کلیدواژه‌ها = توسعه

بازاندیشی پروژه ملت‌سازی در ایران

دوره 25، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 101-123

https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2032363.1724

سیدشمس الدین صادقی، مسعود اخوان کاظمی، کامران لطفی

چکیده در کشور ایران به­دلایلی چون ضعف در فقدان جریان­ها و تشکل­های مدنی، واگرایی خرده فرهنگ­ها، فقدان نگاه مبتنی بر برنامه­ای مدون در راستای طراحی و تبیین الگویی مناسب از ملت­سازی و مواردی دیگر از این دست، پروژه ملت­سازی ناکام و ناتمام باقی مانده است و همواره شاهد آن بوده­ایم که این مقوله به­موازات دولت­سازی، پیش­نرفته است. در واقع،  ملت مفهومی نرم افزاری و انتزاعی است و ایجاد سازه ملت، مستلزم فراهم کردن مواد و مصالح خاصی است تا بتوان قالب یک ملت پایدار را پایه­گذاری کرد و آن را به­منصه ظهور رساند. این زیرساخت­ها را می­توان در ابعاد و شاخص­هایی نظیر وضعیت ارتباطات اجتماعی، سهولت درگردش نخبگانی، یکپارچگی در حوزه­های فرهنگی و زبان، تقویت و عقلانی­­سازی روندهای بروکراتیک، عنوان کرد تا پروژه ملت­سازی تکمیل شود. بر همین اساس، پرسش اصلی این تحقیق آن است که تکوین ملت و فراگرد ملت­سازی در ایران را بر مبنای چه الگویی می­توان طراحی و تبیین کرد؟ در پاسخ این پیش فرض را می­توان طرح کردکه لازمه تکوین ملت­، وجود زیرساخت­ها و سازوکارهایی مبتنی بر تلقی نمودن آن به­مثابه یک پروژه در ابعاد مختلف فرهنگی، اجتماعی و سیاسی متناسب با ساختار و بافتار جامعه ایران، توسط دولت نخبگان، نهادهای­­مدنی، احزاب، تشکل­ها و مردم است. این تحقیق با استفاده از روش عِلّی و بهره­گیری از چارچوب نظری ملت­سازی کارل­دویچ به­دنبال تبیین این مسئله و پاسخ به­سئوال اصلی تحقیق یعنی ناکامی در امر تحقق الگویی نو از ملت­سازی انجام شده است.   

جامعه شناسی

تبیین الگوی تبدیل روستا به شهر با تأکید بر حق به سکونتگاه‌های‌ روستایی (مورد مطالعه: شهر قلعه نو)

دوره 22، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 76-97

https://doi.org/10.22034/jsi.2022.553495.1575

زهره تاج زاده، حسین ایمانی جاجرمی، سید احمد فیروزآبادی، سعید زنگنه شهرکی، حسین میرزایی

چکیده پژوهش حاضر با هدف تبیین الگوی تبدیل روستا به شهر با تأکید بر حق به سکونتگاه‌های‌ روستایی در شهر قلعه نو انجام شده است. روش مطالعه در این پژوهش، کیفی و مبتنی بر نظریه زمینه‌ای است. برای گردآوری اطلاعات از روش مصاحبه عمیق استفاده شده است. جامعه مورد مطالعه در این پژوهش ساکنان شهر قلعه نو هستند. برای انتخاب جامعه نمونه پژوهش از روش‌های نمونه‌گیری غیراحتمالی مبتنی بر هدف و نمونه‌گیری نظری استفاده شده است. مصاحبه‌ها تا رسیدن به اشباع نظری (20 نفر) صورت پذیرفت. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار MAXQDA 2020 استفاده شده است. در مرحله استخراج مقولات طی کدگذاری باز و محوری داده‌ها، کدهای اولیه حاصل از کدگذاری باز طبقه‌بندی و مقوله‌بندی شدند. به این ترتیب آن دسته از مقولاتی که رابطه نزدیکی با یکدیگر دارند در یک مقوله اصلی قرار گرفتند. در نتیجه کدگذاری داده‌ها و فشرده‌سازی 25 مفهوم در کدگذاری باز، در کدگذاری محوری 5 مقوله اصلی به دست آمد. پیامد‌های منفی ساختار اجتماعی و هویتی، مهم‌ترین هدف‌های تبدیل روستا به شهر، تغییرات ایجاد شده پس از شهر شدن، تحقق حق به فضای زیست و سازوکارهای حاکم در تبدیل روستا به شهر مقوله‌های اصلی و محوری‌اند که بر مبنای آنها نظریه داده بنیاد تحقیق شکل گرفته است

