بازتاب انگارههای قدسی در ترانههای دهۀ1350 شمسی
دوره 24، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 105-122
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.1987543.1659
سید مهدی موسوی میرکلائی
چکیده ترانه یک قالب شعری موسیقایی است که در پهنۀ تاریخ همواره با درخواستها و علایق عمومی مردم همراه و همسو بوده است. ترانه متعلق به تودۀ مردم است و در میان دیگر انواع شعری بیشترین تأثیرپذیری را از فرهنگ عامه دارد. در دهۀ50 شمسی مصادف با اواخر حکومت پهلوی نوعی باور مذهبی در بین روشنفکران شکل گرفت که منحصراً در مواجهه با استبداد تعریف میشد؛ در نتیجه پرداختن به انگاره های قدسی و اساطیر آیینی مذهبی خود به نوعی اعتراض قابل فهم برای عامه بدل شد. از این رو محور اصلی این پژوهش واکاوی اسنادی سلطۀ عقاید مذهبی در بین ترانه سرایان نوین و بررسی چگونگی برخورد این ترانه سرایان با انگاره های قدسی و تحلیل ترانه های شاخص با مضمون اسطوره های آیینی است. نتیجۀ این پژوهش نشان میدهد علاقه به ترسیم انگاره های مذهبی در ترانۀ روزگار پهلوی دوم جنبۀ آخرالزمانی دارد و ترانه سرا با نگاهی تمثیلی به دنبال یافتن یکسانی های عصر خود و دوران قدیسان است.
گرایشهای دینی معاصر و وضعیت موسیقی در ایران پساانقلابی
دوره 20، شماره 1، بهار 1398، صفحه 142-165
https://doi.org/10.22034/jsi.2019.38570
حسین سروی، حسن محدثی، رضا صمیم
چکیده این مقاله نسبت گرایشهای دینی با موسیقی را در ایران معاصر مورد بحث قرار داده است. گرایشها بر اساس تقسیمبندی محدثی (محافظتگرایی دینی، ترمیمگرایی دینی و بازسازیگرایی دینی) بررسی و مواضع هر یک در قبال موسیقی بهبحث گذاشته شده است. در این مقاله رابطة دو نهاد دین و نهاد هنر از منظر جامعهشناسی دین و جامعهشناسی هنر مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. مقاله با استفاده از روش اسنادی و چارچوب نظری ملهم از آرای ماکس وِبِر تدوین شده است. رویکرد هر یک از گرایشها به موسیقی بر اساس هفت شاخص (خرید و فروش، تعلیم و تعلم، سماع، استماع، نواختن و آوازخوانی، ارائه تعریف، ملاک تشخیص و استثنائات) بررسی شده است. بر مبنای تحلیل ارائه شده، رویکرد نخست با آمیختن مفهوم کشسان غِنا، لهو و لعب و بعضاً موسیقی با افعال حرام، هر کنشی را در خصوص موسیقی حرام دانسته و صرفاً در بعضی موارد همچون جنگها، کاربرد موسیقی را مجاز دانسته است. گرایش دوم با استفاده از مفهوم "منطقة فراغ" و امکان تشخیص موسیقی حلال و کاربرد حرام موسیقی، موضوعات آن را بهسه بخش حلال، حرام و بعضاً مشکوک تقسیمبندی میکند. در گرایش سوم افراد، منتقد حکم حرام بودن موسیقیاند و شرایط اجتماعی، زمینهمندی و کنشگر در این گرایش اهمیت بیشتری مییابند. این بررسی نشان میدهد که گرایش دینی مسلّط در ایران در برابر فشار اجتماعی مطالبه کنندة موسیقی، وضعیتی انفعالی دارد. ارزیابی نویسندگان مقاله این است که گرچه در ایران معاصر نهاد هنر استقلال نسبی خود را از نهاد دین بهدست نیاورده، اما روند تحولات بهسود نهاد هنر و خارج شدن آن از سیطرة نهاد دین در جریان است.
