کلیدواژه‌ها = هویت ملی

تکنیک ردیابی فرآیند و مطالعات هویت ملی در جامعه ایران: مرور نظام مند مقالات علمی-پژوهشی کیفی(1373-1398)

دوره 22، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 130-153

https://doi.org//10.22034/jsi.2022.535752.1466

محمدعلی مومبینی، علی ربانی، وحید قاسمی، علیرضا زهیری

چکیده تحقیق حاضر در تلاش است بر مبنای اصول کلی تکنیک ردیابی­ فرآیند، با استفاده از روش مرور نظام مند به واکاوی ویژگی­ های کلی و ارزیابی انتقادی مقالات علمی-پژوهشی مبتنی بر روش کیفی با موضوع هویت­ ملی در جامعه ایران بعد از انقلاب 57 در بازه زمانی 1373 تا 1398 اقدام نماید. نتایج تحقیق نشان می دهد که آشنایی اندک محققان و پژوهشگران ایرانی با تکنیک ردیابی­ فرآیند و سازوکارها و الزامات روش شناختی آن جهت شناسایی و تحلیل ویژگی­ ها، شاخص ­ها، علل و عوامل موثر بر چالش­ ها و مشکلات هویت­ ملی در جامعه ایران بعد از انقلاب 57 موجب شده است تا مقالات انتخاب شده علی رغم نتایج و دستاوردهای قابل ملاحظه و قابل کاربرد با خلاء­ها و کاستی­ های عدیده ­ای در حوزه روش ­شناختی چون تصویرسازی تقلیل­ گرایانه، دشواری مقایسه ­پذیری، و غفلت از روش­ها و تکنیک­ های نوین و در حوزه تحلیلی چون تصویرسازی غیرفرآیندی و ساکن، تاکید مفرط بر عوامل سیاسی و فرهنگی، و غیبت مکانیسم ­های علی پیوند­دهنده مواجه باشند.

تبیین جامعه شناختی سیاست‌های هویتی دولت پهلوی اول

دوره 21، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 59-81

https://doi.org/10.22034/jsi.2020.244320

تقی آزاد ارمکی، علی محمد حاضری، علی ساعی، فرهاد نصرتی نژاد

چکیده این پژوهش به چرایی اهمیت یافتن هویت ملی در دولت پهلوی، برجسته شدن عناصر باستانی هویت ایران و به حاشیه راندن عناصر اسلامی هویت ایرانی در دوره پهلوی اول با رویکردی تاریخی پرداخته است. نتایج نشان می­دهد که ادغام ایران در نظام جهانی و ضرورت دولت­سازی به شیوه مدرن و در نتیجه اهمیت یافتن هویت ملی در این شکل از دولت، موجب توجه کانونی به مقوله هویت ملی در این دوره شد. اما از آن­جا که نیروهای اجتماعی مهمی قدرت دولت را در این برهه تاریخی به  چالش می­کشیدند، سیاست­های هویتی دولت به گونه­ای سامان یافت تا در برساخت هویت ملی عناصری از هویت سراسری تاریخی ایرانی که نشانگر هویتی نیروهای اجتماعی یاد شده بود، کنارگذاشته و عناصری انتخاب شود که به نوعی در تضاد با نشانگان هویتی نیروهای یاد شده بود. از این رو، سیاست­های هویتی دولت در این دوره بیشتر از آن که منطق ایدئولوژیک داشته و ناشی از ایدئولوژی دولت باشد، در راستای منافع دولت و به ضرر نیروهای اجتماعی رقیب، خصوصاً روحانیت و سران ایلات و عشایر، تدوین شده است.    

بررسی رابطه هویت ملی و احساس امنیت اجتماعی در میان شهروندان بالاتر از 18 سال شهر تهران

دوره 16، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 36-59

علی رجبلو، افسانه کمالی، فاطمه رازکردانی شراهی

چکیده امنیت مقوله‌ای مهم در زندگی انسان از گذشته‌های دور تا به امروز بوده که در گذر زمان، نه تنها اهمیت آن کاهش نیافته، بلکه هر روز بر اهمیت آن نیز افزوده شده است. احساس‌امنیت امروزه حتی بیش از امنیت مورد توجه قرار گرفته، زیرا زندگی در سایه ترس و احساس عدم امنیت، مانع اساسی هر نوع سازندگی، خلاقیت پایدار، ابتکار و خردورزی است.
هدف این پژوهش بررسی رابطه میان هویت ملی و احساس امنیت‌اجتماعی در شهروندان تهرانی است. احساس امنیت اجتماعی در 4 بعد فکری، مالی، جانی و جمعی سنجش شده است. نمونه پژوهش 384 نفر شهروند بالای 18 سال شهر تهران در سال 1392 تعیین شد. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که تحکیم هویت ‌ملی در شهروندان می‌تواند باعث افزایش احساس امنیت‌اجتماعی شود. جنسیت، وضع تأهل و پایگاه اجتماعی-اقتصادی شهروندان نیز از دیگر متغیرهایی است که بر اساس نتایج این پژوهش، بر میزان احساس امنیت‌اجتماعی شهروندان، موثر است.

