کلیدواژه‌ها = پدیدارشناسی
جامعه شناسی

پدیدارشناسی کنشگری سیاسی زنان در مواجهه با رویدادهای اعتراضی با تأکید بر فرم‌های کنشگری معترضانه در ناآرامی‌های ۱۴۰۱

دوره 26، شماره 1، بهار 1404

https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2053288.1771

میلاد نوروزی، فرزانه رسولی، فهیمه نظری

چکیده این تحقیق با هدف پدیدارشناسی کنشگری سیاسی زنان در مواجهه با رویدادهای اعتراضی با تأکید بر فرم‌های کنشگری معترضانه در ناآرامی‌های ۱۴۰۱ با محوریت مصاحبه‌های عمیق با ۲۱ زن کنشگر حاضر در ناآرامی‌های شهر تهران (۱۴۰۱) انجام شد. کنشگری علیه نمادهای سلطه جنسیتی، شبکه سازی اعتراضی در بستر دیجیتال، راهبردهای متکثر مقاومت مدنی، ساخت پردازی گفتمان اعتراضی، انسجام ارتباطی در اعتراضات، بسیج منابع برای اعتراض، خیابان محوری در کنش اعتراضی، طرد گفتمان حاکمیت مذهبی، بازتولید پیوند خانوادگی در فضای مدنی، شبکه امدادی اضطراری جملگی و همگی ذیل و حول مضمون اصلی پویش شبکه‌ای مقاومت: تلفیق خلاقیت سازماندهی و حضور میدانی تعین یافته و شکل گرفته‎‌اند. نتایج نشان داد که پیوند هم‌زمان ابزارهای دیجیتال و میدان، خلاقیت تاکتیکی و اتکا بر سرمایه اجتماعی، زیربنای تداوم و اثربخشی کنشگری سیاسی زنان است. تقویت شبکه‌های حمایتی چندلایه می‌تواند کارآمدی این کنشگری را بیش از پیش ارتقا بخشد.

بررسی گذر از اتوپیای هزاره‌ای بابیه به اتوپیای جدید توسط سفرنامه‌های ایرانیان از فرنگ بر مبنای آرای کارل مانهایم

دوره 21، شماره 1، بهار 1399، صفحه 71-94

https://doi.org/10.22034/jsi.2020.244000

فرامرز معتمددزفولی، حسن محدثی گیلوایی، علی زاهد

چکیده هدف اصلی مقاله حاضر بررسی چگونگی گذار جامعه ایران از اندیشه‌های اتوپیایی هزاره‌ای بابیه به سوی اندیشه­ های اتوپیایی آزادی­ خواهانه است. اندیشه‌هایی که به شکل­ گیری مقدمات جامعه­ شناختی و معرفتی جنبش مشروطیت کمک نمودند. برای پیگیری این هدف با کمک از ایده­ آل تایپ­ های چهارگانه کارل مانهایم که پیرامون شکل­ گیری اتوپیای جدید در انتهای قرون وسطی به عصر جدید و مدرن است، به این تحول می‌پردازیم. داده‌های این پژوهش برگرفته از سفرنامه‌های فرنگ ایرانیان به کشورهای اروپایی است. یافته‌های پژوهش با رویکرد پدیدارشناسانه در سنخ­بندی خود، نشان­ دهنده این است که سفرنامه‌های ایرانی دوره قاجاریه به فرنگ، واجد عناصر اتوپیایی از سنخ اتوپیای جدید و آزادی­ خواهانه بودند و در مخالفت ایدئولوژیک با ساختارهای اجتماعی آن دوره نقشی بس مهم ایفا کردند. این اندیشه‌ها و آثار توانستند با کنار زدن و مستحیل نمودن اتوپیای هزاره‌ای بابیه که در نارضایتی و سرخوردگی مردم از شرایط موجود مورد توجه و استقبال واقع شده بود، باعث افق­ گشایی جدیدی شوندس. این افق و اتوپیای نو به واسطه اتوپیاسازی فرنگ در اندیشه و ذهنیت مخاطبان ایرانی آن عصر به خوبی شکل گرفت. این اتوپیا برسازندۀ درک جدید و مدرن جامعه ایرانی از مفهوم پیشرفت و گفتمان ترقی شد و آماده­ کنندۀ معرفتی و جامعه­ شناختی ایرانیان برای شکل­ گیری عصر مشروطیت شد.

