کلیدواژه‌ها = دموکراسی

هم‌گرایی یا واگرایی؟ چگونگی نسبتِ گروه‌ها و سازمان‌های مذهبی و جامعه‌‌مدنی در خاورمیانه

دوره 21، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 75-96

https://doi.org/10.22034/jsi.2020.246874

حمیدرضا جلائی پور، پویا دریس

چکیده چگونه باید رابطه بین گروه­ها و سازمان­های مذهبی و جامعه­مدنی در جوامع مسلمان خاورمیانه را صورت­بندی کرد؟ استدلال مقاله پیش‌رو این است که گروه­ها و سازمان­ها مدنی- در این‌جا گروه­ها و سازمان­های مذهبی- به طور تاریخی در بطن فضای عمومی جوامع مسلمان حضوری چشم­­گیر داشته‌اند. اگرچه ظهور دولت‌های مدرن در خاورمیانه ساختار و کارکرد چنین گروه­ها و سازمان­هایی را با تغییراتی مواجه کرده است، اما گروه­ها و سازمان­ها مذهبی، هم­چنان، یکی از مهم‌ترین نقش­ها را در جامعه‌مدنی کشورهای عربی خاورمیانه ایفا می‌کنند و باید آن­ها را به عنوان یکی از اجزای تأثیرگذار جامعه­مدنی در این جوامع، در هرگونه تحلیل جامعه­شناختی، مورد توجه قرار داد. مقاله به منظور ارائه این استدلال، از روش مطالعه کتابخانه­ای و اسنادی بهره خواهد گرفت. این مقاله، در گام نخست، نظریات رایج درباره عدم امکان تحقق جامعه‌مدنی در جوامع مسلمان- متأثر از گفتمان غربی (اروپایی) جامعه‌مدنی- را مطرح خواهد کرد و به بررسی آن­ها خواهد پرداخت. سپس، این مقاله با نقد و واکاوی مفهومی این نظریات و ارجاع به نمونه­های انضمامی در تاریخ کشورهای خاورمیانه، تلاش خواهد کرد نشان دهد که برای فهم ساختاری فضای عمومی در جوامع مسلمان و نظریه­پردازی درباره آن، پیش و بیش از هر اقدام، باید مشخصات تاریخی، اجتماعی و سیاسی این جوامع را مورد مطالعه قرار داد.

کاریزما و شبه کاریزما مروری انتقادی بر نظریه‌ سیاستِ کاریزماتیک وبر

دوره 20، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 119-141

https://doi.org/10.22034/jsi.2019.44353

مهسا اسداله‌نژاد

چکیده غالباً در زبان فارسی وبر از طریق پارسونز و تفسیر وی از جامعه‌شناسی سیاسی او شناخته شده‌است. بدین‌ ترتیب ماکس وبر در ادبیاتِ علوم اجتماعیِ ما عموماً به‌عنوانِ فردی که نظریه‌پرداز بوروکراسی و قفس آهنینِ آن است معرفی‌ گردیده‌. جامعه‌شناسیِ سیاسی وبر در نسبت با معنایِ کاریزما[1] و قدرتِ خلاق‌ِ آن کم‌تر مورد توجه قرار گرفته یا به صورتِ منفک از نظریه‌ بوروکراسی ترسیم شده‌است. در این متن تلاش شده تا نشان داده شود که وبر چه تفسیری از قدرتِ خلاقه مردم در سیاستِ مدرن داشت. تفسیری که در مخالفت با اهمیتِ بوروکراسی قرار می‌گرفت و در عوض راه به بازکردنِ فضایی برای ظهورِ شبه‌کاریزما[2] درون یک نظامِ پارلمانی و قانونی می‌بُرد. در این تفسیر سعی بر آن است تا تدقیق نظری در خصوصِ معنا، ریشه‌ها و دلالت‌هایِ کاریزما صورت گیرد و نشان داده‌ شود که سیاستِ مطلوبِ مدرنِ وبری نه یک سیاستِ بوروکراتیک که یک سیاستِ کاریزماتیک است. در این مسیر متون خودِ وبر و شرح‌هایی که سیاست کاریزماتیک را برجسته ساخته، مطالعه شده‌اند. در انتهای متن نیز بن‌بستِ منظومه‌ مفهومی وبر در نسبت پارلمان با کاریزما واکاویده شده‌است.
 