تأثیر سبک زندگی بر هویت قومی (مطالعه نمونه‌ای در استان لرستان )

دوره 16، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 65-92

نورالدین اله‌دادی، محمدجواد زاهدی، هوشنگ نایبی، شهناز صداقت‌زادگان

چکیده امروزه جنبه های گوناگون مسأله هویت از سوی اندیشمندان و نظریه پردازان اجتماعی مورد توجه قرار‌ گرفته است.‌ در‌جامعه‌‌‌ سنتی هویت‌ قومی‌ از‌ طریق سنت و با عضویت افراد در گروه یا اجتماعات قومی به افراد داده می‌شود و بدین ترتیب از بیرون و به دست نظام خویشاوندی تعیین می‌شود. در مقابل با پیدایش سبک زندگی مدرن، چارچوب‌‌‌های سنتی هویت بخش کم‌رنگ شده و سبک زندگی مدرن باعث شکل‌کیری چالش‌های هویتی شده است. این مقاله به‌‌دنبال تبیین رابطه میان سبک زندگی و هویت قومی در استان لرستان است. مدل نظری این پژوهش برمبنای نظریه گیدنز، بوردیو و بودریار طراحی شده است. سبک زندگی به شکل دوگانة مدرن و سنتی در پنج بعد شامل الگوی فراغت، الگوی مصرف رسانه، الگوی بازنمایی بدن، الگوی خرید و الگوی تغذیه سنجیده شده است. همچنین هویت قومی در سه بعد ساکن در شهرهای خرم آباد، بروجرد، دورود و الشتر است و از تکنیک پیمایش و ابزار پرسشنامه برای جمع‌آوری اطلاعات استفاده شده است. نتایج به‌دست آمده از روش مدل‌سازی معادلات ساختاری بیانگر این است که مدل نظری، برازش نسبتاً بالایی دارد و داده‌های تجربی مدل نظری تحقیق را تأیید و پشتیبانی می‌کند. نتایج مدل معادلات ساختاری نشان می‌دهد که سبک زندگی مدرن به شکل مستقیم 21/0- بر هویت قومی تأثیر منفی می‌گذارد و سبک سنتی بر عکس سبک مدرن، به صورت مستقیم 25/0 بر هویت قومی تأثیر مثبت می‌گذارد. علاوه بر آن سبک مدرن به شکل غیرمستقیم و از طریق دینداری 8/0-  بر هویت قومی تأثیر منفی می‌گذارد و سبک سنتی به شکل غیرمستقیم و از طریق دینداری20/0 بر هویت قومی تأثیر مثبت می‌گذارد. فرهنگی، تاریخی و اجتماعی سنجیده شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل جمعیت 

تجربه‌ گردشگری و هویت ملی مورد مطالعه: شهروندان شهر شیراز

دوره 14، شماره 2، تابستان 1392، صفحه 57-78

ملیحه شیانی، سمیه هاشمی

چکیده هویت ملی افراد بالاترین سطح تعهد به یک جامعه و کشور و در واقع کانون ارزش‌های ملی هر فرد محسوب می‌شود. هویت ملی افراد تحت تاثیر تاریخ، فرهنگ، جغرافیا، مذهب و ... قرار دارد و بدین جهت لزوم و وجود آن برای ساخت و بقای یک ملت- دولت ضروری است. در دهه‌های اخیر به دلیل افزایش رفاه عمومی و گسترش فناوری‌های ارتباطی و اطلاعاتی امکان ارتباط و سفر در میان افراد بسیار بیشتر از پیش شده است. در این میان سفر و تجربه گردشگری و آشنایی با دیگر کانون‌های ارزشی ممکن است موجب تضعیف و یا تقویت کانون ارزش‌های ملی افراد گردد. در نتیجه تحقیق حاضر در پی بررسی تجربه گردشگری و هویت ملی افراد برآمده است. در این مسیر از نظریه اریک کوهن برای پیکربندی چارچوب نظری استفاده شده است. تحقیق حاضر با رویکرد کمی، تکنیک پیمایش و با استفاده از پرسش‌نامه محقق‌ساخته در مصاحبه با 378 نفر از شهروندان شهر شیراز از طریق نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای چندمرحله‌ای انجام شده است. اعتبار پرسش‌نامه تحقیق از طریق اعتبار صوری و اعتبار سازه و پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ تایید گشت. داده‌های جمع‌آوری شده در دو بخش توصیفی و استنباطی ارایه گردید و فرضیه‌های تحقیق مورد بررسی قرار گرفتند. از میان متغیرهای مورد بررسی متغیرهای سن، سفر خارجی، سفر مذهبی، سطح تحصیلات، وضعیت تأهل،‌ خاطره‌انگیزبودن سفر، کیفیت سفر، رضایت، تجربه تجربی و تجربه وجودی دارای رابطه معناداری با متغیر وابسته (هویت ملی) بوده‌اند و متغیرهای سفر داخلی، تجربه تفریحی، جنسیت و قومیت رابطه معناداری با متغیر وابسته (هویت ملی) نداشته‌اند. نتایج رگرسیون چندمتغیره به شیوه گام به گام نیز حاکی از این بود که شش متغیر تجربه وجودی (15 درصد)، خاطره‌انگیز بودن سفر (1/5 درصد)، سفر مذهبی (5/3 درصد)، سفر خارجی (7/1 درصد)، کیفیت سفر (4/1 درصد) و سن (4/1 درصد) در مجموع 7/28 درصد از تغییرات متغیر وابسته تحقیق (هویت ملی) را تبیین کرده‌اند. 