درآمدی بر روش تحلیل تطبیقی‌ـ‌تاریخی در ارتباط با موضوع دموکراسی در ایران

دوره 22، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 50-27

https://doi.org/10.22034/jsi.2021.250828

نیما شجاعی

چکیده روش تحلیل تطبیقی‌ـ‌تاریخی یا (CHA) یکی از مهم‌ترین و کارآمدترین روش‌های تحقیق در علوم اجتماعی معاصر است که به‌نظر می‌رسد، امکان بسط و گسترش آن‌چه سی. رایت میلز از «تخیل جامعه‌شناختی» مراد می‌نمود را مهیا می‌کند. تدا اسکاچپول نیز با الهام از روش‌شناسی سی. رایت میلز در تحلیل مسائل اجتماعی، از مفهوم «تخیل تاریخی جامعه‌شناختی» نام می‌‌برد و بیان می‌کند که سه مسیر در جامعه‌شناسی تاریخی وجود دارد: 1) جامعه‌شناسی تاریخی کلان‌نگر؛ 2) جامعه‌شناسی تاریخی تفسیری؛ و 3) جامعه‌شناسی تاریخی تحلیلی. تحلیل تطبیقی‌ـ‌تاریخی (CHA) فرزند خلف نوع سوم است. در این مقاله، مبانی و مبادی روش‌شناختی این روش تبیین شده است. سپس، با استفاده از همین روش‌شناسی، به چگونگی کاربست این روش در رابطه با مسائل ایران خواهم پرداخت و در نهایت با اتکا به استدلال‌های برآمده از تبیین مزبور، به برخی از امکانات و محدودیت‌های این روش اشاره خواهد شد.
 

جامعه‌شناسی انزوای روشنفکران (نقد کنش‌های روشنفکران عصر مشروطه تا پایان سلطنت پهلوی اول)

دوره 9، شماره 1، بهار 1387، صفحه 127-141

محمدجواد زاهدی، محمد حیدرپور

چکیده پیدایش گروه روشنفکران در ایران و به‌دنبال آن آغاز جنبش روشنفکری با هدف نوسازی جامعه، به آستانه مشروطیت بازمی‌گردد .روشنفکران عصر مشروطیت تا پایان دوره پهلوی اول نقش تاریخی دوران‌سازی را به‌عهدهداشتند. آنان پیشگامان مدرنیته و نوسازی بودند. خاستگاه اجتماعی و اندیشگی این روشنفکران و مفاهیم و مسائلی که به آن می‌پرداختند از زمینه‌های موضوعی جامعه‌شناسی تاریخی و از مباحث اصلی جامعه‌شناسی روشنفکران ایران است. چگونگی ایفای نقش اجتماعی و تاریخی توسط این روشنفکران، پایگاه اجتماعی آنان و نیز نحوه ارتباط‌شان با مردم و حکومت موضوع اصلی این پژوهش است. رویکرد روش‌شناختی تحقیق، رویکردی تحلیلی و انتقادی با استفاده از روش فرا تحلیل و اسلوب جامعه‌شناسی تاریخی است و در این راه از دیدگاه وبر و پارسونز و دیگر صاحبنظران در زمینه نقش اجتماعی روشنفکران استفاده شده است. هدف اصلی تحقیق، تبیین جامعه‌شناختی نقش اجتماعی و سیاسی روشنفکران در عصر مشروطیت و پهلوی اول و یافتن پاسخ برای این پرسش اساسی است که: « چرا روشنفکران پس از انقلاب مشروطیت نتوانستند مواضع اجتماعی و سیاسی تأثیرگذار خود را حفظ کنند؟». برای پاسخگویی به این پرسش چند پیش‌فرض تاریخی مطرح و سپس با استفاده از مطالعات تاریخی انجام شده در این زمینه به بررسی این پیش‌فرض‌ها پرداخته شد. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که برخی روشنفکران ایران در عصر مشروطیت با در پیش گرفتن روش فرو کاستن معانی و مفاهیم مدرن به مفهوم‌های سنتی و برخی دیگر با تأسی به الگوی روشنگری فرانسوی که راهبرد خشونت‌آمیز را سرمشق خود قرار می‌دهد، موجب از دست رفتن مواضع اجتماعی و سیاسی تأثیرگذار اولیه خود شدند. البته در این فرایند ، ساختار فرسوده جامعه و فرهنگ سنتی حاکم بر آن و نقش مخرب محافظان فرهنگ سنتی و در اقلیت مطلق بودن اقشار تحصیلکرده و متوسط نیز در افول نقش روشنفکران مؤثر بوده است. علاوه‌بر این ، در دوره پهلوی اول اتخاذ استراتژی «توسعه آمرانه» به‌عنوان راهبرد اصلی ترقی جامعه و انسداد سیاسی که رضاشاه بر جامعه ایران تحمیل کرد، نیز از زمره عوامل مهم دیگری است که سبب از دست رفتن مواضع اجتماعی و سیاسی تأثیرگذار روشنفکران در جامعه ایران شد.

