کلیدواژه‌ها = زنان
جامعه شناسی

بازتعریف دین در زندگی روزمره‌ی زنان دانشجو در تهران

دوره 23، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 119-143

https://doi.org/10.22034/jsi.2023.1975676.1631

زهرا سلیمانی علویجه، محمدرضا پویافر، خدیجه ذوالقدر

چکیده امروزه شاهد تغییرات اساسی در زندگی روزمره و دینداری زنان دانشجو هستیم، که از جمله مصادیق بارز آن عدم‌تمایل بخشی از زنان جامعه به داشتن حجاب در اماکن عمومی است. از این رو پژوهش حاضر با هدف مطالعه‌ی بازتعریف دین در تجربه‌ی زندگی روزمره‌ی زنان شهر تهران انجام شد. به این منظور از رویکرد کیفی و روش نظریه‌ی زمینه‌ای استفاده شد. نمونه‌گیری به روش هدفمند و از بین دانشجویان متولد دهه‌های ۵۰ و ۶۰ دانشگاه‌های آزاد اسلامی شهر تهران انجام گرفت. داده‌ها در سه سطح کدگذاری باز، محوری و گزینشی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. مدل پارادایمی حاصل از مقوله‌های محوری هم نشان داد که شرایط علی برای پدیده‌ی بازتعریف دین نقش رسانه‌ها در تقابل با دین، تجربه‌های شخصی پرسش‌برانگیز از دین و نقش آموزش در ایجاد نگرش نوین به دین بود. نتایج به‌دست‌آمده تأیید می‌کند که دین‌داری در زنان و دختران دستخوش تغییرات زیادی شده که توجه به آن در سیاست‌گذاری‌ها ضروری است.

فرصت‌های نابرابر و مشارکت اقتصادی زنان

دوره 19، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 67-98

https://doi.org/10.22034/jsi.2019.36916

غلامرضا غفاری، نریمان یوسفی

چکیده مشارکت اقتصادی گسترده مقدمه توسعه و تعالی نظام اجتماعی است. در این ارتباط، کنش‌های اقتصادی زنان به‌عنوان نیمی از جمعیت، مهم است. مقاله حاضر با دست‌مایه قرار دادن نظریه‌های نابرابری‌های جنسیتی و با استفاده از داده‌های ثانویه ارائه شده در مجمع جهانی اقتصاد و سازمان بین‌المللی کار، به بررسی و تحلیل تأثیر فرصت‌های نابرابر جنسیتی بر مشارکت اقتصادی زنان می‌پردازد. برای آزمون فرضیات پژوهش از داده‌های 143 کشور از نقاط مختلف جهان در سال 2017 استفاده شده است. بر اساس نتایج، نرخ مشارکت اقتصادی زنان با شاخص فرصت‌های نابرابر جنسیتی رابطه‌ای متوسط، مثبت و کاملاً معنی‌دار دارد (0.000 =SIG و  0.508= r). همچنین، تحلیل رگرسیون خطی نشان می‌دهد که ابعاد فرصت‌های نابرابر جنسیتی (اقتصادی، آموزشی و سیاسی) حدود 42 درصد تغییرات نرخ مشارکت اقتصادی زنان در کشورهای مورد مطالعه را تبیین می‌کند. در کل، فرصت‌های نابرابر جنسیتی یک محدود کننده در کنش اقتصادی زنان است.
 

