بررسی جامعهشناختی گفتار عامیانه در خرده فرهنگ جوانان
دوره 16، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 73-106
علی رجبلو، زهرا علیخانی
چکیده بین زبان و جامعه ارتباط متقابل وجود دارد که در این فرایند ارتباطی، ویژگیهای اجتماعی و فرهنگی گروههای جامعه در زبان آنها منعکس میشود؛ بنابراین زبان میتواند ابزاری برای شناخت این ویژگیهای اجتماعی و خردهفرهنگی باشد. در این مقاله قصد بر این است که از طریق بررسی زبان عامیانه جوانان به مناسبات اجتماعی آنان با گفتمان مسلط جامعه و نهادهای اجتماعی، پی ببریم. بر این اساس هدف نهایی، بیان نقش و کارکرد گفتار عامیانه در خردهفرهنگ جوانان است. تبیین نظری پژوهش حاضر، بر مبنای نظریه کارناوال باختین و مناسبات زبان و قدرت در گفتمان فرکلاف، انجام شد و با استفاده از روش تحلیل گفتمان و الگوی تحلیلی فرکلاف، دادههای مورد نظر تحلیل شدند. جامعة آماری، وبلاگهای شخصی (زندگی بلاگ) جوانان 15-29 سال و نوشته شده از سال 1385 تا 1388، در نظر گرفته شد. نمونهگیری به روش نظری و هدفمند انجام شد. حجم نمونه با رسیدن به نقطهی اشباع و تکرار در یافتهها، به 30 متن وبلاگ رسید. روند تجزیه و تحلیل دادههای پژوهش به این نتیجه رهنمون شد که گفتار عامیانه در خرده فرهنگ جوانان به گونهای یکدست و مشابه به کار نمیرود .بلکه با توجه به فضای اجتماعی کاربرد آن، شکلهای متفاوت مییابد؛ این زبان بهعنوان زبانی کارناوالی، نظم مسلط، هنجارها و نهادهای اجتماعی آن را به چالش میکشد و با تمرکز بر لذتی کانالی، در برابر ارزشها و هنجارهای ایدئولوژیک مسلط به شکلی پنهان مقاومت میورزد. این مقاومت با صبغة کارناوالی خود، به گونهای متفاوت در فضای فرهنگی پایین شهر و بالای شهر و در حوزههای ارزشی و ایدئولوژیکی متفاوتی از گفتمان مسلط، به منصة ظهور میرسد.
مقاومت، ممارست و مماشات گفتمانی: قلمروهای گفتمان و کارکردهای نشانه – معناشناختی آن
دوره 16، شماره 1، بهار 1394، صفحه 110-128
حمیدرضا شعیری
چکیده گفتمان از دیدگاه زبانشناختی به کنشی فردی اطلاق میگردد که نتیجۀ استعمال زبان است. چنین کنشی که تجارب بیرونی و زیستۀ گفته پرداز را به همراه کنکاشِ درون زبان به حوزۀ گفتمان منتقل میکند ما را با ویژگیهای متفاوت و متنوعی مواجه میسازد که این تحقیق فقط بخشی از آن را برجسته میسازد. از میان کارکردهای مختلف گفتمان سه ویژگی مقاومتی، ممارستی و مماشاتی وجوهی هستند که مبنای شکل گیری بسیاری از گفتمانها به شمار میروند. تاکید بر این سه ویژگی به این دلیل است که هر کنش گفتمانی قبل از هر چیز آزادسازی میزانی از انرژی است که فرآیند گفتمانی و پویایی آن را تضمین میکند. همین انرژی است که سبب ایجاد فضای مقاومت، ممارست و یا حتی مماشات گفتمانی میگردد. مقاومت گفتمانی سبب میگردد تا یک وضعیت ایجابی و تثبیت شده نفی شود و وضعیتی متفاوت و جدیدی جایگزین آن گردد. مهمترین نتیجۀ نفی کارکرد ایجابی یک گفتمان ورود به چشم انداز جدیدی است که مسیر حرکت گفتمانی را باز نموده و میتواند شرایط رشد و استعلای