریۀ متبوع تحقیق، انتقادی است و از انواع داده‌های موجود بهره می‌برد. روش تحلیل، جست­وجوی دلالت‌های نظری داده‌های موجود با راهنمایی نظریه تحقیق است. نتیجه پژوهش حاکی است حاشیه‌نشین‌شدگی پیامد تاریخ طولانی طرد با مکانیسم‌های مختلف بوده که طرد اقتصادی از مهمترین آن‌هاست. طرد اجتماعی و فرهنگی بر بستر اقتصاد، مناسبات موجود را طبیعی‌سازی کرده و موجه می‌نماید. بر این اساس هر اراده‌ای برای مواجهه با حاشین‌نشین‌سازی نیازمند توجه به مناسبات کلان اقتصادسیاسی است. اقتصادسیاسی رشته پیوند مسائل محلی و بین‌المللی است؛ در حالی که حاشیه‌نشین‌شدگی در جهان رو به کاهش گذاشته در کشورهای در حال توسعه رو به افزایش است.
 
 

نهاد طلاق تفسیری از داده‌های شهر کرمانشاه

دوره 18، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 108-129

محمد فرهادی

چکیده خانواده همچون سایر نهادهای اجتماعی در جریان سازگاری با تحولات کلان، دست‌خوش تلاطمی است که خالی از خطر و خسران نیست. تحولاتی مانند بازاری شدن زندگی معاصر و پیامدهای اجتناب‌ناپذیر آن از جمله فردگرایی، مصرف گرایی، توسعه شخصی و پیشرفت، خانواده را با موقعیتی روبه‌رو کرده که مواجهه با آن منجر به بازاندیشی نقش‌ها و هنجارهای نهاد خانواده شده است. در این مقطع مشخص زمانی، واکنش عاملان اجتماعی رها کردن خود از قید این نهاد است که منجر به افزایش آمار طلاق شده است. از این منظر طلاق نشانه‌ای از نارسایی نهادی در خانواده و روی دیگر این نهاد است. مسائل اجتماعی و اقتصادی متناظر با طلاق آن‌را به ضایعه‌ای بدل کرده که در حال آسیب‌رساندن به نهاد خانواده است. فقدان الگوی نهادی برای طلاق، عاملان اجتماعی را در مقابل پیامدهای آن تنها رها کرده است. توجیه ضرورت تلقی طلاق به مثابه یک نهاد برای تمهید مناسبات هنجاری عمل در این مرحله از زندگی هدف این نوشته است. روش متبوع مکتوب حاضر تحلیل داده‌های موجود و تدقیق و تصحیح آن با کمک مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته است. آنچه به عنوان یکی از نتایج این پژوهش قابل اشاره است، کاهش آسیب‌ها از رهگذر تأسیس نهاد طلاق است. طلاق نه تنها پایان یک خانواده است بلکه با آثاری که به لحاظ اجتماعی به جا می‌گذارد  به طور کلی در حال تبدیل شدن به پایان نهاد خانواده است. اما نهاد طلاق می‌تواند به استواری نهاد خانواده یاری برساند.