 


 

رویکردهای نظری در مطالعه بوروکراسی دولتی و ارائه مدلی برای بررسی آن

دوره 19، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 3-35

https://doi.org/10.22034/jsi.2019.36908

محمد هدایتی

چکیده  از زمان شکل­گیری دولت­های مدرن، بوروکراسی­­ها به‌ابزار اصلی دولت­ها برای نیل به‌اهداف توسعه­ای بدل شده­اند. وجود یک بوروکراسیِ کارآمد، لازمه تحقق اهداف قلمداد شده است. با این­حال در ادبیات جامعه شناسی، به‌ویژه پس از کلاسیک‌ها، بوروکراسی دولتی مورد غفلت واقع شده و نوعی خلاء و آشفتگی مفهومی‌ درباره آن وجود دارد. این مقاله می­کوشد تا ضمن بررسی انتقادی آرای تاثیرگذار درباره بوروکراسیِ دولتی[در دو سطح کلاسیک و مدرن] و بررسیِ تقلیل­گرایی­های آن­ها، صورت­بندی روشنی از آن ارائه کند و در نهایت مدلی مفهومی برای مطالعه تجربی آن به‌دست دهد. این مدل کیفیت بوروکراسی دولتی در هر کشور را وابسته به‌آرایش ساختاری و نهادی خاص آن کشور می­داند؛ در واقع زمینه نهادی اصلی­ترین عامل تعیین­کننده کیفیت بوروکراسی است. در این منطق نهادی چند متغیر برجسته می­شوند: آرایش قدرت و ویژگی­های ساختار سیاسی، الگوی استحصال منابع و نظام روابط اقتصادی، نوع رابطه دولت و جامعه و در نهایت مسئله قدرت و عاملیت نخبگان. هر کدام از این متغیرها و ابعاد مختلف آن­ها، با ارجاع به‌برخی موارد تجربی توضیح داده می‌شوند و دلالت­های آن­ها برای بوروکراسی­های دولتی معرفی می‌شوند.
 

جهانی شدن، دموکراسی و جنبش‌های دموکراتیک در ایران

دوره 14، شماره 3، پاییز 1392، صفحه 52-89

سیدامیرمسعود شهرام ‏نیا

چکیده تأثیر جهانى شدن بر دموکراسى به عنوان یکى از وجوه مهم حیات بشر امروز، از موضوعات مورد توجه اندیشمندان سیاسى است. آیا جهانى شدن موجب توسعه و تقویت دموکراسى خواهد شد یا برعکس. پرسش اصلى نوشتار حاضر این است که «تأثیر جهانى شدن بر روند دموکراتیزاسیون (دموکراسی سازی) و جنبش‌هاى دموکراتیک در ایران معاصر چه بوده است؟» در این مطالعه، براى فهم تأثیرات حاصل از جهانى شدن به دموکراسى، وضعیت دموکراسى در ایران معاصر به عنوان نمونه، مورد توجه قرار مى‏گیرد. فرضیه ما این است که «شواهد موجود حاکى از تأثیر مثبت جهانى شدن در کنار سایر عوامل بر تقویت جنبش‌هاى دموکراتیک و روند دموکراتیزاسیون در ایران معاصر است.» به این منظور، پس از اشاره به تعریف جهانى شدن، ابعاد و شاخص‌هاى مختلف آن، راه‌هاى تأثیر این پدیده بر دموکراسى با تأکید بر جنبش‌هاى دموکراتیک در ایران معاصر بررسى و تحلیل مى‏شود. پژوهش حاضر از نوع تحلیلى با روش تبیین علّى است. 

تحلیل فازی رابطه سرمایه اجتماعی و دموکراسی مطالعه تطبیقی بین کشوری (2010-1990)

