نویسنده = ذکایی، محمد سعید

مردانگی های ایرانی در فضای مجازی: سنخ ها، گفتمان ها و منازعات

دوره 22، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 92-68

https://doi.org/10.22034/jsi.2021.250830

محمد سعید ذکایی، سیمین ویسی

چکیده مردانگی به­عنوان قالبی ارزشی، هنجاری و رفتاری به درجات زیادی برآمده از روابط گفتمانی است. بسط شبکه­های اجتماعی مجازی در دهه اخیر زمینه تکثر و صف­آرایی گفتمان­های رقیبی از مردانگی را مهیا ساخته است. با اتکا به روش قوم­نگاری مجازی و تحلیل نشانه­شناختی و مضمونی به دنبال شناسایی سنخ­های مردانگی در فضای مجازی، گفتمان­های حاکم بر آن­ها و روابط میان آن­ها هستیم. سنخ­های اصلی استخراج­شده شامل مردانگی هژمونیک، هم­دست، فرودست و حاشیه­ای و خرده­سنخ­های آن­ها هستند. صورت بدیل مردانگی فعالِ ضدِ­تبعیض با آرمان برابری دو جنس و صورت بریکولاژگونه (هم­پیوندی) مردانگی هژمونیک جدید نیز شناخته شد که به دنبال ترکیب عناصر مردانگی هژمونیک سنتی با عناصر جدیدتر برای تداوم بخشیدن به تفوق مردانه است. سنخ­ها جهانشمول و برخی نیز بومی بودند. مردان ایرانی در زمینه پیچیده فرهنگی-تاریخی و نیز ساختارهای اقتصادی و سیاسی موجود دست به ترکیب عناصر هویتی خویش می­زنند. بنابراین
سلسله­مراتب میان انواع مردانگی، کنشگری­های آن­ها در مواجهه با یکدیگر و سایر صورت­ها و نیز در مواجهه با ساختارهای کلان، بصورت قدرت/ مقاومت و تاکتیک/ استراتژی، و نیز برخی مکانیسم­های آن­ها پیچیدگی­های بیشتری یافته و صورت ایرانی پیدا کرده­اند.

دیرینه‎شناسی برساخت زنانگی در ایران از عصر مشروطه تا پایان پهلوی اول

دوره 20، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 86-115

https://doi.org/10.22034/jsi.2019.47871

محمد سعید ذکایی، مریم امن پور، اندیشه اکبری

چکیده تحقیق حاضر درصدد است تا با رویکردی پساساختارگرایانه و نیز، روش دیرینه‌شناسی فوکویی، نقطة پیدایی مسئلۀ هویت زن در ایران و نیز، اصلی‎ترین گفتمان‎هایی را که در برساخت زنانگی در ایران ایفای نقش کرده‎اند، بازشناسد. براساس یافته‎های پژوهش حاضر، می‎توان بازۀ تاریخی جنبش مشروطه تا پایان پهلوی اول را که از آن با عنوان فرآیند مدرنیته در ایران یاد می‎شود، نقطۀ پیدایی مسئلۀ زنانگی و هویت زن در ایران به‎شمار آورد. ضمن آن‎که سه گفتمان اصلی قدرت (حاکمیت سیاسی) با بهره‎گیری از ابزار قانون و قوۀ قهریه، گفتمان دینی (عمدتا روحانیت تشیع) از طریق تفسیر آیات و احادیث و باب اجتهاد و نیز، گفتمان روشن‎فکری با استفاده از ادبیات و رمان، نگارش کتب و چاپ نشریات، مهم‎ترین گفتمان‎های تأثیرگذار در برساخت زنانگی در این‎دوره به‎شمار می‎روند. باوجوداین، هرسه گفتمان مزبور با غیریت‎سازی از گفتمان رقیب و تعریف مفاهیم خود در مرزبندی با دیگری و برجسته‎سازی تنها یکی از مؤلفه‎های هویت‎ساز، تعریفی ایستا از زنانگی و هویت زن در ایران ارائه کرده و تلاش داشته‎اند تا فردیت و رؤیت‎ناپذیری سوژه‎های منفرد زنان را در ایران سرکوب کنند. این در حالی است که نمایندگان گفتمان مقاومت زنانه بدون توجه به الزامات گفتمانی، با روایت‎های زنانه و نیز، ترکیب و گزینش مؤلفه‎های هویتی هریک از این گفتمان‎ها؛ یعنی ناسیونالیسم ایرانی، مذهب تشیع و مفاهیم مدرن همچون آزادی، برابری و پیشرفت، از یک‌سو بر آن بوده‎اند تا صدای حذف‎شده‌ی آن‎ها شنیده شود و از سوی دیگر، با به‎چالش‎طلبیدن سلطۀ این گفتمان‎ها موجبات تضعیف آن‎ها را فراهم آورده و سوژگی خود را به نمایش گذارده‎اند.