نسبت هویت ملی با هویت قومی در میان اقوام ایرانی

دوره 9، شماره 3، پاییز 1387، صفحه 143-164

ابراهیم حاجیانی

چکیده با توجه به دغدغه‌ها و نگرانی‌های موجود در خصوص تنوع فرهنگی و قومی در جامعه ایران و پیامدهای ناشی از آن، این مقاله که براساس یک طرح پژوهشی ملی تنظیم شده است به بررسی رابطه و نسبت گرایش به هویت قومی و گرایش به هویت ملی در میان اقوام ایرانی پرداخته است. براساس چارچوب تحلیلی انتخاب‌شده که نظریه کنش متقابل نمادین و مشخصآ آرای مید و بلومر می‌باشد، فرض اصلی این نوشتار آن است که هویت ایرانیان چندبعدی یا ترکیبی است و میان ابعاد یا منابع هویت‌بخش جامعه ایرانی تناقض، تعارض و ناسازگاری وجود ندارد، بلکه هویت جمعی فرهنگی جامعه ایرانی همزمان از چند منبع مختلف سرچشمه گرفته و به‌دلیل خصلت تدریجی، تاریخی و استمراری بودن فرآیند تکوین هویت‌های مختلف، آن‌ها در شرایط سازگاری و انطباق با همدیگر قرار دارند. برای آزمون این فرض محقق از روش تحقیق پیمایشی و ابزار پرسشنامه استفاده کرده است. واحد مشاهده فرد و واحد تحلیل 6 گروه عمده قومی (ایرانی) شامل کُردها، بلوچ‌ها، آذری‌ها، عرب‌ها، ترکمن‌ها و لرها بوده است. جمعیت آماری شامل افراد 18 سال به بالا ساکن 9 شهر بزرگ قوم‌نشین کشور بوده و با روش نمونه‌گیری چند مرحله‌ای، موارد نمونه انتخاب شده‌اند. نتایج حاکی از آن است که هویت قومی و هویت ملی هر دو در میان اقوام ایرانی، به‌طور توأمان، قوّت و برجستگی دارند و میان آن‌ها رابطه تعارض‌آمیز و قطبی وجود ندارد. همچنین می‌توان گفت میان ابعاد فرهنگی و اجتماعی هویت قومی و ابعاد فرهنگی (و تا حدودی اجتماعی) هویت ملی رابطه مثبت و قوی برقرار است اما ابعاد سیاسی این دو نوع هویت رابطه منفی با یکدیگر دارند.

تأثیر احساس محرومیت نسبی بر هویت قومی و هویت ملی مطالعه موردی: اعراب استان خوزستان

دوره 8، شماره 2، تابستان 1386، صفحه 122-140

عبدالرضا نواح، سید مجتبی تقوی‌نسب

چکیده رابطه فرهنگ‌های محلی و فرهنگ عمومی یا رسمی یک کشور ازجمله مسائل بسیار مهم و قابل توجه در هر جامعه‌ای است. تعامل خرده‌فرهنگ‌های یک جامعه و ارتباط آن با فرهنگ رسمی کشور تأثیرات شگرفتی بر فرآیند جامعه‌پذیری فرد دارد و عدم انسجام میان این فرهنگ‌ها، تعارضات و تضادهای درونی فراوانی را در کنشگران ایجاد می‌کند. این پژوهش که در میان اعراب استان خوزستان انجام گرفته است، به‌دنبال طرح این مسئله است که احساس محرومیت نسبی در میان اعراب استان خوزستان چه تأثیری بر هویت ملی و هویت قومی آن‌ها می‌گذارد و نهایتآ این‌که بین هویت ملی و هویت قومی چه رابطه‌ای وجود دارد. یافته‌های این پژوهش نشان که با افزایش احساس محرومیت نسبی، هویت قومی در میان مردم عرب این استان تشدید شده و در پی آن برخی جنبه‌های هویت ملی آنان کاهش می‌یابد؛ بنابراین، یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که بین هویت قومی و هویت ملی اعراب استان خوزستان رابطه معکوسی وجود دارد. شایان ذکر است که در این تحقیق هویت قومی با توجه به ابعاد سه گانه اجتماعی، سیاسی و فرهنگی آن مورد سنجش قرار گرفته است.