تحلیل دیالکتیکی رابطه کارکن و کارفرما در ایران از منظر پارادایم تفسیری پرگمتیستی «مورد پژوهش کارخانه سیمان تهران»
دوره 24، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 53-77
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.2020504.1700
سید مجید خلیلی امین، حسین ابوالحسن تنهایی، مسعود امیر مظاهری
چکیده «تضاد» به عنوان گوهر رابطه کارکن و کارفرما در تمامی گفتمانهای متعارف به شکل دیالکتیکی از نوع قطبی و هگلی آن که اساسا تضاد به تناقض تبدیل میشود وجود دارد. در حالیکه توجه و فهمِ شکلهای مورد نظر زیمل و گورویچ از دیالکتیک، میتواند تغییرات بنیادی در ارتباط کارکن و کارفرما ایجاد کند. کشف، شناخت و بررسیِ زمینه ها و مقوله های موجود و نقش آنها در رابطه کارکن و کارفرما از اهداف این پژوهش است. پژوهش میدانی با راهبرد استقرایی با رویکرد تئوری زمینهای بوده و از ابزارهای مشاهده غیررسمی و به صورت مشارکت کامل پژوهشگر، همچنین تکنیک مصاحبه رسمی و غیررسمی بهره گرفته شده و در تحلیل دادهها از تحلیل موقعیت و تحلیل گفتمان استفاده شده است. نتیجه این پژوهش نشان میدهد که فهمِ نقشها در روابط کارکن و کارفرما و از بین رفتن نگاه تناقضی هر یک از طرفین باعث همفهمی بین کارکن و کارفرما خواهد شد، به معنای دیگر، بوجود آمدن دیالکتیک چند اسلوبی به جای دیالکتیک تک اسلوبی یا قطبی که تضادها و تفاوت ها را به رسمیت شناخته و با درک آن میتوان از استراتژیِ مبارزات دایمی فاصله گرفته و استراتژی چانه زنی را جایگزین آن نمود که این استراتژی میتواند باعث تسهیل در منافع و مطالبات هر دو گروه شود
