خوانش انتقادی لوفوری برآمدن فضای انتزاعی در ایران با تأکید بر شهر تهران
دوره 25، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 5-30
https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2032838.1726
رسول یوسفی، نادر شایگان فر، علیرضا خدامی
چکیده آنری لوفور، در کتاب تولید فضا، فضا را مؤلفهای بنیادین در عملکرد و سازماندهی جامعه در چارچوب شیوههای تاریخی تولید میداند. در دیدگاه او، سرمایهداری نوعی فضای انتزاعی را تولید کرده که بازتابِ جهان داد و ستد در سطحی ملی و بینالمللی است. در پژوهش حاضر، کوشش شده است که شکلگیری فضای انتزاعی در تهران و شرایط و چگونگی امکانپذیر شدن آن از عهد ناصری تا پایان دوره پهلوی اول بررسی شود. مواجهه با فضای انتزاعی سرمایهداری در عهد ناصری رخ میدهد، اما به دلیل نبودن میانجیهایی همچون قانون و دولت، امکان شکلگیری فضای انتزاعی در ایران فراهم نمیشود. با این حال بهواسطۀ انقلاب مشروطه و قانون حاصل از آن و همچنین شکلگیریِ دولت مدرن این شرایط فراهم و نهایتاً شهر بر روستا مسلط شده و سرمایهداری از مجرای دولت و قانون شروع به خلق فضای خاص خود میکند.
دولت و جامعۀ پیشامدرنِ قاجار نقدی بر نظریۀ شیوۀ تولید آسیایی
دوره 24، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 5-29
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.547679.1532
سیاوش قلی پور
چکیده این مقاله به کمک توصیف و استفاده از دادههای تاریخی به تحلیل دولت و جامعۀ پیشامدرن ایران در دوره قاجار میپردازد. روش آن توصیفی-تحلیلی با رویکرد جامعه شناسی تاریخی است که از فنِ بررسی اسناد برای گردآوری استفاده کرده است. یافتهها نشان میدهند: 1. مالیات و عوارض گمرکی تنها منابع درآمد دولت بودند؛ ضعف در مالیاتستانی و فساده گسترده، دولت را در تنگناهای مالی چارهناپذیری قرار داده بود. 2. ناتوانی در پرداخت مواجب قشون و نگهداشت دایمی آنان، امکان تشکیل قوای نظامی مستقل از ایلها را ناممکن ساخته بود و دولت در دفاع از مرزها و کنترل داخلی ناتوان بود. 3. نظام قضایی در تدوین قانون و اجرای احکام وحدت رویه نداشت؛ این امور در خارج از پایتخت و مرکز ایالات به متنفذان و مقامات محلی واگذار میشد. 4. بوروکراسی محدود به پایتخت و ناتوان از کنترل سرحدات کشور بود ولی جامعه قدرتمند و پرتوان بود. 5. ایلها با داشتنِ شیوۀ تولید متفاوت، قدرت نظامی و همبستگی زیاد کانونهای قدرت مستقلی بودند که همواره قدرتی بالقوه در مقابل حکومت مستقر بودند. ویژگیهای ذکر شده نشان میدهند که دولت پیشامدرن ایران با ادعای نظریه شیوۀ تولید آسیایی مبنی بر قدرتمند بودن و در اختیار داشتن دیوانسالاری فراگیر و متمرکز همخوانی ندارد و جامعۀ ایرانی نیز جامعهای نیرومند و نامتمرکز در مقابل حکومت بود. بنابراین برای فهم جامعۀ ایرانی نیازمند نظرورزی متفاوت و پرهیز از نگاه شرقشناسانه هستیم.
