کلیدواژه‌ها = سبک زندگی
جامعه شناسی

برآمدن طبقه­ ی متوسط جدید در ایران (با تمرکز بر حوزه­های معماری و ادبیات)

دوره 23، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 95-117

https://doi.org/10.22034/jsi.2023.556175.1596

رضا تسلیمی طهرانی

چکیده مسئله اصلی پژوهش حاضر توصیف و تحلیل چگونگی برآمدن طبقه ­ی متوسط جدید در ایران از طریق مطالعه و بررسی شاخص­ ها و مولفه­ های مرتبط با سبک زندگی مانند معماری، اوقات فراغت، روابط اجتماعی و ... در بازه­ ی زمانی سالهای 1300-1320ه.ش و دستیابی به جهان بینی، معانی، ارزش­ ها و اندیشه های اعضای این طبقه در دوره­ زمانی ذکر شده است. در پژوهش حاضر به منظور دستیابی به هدف های تحقیق از روش­ تاریخی با رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شده است.
بر اساس یافته ­های این پژوهش، تحولات معماری و شهرسازی در دوره­ی پهلوی اول و بازخوانی و تحلیل رمان های نوشته شده از سوی نویسندگان شاخص این دوره از چگونگی ظهور تمایزهای طبقاتی، شکل ­گیری طبقه­ متوسط جدید و سبک زندگی متناظر با آن خبر می دهد. در این راستا، اتکا به معیارهای جدید معماری در بنای ساختمان­ های عمومی و خصوصی و امکانات و فضاهای جدید شهری مانند سینما­ها، کافه­ ها و مغازه­ ها در کنار برجسته شدن موضوع هایی مانند حضور زنان در زندگی اجتماعی، تحصیل و اشتغال زنان، عشق و ازدواج به سبک جدید و پدید آمدن مشکل های خانوادگی و مسائل اجتماعی نوظهور نشان­ دهنده چگونگی ظهور این طبقه و سبک زندگی اعضای آن است. بررسی­ ها و تحلیل­ های صورت گرفته در این پژوهش نشان می­ دهد که جهان بینی و ارزش ­های اعضای طبقه­ ی متوسط جدید را می­توان در حول مولفه­ هایی مانند فردگرایی، ناسیونالیسم و تجددگرایی مشخص نمود.

جامعه شناسی

جامعه ایرانی و فضای مجازی تحلیل ثانویه تحقیقات علوم اجتماعی در حوزه فضای مجازی

دوره 22، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 3-32

https://doi.org/10.22034/jsi.2022.553862.1578

مهین شیخ انصاری

چکیده فضای مجازی اکنون جزئی از زندگی روزمره بیش از 67 میلیون نفر کاربر ایرانی شده است، این مطالعه بر آن است که فهم بهتری از تاثیر فناوری­های وب2 بر جامعه و کنش کاربران ایرانی در فضای مجازی بدست بیاورد. به لحاظ روشی، این تحقیق از نوع تحلیل ثانویه است، و نمونه مورد مطالعه 732 مقاله منتشرشده علوم اجتماعی در بازه زمانی 1381 تا 1400 است. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که فناوری­های وب2  هویت دینی و ملی، و ارزش­های خانوادگی کاربران ایرانی را تضعیف می‌کنند. همچنین این فناوری ها روابط اجتماعی، سرمایه اجتماعی و مشارکت سیاسی کاربران ایرانی را افزایش می‌دهند. از طرف دیگر «مسائل و پدیده‌های نوظهور اجتماعی» مانند اعتیاد اینترنتی، جرائم اینترنتی، سوگواری مجازی، زیارت مجازی و ...در فضای مجازی پدید آمده است.