بررسی تجارب زیسته اقدام به خودکشی زنان شهر ایلام با رویکرد روشی نظریه مبنایی

دوره 18، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 82-107

زهرا رضایی نسب، محمدتقی شیخی، فاطمه جمیلی کهنه شهری

چکیده خودکشی به عملی ارادی و آگاهانه در خاتمه بخشیدن به زندگی فرد اطلاق می­شود که متاسفانه شواهد موجود نشان می دهند که این پدیده در دنیای امروز رو به گسترش است. و به­عنوان آسیب و مسئله اجتماعی، یک رفتار پرخطر و یک بیماری در نظر جامعه شناسان، جرم شناسان، روان شناسان و پزشکان مطرح است.­ هدف از این مقاله بررسی پدیده خودکشی زنان شهر ایلام با استفاده از روش کیفی و با رویکرد روشی نظریه مبنایی می­باشد. زنان ایلامی که اقدام به خودکشی کرده­اند به­عنوان جامعه آماری در نظر گرفته شد. که طی مصاحبه با 20 زن، اشباع نظری حاصل شد. قابلیت اعتماد در این تحقیق براساس سه تکنیک اعتباریابی توسط اعضا، مقایسه­های تحلیلی، و نظر متخصصان به­دست آمد. با تحلیل و کدگذاری مصاحبه­ها، فرضیه اصلی استخراج و مقوله­های تنش در زندگی، کژکارکردی
خانواده­ها، باور به تغییر، باور به رهایی، بستر اقتصادی، جامعه­پذیری ناقص دینی-اجتماعی، فشار هنجاری، تناقض هنجار با واقعیت به­عنوان علل خودکشی زنان شناسایی شد.  

احساس ناامنی زنان در فضاهای شهری در شهر مشهد

دوره 18، شماره 1، بهار 1396، صفحه 69-98

حسین اکبری، احمد میرمحمدتبار

چکیده  هدف از تحقیق حاضر بررسی احساس ناامنی و ترس زنان در فضای شهری در شهر مشهد و شناسایی تاثیر عوامل فضایی، موقعیتی و فردی بر این احساس زنان می‌باشد. چارچوب نظری تحقیق بر اساس نظریه‌های فضای شهری و احساس امنیت ترکیب بندی شده است. تحقیق به روش پیمایشی انجام و داده­ها با استفاده از ابزار پرسش‌نامه جمع­آوری شدند. جامعة آماری تحقیق، همة زنان بالای 15 سال مناطق 13 گانه شهر مشهد می­باشند که با روش نمونه­گیری خوشه­ای چند مرحله­ای 4025 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند.  نتایج تحقیق نشان می­دهد که حدود 42.5، 24 و 33.5 درصد زنان شهر مشهد به ترتیب دارای احساس ناامنی و ترس در حد کم، متوسط و زیاد می­باشند. نتایج ضرایب رگرسیونی حکایت از این دارد که مهم­ترین متغیرهای موثر بر احساس ناامنی و ترس زنان در فضاهای عموی در مشهد به ترتیب، متغیرهای وقوع رفتارهای نابهنجار در محله، وجود فضاهای ناامن شهری در محله، متوسط درآمد ماهیانه خانوار، مورد خشونت واقع شدن در محله، پوشش نامناسب زن، موقعیت محل زندگی(حاشیه شهر=1)، وجود فضاهای جرم خیر شهری در محله و وضعیت روشنایی معابر و کوچه‌های محله می­باشد. همچنین تغییرات رابطه بین متغیرها در بین زنان مقولات مختلف (زنان گروه‌های سنی جوان، میان‌سال، بزرگ‌سال و زنان حاشیه نشین و غیر حاشیه نشین) نشان داد که عملکرد متغیرهای مستقل در زیر نمونه‌های مختلف می تواند متفاوت باشد. 

کنکاشی جامعه شناختی در مفاهیم و شیوه‌های درمان سنتی ناباروری زنان: تحلیل کمی و کیفی

