کلیدواژه‌ها = Gender

تبیین علل مؤثر بر رفتار دوست دارمحیط زیست با تکیه بر نقش جنسیت در شهروندان شهر تهران

دوره 21، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 123-148

https://doi.org/10.22034/jsi.2020.246876

سپیده خوش‌بین، مژگان زعیم‌دار، رکسانا موگوئی، رخشاد حجازی

چکیده مطالعات جهانی تفاوت چشم­گیری در بروز رفتارهای محیط­زیست­گرایانه بین زنان و مردان نشان می­دهد و به نقش زنان در حرکت به سوی توسعه­پایدار اشاره کرده است. هدف این پژوهش تبیین و تحلیل شاخص­های مؤثر بر رفتار دوست­دارمحیط­زیست با تکیه بر نقش جنسیت در شهروندان شهر تهران است. یافته­ها نشان می­دهد عوامل درونی و بیرونی متعددی در بروز رفتارهای محیط­زیست­گرایانه نقش دارند. مقاله حاضر به روش توصیفی-پیمایشی و به شیوه تحلیل محتوی کمّی با نگاهی همه­جانبه به عوامل مؤثر در بروز رفتارهای دوست­دار محیط­زیست شهروندان شهر تهران پرداخته است. حجم نمونه 641 نفر و شهر تهران قلمرو مکانی این تحقیق را تشکیل می­دهد. داده­های گردآوری شده از طریق
پرسش­نامه با استفاده از روش­های تحلیل آماری آزمون تی دو نمونه­ای مستقل و ضریب همبستگی پیرسون در محیط نرم­افزار رایانه­ای SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. تحلیل­های آماری نشان می­دهد جنسیت در بروز رفتارهای دوست­دار محیط­زیست تأثیر
به­سزایی دارد.

در تقاطع جنسیت و ملیت: مادران افغانستانی و آموزش فرزندان

دوره 19، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 36-66

https://doi.org/10.22034/jsi.2019.36915

ستاره هاشمی، بهرنگ صدیقی

چکیده تقاطع‌یافتگی توضیح می‌دهد که نظام‌های سلطه همچون نظام طبقاتی، جنسیتی، و ملیتی چگونه در هماهنگی با هم عمل و یکدیگر را بازتولید می‌کنند. در این مقاله بر تجربة ستم‌دیدگی زنان افغانستانی در رابطه با نهاد آموزش تمرکز می‌کنیم. مردم‌نگاریِ نهادی روش‌شناسی مناسبی برای مطالعة تجربة فرودستی است. این مردم‌نگاری تجربة مردم را در بستر روال‌های نهادی حاکم مطالعه می‌کند. این پژوهش با نظر به‌موقعیت زنان افغانستانی توصیفی از وظایف مادری آنان در قبال آموزش فرزندانشان به‌دست می‌دهد. این که زنان افغانستانی که به‌طور همه‌جانبه به‌حاشیه رانده شده‌اند، چگونه با این گونه وظایف مراقبتی‌ مواجه می‌شوند از مهم‌ترین محورهای این پژوهش است. موانع زبانی و بی/کم‌سوادی در تجربه آنان ارتباطی تنگاتنگ با یکدیگر دارند. فنون اصلی گردآوری داده‌ها مشاهده و مصاحبه بوده است.
 

جنسیت و حق به شهر: آزمون نظریة لوفور در تهران

دوره 15، شماره 1، بهار 1393، صفحه 116-141

لادن رهبری، محمود شارع‌پور

چکیده این مطالعه نظریة حق به شهر هانری لوفور  را در شهر تهران به آزمون گذاشته و میزان کاربست‌پذیری آن را در زمینة اجتماعی- شهروندی ایران ارزیابی می‌کند؛ ضمن این‌که احتمال وجود تفاوت‌های جنسیتی در بهره‌مندی از حق به شهر را نیز مورد بررسی قرار می‌دهد. نتایج حاصل از پیمایش انجام‌شده در جمعیت نمونة 168 نفری از زنان و مردان ساکن مناطق بیست و دوگانة شهر تهران نشان می‌دهد که نظریه‌ی حق به شهر لوفور  در بستر شهروندی تهران کاربست‌پذیری دارد. نتایج رگرسیون چندمتغیره نشان داد که مفهوم تولید فضا که در نظریة لوفور  نقش کلیدی دارد، تأثیر معناداری بر ادراک از حق به شهر در تهران ندارد که این می‌تواند ناشی از تفاوت‌های زمینه‌ای در ادراک از مفهوم حق و یا تفاوت در معنای شهروندی در اجتماعات متفاوت باشد. نتیجة رگرسیون لجستیک نیز نشان داد که تفاوت‌های جنسیتی در بهره‌مندی از حق به شهر وجود دارد. این مطالعه نشان می‌دهد که مشارکت زنان در شهر و اختصاص‌یابی فضای شهری به زنان کمتر از مردان است و جنسیت در کنار طبقه، نقش کلیدی در اختصاص‌دهی فضاها به اقشار اجتماع بازی می‌کند.

