کلیدواژه‌ها = دانشگاه

آموزش عالی ایران و محیط‌زیست پایدار از نگاه آگاهان کلیدی

دوره 23، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 57-79

https://doi.org/10.22034/jsi.2023.553686.1576

صادق جهانبخش گنجه، فاطمه جواهری، صادق صالحی

چکیده در ایران مانند سایر جوامع همراهی با فرایند جهانی‌شدن و همچنین روند توسعه کشور، ضریب بهره‌گیری از طبیعت و احتمال آسیب رساندن به آن را شدت بخشیده است. انتظار می‌رود نهاد تعلیم و تربیت و به‌ویژه آموزش عالی در راستای فرهنگ‌سازی برای استفاده بهینه از طبیعت و تحقق محیط‌زیست سالم و پایدار فعالیت کند. به این دلیل متن حاضر بر این هدف متمرکز است که نشان دهد آموزش عالی ایران چگونه به مقوله محیط‌زیست پرداخته است. این مطالعه از حیث نظری بر آراء جان هانیگن و از جهت اسلوب تحقیق بر روش تحلیل مضمون استوار است. مشارکت‌کنندگان در پژوهش شامل ده تن از مدیران وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و همچنین کارگزاران سازمان حفاظت از محیط‌زیست هستند که به‌صورت نمونه‌گیری نظری و هدفمند انتخاب شدند و مورد مصاحبه عمیق قرار گرفتند. در وهله اول پاسخگویان به این واقعیت اشاره داشتند که اگر الگوی هانیگن مبنای داوری باشد وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در مورد پایداری محیط‌زیست فعالیت خاصی انجام نداده است. در مرحله دوم در پاسخ به این پرسش که وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در این زمینه اساساً چه نوع فعالیتی می‌تواند انجام دهد نکته و نظرهایی پیشنهاد شد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار مک کیودا تجزیه‌وتحلیل شد. در وهله اول از یافته‌های به‌دست‌آمده 99 کد استخراج شد، سپس با طبقه‌بندی کدها 13 مقوله شامل مداخله برنامه‌ریزی‌شده حاکمیت، توجه به اصل پیوستگی فرهنگی، آمایش سرزمینی، آگاهی ­بخشی و آموزش عمومی، گفتمان سازی در دانشگاه‌ها، تقویت تشکل­های مدنی، اولویت بخشیدن به پژوهش درباره محیط‌زیست پایدار، تدوین برنامه ­های آموزشی محیط‌زیست­ محور، تقویت همکاری بین بخشی در راستای محیط‌زیست پایدار، بهره­ گیری از نقش متخصصان، ظرفیت ­سازی از طریق رسانه­ ها و مدیریت سبز شناسایی و برجسته سازی شد.

فردگرایی معکوس در فرهنگ جامعۀ پساانقلابی: مطالعۀ موردی مصائب قانون و گریز از آن در دانشگاه ایرانی

دوره 23، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 3-29

https://doi.org/10.22034/jsi.2022.540278.1481

حامد طاهری کیا

چکیده هدف اصلی مقالۀ حاضر بررسی مسئلۀ بیگانگی با قوانین در فرهنگ ایران است. برای این منظور، وضعیت قانون در دانشگاه، به‌مثابه یکی از مهم‌ترین نهادهای تربیتی شهروند قانون‌مدار، مطالعه می‌شود. برای نیل به این هدف، ‌دو سلسله پژوهش توسط نگارنده پیرامون فرهنگ دانشگاه انجام‌شده است. در پژوهش اول، تخلف‌های دانشجویی در سه حوزۀ سیاسی، اخلاقی، و آموزشی بررسی‌شده است. در پژوهش دوم، رویارویی اساتید دانشگاه با قوانین نظارتی بر کیفیت علمی آنان مطالعه شد. هر دو پژوهش به شیوۀ کیفی و داده‌ها به روش مصاحبۀ عمیق به دست آمد. بر اساس نتیجه‌گیری، دانشگاه به‌مثابه یکی از مهم‌ترین نهادهای تربیت سوژه‌های متخصص و شهروندان قانون‌مدار دچار تولید ایجاد ازخودبیگانگی در دانشجویان و اساتید نسبت به قوانین دانشگاه است. بنابراین، اگر در فرهنگ مدرن غرب- بر اساس فرهنگ مصرف‌گرایی –قانون حافظ فردگرایی است، در ایران گریز از قانون برای مدیریت موقعیت خود به فردگرایی معکوس منجر شده است.