دوره 18، شماره 1، بهار 1396، صفحه 131-157

سیده زهره بزرگ نژاد شیاده، امیر ملکی

چکیده  الگوهای درمان جویی افراد پدیده ساده درمانی نیست که بتوان تنها از منظر پزشکی آن را تبیین کرد، بلکه انتخاب شیوه های درمانی­ می­تواند بیش از سایر عوامل، تابعی از متغیرهای اجتماعی و فرهنگی باشد. به علت اهمیت زیاد مسئله باروری و فرزندآوری در بسیاری از فرهنگ‌ها از جمله فرهنگ سنتی جامعه ما، فردی که دچار مشکل ناباروری است اقدام به انجام روش‌های مختلف درمانی می‌کند؛ از درمان های سنتی گرفته تا درمان غیر سنتی و مدرن. مقاله حاضر درصدد ارائه کنکاش جامعه شناختی در حوزه مفاهیم و شیوه‌های سنتی درمان ناباروری زنان در استان مازندران است. این مطالعه به روش ترکیبی و با به‌کارگیری هر دو رهیافت کیفی و کمی اجرا شده است به نحوی که در ابتدا با به‌کارگیری نمونه گیری نظری و استفاده از مصاحبه عمیق با 28 زن نابارور، شیوه های سنتی درمان ناباروری مورد کنکاش قرار گرفت که در نهایت این شیوه‌ها در قالب مفاهیمی همچون مراجعه به ضامن، پیر پزشک، دعانویس، افراد سریع الاجابه، چله بری، دعا درمانی، زیارت و نذری دسته بندی شدند. در ادامه، مطالعه به روش پیمایش بر روی 95 زن نابارور مراجعه کننده به مراکز درمان ناباروری استان مازندران, که به صورت تصادفی انتخاب شدند، اجرا گردید. یافته‌های حاصل از پیمایش حاکی از آن است که شیوه های دعا درمانی (21%) و زیارت اماکن مقدس و نذر کردن هر کدام (16%) دارای بالاترین فراوانی و مراجعه به پیرپزشک و جادودرمانی نیز هر کدام (2%) کمترین فراوانی را دارا هستند. در پایان با به‌کارگیری رگرسیون لجستیک احتمال انتخاب هریک از شیوها با توجه به عواملی همچون تحصیلات، سن، مدت ناباروری، محل سکونت و درآمد خانواده مورد بررسی قرار گرفت.  

فراتحلیل مطالعات انجام شده پیرامون خشونت علیه زنان

دوره 15، شماره 2، تابستان 1393، صفحه 153-177

عالیه شکربیگی، رضا مستمع

چکیده خشونت علیه زنان در ابعاد خانگی و اجتماعی آن چه در جوامع توسعه یافته و چه در جوامع درحال توسعه همواره به عنوان یک دغدغه و آسیب مطرح بوده است. تحقیقات زیادی روی این مسئله انجام شده منتها به دلیل داشتن روش‌های مختلف برخورد با مسئله و شقوق متعدد نظری، نتوانسته این انبوه نتایج را در یک قالب پژوهشی که نقطه عطفی برای پژوهش‌های آتی در این حوزه باشد فراهم آورد. در این پژوهش فراتحلیلی با دسته‌بندی نظریات به‌‌کارگرفته شده در 22 پژوهش کاربردی در حوزه خشونت عیله زنان، تئوری‌های پرکاربرد استخراج و سپس با بررسی روش‌های تحقیق آن‌ها علاوه بر مشخص کردن حیطه و میدان مطالعاتی، اجزا پژوهش‌ها دسته‌بندی شده است. در طبقه‌بندی فرضیات مشخص گردید، ربط نظری با مدل نظری ارائه شده در پژوهش‌ها همخوانی اندکی داشته و تنها سه نظریه "منابع"، "یادگیری" و "فمنیستی" در تبیین مدل فرضی کاربرد اصلی داشته است. در  نهایت با استفاده از روش‌های قدرتمند آماری نقش این سه نظریه در تبیین و تایید فرضیات سنجش شد. پیشنهادهای پژوهش‌ها نیز براساس اتکا بر پایگاه‌های اقتصادی، جنسیتی و آموزشی دسته‌بندی گردید.

