کلیدواژه‌ها = ساختار

حرمان نظام‌مند: تحلیلی کیفی از خشونت ساختاری و پیامدهای آن در شهر سنندج

دوره 20، شماره 1، بهار 1398، صفحه 49-84

https://doi.org/10.22034/jsi.2019.38567

محمد گنجی، یعقوب احمدی، محمد صدیق محمدی

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت خشونت ساختاری در شهر سنندج و پیامدهای آن با روش نظریة زمینه‌ای انجام شد. مقوله‌هسته‌ای حرمان ‌نظام‌مند به‌عنوان نظامی القاء‌شده از محرومیتی بنیادین، فراگیر و همه جانبه کشف و معرفی شد. مطابق با روایت نظری به‌دست آمده، با تأثیرگذاری متقابل خشونت ساختاری در کنار شرایط زمینه‌ای و مداخله‌گر، راهبردهای فرد به‌شکل تلاش برای سازگاری، تغییر شرایط و یا انحراف ظاهر شده و در مقابل، جامعه به‌راهبردهای مقابله‌ای خود جهت کنترل افراد منحرف متوسل می‌شود. نتیجه آن، شکل‌گیری پیامدهای اقتصادی شامل تشدید فقر، بیکاری، گرسنگی و شرایط سخت معیشتی و پیامدهای اجتماعی شامل طرد اجتماعی، گرایش به‌تکرار جرم و آسیب‌دیدگی خانواده است که در چهارچوبی ازحرمان نظام‌مند عمل می‌نمایند. بنابراین، عاملیت فرد و تلاش او برای واکنش درمقابل خشونت ساختاری عملاً به‌عاملی  تبدیل می‌گردد که ساختار، خشونت خود را شدیدتر و گسترده‌تر ازگذشته اعمال نماید.
 
 

شکل‌‌گیری اجتماع ملی (ملت) و دیالکتیکِ عاملیت و ساختار؛ به‌سوی یک نظریه جامعه شناختی در باب تغییرات اجتماعی کلان

دوره 17، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 3-25

حسین اکبری

چکیده تشکیل اجتماع ملی (ملت) به­عنوان یک تغییر اجتماعی کلان، توجهات تجربی و نظری چندانی را در رشته جامعه‌شناسی ایجاد نکرده است و جامعه‌شناسان کمتر سعی در تبیین شکل‌گیری و تغییر این پدیده اجتماعی دارند. در حالی که تحولات جهانی نشان دهنده اهمیت روز افزون این پدیده در ساختار اجتماع جهانی است. به گونه‌ای که بسیاری از تحولات جاری در سطح جهانی کم و بیش به بحث تشکیل اجتماعات ملی، ماهیت و تغییر آن­ها بر می‌گردد. بنابراین جامعه‌شناسی باید قادر باشد تا توضیحی نظری و تجربی برای این پدیده اجتماعی ارائه نماید. بر این اساس هدف مقاله حاضر ارائه یک الگوی نظری برای تغییرات اجتماعی کلان مانند شکل گیری اجتماع ملی بر اساس سنت جامعه‌شناسی است. برای نیل به این هدف با تکیه بر نظریات عاملیت و ساختار، چارچوبی برای بررسی روند تشکیل اجتماع ملی پیشنهاد شده است. بنابراین یک الگوی بازنمایی (نظریه ابزاری) وجودشناختی از عاملیت و ساختار ارائه شده و سعی شده است تا با استفاده از عناصر نظری این الگوی بازنمایی، قضایای نظری شکل­گیری اجتماع ملی بر مبنای الگوی جامعه شناختی پیشنهادشده، ارائه گردد.  

بررسی انتقادی تئوری نخبگان در علوم اجتماعی و مفهوم‌پردازی مجدد آن با تأکید بر ساختار

دوره 16، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 93-113

محمد یزدانی نسب

چکیده نخبگان، مفهومی محوری در جامعه‌شناسی و علوم سیاسی است و علی‌رغم مفهوم‌پردازی‌های مختلف انتقادات زیادی بر آن وارد است. در مجموع می توان 3 نوع رویکرد به نخبگان را تمیز داد. رویکرد کلاسیک و معاصر که رویکرد دوم خود به دو بخش کارکردگرا و انتقادی قابل تفکیک است. علی رغم ادبیات موجود در این زمینه هیچ یک از رویکردها نتوانسته مفهوم پردازی جامعی از نخبه ارائه دهد. هرچند برخی از نظریه‌پردازان کارکردی و غالب اندیشمندان انتقادی تا حدودی نخبه را بر مبنای ساختار توضیح داده‌اند ولی برداشت آنان از ساختار محدود به بعد خاصی است که قادر به تبیین تمام انواع نخبه نیست. همچنین این رویکردها نخبه را مفهومی ایستا در نظر می‌گیرند. این مقاله درصدد ارائه صورتبندی جامع‌تری از مفهوم نخبه با تاکید بر ساختاری است که نخبه را خلق کرده است. این نگاه منجر می‌شود تا نخبه به صورت مفهومی فرایندی و پویا در نظر گرفته شود و فرایند نخبه‌شدن را تبیین کند؛ مفهومی که بر اساس ظرفیت به کارگیری منابع تعریف می‌گردد نه صرفاً تملک منابع که بسیاری از تعاریف بر مبنای آن ارائه شده است؛ ظرفیتی که ناشی از توان ساختار است. الگوی ارائه شده می‌تواند به خوبی ساختار و نخبه را در یک قالب بگنجاند و روابط بین نخبگان را بر اساس انواع تضاد تبیین ‌کند. 

کاربست ساختارگرایی تکوینی در جامعه‌شناسی ادبیات (ساختارگرایی تکوینی در مقام روش)

دوره 8، شماره 3، پاییز 1386، صفحه 141-164

وحید طلوعی، محمد رضایی

چکیده در این مقاله در پی آن بوده‌ایم که نحوه استفاده از روش ساختارگرایی تکوینی را در جامعه‌شناسی هنر و ادبیات نشان دهیم. به این منظور، در ابتدا به رویکردهای متفاوتی که به ساختارگرایی تکوینی معروف‌اند پرداخته‌ایم و سپس، با مقایسه منظرهای گلدمن و بوردیو بر نظریه رابطه‌گرای بوردیو به روش مذکور توجه کرده‌ایم. در پایان سعی شده است که این روش به شیوه‌ای عملیاتی برای استفاده در جامعه‌شناسی ادبیات صورت‌بندی گردد. برای به‌دست دادن نمونه‌ای عملی، استفاده از این روش در تحقیقی صورت‌گرفته در حوزه  نمایش‌نامه‌نویسی ایران ، در قالب یک مثالواره، پایان بخش این نوشته است.