مطالعه پدیدارشناختی تجربه تبعیض و نابرابری قومی در بین دانشجویان کرد در دانشگاه‌های ایران

دوره 19، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 1-25

https://doi.org/10.22034/jsi.2018.38235

ابوتراب طالبی، سجاد علیزاده

چکیده وضعیت کردها در ایران از نظرگاه تبعیض و نابرابری دهه‌‌هاست که موضوع دغدغه‌‌ها و مباحثات عمومی در داخل و خارج از ایران بوده است، اما تجربۀ قومیتی کردها درون میدان‌های اجتماعی ایران ازجمله دانشگاه به‌ندرت موضوع بررسی‌های تجربی بوده است؛ براین‌‌اساس، در این مقاله، تجربۀ زیستۀ دانشجویان کرد در دانشگاه با رویکردی اکتشافی، با تمرکز بر تجربه‌‌های تبعیض و نابرابری قومی در چهار دانشگاه تبریز، تهران، علامه و کردستان بررسی شده است. به‌این‌منظور، مصاحبه‌‌های نیمه‌‌ساختاریافته‌‌ای با دانشجویان کرد انجام شده است. داده‌‌ها با تکنیک تحلیل مضمون تجزیه‌‌وتحلیل شده که برآیند آن، 11 مضمون اصلی و 11 مضمون فرعی بوده است. یافته‌ها نشان می‌دهند که تجربۀ دانشگاه برای دانشجویان کرد دربردارندۀ وجوه قابل‌توجهی از حس تبعیض، نابرابری و طرد قومی در هر دو ساحت رسمی و غیررسمی دانشگاه است.

دور هم_ بودگی و با هم_ بودگی: بررسی رابطه تشکل‌های سیاسی دانشجویی با امر سیاست

دوره 17، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 25-50

محمد رضایی، حامد کیا

چکیده هدف این مقاله به دست آوردن تصویری از تشکل‌های دانشجویی است که آن‌ها را در رابطه با سیاست تعریف می‌کند. تشکل‌های سیاسی دانشجویی قبل از هر چیز شبکه‌ای از روابط دوستی هستند که بر اساس اهداف مشترک شکل گرفته‌اند. اما، این روابط دوستی در دو سطح مورد ارزیابی قرار می‌گیرند: اول، در سطح دور هم بودن و بدون دغدغه و هدف مشخصی ادامه دادن؛ دوم، با هم بودن و حول اهداف مشترک گرد هم آمدن. در تحقیق صورت گرفته، در نظر بسیاری از دانشجویان تشکل‌‌های سیاسی نوعی از دور هم بودن هستند چون هدف مشترکی در آن‌ها دیده نمی‌شود. اما، از طرف دیگر، سوژه‌های سیاسی که در تشکل‌ها شکل پیدا می‌کنند قادر به تأثیرگذاری و تغییر فضای اطراف خود هستند. بنابراین، برای بررسی این مسئله، ما سعی کردیم با خلق مفاهیم دور هم_ بودگی و با هم_ بودگی دو وضعیتی را تعریف کنیم که بر اساس آن بتوان رابطه تشکل‌های دانشجویی را با امر سیاست باز تعریف کرد. این تحقیق به شیوه کیفی انجام شده و با دانشجویان فعال و غیر فعال مصاحبه و مشاهده میدانی به عمل آمده است. در نتیجه‌گیری آمده است که سیاست به‌مثابه جریانی اثرپذیر و اثرگذار، که در زندگی روزمره تشکل‌های دانشجویی صورت می‌گیرد، باعث به وجود آمدن حس مشترک می‌شود. بنابراین پاسداری و ادامه این حس مشترک به شکل آرمان و هدف برای تشکل‌های سیاسی تعریف می‌شود

بررسى تطبیقى شهروندى در دانشگاه علامه طباطبایى و دانشگاه آزاد اسلامى

دوره 12، شماره 3، پاییز 1390، صفحه 35-60

ملیحه شیانى، طاهره دالوند

چکیده «حقوق شهروندى» از جمله مفاهیمى است که اخیراً در گفتمان سیاسى و اجتماعى جامعه رونق گرفته است. این مفهوم ترجمان حقوق و آزادى‌هاى اساسى و عمومى جامعه بوده و اساسى‌ترین نیازهاى هر ملتى را در برمى‌گیرد. اگرچه شهروندى تنها شامل حقوق نیست و با مجموعه‌اى از تعهدات در قبال آن متوازن مى‌شود اما این آگاهى از حقوق است که شهروندان را نسبت به وظایف خود آگاه و متعهد مى‌کند. بنابراین باید نسبت به آگاهى همه مردم، به‌ویژه جوانان و دانشجویان به عنوان قشر وسیعى از جمعیت توجه ویژه‌اى مبذول داشت. این مقاله درصدد است، ضمن توصیف میزان آگاهى از حقوق شهروندى در میان دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایى و دانشگاه آزاد اسلامى و بررسى تفاوت‌ها، به تحلیل عوامل مؤثر بر میزان آگاهى این گروه اجتماعى مهم و ویژه در جامعه بپردازد. در مقاله حاضر، پس از مرور تاریخى و ارائه چارچوب نظرى، با استفاده از روش پیمایشى و تکنیک پرسش‌نامه، در نمونه‌اى با دانشگاه علامه طباطبایى و دانشگاه آزاد مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج حاکى از بالاتر بودن میزان آگاهى از حقوق شهروندى در میان دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایى نسبت به  دانشجویان دانشگاه آزاد است. این نتیجه به ویژه در آگاهى از حقوق جنسیتى، حقوق مدنى، حقوق فرهنگى و حقوق اجتماعى به دست آمده است. بیشترین میزان آگاهى در میان دانشجویان هر دو دانشگاه نیز مربوط به حقوق جنسیتى و کمترین میزان آگاهى مربوط به حقوق مدنى بوده است.