کلیدواژه‌ها = بوروکراسی

کاریزما و شبه کاریزما مروری انتقادی بر نظریه‌ سیاستِ کاریزماتیک وبر

دوره 20، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 119-141

https://doi.org/10.22034/jsi.2019.44353

مهسا اسداله‌نژاد

چکیده غالباً در زبان فارسی وبر از طریق پارسونز و تفسیر وی از جامعه‌شناسی سیاسی او شناخته شده‌است. بدین‌ ترتیب ماکس وبر در ادبیاتِ علوم اجتماعیِ ما عموماً به‌عنوانِ فردی که نظریه‌پرداز بوروکراسی و قفس آهنینِ آن است معرفی‌ گردیده‌. جامعه‌شناسیِ سیاسی وبر در نسبت با معنایِ کاریزما[1] و قدرتِ خلاق‌ِ آن کم‌تر مورد توجه قرار گرفته یا به صورتِ منفک از نظریه‌ بوروکراسی ترسیم شده‌است. در این متن تلاش شده تا نشان داده شود که وبر چه تفسیری از قدرتِ خلاقه مردم در سیاستِ مدرن داشت. تفسیری که در مخالفت با اهمیتِ بوروکراسی قرار می‌گرفت و در عوض راه به بازکردنِ فضایی برای ظهورِ شبه‌کاریزما[2] درون یک نظامِ پارلمانی و قانونی می‌بُرد. در این تفسیر سعی بر آن است تا تدقیق نظری در خصوصِ معنا، ریشه‌ها و دلالت‌هایِ کاریزما صورت گیرد و نشان داده‌ شود که سیاستِ مطلوبِ مدرنِ وبری نه یک سیاستِ بوروکراتیک که یک سیاستِ کاریزماتیک است. در این مسیر متون خودِ وبر و شرح‌هایی که سیاست کاریزماتیک را برجسته ساخته، مطالعه شده‌اند. در انتهای متن نیز بن‌بستِ منظومه‌ مفهومی وبر در نسبت پارلمان با کاریزما واکاویده شده‌است.
 
 


 

رویکردهای نظری در مطالعه بوروکراسی دولتی و ارائه مدلی برای بررسی آن

دوره 19، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 3-35

https://doi.org/10.22034/jsi.2019.36908

محمد هدایتی

چکیده  از زمان شکل­گیری دولت­های مدرن، بوروکراسی­­ها به‌ابزار اصلی دولت­ها برای نیل به‌اهداف توسعه­ای بدل شده­اند. وجود یک بوروکراسیِ کارآمد، لازمه تحقق اهداف قلمداد شده است. با این­حال در ادبیات جامعه شناسی، به‌ویژه پس از کلاسیک‌ها، بوروکراسی دولتی مورد غفلت واقع شده و نوعی خلاء و آشفتگی مفهومی‌ درباره آن وجود دارد. این مقاله می­کوشد تا ضمن بررسی انتقادی آرای تاثیرگذار درباره بوروکراسیِ دولتی[در دو سطح کلاسیک و مدرن] و بررسیِ تقلیل­گرایی­های آن­ها، صورت­بندی روشنی از آن ارائه کند و در نهایت مدلی مفهومی برای مطالعه تجربی آن به‌دست دهد. این مدل کیفیت بوروکراسی دولتی در هر کشور را وابسته به‌آرایش ساختاری و نهادی خاص آن کشور می­داند؛ در واقع زمینه نهادی اصلی­ترین عامل تعیین­کننده کیفیت بوروکراسی است. در این منطق نهادی چند متغیر برجسته می­شوند: آرایش قدرت و ویژگی­های ساختار سیاسی، الگوی استحصال منابع و نظام روابط اقتصادی، نوع رابطه دولت و جامعه و در نهایت مسئله قدرت و عاملیت نخبگان. هر کدام از این متغیرها و ابعاد مختلف آن­ها، با ارجاع به‌برخی موارد تجربی توضیح داده می‌شوند و دلالت­های آن­ها برای بوروکراسی­های دولتی معرفی می‌شوند.