دوره 14، شماره 2، تابستان 1392، صفحه 3-29

علی ساعی، مریم زارعیان، ابراهیم خدایی

چکیده مسئلة این مقاله درجه تفاوت پذیری نمره پولیتی به عنوان شاخص دموکراسی در بین کشورها است. سؤال تحقیق به صورت زیر بیان شده است: درجه تفاوت پذیری شاخص دموکراسی در بین کشورها چگونه قابل تبیین است؟ بر اساس چارچوب نظری تحقیق، سرمایة اجتماعی شرط علی لازم برای دموکراسی است. رویکرد مقاله تحلیل تطبیقیِ بین کشوری است. تکنیک جمع آوری داده‌ها، تحلیل داد‌ه‌های موجود (ثانویه) است. جمعیت آماری تحقیق را کشورهایی تشکیل می‌دهند که در سال‌های1990 تا 2010 میلادی برای مفاهیم مورد بررسی داده‌های معتبر داشته‌اند. روش داوری فرضیات مقاله، فازی است و نرم افزار مورد استفاده spss ،   Exelو Fs/QCAf  می‌باشد. یافته‌های تجربی دلالت برآن دارند که با حذف کشورهای بلوک شرق، اعتماد اجتماعی در بیشتر موارد شرط لازم برای دموکراسی است. مشارکت مدنی و نفع جمعی معمولا شرط لازم برای دموکراسی است. همچنین یافته‌ها نشان داد حاکمیت استبدادی در یک کشور اثرات نامطلوب بلندمدتی بر سرمایه اجتماعی دارد. 

مطالعه بین کشوری اعتماد: جامعه محوری در مقابل نهادمحوری

دوره 13، شماره 4، زمستان 1391، صفحه 60-89

محمود شارع پور، محمد فاضلی، الهه اقراریان

چکیده با اهمیت یافتن مبحث سرمایه اجتماعی در همه رشته‌های علوم اجتماعی، تبیین عناصر موجد سرمایه اجتماعی به یکی از مهم‌ترین مباحث در این حوزه بدل شده است. اعتماد یکی از عناصر سرمایه اجتماعی است و نقش مهمی در تبیین پیامدهای مترتب بر سرمایه اجتماعی دارد. رابرت پاتنام قریب دو دهه قبل تبیینی از اعتماد بر مبنای زندگی انجمنی ارائه کرد که با عنوان نگاه جامعه‌محور شناخته می‌شود و نهادگرایان در یک دهه گذشته ضمن نقد دیدگاه پاتنام، کوشیده‌اند اعتماد را بر مبنای کیفیت نهادهای عمومی تبیین کنند. ما در این مقاله با بررسی تطبیقی 54 کشور از منظر زندگی انجمنی، کیفیت نهادها، سطح دموکراسی و دو صورت کلی اعتماد، یعنی اعتماد نهادی و اعتماد فراگیر، دیدگاه پاتنام را در برابر دیدگاه نهادگرایان بررسی می‌کنیم. داده‌های لازم نیز از بانک اطلاعات‌های معتبر بین‌المللی نظیر بانک جهانی، خانه آزادی و پیمایش جهانی ارزش‌ها استخراج شده‌اند. شواهد به دست آمده نشان می‌دهد رویکرد نهادگرایان به تبیین اعتماد، قدرت تبیین‌کنندگی بیشتری در مقایسه با دیدگاه پاتنام دارد. در بحث و نتیجه‌گیری، نتایج یافته‌های حاصل برای تحلیل وضعیت کشورها و دموکراسی‌ها و دو مسأله مهم یعنی مشروعیت نظام‌های سیاسی دموکراتیک و زوال سرمایه اجتماعی تحلیل شده است.

گفتمان های جامعهً مدنی در کشورهای اسلا می- عربی

دوره 10، شماره 3، پاییز 1388، صفحه 106-140

محمد تقی سبزه ای

چکیده هدف اصلی مقاله حاضر، که به روش مطالعهً اسنادی تهیه شده است، بررسی و تحلیل جامعه شناختی رویکردهای عربی به جامعهً مدنی است. این مقاله خود را به ادبیات جامعهً مدنی متمرکز می کند و بدین منظور، ابتدا سئوالا ت اساسی که از سوی متفکران اجتماعی غربی در باره ی امکان تحقق جامعهً مدنی در کشورهای اسلا می- عربی خاورمیانه مطرح گردیده اند، مرور می شود و سپس رهیافت های بومی، که  تلا ش  می کنند به سئوالا ت مطرح شده پاسخ دهند و ابهامات را روشن کنند، مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند. رویکرد غیر بومی، جامعهً مدنی را ویژگی خاص جوامع مدرن غربی می داند و تحقق آن را در کشورهای      اسلا می- عربی به دلا یلی چون تضاد اسلا م و دموکراسی، وجود ساختارهای اجتماعی سلسله مراتبی، جامعهً ضعیف در برابر دین و دولت قوی و بقاء دولت اقتدارگرا غیر ممکن می داند. در مقابل، در دنیای عرب سه رهیافت لیبرالی، اسلا می و سوسیالیستی نسبت به جامعهً مدنی عربی وجود دارد، که می کوشند تا حدودی به ابهامات مطرح شده در رویکردهای غربی پاسخ دهند. هر سه مورد اگر چه در همهً ابعاد با مدل غربی جامعه ی مدنی موافق نیستند، اما آن را به طور کلی نفی نمی کنند. آن ها موانع تحقق جامعه ی مدنی عربی را به دلیل بروز تحولا ت سیاسی اجتماعی گسترده در درون این جوامع در طی چند دهه اخیر امری ممکن می دانند.

