شهر بهمثابه اثر هنری تبیین نظری رویکرد حق به شهر لوفور در برنامهریزی و توسعه شهری
دوره 24، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 5-33
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.560583.1614
محمد ابراهیمی، سید علی علوی، ابوالفضل مشکینی، حسین صدری
چکیده توسعه شهری فراتر از درک شهر بهعنوان یک محصول فیزیکی و اقتصادی است. نظریه حق به شهر لوفور، فراخوانی برای درک شهر فراتر از محصولی مادی است که معتقد است توسعه شهری مستلزم تحولات اجتماعی-فضایی شهری است که هم متعلق و هم نتیجه ساکنان آن است. روش تحقیق حاضر از نوع تحلیل محتوای کیفی جهتدار است که بهعنوان رهیافتی جهت بسط چارچوب نظری در ارتباط با موضوع پژوهش بکار گرفتهشده. شیوه گردآوری دادهها، از نوع اسنادی و به لحاظ هدف، بنیادی-توسعهای است. لذا در این تحقیق با استفاده از عدسی نظریِ حق به شهر لوفور، به مثابه چارچوبی تحلیلی جهت تبیین پیرامون توسعه شهری استفادهشده است. توسعه شهری از منظر تولید فضا، از سه فضای عینی، ذهنی و اجتماعی تشکیلشده است که ازنظر لوفور، سه حق بنیادین با جهتگیریهای دیالکتیکی را شکل میدهند که عبارتاند از: حق به تصاحب (تصاحب در تولید و در مصرف) حق به مشارکت (مشارکت دگرگونکننده و بازتولیدی) و حق به تفاوت (اجتماعی و فضایی). ترجمه و تفسیر حق به شهر لوفور سه اصل عدالت فضایی، دموکراسی و سرزندگی شهری را شامل میشود که برای کاربست پذیری در توسعه شهری به ترتیب بعد محتوایی، رویهای و تشخیصی را تشکیل میدهند. توسعه شهری مبتنی بر حق به شهر امری یکپارچه از لحاظ عینی، ذهنی و حسی است که همزمان به نکوهش ارزش مبادله و اولویتبخشی به ارزش استفاده از فضای شهری اشاره دارد. این چارچوب نظری ما را قادر میسازد که، مؤلفههای مربوط به هر قلمرو شهر را بهصورت دیالکتیکی شناسایی کنیم و به سمت «شهرها برای مردم" حرکت کنیم "نه برای سوداگری» و اینیک آغاز است. نقطهای برای تغییر خودمان از طریق تغییر شهر.
تغییرات کاربری زمین شهری و اقتصاد سیاسی فضا: ارائۀ مدل مفهومی - تلفیقی
دوره 18، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 86-109
کاظم برهانی، مجتبی رفیعیان، ابوالفضل مشکینی
چکیده با عمومیشدن نئولیبرالیسم در دهههای اخیر تغییراتی در راستای رفع موانع انباشت و گردش سرمایه در شهرها صورت پذیرفته است که از نمونههای بارز آن تغییر در کاربری فضاهای شهری میباشد. در این پژوهش در پی ارائۀ یک الگوی نظری تبیین کنندۀ عوامل موثر بر تغییر کاربری زمین شهری در شهرهای جهان سوم با رویکرد اقتصاد سیاسی فضا میباشیم. بدین منظور، مدل نظری اقتصادسیاسی در دو سطح عوامل درون شهری و عوامل جهانی موثر بر تغییرات کاربری زمین ارائه گردیده است و با تلفیق دو مدل مذکور، الگوی نظری تبیینکنندۀ عوامل موثر بر تغییرات کاربری زمین شهری ارائه شده است. طبق نتایج تحقیق ارائه یک مدل تبیینکننده جامع، نیازمند در نظر گرفتن عوامل درونی (عوامل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و کالبدی شهر) و عوامل بیرونی (عمومی شدن نئولیبرالیزاسیون، جهانی شدن، سیاستهای مالی و پولی نظام سرمایهداری برای کشورهای جهان سوم) میباشد.