تأثیر سبک زندگی بر هویت قومی (مطالعه نمونه‌ای در استان لرستان )

دوره 16، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 65-92

نورالدین اله‌دادی، محمدجواد زاهدی، هوشنگ نایبی، شهناز صداقت‌زادگان

چکیده امروزه جنبه های گوناگون مسأله هویت از سوی اندیشمندان و نظریه پردازان اجتماعی مورد توجه قرار‌ گرفته است.‌ در‌جامعه‌‌‌ سنتی هویت‌ قومی‌ از‌ طریق سنت و با عضویت افراد در گروه یا اجتماعات قومی به افراد داده می‌شود و بدین ترتیب از بیرون و به دست نظام خویشاوندی تعیین می‌شود. در مقابل با پیدایش سبک زندگی مدرن، چارچوب‌‌‌های سنتی هویت بخش کم‌رنگ شده و سبک زندگی مدرن باعث شکل‌کیری چالش‌های هویتی شده است. این مقاله به‌‌دنبال تبیین رابطه میان سبک زندگی و هویت قومی در استان لرستان است. مدل نظری این پژوهش برمبنای نظریه گیدنز، بوردیو و بودریار طراحی شده است. سبک زندگی به شکل دوگانة مدرن و سنتی در پنج بعد شامل الگوی فراغت، الگوی مصرف رسانه، الگوی بازنمایی بدن، الگوی خرید و الگوی تغذیه سنجیده شده است. همچنین هویت قومی در سه بعد ساکن در شهرهای خرم آباد، بروجرد، دورود و الشتر است و از تکنیک پیمایش و ابزار پرسشنامه برای جمع‌آوری اطلاعات استفاده شده است. نتایج به‌دست آمده از روش مدل‌سازی معادلات ساختاری بیانگر این است که مدل نظری، برازش نسبتاً بالایی دارد و داده‌های تجربی مدل نظری تحقیق را تأیید و پشتیبانی می‌کند. نتایج مدل معادلات ساختاری نشان می‌دهد که سبک زندگی مدرن به شکل مستقیم 21/0- بر هویت قومی تأثیر منفی می‌گذارد و سبک سنتی بر عکس سبک مدرن، به صورت مستقیم 25/0 بر هویت قومی تأثیر مثبت می‌گذارد. علاوه بر آن سبک مدرن به شکل غیرمستقیم و از طریق دینداری 8/0-  بر هویت قومی تأثیر منفی می‌گذارد و سبک سنتی به شکل غیرمستقیم و از طریق دینداری20/0 بر هویت قومی تأثیر مثبت می‌گذارد. فرهنگی، تاریخی و اجتماعی سنجیده شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل جمعیت 

تأثیر سبک زندگی بر هویت اجتماعی (مطالعه تجربی جوانان شهر سنندج)

دوره 14، شماره 4، زمستان 1392، صفحه 131-152

هوشنگ نایبی، ستار محمدی‏تلور

چکیده این مقاله در پی نشان دادن تأثیر سبک زندگی در هویت اجتماعی است. چارچوب نظری آن استدلال نظری پیر بوردیو مبنی بر تعیین‏کنندگی سبک زندگی در ایجاد تمایز اجتماعی است. سبک زندگی شامل دو بعد مصرف فرهنگی و مدیریت بدن و به‌صورت تیپولوژی دو وجهی جهانی محلی در نظر گرفته شده و هویت اجتماعی به‌صورت سه هویت قومی و مذهبی و جهان‏وطنی در پیمایشی از نمونه‏ای احتمالی از جوانان سنندج سنجیده شده است. نتایج به‌دست آمده از روش مدل سازی معادلات ساختاری نشان می‏دهد که داده‌های تجربی مدل نظری مورد نظر را حمایت نمی‌کنند. به‌عبارت دیگر بررسی تجربی انجام شده روابط مفروض بین مصرف فرهنگی و مدیریت بدن به‌عنوان ابعاد سبک‌زندگی و هویت قومی، هویت مذهبی و هویت جهان‏وطنی به‌عنوان ابعاد هویت‌اجتماعی را تأیید نمی‌کند. هرچند ارتباطی ضعیف بین متغیرهای مذکور برقرار است.