هویت جمعی و نگرش به دموکراسی در ایران

دوره 7، شماره 4، زمستان 1385، صفحه 3-37

محمد عبداللهی، محمد عثمان حسین بر

چکیده دموکراسی و هویت جمعی از موضوع های اصلی مورد توجه در جامعه شناسی معاصرند.در ایران هم بحث درباره این موضوع ها همزمان با جنبش مشروطه آغاز شده و تا به امروز ادامه یافته است.با توجه به چند قومی بودن جامعه ایران و تحولات جهانی امروزه اینگونه مباحث از اهمیت فزاینده ای برخوردار شده اند.پژوهش موجود در همین راستا و برای بررسی نگرش مردم به دموکراسی و رابطه آن با هویت جمعی آنان در میان اقوام ایرانی صورت گرفته است.در بخش مبانی نظری علاوه بر چشم اندازی کلان به موضوع،چارچوبی مناسب در سطح خرد مبتنی بر برخی نظریه های مربوط به نگرش ،دموکراسی و هویت بر ای انجام دادن تحقیق مورد استفاده قرار گرفته است.تحقیق به روش پیمایش و با استفاده از پرسش نامه و در مورد 1120 نفر نمونه از اعضای  شش قوم آذری،بلوچ،عرب،فارس،کرد و لر انجام گرفته است.جامعه آماری تحقیق کلیه اعضای 18 سال و بالاتر اقوام ساکن در شهرهای تبریز،زاهدان،اهواز،اصفهان،سنندج و خرم آباد بوده اند.نتایج تحقیق حاکی از نگرش مثبت یا نسبتا مثبت اقوام مورد بررسی به دموکراسی می باشد.علاوه بر این،نتایج حاصل بیانگر تاثیر مثبت و معنادار هویت جمعی بر نگرش به دموکراسی است.در کنار هویت جمعی  عوامل متعدد دیگری همانند رضایت از اوضاع کشور،تحصیلات،قومیت،رابطه بین مذهبی،استفاده از اینتر نت و ... بر نگرش به دموکراسی تاثیر داشته اند.عوامل مزبور در مجموع بیش از 65 درصد تغییرات نگرش به دموکراسی را تبیین نموده اند.    

کند و کاوی در ابعاد و گستره مفهوم دموکراسی

دوره 7، شماره 2، تابستان 1385، صفحه 147-170

طاهره جاویدی کلاته جعفرآبادی

چکیده مقاله حاضر که حاصل پژوهشی فلسفی است،باز اندیشی در مفهوم دموکراسی،ابعاد و گستره آن را به صورت هدف اصلی در کانون توجه قرار داده است.برای این منظور دیدگاه های متعدد درباره دموکراسی مورد بررسی قرار گرفته است.آنگاه به بررسی ابعاد دموکراسی تحت عنوان گستره،ژرفا و بعد آن پرداخته شده است.در ادامه بحث،پیش فرضها و شرایط دموکراسی نیز به عنوان الزاماتی برای تصریح ماهیت دموکراسی مورد توجه قرار گرفته است.در پایان با برقراری گونه خاص از پیوند میان شرایط و پیش فرضهای دموکراسی و نیز مقدماتی که رد ارتباط با مفهوم و گستره آن ارائه شده است و با روش استدلال استنتاجی تاکید شده است که عدم مشارکت فعال در حکومت به منزله عدم اعتقاد به دموکراسی نیست،بلکه ناظر بر عملکرد سیاست مداران است.