سلطه روششناختی: بازاندیشی در جایگاه پارادایم، نظریه و روش شناسی در پژوهشهای علوم اجتماعی
دوره 26، شماره 1، بهار 1404
https://doi.org/10.22034/jsi.2026.2095149.1843
کاوه حاجی اللهوردیپور
چکیده این پژوهش بر این فرض استوار است که یکی از مسائل بنیادین پژوهشهای اکنون علوم اجتماعی، وارونگی معماری منطقی پژوهش و در پی آن، جابهجایی جایگاه و نسبت پارادایم، مسئلهسازی، نظریه و روششناسی است. چارچوب نظری پژوهش بر مباحث فلسفه علم و فلسفه علوم اجتماعی، با تأکید بر اندیشه کوهن درباره پارادایم و لاکاتوش درباره برنامه پژوهشی استوار است. پژوهش حاضر یک مطالعه نظری-مفهومی است که با بهرهگیری از مطالعه اسنادی، تحلیل مفهومی، بازسازی نظری و تحلیل انتقادی به صورتبندی مفهوم «سلطهروششناختی» و بازسازی نسبت میان پارادایم، نظریه، مسئله و روششناسی میپردازد.«سلطهروششناختی» وضعیتی است که روششناسی، از جایگاه تبعی و ثانویه خود بهعنوان بخشی از منطق طراحی پژوهش فراتر رفته و به مرجع اصلی در طراحی، اجرا و ارزیابی پژوهش تبدیل میشود. این پژوهش نشان میدهد که تقدم روششناسی و به تبع آن روش و تکنیک، بر ظرفیت مسئلهسازی، مفهومپردازی و نظریهپردازی جامعهشناسی اثر گذاشته و آن را تضعیف میکند.
«مسئله گریزی» نظریة اجتماعی در ایران
دوره 11، شماره 1، بهار 1389، صفحه 178-212
هادی خانیکی
چکیده جامعة ایران، از آن رو که هم جامعهای در حال گذار است و هم دستخوش تغییرات پر شتاب، سرشار از مسأله اجتماعی- به تعریف علمی آن- است. مسأله اجتماعی میتواند منشاء و محرک پژوهش و نظریه اجتماعی باشد، ولی عوامل گوناگونی این فرایند را مختل میکنند. علوم اجتماعی در ایران به دلایل قابل فهمی از این ظرفیت و موقعیت دور ماندهاند. این که موانع و دشواریهای نظریهپردازیهای مسأله محور در چیست و اینکه گریز از واقعیتها یا استغراق در آنها و کلگرایی یا تقلیلگرایی در تبیین امر اجتماعی به چه سبب است و اینکه چگونه میتوان موجبات ترغیب متفکران، محققان و نهادهای علمی و اجتماعی را در ورود نقادانه به مسائل اجتماعی فراهم کرد، موضوع این مقاله است. برای توصیف و تبیین عوامل و مؤلفههای تأثیرگذار در نظرورزی مسأله محور، تنگناها و موانع آن بر پایه یک مطالعه تاریخی ده دسته از مهمترین رویکردها و پژوهشهای اجتماعی به صورت تاریخی بررسی شدهاند و نهایتاً پنج راهبرد برای گشودن فضای تفکر اجتماعی مسألهمحور پیشنهاد شدهاند.
