کلیدواژه‌ها = بازنمایی
جامعه شناسی

بازنمایی «مردم» در آثار سینمایی جنبش موج نوی ایران

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 26 مرداد 1405

https://doi.org/10.22034/jsi.2026.2068869.1805

سمیه کرمی، علیرضا ذاکری

چکیده مقاله حاضر با تمرکز بر بازنمایی «مردم» در آثار سینمایی شاخص دوره پهلوی دوم درصدد پاسخگویی به این پرسش است که در سینمای موج نوی ایران در دهه‌های 40 و 50، «مردم» چگونه بازنمایی شده‌اند؟ با اتکا به رویکرد نظری دوگانه بازنمایی/بازتاب و شکل‌دهی در جامعه‌شناسی هنر و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی بر پانزده اثر شاخص از پنج کارگردانِ معرف موجِ نویِ سینمای ایران، این مقاله طیف گسترده‌ای از خوانش‌های نظری نسبت به عاملیت مردم را از خلال بازنمایی تحلیل می‌کند. صرف‌نظر از گستردگی این بازنمایی‌ها در طیف بین «مردم خودآگاه و خلاق» تا «مردم ازخودبیگانه و منفعل»، این مطالعه همچنین نشان می‌دهد که بازتاب مردم در آثار سینمایی مذکور، عمدتاً حول دو هویت طبقاتی و دینی برساخته شده ‌است. غالب آثار سینمایی این دوره، مردم را ازخودبیگانه، ناآگاه و منفعل بازنمایی می‌کنند.

زبان و تفکر در پرتو ترجمه های دوره ناصرالدین شاه قاجار (1313-1264ه.ق)

دوره 16، شماره 1، بهار 1394، صفحه 71-88

محمد امیر احمدزاده

چکیده نوشتار حاضر بر محور این مساله اصلی متمرکز است که نشان دهد چگونه می‌توان ترجمه‌های دوره ناصرالدین شاه را به‌عنوان برآیند ذهن و زبان مترجمان و متفکران در ارتباط با دنیای بیرونی ارزیابی کرد؟ در این راستا برآنیم تا نسبت زبان ترجمه متون علمی و فرهنگی جدید در جامعه مبدا (اروپا) را با فهم و زبان و اندیشه مترجمان ایرانی در جامعه مقصد ارزیابی نماییم زیرا در پرتو این نوع بررسی بسیاری از نواقص و مسائل دنیای ذهن و زبان مترجمان و متفکران ایرانی در مواجهه با متن‌های تولید شده در دنیای جدید مشخص خواهد شد. به منظور تبیین مساله فوق از روش‌های تحلیل متن و مفاهیم زبانی با مراجعه به برخی نظریه‌ها و الگوهای روش‌شناختی تحلیل گفتمان از جمله لاکلاو و موف و میشل فوکو استفاده می‌شود که براساس آن‌ها، زبان ترجمه‌ها مهم‌ترین عرصه ارتباط اجتماعی بوده که با حضور مقتدرانه خود به بازنمایی و تصویرسازی درک انسان از وجود خود و دنیای بیرونی پرداخته و آن‌ را در دنیای نوشتارهای اروپایی سامان و معنا بخشیده است. دستاورد تحقیق ما نشان می‌دهد که ترجمه به مثابه یکی از مهم‌ترین کانال‌های انتقال فهم از دنیای جدید به ایفای نقش مهمی در معرفی و استخراج یک برنامه تحول‌ساز و فرایند دگرگونی از درون متن‌های تولیدشده در دنیای اروپایی را برای اهداف مترقیانه برخی رجال سیاسی و فرهنگی عصر ناصری پرداخت امّا برخی موانع زبانی و فکری از یک سو و مقطعی بودن سیاستگزاری‌های متولیان دولتی و درباری در عرصه ترجمه از سوی دیگر باعث شدند تا این فرایند انتقال زبانی و فکری عمدتاً در حدّ محدودی باقی بماند و دچار انقطاعات تاریخی گردد با این حال جامعه ایران در تداوم گرایش خود به این راه در قالب‌های گوناگونی زبانی و بیانی به تداوم اهداف و بازتولید آمال جدید خود پرداخت. در این راستا بود که مفاهیم جدید در قالب تالیفات اقتباسی و مقالات و روایت‌های روزنامه‌های جدید از تحولات مدرن، بازتاب فرهنگی و اجتماعی پیدا کرد و مقدمه فهم پیشامشروطگی گروه‌های فعال اجتماعی جامعه ایران از تحولات سیاسی، فکری و اجتماعی اروپای قرن نوزدهم گردید. 

مردانگی در قاب نشانه‌شناسیِ اجتماعی مردانگی در عکاسی مطبوعاتی دهه‌های 50 و 60 خورشیدی

دوره 14، شماره 4، زمستان 1392، صفحه 3-34

محسن حسن پور اسلانی، بهرنگ صدیقی

چکیده مردانگی، چند سالی است که به مسأله‌ای در خور توجه در مطالعات جنسیت تبدیل شده است. با توجه به این‌که این پدیده، امری متکثر، برساختی و تاریخی است، در فرهنگ‌ها و گفتمان‌های گوناگون، به شکل‌ها و شیوه‌های متفاوتی تجربه می‌شود. پژوهش حاضر با مطالعه عکس‌های مطبوعاتیِ دهه‌های 50 و 60 خورشیدی، تلاش دارد تا به بررسی مردانگی هژمونیک در این دو دهه بپردازد. مردانگی هژمونیک، نوعی از مردانگی است که توسط گفتمان‌های مسلط به عنوان مردانگی طبیعی و غیرتاریخی برساخته می‌شود و به تمام مردان نیرو وارد می‌کند تا نسبت خود را با آن تعریف کنند. یافته‌های این پژوهش که به روش نشانه‌شناسی اجتماعی انجام شده است، نشان می‌دهد که در پیش از انقلاب با توجه به سلطه گفتمان مدرنیته، مردانگی شهری – دهاتی به عنوان مهمترین تقابل جنسیتی شکل گرفته بود. اما با نزدیک‌شدن به سال 57، مردانگی انقلابی به عنوان یک نوع مردانگی مقاومت در برابر مردانگی شهری ابراز وجود کرد و در نهایت توانست جایگاه مسلط آن را از بین ببرد. پس از پیروزی انقلاب، با مهار مردانگی انقلابی و شکل‌گیری نظم جدید، مردانگی مستضعف – اشرافی بر عکاسی مطبوعاتی مسلط گشت.