کلیدواژه‌ها = بدن
جامعه شناسی

رژیم سیاستگذاری اجتماعی شهری و طرد اجتماعی؛ روایت زدودن بدن و فقر از شهر

دوره 23، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 3-25

https://doi.org/10.22034/jsi.2023.563373.1622

جمال رشیدی

چکیده جریان اصلی جامعه‌شناسی، صورتبندی انتقادی از مساله طردشدگان شهری ندارد؛ نگاهی آسیب‌شناختی به فقرای شهری و نظرگاهی هنجاری و پزشکی به «بدن» اتخاذ می‌کند. خوانش انتقادی اما، با تمرکز بر سیاستگذاری‌های اجتماعی شهریِ موجد طرد گروه‌های اجتماعی، صورتبندی جدیدی از مساله شهری و طردشدگان از شهر را امکانپذیر می‌کند که همزمان، خشم اخلاقی فروخفته‌ی طردشدگان، ‌رسمیت می‌یابد و مکانیسم‌های برسازنده‌ی معیارِ «بدن غیرمعلول» را هویدا می‌سازد و اینکه چگونه «بدن»‌های غیرهمخوان با این هنجار و توامان فقرای شهری نیز، از دستورکار سیاستگذاری شهری حذف می‌شوند. از این رو، طردشدگان از شهر با وجود بازدارنده‌های محیطی و اجتماعی-اقتصادی موجود، به کنشگرانی عاصی و خشمگین بدل می‌شوند که نوعی هرمنوتیک ویرانگر را در قبال حیات شهری می‌پرورانند.
روش تحقیق کیفی است و با مصاحبه، مشاهده، اقتباس از پژوهش‌های پیشین، تجربه زیسته پژوهشگر با فرودستان شهری و برداشت از رمان صورت گرفته است. سازماندهی داده‌ها در قالب روایت‌هایی از جنس «رمان اجتماعی» و بازسازی جامعه‌شناختیِ داده‌هاست و به‌منظور تحصیل عینیت روایت‌ها، نظرات افراد درگیر وضعیت‌های مشابهِ توصیف‌شده در روایت و یا پژوهشگران این حوزه، گرفته‌شده و بازخوردها نیز در روایت نهایی، آمده است. نکته آخر، شهر برای طبقات‌ برخوردار جامعه و بدن‌های نا معلول ساخته می‌شود و طردشدگان شهری متناسب با موقعیت هرمنوتیک فرودستی که در حیات شهری بدانها تخصیص داده‌شده، عموماً از خلال کردارهای روزمره و بواسطه‌ی حضور در فضاهای شهری، با بازدارنده‌های متنوعی روبرو می‌شوند و شهر و مواهب زندگی شهری برایشان، «دست‌نیافتنی‌تر» شده و موجد خشمی اخلاقی از جامعه و اتخاذ هرمنوتیک ویرانگر توسط آنها، خواهد شد.
 

بازگشت بدن : رد آپاراتوس ها بر وضعیت

دوره 23، شماره 1، بهار 1401، صفحه 54-82

https://doi.org/10.22034/jsi.2022.533587.1453

محمد میرزایی، حسن چاوشیان تبریزی، حمید عباداللهی چنذانق، آرش حیدری

چکیده پرابلماتیک نوشتار حاضر چرخش ماتریالیستی وضعیت در فرایندهای پساجنگ و برآمدن رژیمی سراسر جدید از حقیقت است که منطق معنایی آن برتمام وضعیت حاکم است. دراین میان هرآن­چه هستی متعینی یافته است درحکم داده­ای ثانوی و همچون متافوری است که در پس آن و به­ گونه­ای بس­گانه می­توان رد و اثرهای صامت و خاکستری این چرخش معنایی– فضایی را رویت­ پذیر ساخت. این نوشتار می­کوشد به ­طرزی تبارشناسانه و با اتکا به ­تحلیل رو به پس، ضمن ترسیم مسیر­های روبه ­زوال سامانه ­های معناساز پیشین از خلال استلزامات همنشینی زنجیره­ای از عناصر ناهمگون نظیر جنگ، تحریم، کردارهای سیاسی و اجتماعی، مطالبات زنان و منازعات معرفت شناسانه، شرایط امکان این رژیم جدید حقیقت را در ابژه­ی بدن و ایجابیت آن بازسازی کند. این بازسازی به ­­برهم­کنش انبوه ه­ای از رویدادهای تاریخی حاضر در فضا و بالاخص فاکتورهای تغییردهنده­ی الگوی بار بیماری­ها درفضای پساجنگ مرکزیت می­بخشد که با فراهم­ سازی شرایط اتصال کردارهای سیاسی و گفتارهای پزشکی درگرهگاه ایجاد شهر سالم و مدیریت بر آن و به­ میانجی ابداع قسمی جدید از سوژه­مندی و حقیقت، سوژه ­های پساانقلابی را با راندن به­هزارتوی آپاراتوس­های دولتی، منقاد و مطیع می­سازند