کلیدواژه‌ها = Ideology

بررسی گذر از اتوپیای هزاره‌ای بابیه به اتوپیای جدید توسط سفرنامه‌های ایرانیان از فرنگ بر مبنای آرای کارل مانهایم

دوره 21، شماره 1، بهار 1399، صفحه 71-94

https://doi.org/10.22034/jsi.2020.244000

فرامرز معتمددزفولی، حسن محدثی گیلوایی، علی زاهد

چکیده هدف اصلی مقاله حاضر بررسی چگونگی گذار جامعه ایران از اندیشه‌های اتوپیایی هزاره‌ای بابیه به سوی اندیشه­ های اتوپیایی آزادی­ خواهانه است. اندیشه‌هایی که به شکل­ گیری مقدمات جامعه­ شناختی و معرفتی جنبش مشروطیت کمک نمودند. برای پیگیری این هدف با کمک از ایده­ آل تایپ­ های چهارگانه کارل مانهایم که پیرامون شکل­ گیری اتوپیای جدید در انتهای قرون وسطی به عصر جدید و مدرن است، به این تحول می‌پردازیم. داده‌های این پژوهش برگرفته از سفرنامه‌های فرنگ ایرانیان به کشورهای اروپایی است. یافته‌های پژوهش با رویکرد پدیدارشناسانه در سنخ­بندی خود، نشان­ دهنده این است که سفرنامه‌های ایرانی دوره قاجاریه به فرنگ، واجد عناصر اتوپیایی از سنخ اتوپیای جدید و آزادی­ خواهانه بودند و در مخالفت ایدئولوژیک با ساختارهای اجتماعی آن دوره نقشی بس مهم ایفا کردند. این اندیشه‌ها و آثار توانستند با کنار زدن و مستحیل نمودن اتوپیای هزاره‌ای بابیه که در نارضایتی و سرخوردگی مردم از شرایط موجود مورد توجه و استقبال واقع شده بود، باعث افق­ گشایی جدیدی شوندس. این افق و اتوپیای نو به واسطه اتوپیاسازی فرنگ در اندیشه و ذهنیت مخاطبان ایرانی آن عصر به خوبی شکل گرفت. این اتوپیا برسازندۀ درک جدید و مدرن جامعه ایرانی از مفهوم پیشرفت و گفتمان ترقی شد و آماده­ کنندۀ معرفتی و جامعه­ شناختی ایرانیان برای شکل­ گیری عصر مشروطیت شد.

گابریل تارد، تغییرات اجتماعی و ایدئولوژی

دوره 15، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 54-70

حامد طاهری کیا

چکیده این مقاله به بررسی مفهوم ایدئولوژی در اندیشه گابریل تارد می‌پردازد. تارد، در قرن 19، تفکر خود را در سنت فلسفی لایب‌نیتس و در رقابت با نظریه جامعه‌شناسی دورکیم دنبال می‌کرد. برونو لاتور جامعه‌شناسی تارد را «جامعه‌شناسی ترجمه» نام‌گذاری می‌کند که بر اصل پویایی و تغییرات اجتماعی دلالت دارد. این مفهوم‌ مشخص می‌سازد که جامعه‌شناسی تارد تا چه مقدار می‌تواند با ایدئولوژی مسلط دچار تنش شود. رویکردهای نوین به اندیشه گابریل تارد، در جریان‌های متاخر جامعه‌شناسی، ضرورت شناخت او را با اهمیت‌تر می‌کنند. تارد با بررسی تغییرات قدرت در اجتماع بر اساس سه فرایند تقلید، تناقض و تطبیق به فهمی از کنشگر اجتماعی دست پیدا می‌کند که با کمک خلاقیت می‌تواند باعث شکل‌گیری جریان‌های نوین اجتماعی شود. از نظر او این نوآوری‌ها از طریق تقلید گسترده شده و به یک پدیده اجتماعی تبدیل می‌شوند. این پدیده نوین اجتماعی می‌تواند با ایدئولوژی مسلط دچار رویارویی شود. در نتیجه جریانی در حال تغییر از زندگی‌روزمره وجود دارد که از کوچک‌ترین ذرات اجتماع برخواسته می‌شود و بواسطه فرایند تقلید در برابر ایدئولوژی مسلط قرار می‌گیرد.

فروید و آلتوسر: جنبه‌های جامعه-شناختی روان‏کاوی

دوره 13، شماره 3، پاییز 1391، صفحه 3-24

آرش حیدری

چکیده هدف از این مقاله بررسی نظرات فروید در مورد سوبژکتیویته و نسبت آن با سوژۀ ایدئولوژیک آلتوسر است. در این مقاله ابتدا نگاه فروید، به عنوان یک فیلسوف اجتماعی، به سوژه بررسی می‎‌شود و سپس اندیشه‌های او با نوع نگاه آلتوسر به سوژه مورد مقایسه قرار می‏‏گیرد. ایگو در کار فروید جایگاه سوژه در مباحث فلسفی- جامعه‏شناختی را دارد. ایگو[1] ‌(یا همان سوژه) از منظری روان‏کاوانه با کمک مکانیسم‌های دفاعی دست به تحریف واقعیت می‌زند و به صورتی خیالی خود را مؤلف کنش‌های خود می‌داند. به همین نسبت در اندیشۀ آلتوسر، ایدئولوژی بازنمایی رابطۀ خیالی افراد با واقعیت است. سوژه‌ از منظر آلتوسر به شکلی خیالی خود را مؤلف کنش‌های خودش می‌داند و تنها ذیل استیضاح ایدئولوژی است که سوژه سامان سخن گفتن می‌یابد اما این مکانیسم استیضاح در سطحی ناخودآگاه عمل می‌کند. در این مقاله با مرور اندیشه‌های فروید در مورد سوژه و وجوه جامعه‏شناختی این اندیشه‌ها، برآنیم که نشان دهیم مکانیسم‌های دفاعی ایگو واجد خصلتی ایدئولوژیک‌اند و از همان مکانیسم‌هایی بهره می‌جویند که ایدئولوژی در بیان اکتوسربی در تحریف واقعیت بهره می‌جوید. 
.[1]  معادل‌های فارسی واژگان معروف ادبیات روان‏کاوی پیرامون ساختار دستگاه روان، اید، ایگو و سوپرایگو هستند که به فارسی برای ایگو، معادل "من" و "خود" ؛ برای اید "نهاد"، "این و آن نفسانی" و برای سوپرایگو معادل "من برتر"، "خود برتر" و "فرا خود" آورده شده‌اند. باید توجه کرد این معادل ها چندان دقیق نیستند چرا که اید، ایگو و سوپرایگو سه پاره از کلیتی به نام self  یا همان خود هستند و به کارگیری معادل‎های مانند "من" و "خود" و به همین نسبت "فرامن" و "فراخود" برای این دو اصطلاح چندان موضوعیت ندارد. همچنین "اید" در تعریف فروید مخزن تکانه‏ها‏ رانه‏ها‏ و غرایز است و نسبتی با آنچه که در فارسی "نهاد" می‎نامیم ندارد لذا این معادل نیز دقیق نیست. با این اوصاف برای پرهیز از کج‌فهمی در مورد این اصطلاحات همان واژگان "اید"، "ایگو" و "سوپرایگو" را به کار می‌گیریم.