نویسنده = حیدری، آرش

آرایش جدید بدن مجرمان در آستانه‌ی مشروطیت نشانه‌شناسی تصاویر زندانیان و اعدامیان دوره‌ی ناصری تا انقلاب مشروطه

دوره 24، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 79-109

https://doi.org/10.22034/jsi.2024.2014250.1674

ساجده عرفانی، آرش حیدری

چکیده دوربین عکاسی در زمان محمدشاه قاجار و به همت او وارد ایران شد و دو دهه بعد با حمایت‌های ناصرالدین‌شاه مجموعه‌‌تصاویر عظیمی توسط او و زیر سایه‌ی خودش -توسط عکاسانی دیگر- تولید شدند. تاریخ عکاسی ایران با سوژه‌ها‌ی منتخب ناصرالدین‌شاه و عکاسان زمان او پیوند محکمی دارد. انتخاب موضوعات عکاسی مهم‌تر از آنکه علاقه‌ی شاه و سرگرمی او باشد، از شرایط اجتماعی دوران و تحولاتی که در حال وقوع بود، بسیار تأثیر می‌پذیرفت. ورود به دنیای جدیدی از ثبت تصویر که تا پیش از این تنها از طریق نقاشی ممکن بود، با تحولاتی اجتماعی در ایران همراه شد؛ از جمله‌ی این دگرگونی‌ها، تغییر در آیین کیفری و مواجهه با مجرم است. عکس‌های به‌جامانده از این دوران، نشانگر این است که مفهومی تحت عنوان زندانی یا مجرم و متهم اساساً واجد نوع دیگری از انضباط شده و در حال عبور از نظم پیشین است. سوژه‌ی زندانی در کنار موضوعاتی مثل زنان، درباریان و... اهمیت یافته است و آرایش تن او نشانی از خشونت عریان حاکم را بر خود ندارد. زمان ثبت این تصاویر فاصله‌ی چندانی با وقوع انقلاب مشروطیت و تغییرات گسترده‌تری که رقم زد، ندارد. دگرگونی‌های کیفری را عموماً به بعد از انقلاب منسوب می‌دانند؛ اما عکس‌ها نشان می‌دهند خاستگاه این تغییر به شکل جدی در دوران ناصرالدین‌شاه بوده و پس از او ادامه داشته است. این مقاله در پی آن است تا با روش نشانه‌شناسی تاریخیِ تصاویر زندانیان به این سؤال پاسخ دهد که بدن مجرم در سال‌های منتهی به انقلاب مشروطیت چه آرایش جدیدی پیدا کرده و این امر چگونه ممکن شده است. بررسی و دسته‌بندی این تصاویر، ظهور متخصص‌های جدیدی در ردیف پزشکان و کشیشان را نشان می‌دهد که آن عکاسان هستند. در این سازوکار جدید انضباطی، مستقیماً با آمران شکنجه مواجه نیستیم؛ بلکه عکاسی هم‌راستا با صحنه‌آرایی و چیدمان اعمال شکنجه، مجریان اصلی را از دیده‌ها پنهان می‌کند و با حذف صحنه‌های خشن تعذیب و نشانه‌های آن، از شدت موضوع می‌کاهد.

بازگشت بدن : رد آپاراتوس ها بر وضعیت

دوره 23، شماره 1، بهار 1401، صفحه 54-82

https://doi.org/10.22034/jsi.2022.533587.1453

محمد میرزایی، حسن چاوشیان تبریزی، حمید عباداللهی چنذانق، آرش حیدری

چکیده پرابلماتیک نوشتار حاضر چرخش ماتریالیستی وضعیت در فرایندهای پساجنگ و برآمدن رژیمی سراسر جدید از حقیقت است که منطق معنایی آن برتمام وضعیت حاکم است. دراین میان هرآن­چه هستی متعینی یافته است درحکم داده­ای ثانوی و همچون متافوری است که در پس آن و به­ گونه­ای بس­گانه می­توان رد و اثرهای صامت و خاکستری این چرخش معنایی– فضایی را رویت­ پذیر ساخت. این نوشتار می­کوشد به ­طرزی تبارشناسانه و با اتکا به ­تحلیل رو به پس، ضمن ترسیم مسیر­های روبه ­زوال سامانه ­های معناساز پیشین از خلال استلزامات همنشینی زنجیره­ای از عناصر ناهمگون نظیر جنگ، تحریم، کردارهای سیاسی و اجتماعی، مطالبات زنان و منازعات معرفت شناسانه، شرایط امکان این رژیم جدید حقیقت را در ابژه­ی بدن و ایجابیت آن بازسازی کند. این بازسازی به ­­برهم­کنش انبوه ه­ای از رویدادهای تاریخی حاضر در فضا و بالاخص فاکتورهای تغییردهنده­ی الگوی بار بیماری­ها درفضای پساجنگ مرکزیت می­بخشد که با فراهم­ سازی شرایط اتصال کردارهای سیاسی و گفتارهای پزشکی درگرهگاه ایجاد شهر سالم و مدیریت بر آن و به­ میانجی ابداع قسمی جدید از سوژه­مندی و حقیقت، سوژه ­های پساانقلابی را با راندن به­هزارتوی آپاراتوس­های دولتی، منقاد و مطیع می­سازند