نقد آیندهپژوهی در علوم اجتماعی (با تأکید بر ایران)
دوره 22، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 67-51
https://doi.org/10.22034/jsi.2021.250829
روحالله گلمرادی
چکیده اجتماعی را بررسی و نقد کند. از دو منظر کلی به این نقد پرداخته میشود. نقد روششناختی که مباحث روششناسی و فلسفۀ علوم اجتماعی با تأکید بر رویکرد رئالیسم انتقادی را پیش میکشد و نقدی با رویکرد جامعهشناسی مردممدار. از اینرو میتوان این دو پرسش را مطرح کرد: نخست اینکه آیا آیندهپژوهی در مقام یک شاخه یا رویکرد علمی قادر است علم معتبر به دست دهد؟ دوم اینکه از رویکرد جامعهشناسی مردممدار چه نقدی بر آیندهپژوهی وارد است؟ خلاصۀ یافته های مقاله این است که در پاسخ به پرسش اول باید گفت آینده پژوهی در علوم اجتماعی که موضوعش سیستمهای باز و کلان، ساختارهای پیچیده و کنشگران نیت مند و بااراده است کارایی اندکی دارد و در نقد جامعه شناسی مردم مدار بر آینده پژوهی باید گفت به رغم ادعای آشکار آینده پژوهی و آینده پژوهان برای ساخت جهانی بهتر و عادلانه تر، آنها همواره در خدمت دولت و بازاری بوده اند که وضع کنونی را به وجود آوردهاند.
الگوی رابطه دین و دولت در ایران عهد آلبویه
دوره 21، شماره 1، بهار 1399، صفحه 122-145
https://doi.org/10.22034/jsi.2020.244002
هادی نوری، محمد بشردوست اطاقور، سید هاشم موسوی
چکیده دولت آلبویه بهدلیل تقید به آیین تشیع و نگاه مداراگرایانه نسبت به دیگر ادیان جامعه از جایگاه ویژه در تاریخ اجتماعی ایران برخوردار است. پرسش اصلی مقاله حاضر این است که «الگوی تاریخی رابطه دین و دولت در ایران عهد آلبویه از چه منطق نظری پیروی میکند؟». در راستای این هدف، از روش مطالعه موردی و روش گردآوری اطلاعات اسنادی برای تطبیق الگوی مبتنی بر تجربه تاریخی با الگوهایی نظری طراحیشدهای استفاده میشود که شامل شش وجه قیصرپاپیسم، پاپقیصریسم، دولتسالاری، روحانیسالاری، سکولاریسم و لائیسیسم است. با نمایش مصادیق واقعی هر یک از الگوهای نظری در دوره فرمانروایی حکمرانان آلبویه، سه دوره تهاجم، توازن و تدافع استنتاج شد که طی آن در دوره تهاجم شاهد تأسیس الگوی دولتسالاری، دوره توازن شاهد تثبیت الگوی دولتسالاری و دوره تدافع شاهد گذار از الگوی دولتسالاری به الگوی روحانیسالاری هستیم.
رویکردهای نظری در مطالعه بوروکراسی دولتی و ارائه مدلی برای بررسی آن
دوره 19، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 3-35
https://doi.org/10.22034/jsi.2019.36908
محمد هدایتی
چکیده از زمان شکلگیری دولتهای مدرن، بوروکراسیها بهابزار اصلی دولتها برای نیل بهاهداف توسعهای بدل شدهاند. وجود یک بوروکراسیِ کارآمد، لازمه تحقق اهداف قلمداد شده است. با اینحال در ادبیات جامعه شناسی، بهویژه پس از کلاسیکها، بوروکراسی دولتی مورد غفلت واقع شده و نوعی خلاء و آشفتگی مفهومی درباره آن وجود دارد. این مقاله میکوشد تا ضمن بررسی انتقادی آرای تاثیرگذار درباره بوروکراسیِ دولتی[در دو سطح کلاسیک و مدرن] و بررسیِ تقلیلگراییهای آنها، صورتبندی روشنی از آن ارائه کند و در نهایت مدلی مفهومی برای مطالعه تجربی آن بهدست دهد. این مدل کیفیت بوروکراسی دولتی در هر کشور را وابسته بهآرایش ساختاری و نهادی خاص آن کشور میداند؛ در واقع زمینه نهادی اصلیترین عامل تعیینکننده کیفیت بوروکراسی است. در این منطق نهادی چند متغیر برجسته میشوند: آرایش قدرت و ویژگیهای ساختار سیاسی، الگوی استحصال منابع و نظام روابط اقتصادی، نوع رابطه دولت و جامعه و در نهایت مسئله قدرت و عاملیت نخبگان. هر کدام از این متغیرها و ابعاد مختلف آنها، با ارجاع بهبرخی موارد تجربی توضیح داده میشوند و دلالتهای آنها برای بوروکراسیهای دولتی معرفی میشوند.