مطالعه پدیدارشناسانه تجربه انقیاد/ قدرتمندی در زندگی روزمره زنان تهرانی

دوره 14، شماره 2، تابستان 1392، صفحه 79-122

محمود شهابی، سارا نادری

چکیده در پژوهش حاضر با اتخاذ یک رویکرد پدیدارشناسانه، استقرایی و اکتشافی، ادراکات و تجربیات زیسته زنان تهرانی از کنش‌های انقیاد آور و یا برعکس کنش‌های قدرت‌زا در زندگی روزمره مطالعه شده است. کنش‌هایی که زنان با استفاده از آن‌ها تلاش می‌کنند از موقعیت‌های زندگی روزمره به عنوان منبع قدرت برای افزایش عاملیت خود در محیط استفاده کنند. روش پژوهش، کیفی و از نوع نظریه پردازی مبنایی بوده است. تکنیک گردآوری اطلاعات مصاحبه عمیق بوده که در کنار آن از مشاهده مشارکتی نیز استفاده شده است. مصاحبه شونده‌ها عبارتند از 28 نفر از زنان 20 تا 60 ساله تهرانی که بر اساس نمونه‌گیری نظری و مطابق با منطق اشباع نظری در نمونه تحقیق قرار گرفته‌اند. نتایج پژوهش حاکی از تاثیر دو الگوی هویت ساز متضاد (الگوی پدر در مقابل الگوی مادر) در ادراک و تفسیر سیال و همزمان از لحظات و کنش‌های انقیادآور و قدرت‌زا در زندگی روزمره زنان است. بسته به میزان تضاد تجربه شده بین دو الگوی ذکر شده از سوی زنان، میزان تجربه بحران معنا در آنان نیز متغیر خواهد بود و این نیز به نوبه خود به دستیازی متناوب زنان به دو منبع اعمال قدرت یعنی قدرت نمایشی و قدرت غیرنمایشی در موقعیت های مختلف اجتماعی منجر می‌شود. هر یک از این دو منبع اعمال قدرت، خود را در زندگی روزمره زنان باز تولید می‌کنند.

زنان، مزاحمت و واکنش : بررسى‌تجربه دختران دانشجودرباره مزاحمت‌هاى خیابانى‌و واکنش به آن

دوره 12، شماره 3، پاییز 1390، صفحه 61-91

محمدتقى ایمان، الهام یوسفى، مرتضى حسین‌زاده (کاسمانى)

چکیده مزاحمت خیابانى یکى از اشکال ممنوع تبعیض جنسى علیه زنان است که عرصه عمومى را به محیطى ناامن و نامطلوب براى فعالیت اجتماعى آنان تبدیل مى‌کند. سکوت زنان در برابر این مزاحمت‌ها یکى از دلایل شیوع آن در جامعه قلمداد مى‌شود، از این رو مطالعه تجربه زنان از مزاحمت‌هاى خیابانى و واکنش آنان در برابر این مزاحمت‌ها ضرورى به نظر مى‌رسد. پژوهش حاضر که در بین دختران دانشجوى دانشگاه شیراز اجرا شد، به روش ترکیبى با استفاده از طرح اکتشافى (کیفى ـکمى) براى این منظور انجام شده است. در بخش کیفى پژوهش موضوع تحقیق از طریق مصاحبه‌هاى عمیق با 16 مشارکت‌کننده مورد اکتشاف قرار گرفت تا به این وسیله پژوهشگران به معانى ذهنى، تجربیات و دیدگاه‌هاى افراد مورد مطالعه نزدیک گردند. سپس یافته‌هاى بخش کیفى، محققین را در انتخاب چشم‌انداز نظرى و طراحى ابزار پرسش‌نامه بخش کمى (369 نمونه) یارى نمود. عمومى در قالب 4 مؤلفه مزاحمت‌هاى بصرى، کلامى، تعقیبى و لمسى به دست آمد. بر اساس اظهارات پاسخ‌گویان بخش کمى، مزاحمت‌هاى بصرى بیشترین شیوع را دارند و پس از آن به ترتیب مزاحمت‌هاى کلامى، لمسى و تعقیبى قرار دارند. هم‌چنین درباره واکنش پاسخ‌گویان نسبت به مزاحمت‌ها، یافته‌هاى بخش کمى حاکى از این است که بیشتر پاسخ‌گویان (حدود 70 درصد) به مزاحمت‌ها پاسخ منفعلانه مى‌دهند. بدین معنا که بیشتر آن‌ها ترجیح مى‌دهند که در برابر مزاحمت‌ها سکوت اختیار کنند که این یافته نیز با نتایج مصاحبه‌هاى کیفى منطبق بود. 

