بازخوانی جهانبینی طبقه متوسط شهری در دهه هفتاد، با تحلیل رمان «نیمهی غایب»
دوره 25، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 31-50
https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2055542.1777
حبیب اله فاضلی، آرمان امیری
چکیده دههی هفتاد خورشیدی در ایران، دورهای از تحولات اجتماعی و سیاسی بود که پس از انقلاب و جنگ، با گذار به اصلاحات همراه شد. این پژوهش با بهرهگیری از نظریهی ساختارگرایی تکوینی لوسین گلدمن به بررسی رمان «نیمه غایب» میپردازد تا نشان دهد چگونه ساختارهای اقتدارستیز این رمان، رابطهای دیالکتیک با جهانبینی طبقهی متوسط شهری دارد. یافتههای پژوهش نشان میدهند که «حسین سناپور» در رمان «نیمه غایب» از طریق تغییر نظرگاهها و روایتهای غیرخطی، نهتنها اقتدارگرایی آشنای راوی در رمانهای پیش از انقلاب را درهم میشکند، بلکه با برجستهسازی شخصیتهای زنی چون سیندخت و فرح، گرایش به فردیت و برابری جنسیتی را پررنگ میکند. این رمان، بهویژه در نقد اقتدار خانوادگی و اجتماعی، بهطور غیرمستقیم خشونتهای ریشهدار در سنت فرهنگی را نیز زیر سؤال میبرد تا در نهایت نهتنها تحولات اجتماعی دههی هفتاد را نمایندگی کند، بلکه بذر مفاهیمی را بکارد که در دهههای بعدی، بهویژه در حوزهی مطالبات زنان و دموکراسی، شکوفا شدند.