آن را فراهم سازد. کنشهای گفتمانی همواره امکان تمدید حضور خود را در فرآیندی متفاوت از آنچه برای آنها ترسیم شده است دارند. جریانهای کنشی دارای آستانۀ مقاومت متفاوت هستند. با وارد کردن میزانی از انرژی به یک جریان میتوان مسیر حرکت آن را تغییر داد. مقاومت و ممارست قدرت گفتمانی را بازتعریف میکنند. به همین دلیل قدرت میتواند با گستره کمّی، حضور خود شرایط ایجابی را تغییر دهد. اما گاهی نیز تقلیل و تضعیف همین گسترۀ کمینوعی ممارست جهت بهبود کیفی حضور است. به همان میزان که اسطورهسازی، مقاومت گفتمانی را افزایش میدهد به همان میزان نیز جذب و حل شدن در گفتمانهای جاری شرایط مماشاتی حضور را افزایش میدهد. ویژگی مقاومتی گفتمان راه را بر استعلای ساحت حضور کنشگران گفتمانی میگشاید.چنین مقاومتی امکان جابجایی کنشها و جلوگیری از انجماد آنها را فراهم میکند. اینک باید دید چگونه و بر اساس چه کارکردهایی گفتمان وارد مسیر پویای ممارست و به پشتوانۀ آن تغییر وضعیتهای ایجابی و تثبیت شده میگردد ؟ هدف اصلی این مقاله بررسی و تحلیل سه ویژگی مقاوتی، ممارستی و مماشاتی گفتمان از دیدگاه نشانه – معناشناسی جهت تبیین این موضوع مهم است که گفته پردازی فضایی چالشی است که استحاله و استعلای معنا در آن وابسته به تغییر شرایط ایجابی به شرایط سلبی و یا پویاجهت جلوگیری از رسوب معناست.
تبیین جامعهشناختی تحول گفتمان مجمع روحانیون مبارز طی دو دهه 1367-1388
دوره 14، شماره 3، پاییز 1392، صفحه 149-178
محمد حسین پناهی، هادی خانیکی، سعیده امینی
چکیده موضوع مقاله حاضر تحلیل و تبیین تحول گفتمان مجمع روحانیون مبارز، بهعنوان یکی از گفتمانهای سیاسی موثر پس از انقلاب اسلامی است. در این چارچوب پس از مروری بر تحول گفتمان مجمع روحانیون مبارز در دولتهای جنگ، سازندگی، اصلاحات و دولت اصولگرا عوامل ساختاری تحول این گفتمان بررسی گردیده است. برای تحلیل و تبیین از نظریه گفتمان لاکلاو و موفه بهعنوان چارچوب مفهومی و از روش تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف بهعنوان روش تحقیق بهره گرفته شده است. تحول این گفتمان طی دو دهه از اسلام (قرائت ایدئولوژیک و انقلابی اسلام) بهمردم (قرائت دموکراتیک و مردمگرایانه اسلام)، ارزشهای آرمانی و انقلابی به ارزشهای واقعگرایانه و عملگرایانه، عدالت به آزادی، اقتصاد دولتی به اقتصاد بازار بوده است. یافتههای تحقیق در سطح نخست نشان داد که عوامل ساختاری نظیر فرایند تکوین این گفتمان در یک جامعه پساانقلابی بر تحول آن اثر گذاشته است؛ از مهمترین خصائص جامعه پساانقلابی انشعاب نیروها و تحول فضای ایدئولوژیکی جامعه است. در سطح دوم عوامل ساختاری به دو گروه عوامل سخت افزاری و نرم افزاری تقسیم شدند؛ عوامل سختافزاری نظیر تحولات جمعیتی، گسترش شهرنشینی، افزایش سواد، تحولات اقتصادی – معیشتی و عوامل نرم افزاری نظیر گذار از اقتدار کاریزماتیک به اقتدار عقلانی - قانونی، تحولات روشنفکری، تحولات رسانهای، چیرگی موج دموکراتیزاسیون در جهان و رواج آموزههای آزادی گرایانه بوده است.