مطالعۀ پدیدارشناختی اقدام به خودکشی در شهر آبدانان ایلام

دوره 15، شماره 1، بهار 1393، صفحه 3-29

امید قادرزاده، کامیار پیری

چکیده طی چند سال اخیر خودکشی در میان جوانان آبدانان رشد فزاینده‌ای به‌خود گرفته است. توصیف تجربه و درک از خودکشی و جهان پدیداری و پیامدهای این اقدام جهت شناخت زیست جهان جوانان این منطقه از اهمیت به‌سزایی برخوردار است. روش‏شناسی پژوهش حاضر کیفی است و از پدیدار‌شناسی اگزیستانسیالیستی برای انجام عملیات میدانی تحقیق و جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش کلایزی استفاده شده است. یافته‌های به‌دست آمده از تجربۀ زیستۀ اقدام کنندگان به خودکشی، نشان از درک خودکشی به‌مثابه تسهیل‌گری‏، سنت گریزی و واقعیت گریزی دارد. به‌همین جهت، احساس و درک متفاوتی نسبت به این اقدام در افراد مورد بررسی شکل گرفته است که دامنۀ آن از پذیرش تا طرد خودکشی در نوسان است. تجربه و درک شرکت‌کنندگان از جهان پدیداری، بر ناامیدی و تداوم سختی‌ها دلالت دارد. این اقدام پیامدها و آثار متفاوتی بر بدن زیست‌مند آن‌ها برجای گذاشته است که در ذیل دو مضمون کلی «شکنندگی بدن جسمانی» و «انزوای بدن پدیداری» قابل دسته‌بندی است. برساخته‌های معنایی حکایت از آن دارد که‌‌ اقدام‌کنندگان به خودکشی در حال تجربۀ زیست جهان پیچیده، ناامن و دشواری هستند

مطالعۀ پدیدارشناختی اقدام به خودکشی در شهر آبدانان ایلام

دوره 14، شماره 1، بهار 1392، صفحه 3-29

امید قادرزاده، کامیار پیری

چکیده طی چند سال اخیر خودکشی در میان جوانان آبدانان رشد فزاینده‌ای به‌خود گرفته است. توصیف تجربه و درک از خودکشی و جهان پدیداری و پیامدهای این اقدام جهت شناخت زیست جهان جوانان این منطقه از اهمیت به‌سزایی برخوردار است. روش‏شناسی پژوهش حاضر کیفی است و از پدیدار‌شناسی اگزیستانسیالیستی برای انجام عملیات میدانی تحقیق و جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش کلایزی استفاده شده است. یافته‌های به‌دست آمده از تجربۀ زیستۀ اقدام کنندگان به خودکشی، نشان از درک خودکشی به‌مثابه تسهیل‌گری‏، سنت گریزی و واقعیت گریزی دارد. به‌همین جهت، احساس و درک متفاوتی نسبت به این اقدام در افراد مورد بررسی شکل گرفته است که دامنۀ آن از پذیرش تا طرد خودکشی در نوسان است. تجربه و درک شرکت‌کنندگان از جهان پدیداری، بر ناامیدی و تداوم سختی‌ها دلالت دارد. این اقدام پیامدها و آثار متفاوتی بر بدن زیست‌مند آن‌ها برجای گذاشته است که در ذیل دو مضمون کلی «شکنندگی بدن جسمانی» و «انزوای بدن پدیداری» قابل دسته‌بندی است. برساخته‌های معنایی حکایت از آن دارد که‌‌ اقدام‌کنندگان به خودکشی در حال تجربۀ زیست جهان پیچیده، ناامن و دشواری هستند.