سلطه روششناختی: بازاندیشی در جایگاه پارادایم، نظریه و روش شناسی در پژوهشهای علوم اجتماعی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 08 شهریور 1405
https://doi.org/10.22034/jsi.2026.2095149.1843
کاوه حاجی اللهوردیپور
چکیده این پژوهش بر این فرض استوار است که یکی از مسائل بنیادین پژوهشهای اکنون علوم اجتماعی، وارونگی معماری منطقی پژوهش و در پی آن، جابهجایی جایگاه و نسبت پارادایم، مسئلهسازی، نظریه و روششناسی است. چارچوب نظری پژوهش بر مباحث فلسفه علم و فلسفه علوم اجتماعی، با تأکید بر اندیشه کوهن درباره پارادایم و لاکاتوش درباره برنامه پژوهشی استوار است. پژوهش حاضر یک مطالعه نظری-مفهومی است که با بهرهگیری از مطالعه اسنادی، تحلیل مفهومی، بازسازی نظری و تحلیل انتقادی به صورتبندی مفهوم «سلطهروششناختی» و بازسازی نسبت میان پارادایم، نظریه، مسئله و روششناسی میپردازد.«سلطهروششناختی» وضعیتی است که روششناسی، از جایگاه تبعی و ثانویه خود بهعنوان بخشی از منطق طراحی پژوهش فراتر رفته و به مرجع اصلی در طراحی، اجرا و ارزیابی پژوهش تبدیل میشود. این پژوهش نشان میدهد که تقدم روششناسی و به تبع آن روش و تکنیک، بر ظرفیت مسئلهسازی، مفهومپردازی و نظریهپردازی جامعهشناسی اثر گذاشته و آن را تضعیف میکند.
شاخصهای روششناسی وبر در شناخت مسایل اجتماعی ایران
دوره 20، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 100-113
https://doi.org/10.22034/jsi.2020.43314
بتول محمودمولائیکرمانی، حسین میرزایی، مجتبی میرزایی
چکیده وبر تلاش نمود که ضمن تاکید سنت ایدهآلیستی آلمانی بر ذهن، آن را بهرویکرد اثباتی و پوزیتویستی نیز پیوند زند. روششناسی وبر، بهشیوه تفهمی و تفسیری بهرفتار انسان میپردازد و چه بسا از نظر وبر، کردار، زمانی رفتار انسانی محسوب میشود که دارای ویژگی و مشخصه عقلانیت باشد. در روششناسی وی ویژگیهای رفتار انسانی زمانی قابل بررسی و ادراک است که قابل تفسیر نیز باشند.
هدف این مقاله بررسی روششناسی وبر بهمنظور استخراج مهمترین ویژگیهای آن بود تا با استفاده از آنها بهگونهای بهتر بتوان بهشناخت و تحلیل مسایل اجتماعی پرداخت. روش مورد استفاده در این تحقیق اسنادی میباشد و تلاش گردید تا با کندوکاو هرچه بیشتر بتوان بهشناخت بیشتر ویژگیهای روششناسی وی پی برد. در نهایت ویژگیهایی چون تفکیک پدیده اجتماعی و طبیعی از حیث ماهیت و روش خاص مطالعه، چند بعدی دیدن پدیدهها، توجه بهبحث احتمال در روابط بین پدیدهها، حرکت بین سطوح خرد و کلان پدیدهها، تاکید همزمان بر روشهای کمی و کیفی، ساخت ابزار مفهومی و نمونههای مثالی، توجه بهموضوع ارزش در تحقیقات، اتخاذ رویکرد بینارشتهای در تحلیلها و در نظر گرفتن بسترهای پنهان اما موثر و تاثیرگذار در بروز پدیدههای اجتماعی و متعهد بودن
بهفهم مساله، شناخت علل و پیامدهای آن از نکات ارزشمند قابل استفاده در بررسی مسایل جامعه ایرانی است.