جنسیت و اتوبیوگرافی: ظرفیت‌های بدیل روایت تجربه زنانه

دوره 14، شماره 1، بهار 1392، صفحه 65-91

محمدسعید ذکایی، کیوان توانای منافی

چکیده ژانر اتوبیوگرافی در معنای متعارف آن، بیش از هر چیز بر شیوه‌ها و رویه‌های مقبول در روایت داستان زندگی ناظر است. به این ترتیب که این ژانر، فرم‌های قاعده‌مند و مشخصی را در زمینة چگونگی قوام دادن داستان زندگی تشویق می‌کند و از این طریق به طرد فرم‌های بدیل در این زمینه مبادرت می‌ورزد. بنابراین ژانر اتوبیوگرافی، در نهایت فشار هنجارینی را بر چگونگی قوام دادن داستان زندگی تحمیل کرده و از این طریق می‌کوشد تا شیوه‌های مقبول و مشروع را از انواع نامقبول آن تمیز دهد. این تشویق و طرد هنگامی ‌واجد دلالت‌ها و پیامدهای معناداری می‌گردد که این واقعیت را مدنظر قرار دهیم که فرم متعارف در نهایت نوع مشخصی از سوژگی را امکان‌پذیر کرده و به تبع آن، انواع دیگری از سوژگی را محدود می‌کند. در همین راستا یکی از زمینه‌هایی که می‌تواند چنین غیبتی را به نحو معناداری نشان دهد، مقولة جنسیت و به طور مشخص‌تر، مقولة اتوبیوگرافی زنان است. ژانر اتوبیوگرافی در روند تاریخی قوام یافتن‌اش، در عمل اتوبیوگرافی زنان را خارج از چارچوب‌های متعارف و کانونی این ژانر قرار داده و در نتیجه تنها با تحمیل کردن غیبت بر این اتوبیوگرافی‌ها توانسته خود را به مثابة ژانری مشخص صورت‌بندی کند. بنابراین معرفی اتوبیوگرافی‌های زنان به عرصة ژانر، اصولاً در راستای متزلزل کردن مرزها و خودبسندگی‌های این ژانر عمل کرده و همزمان فرم‌ها و صور بدیلی را برای قوام دادن داستان زندگی امکان پذیر می‌کند. در این مجال تلاش می‌شود تا با تمرکز بر مجموعه‌ای از اتوبیوگرافی‌های دانشجویی و با ارائة سنخ‌شناسی و ذکر مهم‌ترین نمونه‌های هر سنخ، چگونگی تلاش این دانشجویان به منظور قوام دادن داستان زندگی و تجربة زنانه‌شان را نشان دهیم؛ تلاشی که بیش از هر چیز از رهگذر عدول از فرم متعارف اتوبیوگرافی صورت پذیرفته است.

جنسیت و حق به شهر: آزمون نظریة لوفور در تهران

دوره 14، شماره 1، بهار 1392، صفحه 116-141

لادن رهبری، محمود شارع‌پور

چکیده این مطالعه نظریة حق به شهر هانری لوفور  را در شهر تهران به آزمون گذاشته و میزان کاربست‌پذیری آن را در زمینة اجتماعی- شهروندی ایران ارزیابی می‌کند؛ ضمن این‌که احتمال وجود تفاوت‌های جنسیتی در بهره‌مندی از حق به شهر را نیز مورد بررسی قرار می‌دهد. نتایج حاصل از پیمایش انجام‌شده در جمعیت نمونة 168 نفری از زنان و مردان ساکن مناطق بیست و دوگانة شهر تهران نشان می‌دهد که نظریه‌ی حق به شهر لوفور  در بستر شهروندی تهران کاربست‌پذیری دارد. نتایج رگرسیون چندمتغیره نشان داد که مفهوم تولید فضا که در نظریة لوفور  نقش کلیدی دارد، تأثیر معناداری بر ادراک از حق به شهر در تهران ندارد که این می‌تواند ناشی از تفاوت‌های زمینه‌ای در ادراک از مفهوم حق و یا تفاوت در معنای شهروندی در اجتماعات متفاوت باشد. نتیجة رگرسیون لجستیک نیز نشان داد که تفاوت‌های جنسیتی در بهره‌مندی از حق به شهر وجود دارد. این مطالعه نشان می‌دهد که مشارکت زنان در شهر و اختصاص‌یابی فضای شهری به زنان کمتر از مردان است و جنسیت در کنار طبقه، نقش کلیدی در اختصاص‌دهی فضاها به اقشار اجتماع بازی می‌کند.