مناسبات سرمایه فرهنگی و سبک زندگی: پیمایشی در میان شهروندان طبقه متوسطِ شهر سنندج، کردستان

دوره 13، شماره 4، زمستان 1391، صفحه 1-23

جمال محمدی، ابوعلی ودادهیر، فردین محمدی

چکیده بحث محوری این مقاله مطالعه مناسبات بین سرمایه فرهنگی  و سبکِ زندگی در میان طبقه متوسط شهر سنندج است. پیش‌فرض نظری طرح چنین مسئله‌ای این است که سبک زندگی به فراخور نوع و میزان سرمایه فرهنگی سامان می‌یابد. سبک زندگی همچنین نقشی اساسی در برساختن هویت‌ها، معناها، نگرش‌ها، انتخاب‌ها، ذائقه‌ها و رفتارها دارد. چارچوب نظری این مطالعه تلفیقی است از آراء پیر بوردیو، دیوید چینی، میشل سوبل و آنتونی گیدنز. جامعه آماری مورد مطالعه طبقه متوسط شهر سنندج است که نمونه‌ای بر اساس قشرهای درونی آن مانند فرهنگیان، کارمندان، پزشکان، مغازه‌داران و گروه‌هایی جز آن‏ها انتخاب شده‌اند. فن گردآوری داده‌ها پرسش‎نامه بود که با استفاده از نمونه‌گیری خوشه‌ای تصادفی در میان 320 نفر از پاسخ‎گویان سنندجی توزیع گردید. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که بین سرمایه فرهنگی و اَشکال آن با سبک زندگی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین در بین اَشکال مختلف سرمایه فرهنگی نوع «سرمایه فرهنگی تجسم‌یافته» دارای بیشترین رابطه با سبک زندگی است. یعنی، با افزایش سرمایه فرهنگی، سبک زندگی افراد پیچیده‌تر می‌گردد. از دیگر نتایج تحقیق نقش سرمایۀ فرهنگیِ نهادی است که در پیوندی دیالکتیکی با سرمایه اقتصادی سایر سرمایه‌های فرهنگی و در نتیجه سبک زندگی را تعیین می‌کند. در رابطه با متغیرهای زمینه‌ای نتایج تحقیق نشان می‌دهد در خصوص سبک زندگی و سرمایه فرهنگیِ طبقۀ متوسطِ نوظهور سنندج، در میان متغیرهای زمینه‌ای، متغیر تحصیلات نقشی اساسی در فراهم ساختن زمینه برخورداری از سرمایه‌ها و نوع و میزان مصرف فرهنگی دارد. طبقه متوسطِ نوظهور شهر سنندج ماهیّتی دولتی- خدماتی دارد که متغیر سن نوظهور بودن آن را تبیین می‌کند. 

زنان و باز تعریف هویت اجتماعی

دوره 5، شماره 2، تابستان 1383، صفحه 133-160

باقر ساروخانی، مریم رفعت جاه

چکیده در دهه های اخیر،در اثر گسترش  نوگرایی و نوسازی در عرصه جهان،تحولاتی در زمینه های فرهنگی و ساختاری روی داده که سبب دگرگونی نقش های اجتماعی و اگاهی های زنان شده است.افزایش تحصیلات و اشتغال در میان زنان از سویی سبب کاهش مطلوبیت الگوی زن سنتی می شود و از سوی دیگر سبب دشواری در هماهنگ کردن نقش های سنتی با نقش های جدید شده و به بحران هویت زنان منتهی می گردد.تنها راه حل این مسئله تعریف هویت اجتماعی زنان توسط خود آنها است.در پژوهش حاضر عواملی که زنان را به تامل در هویت های سنتی،مقاومت در برابر کلیشه های جنسیتی و باز تعریف هویت اجتماعی قادر می سازد در دو سطح فردی و ساختاری مورد مطالعه قرار گرفته است.روش کمی مورد استفاده در این تحقیق روش پیمایشی بوده است. نتایج این پیمایش نشان می دهد که از میان کل عوامل مورد مطالعه تحصیلات بیشترین تاثیر را در باز تعریف هویت اجتماعی زنان داشته،پس از آن ارزش ها و نگرشها،سبک زندگی و هویت نقشی مسلط به ترتیب تاثیر بیشتری در باز تعریف هویت اجتماعی زنان داشته اند.به علاوه موقعیت ساختاری در مقایسه با هویت شخصی تاثیر بیشتری در بازتعریف هویت اجتماعی زنان داشته است.از میان دو عامل اشتغال و تحصیلات،تحصیلات که زنان را به منابع فرهنگی هویت سازی مجهز می کند بیشتر از اشتغال که تامین کننده استقلال و منابع مادی هویت سازی است بر باز تعریف هویت اجتماعی زنان و مقاومت آنها در برابر باورهای کلیشه ای مبتنی بر جنسیت تاثیر داشته است.