گسترش نقش زنان در جهت حمایت شغلی-خانوادگی

دوره 6، شماره 4، زمستان 1384، صفحه 126-165

امیر رستگار خالد

چکیده حمایت های شغلی -خانوادگی برای زنان شاغل عامل مهمی در جهت تثبیت نقش های اجتماعی آنها محسوب می شود و بدون آن برای این گروه از زنان بهره مندی از فواید ترکیب نقش و مقابله با فشارهای روانی-اجتماعی ناشی از نظام گسترش یافته نقش ها ،به ندرت میسر است.در این پژوهش سعی شده است تا با پاسخ به چند سوال،سازوکار حمایت اجتماعی در این زمینه توضیح داده شود.این سوالات عمدتا معطوف روشن ساختن،میزان،نوع و منبع حمایت های شغلی-خانوادگی احساس شده فرد شاغل و نیز تبیین روابط متغیرهای درگیری خانوادگی و کنترل بر کار با حمایت اجتماعی با توجه به جنسیت فرد بوده است.نتایج تحقیق به طور کلی حاکی از تایید فرضیه ها و انتظارات تحقیق درباره نقش حفاظتی حمایتهای شغلی-خانوادگی در مقابله و سازگاری با فشار و نیز اثر تعدیل کننده جنسیت بر این فرایند است.به طوری که نتایج تحلیل های آماری نشان میدهد رابطه درگیری خانوادگی با احساس حمایت خانوادگی در بین زنان و رابطه کنترل بر کار با حمایت شغلی احساس شده مردان قوی تر است .با افزایش میزان جمایت خانوادگی ار حجم انتظارات نقش خانوادگی فرد کاسته و با کاهش سن زنان بر میزان حمایت ابزاری اعضا خانواده از آنان افزوده می شود.رابطه حمایت خانوادگی با متغیرهایی نظری سن و انتظارات نقش شغلی،تعداد سالهای ازدواج و سطح تحصیلات معنادار است و حمایت شغلی به ویژه حمایت دریافت شده از سرپرست نیز به تبع متغیرهایی نظیر سطح شغل،گروه عمده شغلی و سابقه کار فرد تغییر می پذیرد.    

زنان و نهادهای مدنی مسائل،موانع و راهبردهای مشارکت مدنی زنان در ایران

دوره 5، شماره 2، تابستان 1383، صفحه 62-99

محمد عبداللهی

چکیده پایین بودن میزان مشارکت مدنی شهروندان ایرانی به ویژه زنان یکی از مسائل اساسی جامعه در حال گذار امروزی ایران است که بدون شناخت موانع و برنامه ریزی در جهت ارتقا کم و کیف آن مدیریت تضادهای اجتماعی و ساماندهی نظم و توسعه کشور اگر غیر ممکن نباشد،حئاقل بسیار مشکل خواهد بود.موضوع این مقاله مشارکت مدنی زنان و هدف توصیف و تحلیل جامعه شناختی آن در جهت شناخت سهم هر یک از عوامل در تبیین و پیش بینی میزان ارتقا آن در ایران است.در بخش نظری بر اساس نتایج به دست آمده از بررسی دیدگاه ها و مرور منابع تجربی موجود یک چارچوب مفهومی تلفیقی و نوین تنظیم گردیده و رد قالب آن پرسش های اساسی و فرضیه های اصلی مطرح شده است.در بخش روش شناسی نیز ضمن اشاره به تعریف مفاهیم،نحوه مقیاس سازی ها و شیوه سنجش روایی و پایایی ابزار اندازه گیری،جامعه آماری،روش نمونه گیری و حجم نمونه و تکنیک های گردآوری و تحلیل داده ها معرفی شده است.در بخش توصیف و تحلیل داده ها ضمن اشاره به مشخصات محیط های اثباتی و هنجاری محل زندگی زنان در استان ها و شهرستانهای کشور در سطح کلان،وضعیت خاص اجتماعی شدن زنان  در محیط های قومی و خانوادگی در سطح میانی،و نیز ورودی های حاصل از فرایند اجتماعی شدن زنان از لحاظ موقعیت و نقش در جامعه ،احساس از محیط هنجاری،پنداشت از اعیان فرهنگی و اجتماعی،میزان رشد نظام شخصیتیو خروجی های نظام شخصیتی از جمله آمادگی آنان برای عمل تشریح گردیده است.علاوه بر توصیف کم و کیف مشارکت مدنی زنان رابطه آن با هر یک از عوامل فوق الذکر در سطوح کلان،میانی و خرد تحلیل و سهم هر یک از عوامل اصلی در تبیین و پیش بینی تغییرات ان در سطح ایران تعیین گردیده است.در پایان بر اساس یافته های علمی،پیشنهادهایی در قالب چند راهبرد اساسی به منظور ارتقا کم و کیف مشارکت مدنی شهروندان ایران به ویژه زنان ارائه شده است.