بحران‌های اجتماعی ایران امروز

دوره 8، شماره 3، پاییز 1386، صفحه 120-140

علی ربیعی

چکیده مقاله حاضر با ارائه یک تعریف خاص از بحران و معرفی تقسیم بندی های مختلف از انواع بحران، یک رویکرد ساختارگرایانه به پدیده بحران اتخاذ می کند. بر این اساس، پژوهش حاضر بر آن است که تمام انواع بحران های موجود در یک جامعه قابلیت فرافکنده شدن در بحران های دیگر ایجاد بحران جدیدی با ابعاد بسیار فراتر از بحران های سازنده آن را دارند. با این رویکرد، مولف ویژگی های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، و . . .  جامعه امروز ایران را بررسی کرده و رابطه بحران های کنونی این جامعه با مسائلی مثل توسعه، جهانی شدن، روندهای نوین، و تحولات ساختاری در جامعه را تجزیه و تحلیل کرده است. در بخش پایانی مقاله، نویسنده تحلیل شخصی خود از بحران های ایران امروز را ارائه کرده و پیشنهادهایی برای پیشگیری از این بحران ها و یا کمینه کردن اثرات آنها ارائه داده است.    

توسعه‌نیافتگی ناگزیر: طرح فرضیه‌ای پیرامون شرایط جوامع توسعه‌نیافته

دوره 8، شماره 2، تابستان 1386، صفحه 42-56

جواد افشارکهن

چکیده در مباحث و آرا ایراد شده پیرامون توسعه و توسعه‌نیافتگی، متفکران و اهل نظر به شکلی آگاهانه و یا ناآگاهانه از برخی مفروضات بدیهی بهره می‌گیرند. سنت‌های نظری بدین‌سان به موازات هم و یا به صورت جایگزین ظهور و بروز می‌یابند. نظریات توسعه با گذشتن از مسیرهای رقابت و چالش و گاه تعامل تکمیلی، به پارادایم‌های توسعه شکل داده‌اند، پارادایم‌هایی که بعضآ از اصول موضوعه یکسان یا متفاوت بهره می‌گیرند. پارادایم غالب در زمینه توسعه عمومآ واجد مؤلفه‌هایی است که امروزه در بسیاری از آثار ارائه شده در باب توسعه و توسعه‌نیافتگی قابل یافت است. پذیرش برنامه‌ریزی به‌عنوان راه تحقق توسعه، ضرورت عبور از وضعیتی برزخی موسوم به دوران گذار و گزیرناپذیری توسعه برخی از مفروضات مورد پذیرش قرار گرفته در این پارادایم‌اند. مقاله حاضر با بیان برخی استدلال‌های نظری در صدد تردیدافکنی در این موارد است. بر این اساس، نوشتار حاضر فرضیه‌ای جدید پیش می‌کشد و از امکان‌ناپذیری تحقق توسعه در برخی جوامع سخن می‌گوید. فرجام دور یا نزدیک برخی جوامع شاید توسعه‌نیافتگی باشد. بدین‌سان، مباحث توسعه باید در انتظار «انقلاب کپرنیکی» باشند.  

تحلیل رابطه سرمایه اجتماعی و جرم در سطوح خرد و کلان

دوره 6، شماره 2، تابستان 1384، صفحه 3-44

مسعود چلبی، محمد مبارکی

چکیده مفهوم سرمایه اجتماعی به دلیل ماهیت و محتوایی که دارد تقریبا با تمامی موضوعات و مسائل مطرح در حوزه انسانی و اجتماعی،از جمله حوزه آسیب های اجتماعی و به خصوص جرم،ارتباط پیدا میکند.با توجه به این تاثیرات متقابل،هدف تحقیق حاضر بررسی و شناسایی رابطه بین سرمایه اجتماعی و جرم می باشد.این مطالعه از دو قسمت مجزا تشکیل شده است:قسمت اول،پیمایشی است در بین 320 نفر  از افراد عادی بالای 18 سال شهر تهران و مجرمان زندان های اوین،رجایی شهر و ورامین.قسمت دوم، تحقیق در سطح بین المللی و به صورت تحلیل ثانویه بوده و مقطع زمانی خاص (1997 تا 1999) را شامل می شود.برای تحلیل داده ها از رگرسیون چند متغیره،رگرسیون لوجستیک و مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شده است.یافته ها نشان میدهند که هم در سطح کلان و هم در سطح خرد بین سرمایه اجتماعی و جرم رابطه منفی و معنا داذی وجود دارد.